مایکل تی.کلر Micheal T.Clare
برگردان: چشمانداز ایران
در حال حاضر شواهدی مبنی بر موافقت بوش با حمله به ایران، در صورت تداوم فعالیتهای غنیسازی اورانیوم از جانب تهران، که از نظر واشنگتن به منظور ساخت سلاحهای اتمی صورت میگیرد در دست نیست. مقامات عالیرتبه دولت آمریکا اعلام کردهاند که در صورت تداوم این فعالیتها از جانب ایران، با حمله نظامی علیه این کشور موافقاند – تضمینی که با انتخاب محمود احمدینژاد، محافظهکاران افراطی، به عنوان رئیسجمهوری ایران تشدید شد – اما با توجه به اطلاعات موجود، بوش هنوز در این رابطه تصمیم قطعی خود را نگرفته است.م با این وجود، یک مسئله کاملاً بدیهی است: بوش به وزارت دفاع آمریکا مجوز انجام این حمله و دیگر اقدامات پیشگیرانه را داده است. همانطور که در سال 2002 نیز در مورد عراق شاهد بودیم، مقدمات یک حمله نظامی به ایران در حال شکلگیری است.
در مورد برنامه حمله به عراق نیز هیچگاه مشخص نشد، بوش چه وقت تصمیم قطعی خود را در این باره گرفت – برخی از تحلیلگران میگویند این برنامه در نوامبر 2001 به تصویب رسید، برخی دیگر نیز معتقدند تاریخ دقیق آن تا پیش از اکتبر 2002 بود – به هر حال هر زمانی که این تصمیم اتخاذ شده باشد، شکی نیست که ملاقات مقامات اطلاعاتی انگلستان از واشنگتن در جولای 2002 و صدور گزارش رسمی دولت انگلیس مبنی بر این که از نظر تونیبلر انجام چنین جنگی غیرقابل اجتناب است این تصمیم را تشدید کرد.
بدون تردید نکتهای که این مقامات متوجه آن شده بودند – که در آن زمان در برخی از روزنامهها نیز به چاپ رسید – این بود که مقامات بلندپایه US Central Commend مرکز فرماندهی آمریکا (CENTCOM) در تمپا (Tampa)، فلوریدا، مشغول مقدمه چینی و انجام سایر تدارکات برای حمله به عراق بودند و دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا، نیز نقشی فعال در پیشبرد مقدمات اولیه این برنامه داشت. به عنوان مثال، در 5 جولای 2002، روزنامه نیویورک تایمز (New York times) این خبر را افشا کرد که "براساس یکی از اسناد دولت آمریکا در امور برنامهریزی نظامی، از نیروهای هوایی، زمینی و دریایی کشور خواسته شده است تا از سه جهت – شمال، جنوب، غرب – به عراق یورش ببرند." جزئیات بیشتر این خبر و سایر مقدمهچینیهای جنگ در روزنامه واشنگتن پست (Washington Post) و مجله والاستریت (Wall Street) به چاپ رسید. به علاوه، در همین زمان، گزارش داده شده که پنتاگون کنترل هوایی و الکترونیکی خود را از نیروهای نظامی مستقر در عراق افزایش داده است.
از آنجا که هماکنون نیز شاهد تکرار چنین سناریوهایی هستیم، جا دارد که این سوابق را مجدداً مورد بررسی قرار دهیم. دقیقاً همانطوری که بوش در سال 2002 نظر خود را درخصوص حمله به عراق به طور واضح بیان نمیکرد – بوش هیچگاه موافقت رسمی خود را با حمله به عراق اعلام نکرد، ولی هیچگاه با چنین طرحی نیز مخالفت نکرد – امروز نیز همین روند را در مورد ایران در پیش گرفته است. بوش در 22 فوریه، طی سفری به بلژیک گفت: "این گزارش که آمریکا قصد حمله به ایران را دارد، کاملاً خندهدار است." وی افزود: "ما هنوز در این باره در حال گفتوگو و تبادل نظر هستیم." و همانطور که سخنان انکارآمیز بوش در خصوص قصد آمریکا مبنی بر حمله به عراق در سال 2002 به مقدمه چینیهای شدید دولت آمریکا برای انجام چنین حملهای و سپس نتایج بعد از آن منجر شد، امروزه نیز میتوان چنین انتظاری از سخنان بوش در مورد ایران داشت.
