دکتر حسن لاسجردی
اقدام شبکه تلویزیونی «سی.ان.ان» آمریکا در عذرخواهی از بینندگان خود به دلیل آنچه که به ادعای آنها اشتباه مترجم در انتقال متن و گفتههای کنفرانس مطبوعاتی دکتر احمدینژاد عنوان شده را از جمله اقدامات حرفهای در دنیای پرالتهاب خبری میتوان تلقی کرد.
روز گذشته این شبکه تلویزیونی با تکرار یک برنامه چند دقیقهای و ارسال یک متن پوزش در سایت خبری خود اعلام داشته به دلیل آنچه که خطا در ترجمه واژه «تسلیحات هستهای» به جای «تحقیقات هستهای» میباشد از بینندگان خود عذرخواهی مینماید.
شاید این اقدام حرفهای یعنی عذرخواهی خشک و خالی در ادبیات امروز فعالیتهای رسانهای و آن هم در عرصه پرتلاطم خبر با تمامی ظرافتهای آن، در نگاه ابتدایی اقدامی مطلوب و در خور توجه تفسیر شود ولی باید دانست که مخاطبین امروز رسانههای دیداری و شنیداری که هر روز میلیونها کلمه و واژه را از بنگاههای خبری تحویل میگیرند، اگر چه برخی خطاهای سهوی و کماهمیت لفظی را چشمپوشی مینمایند ولی اینگونه نیست که آنها همیشه از این اقدام حرفهای نتایج خوشایندی را از اربابان هدایت افکار عمومی بپذیرند و لذا در چنین شرایطی میبایست از خود پرسید که این اقدام رسانهای در چه شرایطی و با چه دلایلی صورت گرفته است.
آنچه مسلم است این که اقدام ناشیانه و حتی مغرضانه سی.ان.ان در تحریف سخنان رییسجمهور درست در زمانی از منظر تحولات سیاسی صورت پذیرفت که مدتها است شبکههای غربی با سرلوحه قرار دادن مخالفت با خواست مشروع کشورمان در آغاز فعالیت صلحآمیز هستهای و آن هم در عرصه تحقیقات بر طبل جنجالآفرینی و شانتاژ میکوبند و در تلاشند که حقوق آشکار ایران را در دستیابی به آنچه فناوری هستهای نامیده میشود و برای همگان براساس مقررات بینالمللی قابل حصول است، نادیده بگیرند.
از منظری دیگر این ترفند آن شبکه تلویزیونی آمریکایی، در حالتی به بینندگان این رسانه عمومی در سراسر دنیا مخابره شده که به طور معمول در یک تقسیم کار از قبل تعیین شده به ویژه در حوزه سیاست خارجی از آن جهت از آن جهت که با منافع ملی بیش از همه سر و کار دارد، هر یک از دستگاههای دست اندرکار تلاش میکنند با توجه به امکانات و قابلیتهای خود در این فضا به نقشآفرینی بپردازند و لذا به نظر میرسد اقدام حرفهای این شبکه تلویزیونی در خوشبینانهترین حالت با تلطیف روحیات بینندگان خود و از دست ندادن اعتماد و اطمینان مخاطبین باشد که این موضوع در روند فعالیت این رسانهها در بیرون از مرزهایشان بسیار ضروری و غیرقابل انکار مینماید.
از سوی دیگر باید به این نکته مهم رسانهای توجه داشت که به رغم این ژست محترمانه رسانهای توسط شبکههای خبری غربی آنچه برای آنها بیش از همه اهمیت بسزایی دارد، تاثیرگذاری بر افکار عمومی است لذا این اشتباه فاحش را نمیتوان به هیچگونهای خطا در برداشت و ترجمه عنوان نمود چرا که این به اصطلاح خطای انسانی در حالتی صورت پذیرفت که جهانیان در سایه هیاهوی اغواگرانه ابررسانههای غربی مدتی است تحت تاثیر این فضا قرار گرفتهاند که ایران در راه دستیابی به سلاح هستهای است و اربابان مهندسی افکار عمومی در جهان میدانند که اگر در چنین فضای ذهنی و روانی، نقل قول و یا کلامی در تایید آنچه در خط تبلیغاتی آنها قرار دارد به هر صورتی به خورد بینندگان داده شود، تاثیر آن به مراتب سریعتر و عمیقتر از آن چیزی است که به بهانههای مختلف ولی بدون درک موقعیت و شرایط به افراد ارایه میشود.
در هر صورت بنا به شرایط موجود، اگر بتوان این اقدام به اصطلاح غیرعمدی شبکه خبری سی.ان.ان را با هر توجیهی پذیرفت ولی مسلم این است که این اولین و آخرین خطای آنها نخواهد بود و حافظه تاریخ به ویژه در دوره 27 ساله شکوهمند حیات انقلاب اسلامی به یاد دارد در هیچ شرایطی رسانههای غربی به ویژه رسانههایی که به نوعی با احزاب حاکم در ارتباط تنگاتنگ میباشند، در هیچ زمینهای نخواستهاند خود را با واقعیات رایج در دیگر کشورها منطبق سازند و لذا در آزادترین شرایط به رغم تبلیغات منفی همیشه در راستای منافع و مصالح خود و جهتدهی افکار عمومی قدم برداشتهاند و این شاید کمترین خواسته افکار عمومی در داخل باشد که دولت و مراکز تصمیمگیری در خصوص آنچه عرصه خبری رسانههای خارجی در کشور نامیده میشود، به طور حتم همچنان که در تمامی دنیا مرسوم است باید ابزارها و مکانیزمهایی برای انجام امور حرفهای در اختیار آنها نهاده شود و در چهارچوب قوانین و مقررات معمول در دیگر کشورها با آنها برخورد و رفتار صورت پذیرد.