تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۷۵۵۱۶
جامعه جنگلبانی ایران اعلام کرد:
مقدمه: گروه شهری: جامعه جنگلبانی ایران در نامه‌ای به دکتر محمود احمدی‌نژاد ریاست جمهوری، افزایش حمایت‌های دولت از منابع طبیعی را خواستار شد. در این نامه از منابع طبیعی ایران به عنوان سرمایه ملی و آثار طبیعی و میراث جهان یاد شده و آمده است: در یک دهه اخیر، موضوع حفظ محیط زیست و حفاظت و پایداری منابع طبیعی تجدیدشونده به ویژه جنگل‌ها، مراتع، بیشه‌ها، تالاب‌ها و رودخانه‌ها از مباحث مهم جهان و کشورها بوده است. بخش‌هایی از این نامه به شرح زیر است:

به رغم این که کشور پهناور ما در منطقه خشک و نیمه خشک دنیا واقع شده، سرزمینی زیبا، با طبیعتی متنوع می‌باشد که این تنوع اقلیمی به یمن شرایط منطقه‌ای و پستی و بلندی‌های آن است. همه می‌دانیم دو رشته کوه زاگرس از شمال غرب تا جنوب و به روایتی جنوب‌شرق؛ با نگاه اجمالی به نقشه ایران می‌توان به اهمیت این رشته کوه‌ها و اقلیم‌های رویشی کشور پی برد، زیرا تراکم عمده آبادی‌ها، روستاها‌ و شهرها به طور کلی مراکز جمعیتی کشور پیرامون آنها شکل گرفته است و بیشترین میزان بارندگی و بالطبع منابع آبی کشور که مایه حیات است را در بردارند، بنابراین عمده جنگل‌ها و مراتع خوب کشور در دامنه‌های این دو رشته کوه پدید آمده است تا آب و خاک کشور را حفظ نمایند.
هر چند که جنگل‌ها و مراتع مناطق گرمسیر و بیابانی هم جایگاه کمتری ندارند. شمال کشور یکی از رویشگاه‌های کم‌نظیر دنیاست که تنها لکه بزرگ باقیمانده جنگل‌های پهن برگ جهان به صورت مجموعه‌ای بسیار زیبا و نادر از نظر منظر و چشم‌انداز، تنوع‌گونه، حفظ آب و خاک و زندگی، تابلویی از شگفتی‌های آفرینش را پدید آورد‌ه است که چنانچه زمانی اندیشمندان جهان بخواهند جنگل‌های طبیعی دنیا را بازسازی  نمایند این تابلوی بزرگ و رنگارنگ، نقشه زیبای بازسازی آن خواهد بود. لذا این جنگل‌ها و بوته‌زارها، بیشه‌ها و مراتع سرسبز و مرغوب پیرامونی آن سرمایه ملی و آثار طبیعی و میراث جهان است که در اختیار ما بوده و حفظ آن واجب است.
منطقه رویشی ارسباران و زاگرس هم به دلیل جنگل‌های متنوع مسئولیت تولید آب و حفظ آب و خاک کشور را به عهده گرفته و سرزمین ما را بی‌بدلیل ساخته‌اند و از نظر چشم‌انداز و حفاظت اهمیتی کمتر از جنگل‌های شمال ندارند. بنابراین می‌توان گفت دیگر مناطق رویشی ایران مانند ایران ـ تورانی و خلیج ـ عمانی هم به نوعی تحت تأثیر دو اقلیم فوق هستند و در همه جا در تعامل مثبت با مراتع بوده و مکمل یکدیگرند و خوان گسترده نعمت برای زندگی مردم گسترده‌اند.
در این میان، در یک دهه اخیر موضوع حفظ محیط زیست و حفاظت و پایداری منابع طبیعی تجدیدشونده به ویژه جنگل‌ها، مراتع، بیشه‌ها، تالاب‌ها و رودخانه‌ها از مباحث مهم دنیا و کشورهاست. در کشور ما نیز به طرق مختلف این پدیده‌ها مورد توجه لفظی و ذهنی مسئولین و اقشاری از مردم قرار گرفته، اما در عمل و در برنامه‌یِزی و توسعه کشور هنوز جای خود را نیافته و سیر تخریب بی‌محابای خود را ادامه می‌دهد و شاهدیم که به رغم تلاش دولت‌ها و سازمان‌های دولتی و دست‌اندرکار، جنگل‌ها و مراتع تخریب می‌شوند، رودخانه‌ها آلوده می‌شوند، تالاب‌ها آسیب می‌بینند، حیات وحش از بین می‌رود و دهها مورد از این قبیل وسایل ارتباط جمعی به ویژه روزنامه‌ها هم گوشه‌ای از آن را منعکس می‌نمایند.
