نیلوفر قدیری
سخنرانی دو هفته پیش دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا در شورای روابط خارجی این کشور در سراسر خاورمیانه و کشورهای اسلامی بیش از آنکه آمریکاییها تصور کنند، بازتاب داشت. این سخنرانی، اعلام سیاستهایی بود درباره آینده استراتژی آمریکا در مقابل القاعده.
رامسفلد در این سخنرانی گفت آمریکا در یکی از مهمترین جنبههای «جنگ با ترور» یعنی جنگ رسانهای، از القاعده عقب است. افکار عمومی آمریکا درباره نبرد برای به تسخیر درآوردن ذهنها و قلبها در «جنگ با ترور» حرفهای زیادی شنیدهاند. اما حالا دریافتهاند که القاعده این نبرد را برده است. این موضوعی است که بسیاری از ناظران تحولات جهان و به ویژه جنگ آمریکا با القاعده مدتهاست دریافتهاند.
القاعده و گروههای نزدیک به آن در صدور بیانیه رسانهای یا اظهارنظر بعد از اتفاقات مهم، در اعلام عملیات جدید و تهدید به انجام آن و در نتیجه در دیکته کردن ضرب آهنگ مبارزه، بهتر از آمریکاییها عمل کردهاند. به همین دلیل به راحتی افکار عمومی کشورهای اسلامی و عربی را در اختیار گرفتهاند.
سخنان اخیر رامسفلد در اینباره، به عنوان اعتراف به شکست آمریکا در سایتهای اینترنتی القاعده در گروههای نزدیک به آن به طور زنده پخش شد.
در یکی از سایتهای اینترنتی بعد از پخش سخنان رامسفلد اعلام شد، مردی که «جنگ با ترور» را تبلیغ میکرد اکنون اعلام کرده که القاعده در جنگ رسانهای از آمریکاییها پیش افتاده است. این سایتها «مجاهدین رسانهای» خود را به تلاش بیشتر برای بیآبرو کردن دشمن از طریق اینترنت چه به صورت تصویری و چه صوتی فراخواندند.
بعد از انفجارهای 11 سپتامبر و جنگ آمریکا در افغانستان، نبرد میان آمریکا و القاعده از حالت تن به تن در میدان جنگ خارج شد و شکل مجازی به خود گرفت. القاعده از همان ابزار پیشرفته ساخت غرب یعنی اینترنت به جنگ با غرب پرداختند و حالا به اعتراف رامسفلد تا حدی پیروز هم شدهاند. آمریکا با جنگ تبلیغاتی بیگانه نیست؛ اما شاید آمادگی مقابله به مثل رسانهای با شبه نظامیانی که در عقبماندهترین کشور دنیا در میان کوهها پناه گرفتهاند را نداشت.
نبرد رسانهای القاعده که ابتدا با پخش نوارهای صوتی و تصویری اسامه بنلادن شروع شده بود، سال گذشته شکل حرفهایتری گرفت. سال گذشته سیدی با طراحی هنری به بازارهای خاورمیانه آمد که حاوی گلچینی از سخنرانیهای بنلادن از سال 2002 تا 2004 بود. این اولین گام القاعده در تبلیغ وسیع «جهاد علیه آمریکا» بود. هر یک از سخنرانیهای درون سیدی مخاطبان خاصی را هدف قرار داده بود. سخنرانی سال 2002 برای مردم پاکستان، 2003 برای آمریکاییها و 2004 برای اروپا و مردم شبه جزیره عربستان. این سیدی همچنین حاوی تصاویر هولناکی از جنگ عراق و تحسین مقاومت عراقیها بود.
در گذشته هم القاعده نوارها و سیدیهای سخنان رهبران القاعده را پخش کرده بود اما این بار این سیدی بسیار حرفهای و در استودیوی مجهز تهیه شده بود. کیفیت صوتی و تصویری این سیدی بسیار بالا بود و علاوه بر زیرنویس انگلیسی برای غیرعرب زبانها، ترجمه اردو، فارسی، انگلیسی و عربی آن هم به صورت کاملاً واضح در دسترس بود.