احتمال دارد دولت آمریکا تنها در مورد نحوه شکلگیری چنین حملهای به نتیجه رسیده باشد. همانطور که بوش قبل از تنظیم برنامه نهایی جنگ عراق که در روزنامه تایمز (Times) به چاپ رسید، برنامههای متعددی برای حمله به این کشور در نظر داشت، شکی نیست که این بار نیز رامسفلد چنین برنامههایی برای حمله به ایران در سرمیپروراند. این برنامهها ممکن است به صورت یک حمله هوایی یا موشکی ناگهانی و یا به صورت جنگافروزیهایی از طریق تحریک گروههای شبهنظامی مخالف دولت ایران در این کشور و یا یک یورش همه جانبه از طرف آمریکا باشد. تمامی این حملات نتایج مثبت و منفی به دنبال خواهند داشت. حمله هوایی و موشکی، بدون شک، برخی از مراکز هستهای اصلی ایران را تخریب میکند، اما ممکن است دیگر تجهیزات سری این کشور از این حملات در امان بمانند؛ همچنین احتمال دارد رژیم ایران همچنان در قدرت باقی بماند. تحریک گروههای شبهنظامی نیز چنین احتمالاتی را در پی دارد. با این که یورش همهجانبه آمریکا به ایران هیچکدام از این عواقب ناخواسته را در پی نخواهد داشت، اما انجام چنین حمله گستردهای برای ارتش آمریکا که به شدت در خاک ایران پیشروی کرده است، بسیار دشوار و طاقتفرسا خواهد بود.
بدون تردید، چنین ملاحظاتی است که در حال حاضر ذهن برنامهریزان نظامی آ
مریکا را به خود مشغول کرده است. با این که ممکن است تصمیم نهایی در این باره مدتی به تأخیر بیفتد، اما چنانچه وزارت دفاع آمریکا بخواهد بلافاصله پس از دستور رئیسجمهور مبنی بر شروع جنگ، برنامه خود را آغاز کند، دیگر فرصتی برای مقدمهچینی و آمادگی وجود نخواهد داشت. بنابراین، وزارت دفاع هم اکنون مشغول تدارک مراحل اولیه عملی ساختن هر برنامه ممکنی است.
مرحله اول، تعیین محل دقیق اهداف احتمالی در ایران و ارزیابی توان دفاعی این کشور است. به نظر میرسد مراحل شناسایی اهداف احتمالی از سال گذشته آغاز شده است، هنگامی که سازمان اطلاعات مرکزی (CIA) و نیروهای عملیاتی ویژه آمریکا (US Special Operation Foroes) (SOF) هواپیمای جاسوسی اتوماتیک خود (هواپیماهای Predator)* را بر فراز آسمانهای ایران به پرواز درآوردند و گروههای شناسایی ویژهای را مستقیماً به خاک ایران اعزام کردند. احتمالاً این اقدامات، که برای اولین بار در ماه ژانویه توسط سیمورهرش (Seymour Hersh) در نشریه نیویورکر (The New Yorker) افشا شد. به منظور شناسایی محل تسلیحات مخفی ایران و حمله هوایی و زمینی آمریکا به آنها صورت گرفته است. هرش در گزارش خود مینویسد: "هدف از این کارشناسایی دهها هدف احتمالی و تخریب آنها از طریق حملات هوایی و یا یورش کوتاه مدت کوماندوهای آمریکایی است."
