گروه سیاسی، مریم مهدویاصل: از روزی که سارکوزی بر مسند ریاست جمهوری فرانسه تکیه زد، روابط ایران و فرانسه با چالشهای جدیتری مواجه شد که واکنش مقام های ایرانی را نیز در پی داشت. تا آنجا که پس از گذشت چند ماه و فرستادن موجهای جنگطلبی علیه ایران از سوی کوشنر وزیر امور خارجه این کشور و سپس باز پس گرفتن حرفهایش، این باور در ذهن افکار عمومی مردم ایران به بار نشست که سارکوزی جانشین مناسبی برای همراهی بوش علیه ایران به جای تونی بلر نخستوزیر سابق بریتانیا است.
اما گویا این باور ذهنی مردم ایران که توسط پیامهای پر فراز و نشیب مقامهای رسمی فرانسوی ایجاد شده است رنگ دیگری برای سفیر وقت فرانسه در تهران دارد. «برنارد پولتی» سفیر سابق فرانسه در عربستان سعودی و سفیر وقت این کشور در ایران طی سخنرانی که عصر پنجشنبه 20 تیر ماه در شب ملل انجمن ایرانی روابط بینالملل داشت، ضمن بررسی سیاست خارجی فرانسه در منطقه خاورمیانه به دیدگاه فرانسه در خصوص برنامه هستهای ایران نیز اشارهیی کوتاه کرد. وی در پاسخ به سوال خبرنگار سیاسی اعتماد در خصوص همراهی آقای سارکوزی با رئیسجمهور آمریکا علیه ایران گفت: «آقای سارکوزی با آمریکا همراهی میکند. اما اینکه رئیسجمهور فرانسه، بوش را برای حمله به ایران تحریک میکند، مطلقاً چنین چیزی وجود ندارد. در هر صورت حمله به ایران برای فرانسه یک کابوس است و فرانسه برای جلوگیری از این اقدام هر کاری که بتواند انجام میدهد. حتی گروه 6 و اتحادیه اروپا هر دو سولانا را برای مذاکره انتخاب کردهاند و ما همچنان بر این موضوع تاکید میکنیم تا بحران ایران به صورت مذاکره حل و فصل شود.»
سفیر وقت فرانسه در ایران تاکید کرد: «آقای سارکوزی گفتهاند که دو مشکل وجود دارد؛ ایران مجهز به بمب اتمی و حمله به ایران.»
خلاصهیی از متن سخنرانی «برنادر پولتی» سفیر وقت فرانسه در ایران در پی میآید.
من صحبتم را با دو پرسش آغاز میکنم. آیا سیاست خارجی فرانسه در خاورمیانه جدید است یا خیر؟ و چرا فرانسه به خاورمیانه علاقهمند است و نسبت به این منطقه ملاحظاتی دارد؟ در پاسخ به سوال دوم ابتدا باید یادآور شوم که مبادلات تجاری فرانسه در خاورمیانه بسیار ضعیف است و بعد از آمریکا و سایر کشورهای دیگر قرار دارد. ضمن اینکه چین و هند نیز الان در این منطقه فعال هستند و جای خود را دارند؟
اما الان بحث مبادلات اقتصادی ـ تجاری بین عربستان سعودی با فرانسه وجود دارد. بر این اساس در حال حاضر چهار محور در مورد منطقه خاورمیانه برای و حضور چهار محور در مورد منطقه خاورمیانه برای فرانسه و حضور ما در آنجا از اهمیت برخوردار است که عبارتند از: 1ـ بحث تاریخی و پیوستگی که فرانسه با منطقه خاورمیانه داشته است و باعث شکلگیری جمعیت فرانسوی زبان در این در این منطقه شده است. همچنین از لحاظ مذهبی فرانسه میتواند با مسیحیان این منطقه نیز روابط نزدیکی داشته باشد.
2ـ بحث امنیتی منطقه خاورمیانه است که هر چیزی که در این منطقه رخ میدهد به طور مستقیم میتواند در اروپا نیز مطرح شود؛ مثل موضوعهای تروریسم، جنگ و...
3ـ مساله انرژی (نفت و گاز) که فرانسه به منابع انرژی منطقه خاورمیانه نیاز دارد.
4ـ و در نهایت مسائل اقتصادی است که برای ما در این منطقه حائز اهمیت است.
