روابط عمومی جمعیت ایثارگران: بیانیه پایانی چهارمین نشست فصلی سال 1384 دبیران استانها، شورای مرکزی و مسئولان دفاتر جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی که روز پنجشنبه ششم بهمن ماه در دفتر مرکزی این جمعیت برگزار شد، صادر شد. در این بیانیه آمده است: احزاب و تشکلهای سیاسی که در جبهه اصولگرایان قرار دارند، خارج از همه نقدهایی که اکنون به رفتار برخی دولتمردان دارند، براساس مشیای که انتخاب کردهاند، وظیفه دارند رئیسجمهور را در انجام وظایف خود یاری نمایند و چه بسا بایستی بخشی از بار پاسخگویی دولت نهم را بر دوش بگیرند و اگر نقاط ضعف یا نقصی را در دولت مشاهده میکنند، آن را از کانالهای مشخص و تعریف شده به دولت منتقل نموده و دولتمردان را در رفع این نقاط ضعف یا نقصان یاری نمایند و این دقیقاً کار ویژهای است که برای احزاب و نهادهای مدنی در جامعه تعریف میشود، به عبارت دیگر احزاب اصولگرا با افزایش تعامل با دولت، پل ارتباطی دولتمردان با مردم باشند و با ایفای یک نقش دوسویه کارکرد سالم خود را در معرض قضاوت عمومی قرار دهند. به یقین انجام این مهم در افزایش اقبال و اعتماد مردم به جریان اصولگرا موثر خواهد بود. در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به اینکه جبهه دوم خرداد با تمام توان در رقابتیترین انتخابات با نه بزرگ مردم روبهرو شد و نتوانست پیروز شود، آمده است: پیروز نهایی انتخابات کسی جز اصولگرایان نبود. این شکست بزرگ به جای آنکه موجب عبرت و درسآموزی باشد و جبهه دوم خرداد را به بازنگری در استراتژی و تاکتیکهای این جبهه وادار سازد، موجب شد که جریان مذکور به راههایی در عرصه سیاست مبادرت وزرد که کمتر در آن رنگ و بوی اخلاق احساس میشود و به حرکتهایی چون جنگ روانی و تخریب چهره دولت و رئیس جمهور در افکار عمومی روی آورده است. در ادامه این بیانیه آمده است: جبهه دوم خرداد در طول هشت سال حاکمیت بلامنازع و در اختیار داشتن دولت، مجلس، شوراها و شهرداریها به خاطر نگاه انحصارطلبانه، باندبازی، تمامیتخواهی، ساختارشکنی، عدم توجه به مطالبات مردم و تلاش برای حاکمیت سکولاریسم به جای حکومت دینی، سنگرهای در اختیار را یکی پس از دیگری با بیاعتنایی به اعتقاد مردم از دست داد. در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: اکنون نیز جبهه دوم خرداد از یک سو تلاش برای ایجاد اختلاف میان اصولگرایان، رودررویی مجلس و دولت، نفوذ به بدنه دولت، تخریب و تضعیف دولت و تلاش برای تغییر گفتمان عدالتخواهی به بهانه شعاری بودن آن را در دستور کار خود قرار داده است و از سوی دیگر با تشکیل دولت در سایه، سازماندهی فعالیتهای رسانهای، ساماندهی مجدد احزاب و تشکلهای سیاسی، محبوبیتسازی برای برخی چهرههای خاص دوم خردادی و... عملاً خیزش خود را برای بازگشت به قدرت آشکار کرده است. در بخش دیگری از این بیانیه با تاکید بر این مطلب که بر دولت اصولگرا، احزاب، گروهها و نخبگان جریان اصولگرا است که با شناسایی استراتژی و تاکتیکهای جبهه دوم خرداد در هجمه علیه دولت و اصولگرایان، به خنثیسازی این اقدامات تخریبی بپردازند، آمده است: در حال حاضر هنوز بخش عمدهای از سفیران فعلی، معاونان، استانداران، مدیران استانی و بخشی از معاونان و مدیران میانی وزارتخانهها و دستگاههای دولتی منسوب به جبهه دوم خرداد هستند و بر همین اساس مسئولانی که در دولت پیگیر عزل و نصبها هستند وظیفه دارند افرادی را که اعتقادی به گفتمان اصولگرایی ندارند و سالیان سال است در دولت جا خوش کردهاند، به عنوان موانع خدمت به مردم از کار عزل و مدیران و نیروهای شایسته که در خیل عظیم فرزندان انقلاب است، جایگزین نماین چرا که فرصتها به سرعت در حال گذر و دوره خدمتگزاری محدود است.