این در حالی است می‌دانیم تخریب این منابع مربوط به امروز و دیروز نیست، بلکه بشر به بستر حیات خود لطمه زده و آرام آرام عرصه را بر خود تنگ نموده تا جایی که امروز نگران آینده خود شده است و این تخریب‌ها چهره کریه و زشت خود را نمایان نموده و به ما اعلام می‌نماید که برنامه‌ریزی‌های نادرست و دخالت‌های مطالعه نشده، بی‌جا و بدون برنامه در طبیعت، هستی جوامع را بر باد می‌دهد.
بررسی تاریخ یکصد ساله منابع طبیعی ایران نشان می‌دهد به رغم پیدایش تشکیلات، تدوین قوانین و مقررات برای مدیریت این منابع به ویژه جنگل‌ها و پس از آن مراتع، تحول در تشکیلات، مقررات و ساختار همواره سیر قهقهرایی و تخریب را پیموده است،‌ زیرا دخالت‌ در این منابع در پی هدف اصولی و برنامه‌ریزی شده درازمدت و علمی و فنی به صورت جامع نبوده، بلکه زمانی برای تامین سوخت، زمانی چوب ساختمانی یا دوره‌ای برای صادرات گونه‌های خاص و مرغوب چوب، دورانی برای استحصال چوب صنعتی در جهت فعالیت‌های خاص (تراورس راه‌آهن و کارخانه‌ها)، تغییر کاربری جنگل‌ها و مراتع و تبدیل به زمین کشاورزی، دامداری در جنگل‌ها و تبدیل آن به مرتع با قطع و کت زدن درختان، تخریب مراتع با دامداری سنتی و فشار دام اضافه (چند برابر ظرفیت) روال عادی تخریب جنگل‌ها و مراتع بوده است.
لیکن در چند دهه اخیر به دلیل رشد جمعیت و فزونی نیازها و گاهی آزمندیها، افزایش وسایل و تجهیزات صنعتی، وسایل حمل و نقل، قاچاق چوب، بهره‌برداری هراز گاهی نامطلوب، بهره‌برداری از معادن، اجرای پروژه‌های عمران بی‌حد و مرز و بدون مطالعه و توجه به ارزش‌های محیطی و زیست محیطی آنها به ویژه جنگل‌ها، عرصه را بر منابع طبیعی کشور تنگ نموده و بر سر این منابع خدادادی آن آمده است که امروز همگان شاهدیم و هر روز در رسانه‌های دیداری ـ شنیداری و نشریات می‌بینیم و می‌خوانیم: بیش از 1000 هکتار جنگل شمال برای تامین هزینه‌های آزاد راه تهران ـ شمال واگذار شده، 1100 هکتار از جنگل‌های واگذار شده شمال پس گرفته می‌شود، تخریب جنگل‌های نکا توسط نماینده مجلس، پیگیری می‌شود، 432 هکتار از جنگل‌های گیلان در آستانه تخریب، با وجود مخالفت اداره کل منابع طبیعی استان گیلان 400 هکتار از اراضی جنگلی واگذار شده و تا جایی که مدیر کلی منابع طبیعی استان گیلان را به دلیل مقاومت برای حفظ جنگل‌ها تا آستانه انفصال از خدمت می‌کشاند.
این در حالی است که نه تنها از مدیران کل منابع طبیعی و جنگلبانان گمنام و مظلوم دفاع نمی‌شود بلکه یا قطع نخاع می‌شوند و یا به شهادت می‌رسند، در دایره اتهام قرار می‌گیرند و ساده‌ترین آن برکناری و انفصال از خدمت است. مجموعه این روند و برخوردها دلایل متعدد و متنوعی دارد که به شرح کامل یکی از این تراژدیها که بر طبیعت ایران و جنگلبانان واقعی تحمیل شده است پرداخته می‌شود و استدعا داریم ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران اتخاذ تصمیم و ارایه طریق نمایند تا درس عبرتی برای تصمیم‌گیران دستگاه‌های دولتی در تصمیمات مطالعه نشده و برخوردهای نسنجیده با منابع طبیعی کشور باشد.
