تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۷۵۵۷۲

اعتماد به نفس جدید روسیه در صحنه جغرافیای سیاسی آسیاسی مرکزی در چند سال اخیر به طور مکرر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه اینترنتی آسیا تایمز، استراتژی امنیت ملی مسکو که "سرگئی ایوانف" وزیر دفاع روسیه آنرا در مقاله‌ای با عنوان روسیه باید قدرتمند باشد و در مجله "وال استریت جورنال" به چاپ رسانده، می‌تواند بطور مستقیم با استراتژی روسیه و تمایلات آن که منطقه وسیعی از قفقاز جنوبی، دریای خزر و جمهوری‌های آسیای مرکزی را در برمی‌گیرد، مرتبط شود.
در واقع، مقاله ایوانف اولویت‌های استراتژیک روسیه را مشخص ساخته و با ارزیابی‌های تاریخی و عملی نیازهای امنیتی مسکو را نشان داده است.
در این مقاله آمده است: امنیت ملی، امری خطیر برای روسیه که کشوری بهره‌مند از منابع طبیعی و سرزمینی است، به شمار می‌آید، از این رو استراتژی نظامی ما بر روی ایجاد توانایی برای پاسخ دادن به چالش‌های داخلی و خارجی قرن 21 متمرکز شده است.
به عبارتی دیگر تاریخ و جغرافیا، روسیه را مجبور می‌کند قدرت خود را فراتر از مرزهای طبیعی‌اش به منظور استقرار ثبات و قدرت جهانی مربوط، معطوف کند.
به موجب آن، این منطقه از دریای سیاه تا قرقیزستان، نقش استراتژیک اقتصادی و امنیتی مهمی برعهده دارد.
آنچه که به ویژه در این جا جالب به نظر می‌رسد تمرکز ایوانف و (کرملین) بر آماده‌سازی برای حمله ناگهانی احتمالی به برخی از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و بی‌ثباتی مرزی ناشی از آن، است.
از این رو، مسکو ملزم به در نظر گرفتن استلزامات موسوم به عامل غیرقابل پیش‌بینی و همچنین سطح بالای تهدیدات موجود می‌شود.
این مفهوم بطور کاملا آشکار و روشن توسط خود ایوانف توضیح داده می‌شود.
وی می‌نویسد منظور از غیرقابل پیش بینی، درگیری نظامی، سیاسی و یا روندی که تهدیدی مستقیم برای امنیت روسیه یا برای تغییر واقعیت جغرافیای سیاسی در منطقه منافع استراتژیک روسیه باشد، است.
ایوانف می‌گوید: نگرانی عمده ما شرایط داخلی برخی اعضای جامعه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع "هسمود" (CIS)، گروه‌ جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوری سابق و مناطق اطراف آنهاست.
به گزارش آسیا تایمز، این نمونه‌ای کلاسیک چگونگی تعبیر تهدیدات بالقوه برای قلمرو و نفوذ قدرتهای بزرگ است.
برای قدرتهای بزرگ دخالت احتمالی در امور داخلی کشورهای کوچکتر توسط اهداف امنیتی توجیه می‌شود.
تقویت تسلط استراتژی نظامی منطقه، اهداف سیاسی دیگری نیز از جمله حتی تغییر شکل شرایط سیاسی داخلی کشورهای کوچک برای متناسب بودن با منافع قدرتهای بزرگ، دارد.
علاوه بر این، اظهارات ایوانف کاملا منطبق بر مفاهیم استراتژیک پیشین روسیه است ایوانف در یک کنفرانس خبری در روز نهم آوریل 2003 (20 فروردین 82) در "یکاترینگ بورگ" اظهار داشت روسیه حق خود را برای مداخله نظامی در کشورهای همسود محفوظ نگه می‌دارد.
برخی از ناظران درآن زمان اظهارات ایوانف را یادآور اظهارت "لئونید برژنف" در جریان بحران چکسلواکی سابق در سال 1968 دانستند.
دکترین مسکو که ایوانف آنرا تشریح کرده و شامل یک روند سیاسی می‌شود حاکی از تغییرات سیاسی و اجتماعی ترغیب شده و آزادی غرب‌گرا در کشورهای هسمود از جمله آنچه که در گرجستان و قزاقستان در دو سال گذشته روی داده است که می‌تواند برای منافع امنیتی- منطقه‌ای روسیه غیرقابل پذیرش باشد.
ساختارهای جغرافیای سیاسی امروز نشان می‌دهد که چرا آسیای مرکزی و دریای خزر توسط دکترین روسیه تحت‌ تاثیر قرار می‌گیرند این مناطق برای امنیت نظامی مسکو و کنترل منابع فسیلی از اهمیت خاصی برخوردار هستند.
در همین ‌زمان، این مسایل بطور فزاینده‌ای توسط چهار عامل مهم نشان داده می‌شوند: دو عامل اول، درک وضعیت جغرافیای سیاسی اولیه جمهوری‌های شوروی سابق است که می‌تواند به عنوان نیروی مخالف متقابل مجسم شوند.
