تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۷۵۵۹۷

عبدالکاظم العبودی
ترجمه: دکتر مصطفی پارسایی‌پور 

اسرائیل همدردی و حمایت غرب و اروپا را به کار گرفت تا جهان را برای مقابله با اعراب و مسلمانان آماده کند و به لطف این توطئه‌های دائمی توانست قطعنامه‌های بین‌المللی مهم هیات‌های سازمان ملل مبنی بر نژادپرست بودن صهیونیسم را لغو کند و آن را به اتهام «سامی‌ستیزی» بر ضد تمام کسانی که اسرائیل و یهود را محکوم کرده بودند، بدل کند.
از دهه 40 جنبش صهیونیسم تلاش کرد تا افکار برخی از سران جنبش جدایی‌طلب کرد را با همان مفاهیم صهیونیستی تغذیه کند و برای آنها و تمام جهان موضوعی ساختگی به اسم «مصائب ملت‌های یهودی و کردی در برابر شووینیسم عرب و جنبش ملی عربی نژادپرست ...الخ» را مطرح و بزرگنمایی کرد.
تصویر مغابله‌آمیز
این تبلیغات صهیونیستی به شکلی مبالغه‌آمیز تصویری از آنچه «جنایات ضد قومیت کرد» نامیدند را به همان سبک و روش تبلیغات صهیونیستی درباره «نابودی یهود به دست اعراب» یا بزرگنمایی «سیاست‌های عربی‌سازی و بعثی‌سازی برضد کردها» ارائه کرد.
به نظر می‌رسد که این بازی خوشایند سران کرد و احزاب آنها افتاده و سیاست‌های صهیونیستی آنها را به منبرهای موسوم به «امت‌گرایی ثانویه» کشانده و به آنها در کنار حزب اسرائیلی کار در آنچه که «احزاب سوسیالیستی در امت‌گرایی ثانویه» نامیده می‌شود گردهم آمدند و در محافل بین‌المللی با یکدیگر همدست شدند. از آن زمان هماهنگی‌ها در زمینه تبلیغات ضدعربی مقصود و هدف مشترکشان شد و در اشکال وسیعی از سرزنش و نژادپرستی افزایش و تکامل یافت.
اینگونه بود که جنبش‌ جدایی‌طلب کرد مشغول به تصویر کشیدن موضوعی به نام «مصائب کردها» شد و اسطوره‌هایی همچون «هولوکاست کردی» را بسان ادعای «هولوکاست یهودی» به رشته تحریر کشید و در برابر شعاری به نام سامی‌ستیزی شعاری به نام «کردستیزی» را ابداع کردند و از این طریق کوشیدند مخالفان خود را تحریک کرده و به زحمت بیندازند و هر کسی که اساطیر باطل و موهوم ایشان را مخدوش کرده یا بی‌اعتبار می‌شمرد را کردستیز یا کردستانی‌ستیز معرفی کند. این دقیقا همان خطی بود که یهودیان در مجازات و ترساندن تمام آزادگانی که در برابر دروغ‌ها و تبلیغات صهیونیستی ایستادند، پیش گرفته بودند.
تقلید کردها از نقشه‌های صهیونیستی و تبلیغات آنها در موارد زیر متجلی است:
1- مبالغه عجیب در بزرگنمایی «مظلومیت تاریخی» کردها به سبب ظلم همسایگان ترک و عرب و ایرانی که از این طریق می‌کوشند بذر حقد و کینه را در دل نسل‌های آتی خود بر ضد نسل‌های بعدی بکارند که در واقع از لحاظ نژادی هم‌قبیله و هم‌نژاد و هم‌کیش هستند.
2ـ ادعای رخ دادن «هولوکاست کردی» و سرزنش و محکوم کردن منکران یا کوچک‌شمرندگان این حوادث و حتی کسانی که ارقام و اعداد این وقایع را طبق حقیقت آن بیان می‌کند. زیرا تبلیغات کردی سعی دارد با مبالغه شووینیستی خود کینه تاریخی را به خصوص برضد اعراب عراق بر‌انگیزد.
3ـ ادعای اینکه یک «رسالت دموکراتیک کردی» وجود دارد که آنها را از سایر اقوام منطقه در عراق و همسایه‌های آن متمدن‌تر می‌کند و آنان از لحاظ سیاسی و تمدنی نسبت به همسایگان خود در سطح بسیار بالایی قرار دارند! و به رغم دیکتاتورمآبی بی‌حد و حصر احزاب و تسلط بی‌چون و چرای روسا و گرایش نیروهای شبه‌نظامی آنان به فاشیسم و اقدامات نازی‌گونه و شووینیستی سختگیرانه که رفتارهای سرکوبگرانه آنها بر ضد نیروهای سیاسی عربی، کردی، ترکی و ایرانی پیش و پس از اشغال عراق و طی سال‌های محاصره عراق تجلی یافته است، ادعا کرده‌اند که در حال پیاده کردن تمام اصول دموکراسی و توسعه و ساخت نوین دولت و موسسات و احزاب و سازمان‌های آن هستند!
4ـ به تصویر کشیدن عذابی خاص برای کردها نزد کشورهای غربی و جلب احساسات و همدردی آنان برای این قوم جدای از دیگر اقوام منطقه که به همان دردها و مصائب و حکومت‌های ستمگر مبتلا شده‌اند.
