پژمان کریمی
پس از رخداد انفجار برجهای دوقلوی نیویورک در 11 سپتامبر، رییسجمهور ایالات متحده در واکنشی کاملا شتابزده، طی تماسی تلفنی با ژنرال پرویز مشرف خطاب به او تاکید کرد که فرصت برای روشن کردن تکلیف اندک است. پاکستان یا جانب آمریکاست و یا حکومتطلبان!
لحن تهدیدآمیز جورج دبلیوبوش چنان بود که مشرف حکومتگران طالب را که به طور جدی از ناحیه سازمان اطلاعات ارتش پاکستان تغذیه اطلاعاتی و تسلیحاتی میشدند، واگذاشت و رو به جانب واشنگتن کرد.
ایالات متحده با حادثه 11 سپتامبر خود را در برابر هیبت فرو ریخته خود دید! انفجار برجهای دوقلو نه فقط ضعفهای دستگاه مخوف سیا را به رخ کاخ سفید کشید بلکه از آسیبپذیری ایالات متحده حکایت کرد. از این رو بود آنان سراسیمه زبان تهدید رو به متحدان و غیر متحدان دیروز و امروز خود گشودند و تا آنجا پیش رفتند که سخن از آغاز دوباره جنگهای صلیبی به زبان آوردند. جنگهایی که به سبب بنیانیافتگی آن بر جهل و خشونت لکه سیاهی در تاریخ بشر است.
تجاوز به افغانستان و سپس عراق و اشغال این دو کشورتوسط آمریکا مصادیقی بر آغاز و استمرار جنگهای صلیبی بود. اما دامنه این دوره از جنگهای صلیبی، با خشونتی بیشتر و بیرحمی وحشتناکتری توامان باشد.
قتل عام مسلمانان بیدفاع افغانستان و عراق با بمبهای دهتنی و گلولههای اورانیومی، به کارگیری بمبهای فلج کننده و روانگردان خاصه در شمال عراق، دستگیریهای وسیع، برپایی شکنجهگاههای پنهان قرون وسطایی به ویژه در کشورهای اروپایی از بیپروایی آمریکاییها در نقش حقوق بشر به شیوهای حیوانی و وحشیانه و بدوی حکایت میکند. گوانتانامو و ابوغریب تنها بخشی از واقعیت شکنجهگاههای مخوف آمریکاییها در جهان است و پازلی از مجموعه تصویری جنگهای صلیبی و خشونتورزی غرب علیه جهان اسلام به شمار میآید!
اخبار غیر رسمی خبر از وجود دهها شکنجهگاه در اروپا و سراسر جهان میدهد که آمریکاییها بر پا کردهاند!
در این شکنجهگاهها هزاران نفر به اتهام عضویت در گروههای تروریستی با بنیادگرایی اسلامی به زنجیر کشیدهاند. این زندانیان بنا به مصوبه کنگره آمریکا از حق داشتن وکیل محرومند. دادگاهی برای آنها برگزار نمیشود و زمانی بر پایان اسارت آنها متوصر نیست. نام آنها در هیچ مرجع قضایی بینالمللی و غیر بینالمللی به ثبت نرسیده است. در صورت اعدام این افراد، هیچ خبری به افکار عمومی جهان ارایه نمیشود.
ضرب و شتم چند نوبته در طی روز، تجاوز جنسی و وادار کردن زندانیان به اعمال منافی عفت با یکدیگر، دادن گرسنگی و تشنگی مفرط، توهین به مقدسات جلوگیری از تماس تلفنی و ارسال نامه به خانوادهها از جمله شکنجههایی است که در شکنجهگاههای آمریکا چه در اروپا و چه در سراسر جهان تبدیل به امری معمول شده است!
پنجشنبه هفته گذشته در یکی از بخشهای خبری سیمای جمهوری اسلامی ایران، گفتگوی خبرنگار واحد مرکزی خبر با یک ایرانی آزاد شده از زندان گوانتانامو پخش شد. وی در بین گفتگو تنها بخشی از شکنجههای متحمل شده را بازگو نمود. لرزش آشکار دستهای نحیفش، قامت تکیده و چهره مغمومش که سن او را بیش از 30 سال مینمود، همگی نشان از اوج وحشیگری زندانبانان آمریکایی میداد.
او یک نمونه از زندانیان شکنجهگاههای آمریکا بود که به جرمی نامعلوم در افغانستان اسیر شده و بنا به یک معجزه شاید، از گوانتانامو جانی سالم به در برده است. او یک نمونه آشکار از نقض حقوق بشر توسط ایالات متحده آمریکا است!
باید گفت افرادی چون ایرانی شکنجه شده در گوانتانامو نباید اینک در کنج انزوا قرار گیرند. رسانهها باید سراغ او رفته و ضمن تسکین آلام او که چهار سال از عمرش بیدلیل توسط مدعیان دفاع از حقوق بشر ضایع شده است، پرده از جنایتهای آمریکا در گوانتانامو بردارند. رسانههای جهان اسلام به نهادهای مدعی دفاع از حقوق بشر فشار آورند در برابر نقض حقوق بشر توسط آمریکا سکوت نکرده و خود را به تغافل نزنند! دستگاه دیپلماسی کشور ما و جهان اسلام از دول اروپایی بپرسند چرا به دولت آمریکا اجازه دایر کردن شکنجهگاه در اروپا دادهاند؟
یک نکته!
گفته میشود سه ایرانی دیگر هم اینک در شکنجهگاه گوانتانامو زندانیاند! دستگاه دیپلماسی کشورمان باید در جهت روشن شدن وضعیت و سرنوشت این افراد، به هر نحو ممکن وارد عمل شود!
به هر حال آنها شهروند ایرانی هستند. دارای حقوقی، دولت جمهوری اسلامی باید از حقوق شهروندی و انسانی آنها دفاع کند.