بر مبنای محورهای مطرح شده اگر در عصر جهانی شدن، خاورمیانه در حاشیه بماند و وارد فرآیند جهانی شدن نشود، رادیکالیسم در این منطقه اوج میگیرد بنابراین هر چه در خاورمیانه میگذرد رابطه مستقیمی با اروپا پیدا میکند. پس ما چگونه میتوانیم این روابط را با خاورمیانه تعریف کرده و سازماندهی کنیم؟
فرانسه برخلاف ایالات متحده آمریکا، نگرشهایی مانند طرح خاورمیانه بزرگ و... ندارد، بلکه میخواهد با تکتک کشورها رابطه برقرار کند. نکتهیی که در خصوص فرانسه گفته میشود و آن هم «سیاست عربی خاورمیانه در فرانسه» است، اصلاً چنین چیزی نمیتواند وجود داشته باشد. به این دلیل که اعراب باید از یک واحد یکپارچه تشکیل شده باشند که چنین چیزی وجود ندارد. پس ما نمیتوانیم اعراب را در یک مجموعه واحد بگنجانیم. در عین حال که فرانسه نگاه از بالایی به خاورمیانه ندارد ولی همه میدانند که مسائل خاورمیانه مثل مساله اعراب و اسرائیل وجود دارد که میتواند پیامدهای دیگری مثل محرومیت را دنبال خود داشته باشد ضمن اینکه محرومیت نیز ترور را به وجود میآورد. پس فرانسه باید برای ایفای نقش خود در خاورمیانه سرمایهگذاری کند و ایجاد یک رفرم و انتقال تکنولوژی به این منطقه را ضروری میداند. در عین اینکه فرانسه به دنبال تغییر رژیم در کشورهای منطقه خاورمیانه نیست، مطلقاً به دنبال آن نیست، نسخه کلی هم برای کشورها و برای اینکه چگونه رفرم را انجام دهند، ندارد.
چون نگاه از بالا به کشورهای منطقه خاورمیانه نداریم، پس میخواهیم که به صورت مشارکتی وارد همکاری با این کشورها شده و به سیاستهای خود در منطقه جنبه عملی بدهیم، ضمن اینکه خواهان توسعه روابط خودمان با این کشورها هستیم، اما باید گفت پدیده اروپا یا نگرش اروپا نیز غلبه پیدا میکند و باید این امر را نیز پذیرفت و مانعی هم بر سر راه ما برای برقراری رابطه با کشورهای منطقه ایجاد نمیکند.
از همین روی سارکوزی رئیسجمهور فرانسه به تازگی پیشنهاد داده که «اتحاد مدیترانهای« ایجاد شود که در این قالب بسیاری از کشورهای جنوبی حاشیه مدیترانه میتوانند مشارکت کنند و ما نیز میتوانیم روابطمان را با آنها گسترش دهیم.
سیاست خارجی فرانسه در خاورمیانه
در پاسخ به این سوال که آیا سیاست خارجی فرانسه در منطقه خاورمیانه جدید است یا خیر، باید بگویم که در فرانسه از زمان روی کار آمدن سارکوزی به عنوان رئیسجمهورمان صحبت از رفرم سازمانی و اقتصادی وجود دارد که این تحول در فرانسه هست و نمیشود آن را انکار کرد.
از طرف دیگر در خاورمیانه بحرانها افزایش یافته است و خود رئیسجمهور فرانسه نیز گفته است که اگر در سالهای گذشته هر سال با یک بحران در خاورمیانه مواجه بودیم الان هر سال با چهار بحران روبهرو هستیم، ضمن اینکه ایشان این امر را هم که خواهان روابط با بوش، رئیسجمهور آمریکا است، پنهان نکرده، ولی در مجموع همان سیاستهای کلی در فرانسه وجود دارد و چیزی عوض نشده است.
