تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۷۵۶۳۴
چین و هند:

ترجمه، محمد فیروزآبادی: هندوستان تا به امروز موفق نشده است تا به عنوان یک قدرت بزرگ سیاسی در کنار رقیب ابرقدرت و دشمن نظامی سابقش یعنی «چین» خود را مطرح کند. اما حال و با توجه به روابط جدید دهلی نو با ایالات متحده آمریکا و با توجه به موقعیت استراتژیک و مناسب هند، سیاستمداران سرخ چاره‌ای جز توجه به این دشمن سابق ندارند. «ادوارد چیو» می داند که این دو کشور با وجود همه اختلاف‌ها تا چه حد به هم نزدیک هستند. «چیو» سی ساله و یک هندی چینی تبار است که در قلب شهر دهلی به ساخت و تولید چکمه های ورزش محبوب چگان اشتغال دارد. او که در خانواده‌ای با دو زبان هندی و چینی بزرگ شده است عقیده دارد: «در درجه اول خود را یک هندی می دانم اما بی تردید یک چینی نیز هستم.» «چیو» هم عضوی از از همان اقلیت نامتعارف است. در سرزمین 1/2 میلیارد نفری هندوستان تنها ده هزار چینی زندگی می کنند و این در حالی است که هندوستان و چین نیز دو کشور همسایه هستند. جامعه هندی چین نیز به همین اندازه کوچک و ناپیدا است و چیو از این مسئله در شگفت است که چطور امکان دارد هندی‌ها و چینی‌ها با وجود این نزدیکی جغرافیایی تا این حد غریبه بوده و اصولاً در مورد یکدیگر چیزی نمی‌‌دانند.
با وجود این انشقاق و جدایی بین دو ملت، از قرار معلوم نزدیکی هایی در سطوح سیاسی درحال شکل گرفتن است: از لحن کلام سیاستمداران دهلی نو این چنین برمی آید که احتمالاً آن دو دشمن نظامی و آن دو رقیب سرسخت اقتصادی رفته رفته در حال تبدیل شدن به دو همکار در راه مبارزه برای کسب جایگاه در اقتصاد و بازار جهانی و همین طور در حال تبدیل شدن به وزنه نظامی مشترک در آسیا بوده و هر دو کشور در پروژه‌ای مشترک خواهان افزایش سهم خود در بازار کشورهای پیشرفته هستند. نخست وزیر چین یعنی «ون جیابائو» در سال 2005 توانست با رهبری هند در مورد افزایش سقف مبادلات تجاری دو کشور از 13 میلیارد دلار فعلی به 20 میلیارد در سال 2008 به توافق برسد.
برای رسیدن به هدف یاد شده، برپایی نهادها و ادارات با مدیریت مشترک هر دو کشور و همین طور گسترش و افزایش جاده‌ها و خطوط ارتباطی ریلی و هوایی از جمله ضروریات به شمار می آید و علاوه بر آن طبق اعلام دولت‌های چین و هند: «همکاری در جهت احیا و استفاده از منابع نفت و گاز جهان سوم» بسیار ضروری است. اما مسئله مهم تر این که اگر هر دو کشور آسیایی یاد شده موفق به تغییر در برنامه هایشان شوند، یعنی احیاناً اگر همکاری های فعلی را در جهت تحقق بازار مشترک چین و هند برطبق الگوی اروپایی آن گسترش دهند، تعجب و شگفتی فعلی اروپا از همکاری میان این دو دشمن سابق، تبدیل به هراسی جدی خواهد شد. زیرا در این صورت یعنی در صورت تشکیل چنین بازار مشترکی در اروپا شاهد به وجود آمدن بزرگترین واحد اقتصادی با 5/2 میلیارد مصرف کننده خواهد بود که این رقم یعنی یک سوم جمعیت بشری. اما آیا همکاری های جدید چین و هند می تواند آغاز دورانی نوین باشد؟ در سال 1962 نیز این دو غول بزرگ اقتصادی آسیا که در آغاز جنگ سرد به دلیل خط مشی مشترک ضدامپریالیستی شان پیمان برادری بسته بودند، به ناگاه وارد جنگ با یکدیگر شدند. دولت چین در آن زمان به صورتی کاملاً مخفیانه و پنهانی خطوط مرزی با این همسایه جنوبی را به سود خود تغییر داده بود و پس از آن نیز منطقه هندونشین آکسای را به تصرف و اشغال خود درآورد. دولت هندوستان نیز به وسیله نیروهای مسلح خود نسبت به این اشغالگری، واکنش نظامی نشان داد که البته نتیجه‌ای جز شکست و شرمندگی برای هندوستان نداشت. و بدین صورت بود که دوران به عنوان نقطه حضیض روابط دو کشور در تاریخ معاصر ثبت گردید و هنوز هم آن مشکلات مرزی به صورت کامل حل و فصل نشده است.