همه می‌دانیم در80 سال گذشته به دلایل متعدد و اهداف مختلف چندین راه دسترسی به شمال کشور ساخته شده است که مهم‌ترین آنها جاده‌های قزوین ـ رشت، کرج ـ چالوس، تهران ـ آمل (هراز)، دماوند ـ قائمشهر، شاهرود ـ آزادشهر هستند و راه‌های دیگری هم احداث گردیده‌اند که با هر هدفی بنا شده باشند در خدمت مردم هستند و اگر دارای پیچ و خم بوده و پر شیب هستند و قربانی می‌گیرند گناه آنها نیست چون برای زمان خود ساخته شده و در آن زمان مناسب بودند و برای ساختن آنها جنگل واگذار نشده است.
همین‌طور در چند دهه اخیر برای ارتقای سطح زندگی مردم، سهولت در رفت و آمد و توسعه کشور، پروژه‌های عمرانی زیادی در داخل جنگل‌ها اجرا گردیده که بسیاری از آنها می‌توانست احداث نشود یا حداقل با مطالعات فنی، علمی و زیست محیطی احداث گردند و امروز معترض نباشیم چرا جنگل‌ها و مراتع تخریب شده و ساخت و ساز و یا ویلاسازی می‌شود؟
چون کسانی معتقدند شاید با هزینه‌های بسیار کم و تخریب‌های خیلی کمتر از آن می‌توانستیم خدمت‌رسانی کنیم و از اتلاف بودجه، اعتبارات و امکانات کشور و همچنین از تخریب منابع طبیعی و جنگل‌ها جلوگیری نماییم.
یکی از پروژه‌های مهم و اساسی کشور که پر طمطراق مطرح و با تایید و تکذیب بسیار در سال 1375 شروع شد پروژه آزاد راه تهران – شمال است که متأسفانه بدون مطالعه و پشتوانه علمی و فنی و رعایت اصول زیست محیطی به اجرا درآمده است و برخلاف جاد‌های احداثی قبلی تخریب وسیع جنگل‌ها و جنگل‌کاری‌های منطقه نه به دلیل سطحی که آزاد راه از آن عبور می‌کند، بلکه به دلیل جنگل‌هایی که برای شهرک‌سازی و فروش در اختیار شرکت آزاد راه قرار گرفته و تغییر و تبدیل آنها تبعات اقتصادی،‌ اجتماعی، فرهنگی بسیاری در پی خواهد داشت.
نخستین مطالعات مربوط به طرح احداث آزاد راه تهران ـ شمال در سال 1356 به تصویب رسید. در آن هنگام یک شرکت فرانسوی داوطلب احداث آن با سرمایه خود طی 5 سال بود و تنها شرطش وصول عوارض از وسایل نقلیه عبوری به مدت 10 سال پس از بهره‌برداری از آزاد راه مذکور بود که با احتساب بهره و سود سرمایه هزینه احداث آزاد راه در آن هنگام به 750 میلیارد ریال می‌رسید.
پس از آن یک سرمایه‌گذار ایرانی به نان گلزار پیشنهاد کرده بود که در ازای 100 میلیون متر مربع از اراضی منطقه، آزاد راه مذکور را طی 5 سال احداث و تحویل نماید که این پیشنهاد مورد توجه قرار نگرفت و طرح احداث آزاد راه تهران ـ شمال سرانجام بدون انجام مناقصه با ترک تشریفات مناقصه برای اجرا به بنیاد مستضعفان واگذار شد.
با انعقاد قرارداد مشارکت با بنیاد مستضعفان و ایجاد شرکت آزارد راه تهران ـ شمال کل هزینه احداث این آزاد راه 1540 میلیارد ریال و طول مدت اجرا نیز 7 سال برآورد گردید و مقرر شد که کل هزینه اجرای طرح توسط طرف مشارکت (شرکت احداث‌کننده) تامین شود و در مقابل 30 درصد هزینه احداث آزاد راه مذکور از طریق اخذ عوارض از وسائل نقلیه عمومی و 70 درصد آن از محل واگذاری 5/62 میلیون متر مربع اراضی ملی تامین گردد. وزارت راه و ترابری نیز بابت خرید و آزاد سازی مسیر و دیگر اقدامات جانبی در طول زمان اجرای طرح 150 میلیارد ریال پرداخت کند. متعاقباً ساختار ریالی و سهم‌الشرکه به نسبت 50-50 بین دولت و طرف مشارکت (بنیاد) با عطف به ماسبق کردن آن از ابتدای پروژه اجرای طرح تغییر کرد.