از همین روی ما فکر میکنیم در حال حاضر بحرانهای منطقه خاورمیانه در چهار حوزه قابل بررسی است که است که عبارتند از: 1 ـ بحران اسرائیل ـ فلسطین که فرانسه پیشنهاد یک کشور فلسطینی در کنار اسرائیل را داده است. در دوران ریاست جمهوری دوگل برقراری روابط با اسرائیل برای فرانسه چندان اهمیت نداشت و مطرح نبود، بنابراین ما در این خصوص یک خلأ را سپری کردیم. حتی در دوران ریاست جمهوری میتران نیز اگر به یاد داشته باشید، برای نخستین بار ایجاد یک کشور فلسطینی مطرح شد که در همان زمان با مخالفتهایی از سوی کشورهای دیگر مواجه شدیم اما الان شرایط ما برای داشتن روابط با اسرائیل تغییر کرده است. در عین حال دولتی که بیشتر از همه به اسرائیل نسبت به مساله فلسطین هشدار داده، فرانسه است و سارکوزی نیز اخیراً گفته که اولویت اول ما در این خصوص صلح است و ما نباید فلسطینیها را تحقیر کنیم که این خود منجر به خشونت بیشتر و حتی جنگ میشود، بنابراین ما اعتقاد داریم فرانسه باید با هر دو طرف درگیر یعنی اسرائیل و فرانسه رابطه داشته باشد و با آنان مذاکره میکنیم.
2 ـ بحران دوم مربوط به مساله لبنان میشود که باز هم سیاست کلی فرانسه این است که با همه طرفهای درگیر رابطه داشته باشد. ما خواهان این تصمیم هستیم که با لبنانیهایی که به لبنان بازگشتهاند و فرانسوی زبان هستند و حتی برخی از آنان شیعه هستند (زیرا ما فقط با مسیحیان ارتباط نداریم) ارتباط برقرار کرده و میکوشیم گفتوگویی بین طرفهای درگیر برقرار شود، به این دلیل که جلوی بسیاری از خشونتها را میگیرد. در عین حال ما با طرفهای درگیر در خارج از لبنان مثل ایران نیز مذاکره کردهایم. با سوریه نیز وارد مذاکره شده و صحبت میکنیم تا به تمامیت ارضی لبنان احترام بگذارد.
3 ـ بحران سوم به مساله عراق مربوط میشود. در عراق هم فرانسه یک موضع شفاف داشت و مخالفت حمله آمریکا به عراق بود. الان هم یک مقدار موضع فرانسه فوق کرده اما نه خیلی. هر چند سارکوزی دارد با آمریکا همکاری میکند ولی در عمق هنوز مخالف این حمله است و ما هم الان میخواهیم نقش خودمان را در عراق ایفا کنیم، روابط دیپلماتیک داشته باشیم و در آنجا سرمایهگذاری کنیم که تمامی این مسائل در جهت ثبات عراق خواهد بود.
4 ـ در مورد مساله انرژی اتمی ایران نیز ما خواهان حل آن در قالب سازمان بینالمللی انرژی اتمی هستیم و هیچگاه خواهان درگیری در منطقه نیستیم. ژاک شیراک در زمان ریاست جمهوری خود نماینده رئیسجمهور ایران را به حضور پذیرفت و بالاتر از آن سارکوزی نیز با نماینده مقام معظم رهبری در خصوص مسائل هستهیی ایران مذاکره کرده است. ما منتظریم این بحران با گفتوگو حل شود.
در این نکته نه تنها ما حقوق ایران را به رسمیت میشناسیم، بلکه هیچ کسی به این نکته توجه نکرده است که ما همواره گفته و میگوییم که ایران باید حتماً از انرژی هستهیی استفاده کند. نه تنها ایران نباید از انرژی هستهیی محروم شود بلکه باید از آخرین تکنولوژی هستهیی هم برخوردار شود و اصلاً نباید این نکته را فراموش کرد و در همین راستا هم به دنبال مذاکره با ایران هستیم تا مساله را حل کنیم.
نتیجهگیری
برای اختتام سخن به «اتحادیه مدیترانهیی» که سارکوزی پیشنهاد داد، اشاره میکنم که این قضیه خیلی جدی است و برای بازسازی کشورهایی که در حاشیه جنوبی مدیترانه قرار دارند، میتوانیم همکاری کنیم که این امر برای خود اتحادیه اروپا هم خیلی مهم است. اگر چه برخی میگویند امکان دارد «اتحادیه مدیترانه» رقیبی برای «اتحادیه اروپا» شود، اما باید گفت چنین چیزی نیست بلکه این امر در راستای منافع اتحادیه اروپاست، ضمن اینکه تاکید میکنم پیوسته شاهد استمرار در سیاست خارجی فرانسه هستیم؛ استمراری برای ثبات منطقه و ایجاد رفرم که از گذشته وجود داشته و استمرار مییابد. پس گسستگی در سیاست خارجی فرانسه وجود ندارد.