یک نیرو، این جمهوری‌ها را به مرکزیت قلمرو ژئواستراتژیک روسیه به خاطر دلایل تاریخی و ژئو جغرافیایی مرتبط می‌کند.
دیگری که از اهداف استراتژیک آمریکا و بیم‌های ملی و برتری‌‌جویانه روسیه سرچشمه می‌گیرد. این جمهوری‌ها را به نیروی دریایی آمریکا و حوزه اروپا آتلانتیک مرتبط می‌سازد.
این تضاد نفوذ سیاسی و نظامی در منطقه‌ای گسترده‌تر، جغرافیای سیاسی را ایجاد می‌کند که ممکن است بهای رقابت جدید آمریکا و روسیه باشد.
دو عامل دیگر قطعا جدیدتر هستند: یکی، آرمان‌ کشورهای همسود برای استقلال سیاست خارجی خود و مدیریت انرژی است. و دیگری نقش نفوذی پکن است.
ناظران، این شرایط را «بازی بزرگ جدید» خوانده‌اند.
از دیدگاه روسیه، بی‌ثباتی سیاسی در منطقه مانند آنچه که دشمنان و رقبای روسیه از آن استفاده ابزاری می‌کنند، ایجاد تهدید کرده و مانند مورد جدایی طالبان "ابخازیا" در گرجستان که مسکو برای تضعیف یک کشور طرفدار آمریکا آنرا تشویق می‌کند، فرصتی باشد.
روابط با چین نیز در منطقه پیچیده است. به نظر می‌رسد مسکو و پکن زمانی که مطمئن باشند حضور نظامی آمریکا در منطقه دائمی نخواهد بود، (مانند مورد ازبکستان در سال گذشته) با هم همکاری می‌کنند.
علاوه بر این، این دو قدرت تشریک مساعی خود را براساس توافق سازمان همکاری‌ شانگهای (SCO) افزایش داده‌اند.
چین و روسیه با ایجاد چارچوب اقتصادی و امنیتی هماهنگ‌تر در آسیای مرکزی می‌توانند از افزایش همکاری‌های استراتژیک مسکو و پکن مطمئن شوند.
با این وجود به نظر نمی‌رسد روسیه و چین برای نفوذ در قرقیزستان و به ویژه در قزاقستان که کشوری غنی‌ از انرژی است، رقابت کنند.
سلطه روسیه در آسیای مرکزی برای استراتژی سیاسی "ولادیمیر پوتین" رییس جمهوری این کشور به منظور استفاده از منابع انرژی برای تحت فشار قرار دادن کشورهای شرق اروپا و همسایه‌های قفقاز جنوبی مهم و حیاتی است.
در این مرحله سیاسی و استراتژیک، نقش دریای خزر نیز مهم می‌‌نماید.
تلاشهای روسیه برای تقویت نفوذ خود بر این دریاچه بزرگ به راحتی درک می‌شود، چرا که امنیت انرژی و ژئو استراتژی شدیدا به هم مرتبط هستند.
ماه گذشته شرکت نفتی لویک اویل " "LUKOILروسیه پس از آنکه 51 درصد از سهام شرکت نفتی پیرو مری نفت گاز را که مجری طرح میدانهای نفتی استاراخان است، به دست آورد، از کشف ذخایر نفتی جدید در ساحل روسیه در دریای خزر خبر داد.
از دیدگاه استراتژیک، وضعیت دریای خزر بسیار پیچیده است مسکو از دهه 1990 تاکنون تا حدودی از بیم آنکه ممکن است ایران سکوهای نفتی آذربایجان را تهدید کند، ناوهای خود را در دریای خزر افزایش داده است.
با این وجود کرملین به رغم پیشنهادات به آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان برای ایجاد یک ساختار امنیتی مشترک به رهبری روسیه ناکام مانده است.
واشنگتن تلاش‌های آذربایجان و قزاقستان را برای ایجاد استقلال دفاعی در دریای خزر (گارد عملیاتی خزر) تامین مالی می‌کند اقدامی که از سوی مسکو شدیدا منفی تلقی می‌شود.
متعاقبا، مسکو نیز مکررا عزم خود را برای تقویت نقش معاهده سازمان امنیتی مشترک (CSTO) ابراز داشته است به عنوان مثال روسیه در تامین سرمایه اهداف مشترک مانند عملیات مبارزه با تروریسم، سال گذشته با قزاقستان در یک تمرین دریایی مشترک شرکت کرد.
در صورتی که مسکو موفق شود حوزه نفوذ خود را در بین اعضای CSTO گسترش دهد، می‌تواند قدرت خود را به طور دائمی‌تری در آسیای مرکزی معطوف کرده و در همین زمان نیز پیام روشنی به واشنگتن و پکن بدهد.
در حالی که گرجستان و آذربایجان و شاید هم قزاقستان نامزد پیوستن به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و اتحادیه اروپا هستند، دکترین مسکو که توسط ایوانف شرح داده شد می‌گوید در صورتی که توافق عمده‌ای صورت نپذیرد تقابل بین روسیه و آمریکا و "اورآسیا" شدیدتر می‌شود.