این رویکرد آنان در کشورهای اروپایی محل پراکندگی اقلیتهای کرد به خوبی قابل مشاهده است به نحوی که آنها ادعا دارند که نزدیک‌ترین نژاد به نژاد اروپایی هستند و از این رو بیش از دیگر ملیت‌ها و ملت‌ها حق برخورداری از حقوق پناهندگی سیاسی را دارا هستند و آنها اولین کسانی هستند که باید در آن کشورها از ایشان میزبانی شود.
5ـ اختراع و خلق بدعت‌ها و مبالغه‌هایی درباره ریشه‌های هند و اروپایی و تحکیم بخشیدن به غوغاهای نژاد‌پرستانه در دل فرزندان خود، زیرا آنان خود را عنصر آریایی پیشرفته‌ای از لحاظ انسان شناختی و بیولوژیک می‌دانند و ادعا دارند نژادی سامی و متفاوت با نژادهای منطقه از جمله بدویان و جنگجویان نفوذ کرده و ساکن شده در منطقه هستند و بومیان اصلی منطقه‌اند و بقیه به صورت هجوم نظامی یا پناهنده وارد شده‌اند و غریبه‌هایی هستند که باید از کردستان اخراج شوند!
6ـ افزایش تبلیغات منفی کردی در به تصویر کشیدن هر انتقادی از سران کرد یا اقدامات احزاب د دستگاه‌های مختلف آنان از طریق واکنش‌های انفعالی آشوبگرانه و به شدت دیوانه‌وار بر ضد هر شخص یا گروه یا طرفی که بر اثر سیاست‌های جدایی طلبانه آنها برای تقسیم عراق و کشورهای منطقه اظهار نظری ولو جزئی کرده باشد.
7ـ تبلیغات کردی در موسسه‌های رسانه‌ای و حزبی: اینگونه ایشان را به تصویر می‌کشد که مسلمانانی متحد هستند و هرگز دچار حالات جدایی و چند مذهبی و شکاف طایفه‌ای که دیگر اقوام منطقه بدان دچار هستند، نمی‌شوند. اینگونه وانمود می‌کنند که قومی ایده‌آل هستند و مسلمانانی‌اند که چیزی به نام شیعه و سنی ندارند و در کردستان عظیم‌شان فقط و فقط مسلمانان و متحد هستند! بلکه حتی دموکرات و لائیک و جهانشمول و مسیحی و آشوری و کلدانی و یهودی و... هستند و برای خود تصویری پیشرفته از جهان به اقتضا و به تبع منافع متقابل ترسیم می‌کنند.
8ـ خلق بدعتی جدید مبنی بر اعطای یک رژیم ملی متمایز در هر یک از کشورهای همسایه عراق به ملت کردی. براساس همین امر نیز نقشه‌های جغرافیایی سراسر دروغ تاریخی توزیع کرده‌اند و برایشان اصلا اهمیتی ندارد که تحقق یافتن چنین رویایی به تجزیه جوامع و دولت‌های اصیل و با ریشه‌ای چون ایران، عراق، ترکیه، سوریه و... بینجامد.
9ـ سران کرد همانسان که تئودور هرتزل عمل کرد، هرگز اهداف و مراحل تحقق یافتن آشکار آن را مخفی نمی‌کنند:
مرحله اول: اینکه رژیم کردستانی خود را تحت حمایت انگلیس یا آمریکا یا اسرائیل تاسیس کنند.
مرحله دوم: و برای تاسیس دولت کردستان تلاش کنند و به جای شعار از نهر تا بحر اسرائیلی‌ها آنها شعار از کوه تا کوه را در دستور کار قرار داده‌اند و از آن سوی کوه‌های توروس و ارارات تا کوه حمرین و از آنجا تا دریای مدیترانه است طرح کشوری به نام کردستان بزرگ را ریخته‌اند و برخی از آنان نیز نقشه‌هایی ترسیم کرده‌اند که در آن مرزی برجسته ترسیم شده که شرق بدره و جصان و العماره تا بصره را در برگرفته و تا رود اروند یا به قول عرب‌ها شط‌العرب را نیز در برمی‌گیرد. حتی اتحادیه میهنی کردستان عراق نقش‌هایی ترسیم کرده که با گرفتن بخشی از شمال سوریه، کشور کردستان آنها بنادری هم در دریای مدیترانه خواهد داشت و در جنوب نیز با کشیده شدن به سمت خلیج فارس در این مکان نیز بنادری در اختیار خواهند گرفت.. این طرح چیزی شبیه به نقشه‌های اولیه اسرائیل است که از همه سو به دریاها راه داشت و چندین کشور عربی را نیز تجزیه و تقسیم کرده بود. رویاپردازان کردی با این طرح صهیونیستی قصد دارند دغدغه عدم راهیابی به دریاهای آزاد پس از تشکیل اقلیم بزرگ کردستان را اینگونه برای خود مرتفع کنند.
10ـ سرانجام باید گفت که سران کرد علاقه‌ای ندارند که ملت کرد در بین ملل کشورهای منطقه به عنوان برادران دینی بدون کشور مستقل بمانند و به عنوان اعضایی که هزاران سال است در جوامع دیگران عجین شده و همزیستی کرده باقی بمانند بلکه می‌خواهند از این کشورها جدا شده و به عنوان نماینده قوای استعماری در منطقه قد علم کنند. آنها قصد دارند که سروران منطقه و اکثریت جمعیتی و جغرافیایی بعد از تقسیم‌بندی‌های خاورمیانه جدید باشند تا همچون اسرائیل کبیر که مدت‌ها اذهان یهودیان را پر کرده بود و کرده است، بزرگ‌ترین کشور منطقه باشند.