براساس برآورد بعدی هزینه احداث آزاد راه تهران ـ شمال به قیمت ابتدای سال 1382 معادل 4620 میلیارد ریال و دوران مشارکت کلا 15 سال مشتمل بر 5 سال دوران ساخت و 10 سال دوران بهره‌برداری تعیین و قرار شد دولت برای استهلاک اصل سود و سرمایه‌گذاری طرف مشارکت (50 درصد) معادل 2/35 میلیون متر مربع زمین به طرف مشارکت واگذار کند.
بر این اساس پرداختی دولت تا پایان سال 1383 با احتساب نرخ سود در مجموع معادل 843367 میلیون ریال (شامل پرداخت نقدی معادل 254755 میلیون ریال به اضافه ارزش زمین‌های واگذاری معادل 588612 میلیون ریال) بوده در صورتی که آورده طرف مشارکت تا پایان سال 1382 جمعا معادل 540000 میلیون ریال بوده که از این مبلغ 347000 میلیون ریال آن مورد تایید وزارت راه و ترابری قرار گرفته و در مجموع آورده مزبور تا پایان سال 1383 معادل 610000 میلیون ریال برآورد شده است.)
روزنامه دنیای اقتصاد 24/10/84 شماره 871 صفحه 2) لذا تراژدی حزن‌انگیز و ملال‌آور آزاد راه تهران ـ شمال که می‌گویند 3 درصد، 5 درصد، 8 درصد یا حداکثر 10 درصد در طول حدود 10 سال پیشرفت داشته است کماکان ادامه دارد و تا کنون نه تنها اثربخشی برای کشور نداشته، بلکه دیگر کاربرد موردنظر را ندارد و آینده منطقه شمال و مسیر احداثی را تیره و تار نموده و موجب تغییر و تحولات اقتصادی منفی، زمین‌خواری، زمین‌فروشی، تبدیل اراضی کشاورزی و تخریب وسیع منابع طبیعی گردیده است.
احداث این آزاد راه در گردش کار دیگری هم می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. در سال 1374 یا اوائل سال 1375 موضوع احداث آزاد راه تهران ـ شمال برای کوتاه شدن جاده چالوس ـ کرج، حفظ جان مردم، صرفه اقتصادی، رونق گردشگری و ارتقای سطح زندگی مردم شمال مطرح و راهکاری پیشنهادی گذشته مورد ارزیابی قرار گرفته و چون سازمان برنامه و بودجه وقت، به دلیل نبود مطالعات جامع، کامل، فنی و اقتصادی و نداشتن خط پروژه ساخت آزاد راه مخالفت می‌کند، بنابراین راه حل احداث آن در مقابل واگذاری زمین مورد توجه قرار می‌گیرد و به صورت خیلی ساده بررسی زمین‌های قابل واگذاری به سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور ارجاع می‌گردد.
با بررسی اولیه توسط یکی از کارشناسان دفتر مهندسی جنگل و مراتع نتیجه‌گیری می‌شود در شمال کشور چنین اراضی با این وسعت وجود ندارد و بایستی در خارج از منطقه شمال و منطقه جنگلی به دنبال زمین گشت. هنوز گزارشات تکمیل نشده بود که به علت پیگیری حدی و سریع خارج از سازمان مذکور موضوع از روند کارشناسی خارج و عمدتاً با ملاحظات مدیریتی در سطح بالا مورد بررسی و اقدام قرار گرفته و مقرر می‌شود بخشی از این اراضی در شمال و بخشی دیگر در اطراف شهر تهران تامین شود.