در ماه مه سال 1998 یعنی پس از آنکه دولت هندوستان پنج بمب اتمی را به عنوان اهداف آزمایشی منفجر کرد، بار دیگر سردی بر روابط چین و هند حکمفرما شد. «جورج فرناندز» وزیر دفاع وقت هندوستان در سخنانی به صراحت اعلام کرد، « چین دشمن بالقوه شماره یک هند به شمار می آید.» با این وجود این دولت پاکستان (که زمان جدایی از هندوستان در سال 1947 و چند پاره شدن این شبه قاره سه بار با این کشور از در جنگ درآمده) بود هندوستان این عمل هندوستان را نه اقدامی برعلیه چین، بلکه پیامی تجاوزکارانه از سوی هند نسبت بین المللی پاکستان قلمداد کرد و در آن زمان با علنی کردن بمب های اتمی اش نسبت به این مسئله واکنش نشان داد.
جالب آنکه دولت پکن هم زمان که متوجه شد، همه نگاه‌ها در جهان به مناقشات میان هند و پاکستان معطوف شده است، چندان واکنش خشمگینانه‌ای نسبت به اقدامات اتمی هند نشان نداد و حتی از کنار اظهارات خصمانه وزیر دفاع وقت هندوستان نیز به راحتی گذشت.
دولت پکن در عوض با پذیرش تغییر و دگرگونی‌های هند در جهت تبدیل شدن به قدرت بی رقیب منطقه ای، تلاش هایی را در جهت نزدیکی به این کشور آغاز کرد. شوروی سابق و بعدها روسیه به دلیل بدگمانی همیشگی نسبت به چین، همواره با ارسال تسلیحات مدرن از هندوستان پشتیبانی می کردند و دولت ژاپن هم به دلیل اختلافات ارضی ریشه دار با چین، همیشه روابط خوب و سنتی خود با هند را حفظ می کرد و به همین دلیل بود که هند و ژاپن متقابلاً از تلاش های یکدیگر در جهت کسب کرسی دائم در شورای امنیت سازمان ملل پشتیبانی می کردند.
تمایل افزاینده ایالات متحده آمریکا نسبت به این شبه قاره آسیایی در چند سال پیش بیش از همه مایه نگرانی و تشویش احزاب کمونیست چین و هند گردید. در بهار سال2000 «بیل کلینتون» به عنوان اولین رئیس جمهور آمریکا پس از سال 1978 از هندوستان دیدن کرد تا بدین صورت روابط دو کشور بیش از پیش گرم تر شود. حاصل سفر رئیس جمهور وقت امرکا به هند امضای «سند چشم انداز»ی بود که به همراه نهست وزیر وقت هند یعنی «واجپایی» به امضا رسید، سندی که بر پایه آن روابط از نظر کیفی نوین و تنگاتنگ میان این دو بزرگترین دموکراسی های دنیا را موجب می شد. کلینتون درباره این سند چشم انداز گفت: « از بسیاری جهات، کاراکتر و خط مشی قرن بیست و یکم وابستگی شدیدی به موفقیت همکاری های کشورهای ما در جهت صلح، رفاه، دموکراسی آزادی دارد» از محتوای این سخنان و با توجه به مفاد آن چسم انداز می شد حدس زدکه پس از آن باید در انتظار ایجاد موانع زیاد در راه ارتباط کمونیست های چین و هند با یکدیگر بود.
