صلاحالدین هرسنی
اتحادیه مدیترانه را باید تازهترین جلوه از راهبرد همگرایی دانست که با الگوی فرانسوی و سیاست فراآتلانتیکی سارکوزی به اجرا در آمده است. این اتحادیه با هدف همگرایی بیشتر در میان کشورهای عضو، تاسیس شده است.
پیشینه تاسیس اتحادیه مدیترانه
ایده و طرح تشکیل اتحادیه مدیترانه برای اولین بار به ابتکار اتحادیه اروپا و با همکاری ده دولت حاشیه مدیترانه در فرآیند کنفرانس بارسلون در سال 1995 عنوان شد. در روزگار حاضر آنچه این اتحادیه منطقهای را در محل توجه جهانیان قرار داده است، مساعی نیکلا سارکوزی رئیسجمهور ساختارشکن فرانسه است. در حقیقت بعد از ورود سارکوزی به الیزه و به دست گرفتن سکان قدرت این کشور، سارکوزی تاسیس این اتحادیه را در کنار همسویی و دوستی با آمریکا از مهمترین برنامهها و اولویتهای خود قرار داد. البته طرح تشکیل این اتحادیه تا ورود سارکوزی به الیزه بیسابقه نبود، چرا که سارکوزی هنگام صدارت خود بر حزب vmp پیشاپیش طرح تشکیل چنین اتحادیهای را در کانون استراتژی خود قرار داده بود و برگزاری کنفرانس هر تصلیا در اسرائیل این فرصت را به او داده بود که بتواند با تاسیس این اتحادیه طرح نویی را برای کشورهای حوزه مدیترانه در اندازد. به هر تقدیر آنچه را که سارکوزی تشکیل و تاسیس آن را در روزگار حاضر وجهه همت خود ساخته است باید تحقق یکی از برنامههای انتخاباتی و نقطه عطفی در روند مناسبات دیپلماتیک دانست که با اولین نشست 43 کشور حوزه مدیترانه در نیمه جولای 2008 تولد خود را در حد و اندازههای طرح مارشال اروپایی در نظام بینالملل بازیافت.
جغرافیای اتحادیه
جغرافیای اتحادیه حوزه پر وسعتی را به نمایش میگذارد. این حوزه پر وسعت جغرافیایی کشورهایی از حوزه اروپا، آفریقا و آسیا را شامل میگردد. سهم اروپا در اتحادیه 27 کشور این قاره را شامل میشود که در قیاس با 16 عضو دیگر آفریقا ـ آسیایی نشان میدهد که بیشتر سیاستگذاریهای راهبردی در اتحادیه اروپا محور میباشد. براساس چنین آرایشی میتوان یک تقسیمبندی دوگانه را برای جغرافیای مدیترانه قائل بود، به این معنی که بخش شمالی این حوزه متشکل از کشورهایی است که سابقه مستعمراتی ویژگی بارز آنهاست.
اهداف اتحادیه
تعقیب راهبرد همگرایی را باید مهمترین هدف اتحادیه مدیترانه دانست که با لهجه و الگوی فرانسوی در اولین دهه از هزاره سوم و در فرآیند نشست دو روزه ماه جولای با شرکت اکثریت کشورهای عضو به اجرا درآمده است. ابعاد همگرایی این اتحادیه را میتوان با رویکردهای سیاسی ـ اقتصادی به ارزیابی نشست. از منظر سیاسی مهمترین هدف اعلامی این اتحادیه مبارزه با تروریسم است که متاثر از راهبرد واقعگرایی و پارادایم هابزی در ادوارپسا جنگ سرد است. در بعد دیگر، بعد سیاسی این اتحادیه هدفی ندارد مگر آنکه بخواهد تبادلات فرهنگی و اجتماعی میان کشورهای عضو را گسترش دهد، مزید آنکه اتحادیه مزبور خواهانه ایفای نقش موثر صلح در میان کشورهایی است که سالیان سال با اتخاذ سیاستی قهرآمیز از جمله با تاکید بر منازعات اسرائیل، لبنان و فلسطین، نسبت به یکدیگر پشت کردهاند. از منظر اقتصادی این اتحادیه کوشش میکند بازار مشترکی را با هدف ارتقای سطوح مبادلات اقتصادی و تجاری در میان اعضا ایجاد کند و در ضمن تلاش نماید که راهبردهای اقتصادی خود را به راهبردهای اقتصادی اتحادیه اروپا نزدیک سازد تا شریکی برای آن باشد.
دورنما و درونمایههای رفتاری اجلاس اخیر
دورنمایه و تم اصلی نشست دو روزه کشورهای عضو در اتحادیه با هدف صلح و دوستی به اجرا درآمد و در واقع این دورنمایه را باید براعت استهلال زیرکانهای برای سارکوزی دانست که به واسطه آمریکا درصدد دوستی و پیوند وثیق با اسرائیل است. به عبارت دیگر سارکوزی خواسته است که با اولین نشست اعضای اتحادیه، بهترین بهره دیپلماسی را برای دستگاه سیاست خارجی فرانسه به ارمغان برد و به عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی اتحادیه همت گمارد. بر این اساس نکته قابل توجه نشست اخیر را باید حضور یکجا، همزمان و نخستین بار رهبران کشورهایی چون سوریه، لبنان، اسرائیل و فلسطین دانست. شکی نیست که چنین حضوری برای کشوری چون فرانسه و رئیسجمهور ساختار شکن آن از مطلوبیت ویژهای برخوردار است و این مطلوبیت قبل از هر چیز به سابقه حضور و مسئولیت تاریخی فرانسه در این کشورها باز میگردد. در فرایند اجلاس نخست، سارکوزی در دیدار با میشل سلیمان و بشار اسد رهبران لبنان و سوریه با لحن قاطع اظهار داشت؛ نظر به اینکه دو کشور از زمان استقلال از فرانسه و از سال 1945هیچ روابطی در سطح سفارتخانهای با یکدیگر نداشتهاند، به زودی سفارتخانههای خود را در خاک خود دایر خواهند کرد. بعد دیگر اجلاس اخیر دعوت فرانسه از سوریه برای از سرگیری مناسبات دیپلماتیک با اسرائیل بوده است.
