دکتر سیدمرتضی مردیها
دولت آمریکا مدتی طولانی است که نه تنها تحریمهای اقتصادی و سختگیریهای سیاسی گستردهای را علیه ملت ایران به کار گرفته است، بلکه در موارد بسیاری دولتهای خارجی و شرکتهای بینالمللی را هم تحت فشار قرار داده است تا از برقراری هر گونه ارتباط اقتصادی جدی با ایران خودداری کنند. البته در قالب یک رهیافت تفهمی، درک این حرکت آمریکایها خیلی دشوار نیست. بالاخره کشوری که سفارتش اشغال شده و دیپلماتهایش مدت قابل توجهی به صورت اسیر جنگی نگهداری شدهاند، بارها و بارها پرچمش آتش زده شده و تحقیر شده است و مهمتر از همه کماکان به عنوان خصم خطاب میشود، به دشواری می توان انتظار داشت که صرفاً به نداشتن روابط دیپلماتیک بسنده کند.
از چشم دولت و شاید حتی بخشی از مردم و روشنفکران آمریکایی، کشورهای که غرب را نفی میکنند دلیلی ندارد که از امکانات صنعتی آن استفاده کنند. شاید آنها با خود چنین استدلال میکنند که اگر برخی کشورهای جهان سوم بر عدم تعهد و استقلال خود پای میفشارند و خودباوری ملت خود را تبلیغ میکنند، بهتر است خودشان هواپیما بسازند، خودشان پالایشگاه درست کنند و خودشان منابع خود را استخراج و تصفیه و تبدیل کنند.
اما آمریکا به این هم بسنده نمیکند. او حتی کشورهای جهان سوم مثل کشورهای آسیای میانه و پاکستان و هند را هم تحت فشار قرار داده است تا از خرید یا ترانزیت نفت و گاز ایران خودداری کند. پرسش مهم در اینجا این است که آمریکا از اینگونه فعالیتهای خود چه هدفی را دنبال میکند. اولاً کشورهای جهان خصوصاً کشورهای فقیر نمیتوانند برای مشارکت در پروژه منزوی کردن ایران، از نیازهای اساسی خود همچون انرژی چشمپوشی کنند. ثانیاً نزدیک به هشتاد درصد بودجه ایران صرف هزینههای جاری است، یعنی عمدتاً حقوق مستخدمان دولتی و چیزهایی شبیه آن و اگر از آن چیزی به عنوان بودجه عمرانی باقی بماند، صرف ساختن چند پروژه کوچک یا کند، بیشتر در زمینههایی چون راهسازی و سدسازی میشود. به این اضافه کنید میزان جمعیتی که زیر یا جنب خط فقر زندگی میکنند. این نکته هم قابل توجه است که هر دولتی از جمله ایران مثلاً در تهیه هواپیمای رویال برای خود مشکلی پیدا نمیکند جلوگیری از فروش هواپیماهای ایرباس سلامت و آسایش مردم ایران را دچار مشکل میکند. همانطور که مانعتراشی بر سر راه فروش نفت و گاز ایران هم اقتصاد هفتاد میلیون ایرانی را نشانه میرود. اگر آمریکاییان گمان میکنند که با این کارها بعضی فعالیتهای ایران که از نظر آنان امنیتشان را تهدید میکند، متوقف میشود، به گمان من دچار اشتباه هستند.
چنین کارهایی در کنار مشکل آفرینی بر سر راه رفت و آمد ایرانیان به غرب و آمریکا به نوعی لجاجت و انتقامگیری بیشتر شبیه است و در شان تصویری حقوق بشری که نهادهای بینالمللی از خود عرضه میکند، نیست. در این میان تصمیمات احتمالی از سنخ محاصره اقتصادی و تهدید مراکز اتمی ایران، ضمن آزار رساندن قطعیت و گسترده به مردمی که هم اینکه به دلیل مشکلات داخلی، اقتصادشان دوران رکود کمسابقهای را میگذراند، به دشواری بتواند به هدف آمریکا و متحدانش در واداشتن ایران به تغییراتی متناسب با خواستههای غرب کمک کند. پس حتی اگر فرض کنیم که آنان به ملاحظات حقوق بشری در این مورد کم توجهاند، هدف اصلیشان هم معلوم نیست محقق شود. دولتهای غربی خصوصاً در روزهای اخیر بر این نکته تاکید کردهاند که ملت ایران را ملتی بزرگ با ریشه و شایسته احترام میدانند. اگر این سخنان چیزی بیش از تعارفات دیپلماتیک باشد، مستلزم ملاحظاتی دقیق و ظریف در مواجهه با دولت و ملت ایران در چالشهای پیش رو است.