در گذشته نوارهای تبلیغاتی اینچنین القاعده فقط در افغانستان و پاکستان و شاید عربستان در دسترس بود اما این بار این سیدیها در سراسر کشورهای اسلامی منتشر شده است. یکی از طولانیترین و تاثیرگذارترین سخنرانیهای این سیدی، سخنرانی دسامبر 2004 بنلادن خطاب به مردم عربستان است که در آن درباره علت حمله القاعده به حاکمان عربستان توضیح داده شده است. بنلادن فساد، ظلم و نقض حقوق بشر را دلیل این حملات اعلام کرده است. هدف از این سیدیها دیگر فقط تبلیغ برای جذب مردم به «جنبش مقاومت» در افغانستان نیست و این بار القاعده قصد دارد با ایجاد ارتباط با تودهها در سراسر جهان مستقیماً با آنها سخن بگوید. هدف القاعده دیگر فقط تحریک مردم به جنگ نیست بلکه این بار قصد دارد تحلیل دقیق و قانعکنندهای درباره رویکرد خود ارائه کند و اقداماتش را با توجیه کامل تشریح کند. تاکنون شیوه کار گروههای زیرزمینی مانند القاعده چنین نبوده است.
این گروهها معمولاً با اقدامات تند و خشونتبار پیام خود را اعلام کردهاند. اما القاعده با فعالیت تبلیغاتی پیام خود را منتشر میکند. در واکنش به این مبارزه رسانهای القاعده، آمریکا هم دست به واکنش زده است. اولین اقدام جدی آمریکا در مقابله با جنگ رسانهای القاعده، در عراق صورت گرفت که اکنون به صحنه اصلی رویارویی آمریکا و القاعده تبدیل شده است. در این استراتژی که استراتژی «اخبار خوب رسانهای» نام گرفته، پنتاگون بخشهایی از فضای مطبوعات عراق را خریداری کرده و اخبار و گزارشهای موردنظر خودش را با هدف تغییر افکار عمومی و مثبت کردن آن به نفع خود به چاپ میرساند.
این اولین بار نیست که پنتاگون دست به چنین کاری میزند. حتی پیش از جنگ عراق پنتاگون دست به چنین کاری میزند. حتی پیش از جنگ عراق پنتاگون فعالیت تبلیغاتی و خبرسازی را در دفتری به نام دفتر نفوذ استراتژیک دنبال میکرد. به نظر میرسید فعالیت این دفتر تعطیل شده چون مخالفان این اقدام پنتاگون میگفتند، اخبار ساخته شده در این دفتر به راحتی به رسانههای داخلی راه پیدا میکند و باعث انحراف در سیاستگذاری در داخلی آمریکا میشود.
جنگ رسانهای آمریکا در عراق فقط به خرید فضای مطبوعات و چاپ اخبار در آن محدود نمیشود. شبکه تلویزیونی پنتاگون که اکنون در ظاهر در اختیار دولت عراق است اما در عمل توسط پنتاگون اداره میشود و همچنین میلیونها دلار پولی که صرف استخدام مشاوران روابط عمومی و تبلیغات میشود، بخش دیگری از عملیات رسانهای آمریکاست.
در برنامه جدید پنتاگون برای خرید فضا در مطبوعات عراقی و چاپ مقالههای موردنظر آمریکا در این فضا، مقالات و اخبار توسط ارتش آمریکا تهیه شده و به زبان عربی ترجمه میشود و سپس به چاپ میرسد. این مطالب شامل مقالات و اخباری است با عناوینی چون «عراقیها علیرغم وجود تروریسم بر ادامه زندگی تأکید دارند» هدف از این مطلب حفظ روحیه عراقیها و اعمال نفوذ در نظرات آنها نسبت به ادامه جنگ در عراق است.
این اقدام پنتاگون با واکنش منفی رسانههای آمریکایی روبهرو شد. روزنامههای آمریکایی و تحلیلگران سیاسی و رسانهای آن این اقدام پنتاگون را نقض تعهدات اعلام شده واشنگتن برای گسترش آزادی بیان در دوران پس از صدام در عراق میدانند.
این اقدام واکنش دمکراتهای کنگره را هم برانگیخته است. سناتور ادوارد کندی از سناتورهای فعال دمکرات علیه دولت بوش و عضو کمیته نیروهای مسلح سنا از بازرسان پنتاگون خواسته است این گونه فعالیتهای خبری وزارت دفاع را بررسی کند.
القاعده در سالهای اخیر استفاده از اینترنت را به عنوان ابزاری مهم در برقراری ارتباط با اعضای خود و همچنین تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی جهان شدت بخشیده است. این گروه و گروههای طرفدار آن سایتهای مختلفی تاسیس کردهاند که علاوه بر بیانیههای رسمی و سخنرانیهای گاه به گاه رهبران اصلی القاعده و فرماندهان جنگی آن در عراق تصاویر و اخبار مربوط به فعالیتهای آن و فیلمهای کوتاه ویدیویی هم در این سایتها قابل مشاهده است.