بشار اسد اظهار داشت که گر چه دولت او خواهان گفتوگو با اسرائیل است اما بعید میداند که این مذاکرات با وجود دولت فعلی آمریکا حاصلی داشته باشد، چرا که دولت بوش به هیچ وجه منافع کشورهای خاورمیانه را در نظر نمیگیرد. علت اعمال چنین رفتاری از سوی دولت بوش در قبال سوریه، ناشی از ماجرای قتل رفیقالحریری نخستوزیر فقید لبنان در حومه بیروت در فوریه 2005 بوده است. در حقیقت دولت آمریکا بعد از ماجرای قتل و مبنا قرارداد گزارش دتلیو مهلیس در کمیته حقیقتیاب درصدد تغییر رفتار و انزوای دیپلماتیک سوریه برآمده است. بنابراین این سیاست آمریکا از آن زمان تا به حال بخشی از دغدغههای نومحافظهکاران بوده است.
نکته قابل توجه دیگر اجلاس اخیر دعوت فرانسه از سوریه و رهبر آن در کمک به رفع بحران مربوط به برنامه هستهای ایران بوده است. سارکوزی در خلال گفتوگوی خود با بشار اسد از وی در خواست کرد تا توجه به همسویی و مناسبات دیپلماتیک سوریه با ایران، رهبران تهران را به گونهای متقاعد کند که ثابت کنند در برنامه اتمیشان به هیچ وجه قصد تولید سلاح هستهای را ندارند. اما بشار اسد ضمن اظهار تردید از اینکه دخالت سوریه اساسا تاثیری بر تصمیمگیری رهبران تهران ندارد، خواهان رساندن این پیام به رهبران تهران شده است، اما با لحن قاطع عنوان کرده است که ایران در تداوم برنامه هستهای خود به هیچوجه قصد تولید سلاح اتمی را ندارد.
از نکات قابل توجه دیگر اجلاس اخیر قرار گرفتن دوباره ایهود اولمرت در کنار ابومازن (محمود عباس) رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در یک فضای دوستانه بوده است. در اعتقاد و باور رهبران اسرائیل و فلسطین بعد چشمانداز رسیدن به توافق و صلح میان اسرائیل و فلسطین هرگز تا به این حد نزدیک و قابل دسترس نبوده است و هر دو طرف به گونهای مجدانه خواهان تحقق آن هستند. در مجموع آنچه از محتوا و فحوای اجلاس اخیر برمیآید چیزی جز تعقیب صلح و ایجاد همگرایی برای کشورهای حوزه مدیترانه نیست و این چیزی است که برای خاویرسولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا در خور اهمیت است. سولانا اظهار داشت است که تشکیل جلساتی از این دست آن هم با ماهیت صلحطلبی میتواند به همگرایی بالقوه کشورهای حوزه مدیترانه کمک شایانی نماید. در مجموع باید خاطرنشان کرد که لزوم همگرایی برای این حوزه پروسعت جغرافیایی با توجه به اهداف غایی آن، امری است که پاسخگوی نیازهای کشورهای این حوزه در ابعاد مختلف است.
نکته آن است که به رغم ناهمگونی کشورهای عضو اتحادیه و تکثرگرایی سیاسی و راهبردی حاکم بر آن، اغلب این کشورها بر لزوم همگرایی تاکید کردهاند و این شاید قبل از هر چیز به ویژگیهای استراتژیک، تمدنی و سوقالجیشی آن بازگردد و مسلم است که روح همگرایی حاکم بر آن با توجه به این ویژگیها در آینده خواهد توانست در کنار اتحادیه اروپا عهدهدار نقشهایی چون حداکثرسازی مناسبات تمدنی و دیپلماتیک، رواج مناسبات اقتصادی و از همه مهمتر وظیفه مبارزه با تروریسم را با توجه به نیاز جامعه جهانی بر عهده گیرد. آنچه را که کیگر و سپس سارکوزی درباره اهمیت و لزوم تاسیس اتحادیه عنوان کردهاند، دلیل بر این مدعا است. کیگر به عنوان رئیس مطالعات اقتصادی اتحادیه مدیترانه اظهار میدارد که «اتحادیه اروپا برای پیشرفت به کشورهای حوزه جنوب مدیترانه نیازمند است، بنابراین فرصتی تاریخی پیش آمده تا همه نیروها برای تحقق اهداف اتحادیه بسیج شوند.» در این راستا سارکوزی نیز اظهار داشته است که «شکی نیست که مصالح و آینده اروپا در ارتباط تنگاتنگ با اتحادیه مدیترانه خواهد بود.»