لذا با تصمیم‌سازی و گمانه‌زنی صورت گرفته بین وزارتخانه‌های جهاد سازندگی، راه و ترابری و بنیاد مستضعفان طی نامه شماره 4517/ت 15333،‌ مورخ 2/5/75 هیات محترم دولت بنا به پیشنهاد شماره 11/4815، مورخ 24/4/75 وزارت راه و ترابری به وزیر وقت جهاد سازندگی اجازه داده می‌شود تا 6250 هکتار از اراضی ملی شده به منظور انجام فعالیت‌های اقتصادی و تامین منابع مالی اجرای طرح احداث بزرگراه به صورت قطعی برابر اختیارات ماده 32 قانون حفاظت و بهره‌برداری جنگل‌ها و مراتع به بنیاد مستضعفان و جانبازان(شرکت مجری طرح آزاد راه تهران ـ شمال) واگذار گردد.
(دهه 70 را می‌توان یکی از مقاطعی نام برد که واگذاری عرصه‌های منابع طبیعی در همه جای کشور از لواسانات و دماوند تا اقصی نقاط کشور با نام‌های مختلف رونق و گاهی اوقات ماهیت بخشش به خود گرفت و بسیاری به خواست خودشان رسیدند و حتی بسیاری از عرصه‌های جنگل‌کاری شده را که طبق قانون ممنوع بوده نیز شامل شدند تا جایی که امروز یکی از مشکلات اساسی سازمان جنگل‌ها و مراتع بوده و شاید بیشترین درصد مراجعات، مکاتبات و برخوردها مربوط به زمین است و دستگاه قضایی کشور هم درگیر مسائل زمین و زمین خواری شده و اغلب مسئولین و مردم و حتی نمایندگان،‌ سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری کشور را بانک زمین می‌دانند و ماموریت و وظیفه اصلی سازمان مذکور که همانا حفاظت، احیا، توسعه و بهره‌برداری است کمرنگ شده و به مرور مدیریت زمین جایگزین آن شده است.) (تشخیص عرصه‌های منابع طبیعی به عنوان اراضی موات خود مقوله دیگری است.)
با دریافت این اجازه و تأکید و پیگیری‌های مکرر و هر روزه سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری به رغم میل و خواست کارشناسان و پاره‌ای مدیران خود موظف می‌شود تا به هر صورت ممکن عرصه‌هایی را شناسایی و واگذار نماید. معمولا در بخش منابع طبیعی حرفه‌ای، کارشناسان با رغبت و علاقه این گونه کارها را انجام نمی‌دهند و این است که ابزار دستور، تهدید، ارعاب، تطمیع جابه‌جایی و برکناری به میان می‌آید.
اما باز هم کارشناسان در نوشته‌ها، اظهارنظر روی نامه‌ها و فرم‌های مربوطه اثر خود را به جای می‌گذارند و کارها را کند انجام می‌دهند تا جایی که یکی از اعضای شرکت آزاد راه تهران ـ شمال، اراضی جنگلی مورد نظر را به طرق مختلف گمانه‌زنی رسمی و غیررسمی شناسایی و پیگیری می‌نماید و براساس این شناسایی بیش از 3000 هکتار زمین که حدود 2000 هکتار آن از شمال شرق تا شمال غرب شهر تهران (بالای سوهانک، گردنه قوچک، اطراف سد لتیان، اطرف و طرفین دره کن) و حدود 1300 هکتار جنگل و اراضی جنگلی در حوزه اداره کل منابع طبیعی منطقه نوشهر،‌ (جنوب کمربندی نوشهر، اطراف دریاچه ولشت، ‌مرزن آباد تا جنگل‌های جنوب کلاردشت) در سال‌های 75 و 76 به شرکت مذکور واگذار می‌گردد(احتمال دارد فقط صدور سند مالکیت آن در سال 77 هم ادامه داشته باشد) تا با تغییر کاربری و فروش آن به عنوان بخشی از هزینه، آزاد راه را بسازد. حال سؤال اینجاست:
بایستی بیندیشیم که اگر از 40 سال قبل تا کنون کسانی پلاک‌های ساعی، لاله، لویزان در دست تخریب، سرخه حصار، چیتگر و هزاران هکتار جنگل‌کاری و فضای سبز در تهران و اطراف آن احداث نموده‌اند و امروز وضعیت هوا این چنین آلوده و ‍زندگی بر همگان تلخ است با واگذاری 2 هزار هکتار از اراضی اطراف و در مناطق حیاتی تهران تغییر کاربری داده و ساخت‌وساز شود تهران و زندگی مردم چه می‌شود؟