دولتهای غربی پیگیری و ردیابی این سایتها را شدت بخشیدهاند، اما نظام پیچیده سرویس اینترنت و بیم از متهم شدن به نقض قوانین آزادیهای مدنی مانع از به نتیجه رسیدن این پیگیریها میشود.
اعضای القاعده با استفاده از امکانات اینترنت هم پیامهای فوری رد و بدل میکنند و هم در اتاقهای چت به دنبال اطلاعات میپردازند.
این تبادل اطلاعات شامل هماهنگی برای انجام حمله، تبلیغات، جمعآوری کمک مالی و جذب نیرو هم میشود. برخی تحقیقات نشان میدهد در ده سال گذشته تعداد سایتهای مرتبط با این گروهها از کمتر از صد سایت به بیش از چهارهزار سایت رسیده است. این تعداد از زمان جنگ عراق سیرصعودی داشته است. بسیاری از گروههای عراقی که در این کشور با نظامیان آمریکایی مبارزه مسلحانه میکنند، سایت انترنتی هم تأسیس کردهاند. این سایتها گاهی به عنوان فضایی مجازی برای تمرین این گروهها عمل میکند و چگونگی ساخت بمب، کار گذاشتن آن، شلیک موشکهای زمین به هوا، چگونگی حمله به سربازان آمریکایی و یا حتی وارد شدن به خاک عراق را آموزش میدهند.
اما مهمترین و مؤثرترین شیوه استفاده از اینترنت برای این گروهها، استفاده تبلیغاتی است. گروه زرقاوی در عراق به بهترین شکل از این ابزار استفاده میکند. گروه او اخبار لحظه به لحظه مربوط به بمبگذاریهای خیابانی و آدمرباییها و گروگانگیریها را بر روی این سایتها قرار میدهد. گاهی فیلمهای این اخبار هم برای استفاده تبلیغاتی بر روی این سایتها قرار میگیرد. مخاطبان این فیلمها فقط به طرفداران گروههای مبارز و یا نیروهای القاعده محدود نمیشود و در جامعه عراق مخاطبان زیادی دارد. به همین دلیل این فیلمها علاوه بر قرار گرفتن بر سایتهای اینترنتی، در فروشگاهها هم به فروش میرسد. بعضی از این فیلمها و سیدیهای تبلیغاتی فقط در خاورمیانه تولید نمیشود بلکه گروههایی از بوسنی، افغانستان و چچن در تولید این فیلمها مشارکت دارند. القاعده و گروههای مرتبط آن در استفاده از اینترنت هم استراتژیهای مخصوص به خود را برای انتقال اطلاعات دارند. به گفته یکی از تحلیلگران دفاعی آمریکا، آنها از اینترنت همچون یک موشک «استیلت» استفاده میکنند. از سوی دیگر در شرایطی که کانالهای نقل و انتقال مالی این گروهها در کشورهای حوزه خلیج فارس به شدت زیرنظر قرار دارد و هرگونه فعالیت مشکوکی مسدود میشود، نقل و انتقال مالی به راحتی از طریق اینترنت امکانپذیر میشود.
رویارویی رسانهای آمریکا با القاعده یک جنبه دیگر هم دارد و آن حمله الکترونیکی گروههای مرتبط با القاعده به تأسیسات اینترنتی و الکترونیکی و سیستمهای امنیتی غرب است. اعضای القاعده اخیراً آموزشهایی در این زمینه دیدهاند.
در این مرحله به نظر میرسد آمریکا در جنگ رسانهای از القاعده عقب افتاده است. دلیل این عقب ماندن، بیمیلی آمریکا به مشارکت در این جنگ نیست بلکه کماطلاعی آن از ایدئولوژی و فرهنگ گروههای جهادی است. این کم اطلاعاتی مانع از آن میشود که آمریکا به خوبی و به شیوهای مؤثر بتواند جلوی مطالب رسانهای آنها را در اینترنت بگیرد.
رامسفلد هم در سخنرانی اخیرش در شورای روابط خارجی آمریکا به این موضوع اشاره کرد و آن را نشانه ضعف روابط عمومی و اطلاعات دستگاه دیپلماسی و دفاعی آمریکا دانست.
رامسفلد همچنین مجهز شدن به همه ابزارهای تبلیغات و روابط عمومی را تنها راه پیش روی آمریکا برای برقراری ارتباط با نسل بعدی جوانان مسلمان دانست.
دولت آمریکا سرمایهگذاری در بخش آموزش زبان عربی و فرهنگ اسلامی و استقرار دوباره نهادهای اطلاعاتی که آمریکا آن را در اواخر دهه 1990 برچیده بود را افزایش داده است. آمریکا خود را برای این نبرد طولانی رسانهای آماده میکند.