در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به این مسئله که حرکتهای جدی و عزم اساسی که در دولت نهم برای مبارزه با مفاسد اقتصادی نمایان است، حکایت از این دلیل در میان دولتمردان دارد که انجام فعالیتهای سالم و مولد نیازمند محیطی پاک و با آرامش است و مبارزه با مفاسد اقتصادی لازمه سالمسازی حیات اقتصادی جامعه به شمار میرود، آمده است: به باور بسیاری از کارشناسان در حالی که بیش از 80 درصد اقتصاد کشور دولتی یا در اختیار نهادهای عمومی است و رانتجویی و رانتخواری نقش ویژهای در تعاملات این بخش دارد و لذا در وهله اول به جای برخورد با چند متخلف اقتصادی بخش خصوصی بایستی مفاسد برخی دولتمردان مورد هدف قرار گیرد، سیاست پیشگیری فراموش نشود و به دلیل وجود اقتصاد دولتی برای جلوگیری از فساد اقتصادی به تقویت مشارکت مردمی در اقتصاد، لغو انحصارات دولتی، شفاف کردن قوانین و مقررات، شکستن انحصارات اطلاعاتی و لغو امتیازات خاص در دستور کار جدی دولت و مجلس قرار گیرد. این بیانیه میافزاید: دیپلماسی فعال در عرصه سیاست خارجی توسط دولت جدید توانسته است دستاوردهای بسیاری را عاید کشورمان نماید و کشورمان به نوعی به جایگاه اصلی خود در رهبری ملل آزادیخواه دنیا دست یابد. مواضع منطقی و اصولی دکتر احمدینژاد در مورد نامشروع بودن رژیم صهیونیستی، دروغین بودن پدیده جعلی هولوکاست، بررسی وضعیت حقوق بشر در اروپا و آمریکا و شکستن برخی خط قرمزهای غرب در خصوص فعالیت صلحآمیز هستهای کشورمان گام بلندی بود که نشان از پویایی پتانسیل و ظرفیت بالای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دارد. در ادامه این بیانیه آمده است: اگرچه غرب و رسانههای غربی به جنجالآفرینی پیرامون مواضع رئیسجمهور پرداختند و برخی از افراد حقیر داخلی با این موج روانی همنوایی کردند، بررسی مواضع صاحبان اندیشه در کشورهای اسلامی و برخی از دانشمندان کشورهای غربی حکایت از آن دارد که منطق بدیع و روشن رئیسجمهور را در این مواضع دریافت کردهاند، از آن استقبال وسیعی نمودهاند و اکنون توپ در زمین کشورهای غربی است.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: نکته دیگر پیرامون مواضع اصولی، عقلانی و منطقی رئیسجمهور این است که با رویکرد جدید دیپلماسی خارجی کشورمان و مواضع تهاجمی ریاستجمهوری، سفارتخانهها و مراکز نمایندگی ایران، دیگر مکانی برای استراحت و رتق و فتق امور زندگی روزمره سفیران نیست. سفارتخانههای ما بایستی از مواضع انفعالی و اداری بیرون آمده و در خط مقدم مقابله با مدعیان دروغین دموکراسی و آزادیخواهی، مواضع اصولی و بر حق کشورمان را برای افکار عمومی جهان روشن کنند. دبیران استانی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در پایان تاکید کردهاند که پیمانی را که با فرهنگ خونین عاشورا بستهاند، ناگسستنی میدانند و عمل به این فرهنگ گرانبها را در تحقق اندیشههای بلند حضرت امام(ره) و رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای میدانند.