ویلیام ارکین (William Arkin)، تحلیلگر نظامی میگوید این احتمال نیز وجود دارد که مرکز فرماندهی آمریکا (CENTCOM) با اعزام هواپیماهای جاسوسی الکترونیکی و زیردریاییهایی به داخل – یا نزدیکی – سواحل ایران، در حال ارزیابی توان دفاعی هوایی و دریایی این کشور باشد. وی در مصاحبهای گفت: "من در اینباره مطمئن هستم و اگر آمریکا چنین کارهایی انجام نداده باشد بسیار باعث شگفتی است. هدف آمریکا "شناسایی دقیق" موقعیت رادارها و سایر تسهیلات فرماندهی و کنترل ایران است تا به این ترتیب بتواند کارایی آنها را به دقت برآورد کند." علت برخورد هواپیمای جاسوسی الکترونیکی EP-3E آمریکا با یک هواپیمای جنگنده چین، بر فراز آبهای جنوب چین در سال 2001، دقیقاً همین تجسسهای تجاوزکارانه بود.
با دستیابی به این اطلاعات "برنامههای استراتژیک" و "سیاستهای جنگطلبانه" سیاستمداران امریکا در خصوص حمله احتمالی به ایران، تکمیل میشود. گزارشهای مطبوعات بینالمللی در خصوص ملاقات مقامات پنتاگون با همتایان اسراییلی خود در مورد شرکت احتمالی نیروی هوایی اسراییل در برخی از این حملات، حاکی از صحت و درستی اخبار مربوط به تلاش آمریکا در پیشبرد چنین طرحی است. دیکچنی، معاون رئیسجمهور آمریکا در ماه ژانویه اعلام کرد چنانچه ایران برنامههای ساخت سلاحهای هستهای خود را ادامه دهد «اسراییل قبل از ما وارد عمل خواهد شد» از این جمله اینگونه برداشت میشود که واشنگتن به صراحت موافق چنین اقدامی از جانب اسراییل است.
شواهدی مبنی بر ملاقات مقامات سازمان سیا (CIA) و نیروهای عملیات ویژه آمریکا (SOF) با گروههای مخالف دولت ایران – بویژه گروه مجاهدین خلق (MEK)- و مذاکرات در مورد شرکت احتمالی این گروهها در حملات کماندوهای آمریکایی در داخل ایران و یا تحریک یک جنگ داخلی تمام عیار در کشور، وجود دارد. نیوزویک (News week) طی گزارش در ماه فوریه اعلام کرد که دولت بوش "درصدد است تا از برخی از اعضای مستعد گروه مجاهدین خلق به عنوان مهرههایی علیه تهران استفاده کند." (مجله نیوزویک در ادامه نوشت: با این که گروه مجاهدین خلق از جانب آمریکا در فهرست گروههای تروریست قرار دارد، ارتش آمریکا در حال "آموزش" اعضای این گروه و استفاده از آنها در محافظت از پایگاههای آمریکا در شرق عراق است.)
با توجه به فشار فراوانی که بر نیروهای زمینی آمریکا در عراق وارد میشود، احتمال دارد برنامه پنتاگون برای حمله نظامی به ایران شامل حملات هوایی و استفاده از گروههایی چون (MEK) باشد. اما این احتمال نیز وجود دارد که جزییترین اقدام آمریکا با واکنش تلافیجویانه ایران – احتمالاً بمباران گسترده موشکی تانکرهای نفت خلیجفارس و دامنزدن به شورشهای عراق – مواجه شود، که در این صورت مرکز فرماندهی آمریکا (CENTCOM) نیز بر شدت عملیات خود خواهد افزود.
همانطور که در ابتدای گزارش نیز ذکر شد، شواهدی مبنی بر موافقت بوش با حمله به ایران در دست نیست. اما نشانههای بسیاری وجود دارد که برنامهریزی برای انجام چنین حملهای را تأیید میکند. آنچه تجربه جنگ عراق (و سایر جنگها) به ما میآموزد این است که چنانچه مراحل اولیه برنامهریزی برای شروع جنگی آغاز شود، احتمال تغییر و یا توقف آن بسیار پایین است. بنابراین ما نباید آنقدر تعلل کنیم تا روابط ایران – آمریکا به وضعیت بحرانی برسد و آنگاه بخواهیم مانع وقوع جنگ بشویم. ما باید هماکنون چارهای بیندیشیم، قبل از این که پیشگیری از وقوع جنگ غیرممکن بشود.