مسئله شگفت انگیز دیگر، برخورد تبعیض آمیز دولت ایالات متحده در ارتباط با فعالیت‌ها اتمی هند است. آمریکا در همان حال که درصدد وضع تحریم های وسیع بر علیه ایران و کره شمالی (وبا وجود آنکه هیچ مدرک و سندی در رابطه با فعالیتهای غیرصلح آمیز ایران در دست ندارد) نه تنها هندوستان را به خاطر نادیده گرفتن پیمان های منع گسترش سلاح های هسته‌ای سرزنش نمی‌‌کند بلکه پرزیدنت بوش ضمن دیدار اخیرش از این کشور اطمینان دادکه آمریکا به هند سلاح های جنگی خواهد فروخت و با این کشور در رابطه با فعالیتهای غیرنظامی هسته‌ای همکار ی و بدین صورت نام هندوستان را از لیست دولت های خطرناک هسته‌ای حذف خواهد کرد. و به این ترتیب بوش خط مشی‌ای را کامل کرد که زمانی کلینتون آن را آغاز کرده بود.
از زمان حملات یازده سپتامبر دولت هندوستان که تا آن زمان جزء دولت های غیرمتعهد به شمار می آمد، عملاً در ردیف یکی از متحدین آمریکا درآمد. پرزیدنت بوش در جریان دیدار تابستان گذشته «مان موهان سینگ» نخست وزیر هنداز امریکه گفت : «روابط میان دو کشور تا سطح همکاری های جهانی گسترش پیدا می کند» و از نظر بوش این مسئله به معنای «خواست جهانی در جهت کسب ثبات، دموکراسی، رفاه و صلح در سراسر جهان»است. به گفته بوش هندوستان دولتی مسئولیت پذیر و آگاه است که یکی از پیشرفته ترین تکنولوژی های هسته‌ای را در اختیار دارد.
مان موهاگ سینگ نیز متقابلاً در آن دیدار ماه جولای گذشته به دلیل به قول خورش عزم راسخ و رهبری آمریکا در جنگ بر علیه تروریسم جهانی، تقدیر و بر ارزش های مشترکی چون شفافیت و صاحت در روابط دو کشور تاکید کرد.
با اصطلاح این کنسرت دو نفره رهبرانی هند و امریکه باری سیاستمداران چین نغمه‌ای ناساز بود که پیش از هر چیز نوای ضدچنینی از آب به گوش می رسید. « کای مولر» کارشناس ارشد بنیاد علوم و سیاست در برلین عقیده دارد: « البته شک نداشته باشید که دنیای سیاست آمریکا نغمه سرایانی هم دارد که سازها را مخالف چین کوک کرده اند. نزدیکی دراماتیک آمریکاو هند رفته رفته به یک پیمان تبدیل خواهد شد.» به عقیده این کارشناس آمانی باید توجه داشت که استقرار نیروهای آمریکایی در آسیای مرکزی، ژاپن، افغانستان و پاکستان حکم حلقه محاصره‌ای داردکه هر روز بیشتر از روز پیش عرصه را بر چین تنگ خواهد کرد.
در عین حال کارشناسان و مقامات هندی امروز هم به مانند قبل با نگاهی آکنده از حسادت به پیشرفت و توسعه در چین می نگرند. در همان حال که هند از رشد اقتصادی سالانه هفت درصد برخوردار است چین از رشدی بالغ بر نه درصد سود می برد. چین در حال حاضر شهرهای سوپرمدرنی چون شانگهای را برای ارائه به دنیا دارد، درحال که یافتن چنین شهری در هندوستان به چیزی شبیه رویا می ماند. سرمایه گذاری خارجی در هندوستان هنوز هم برای سرمایه گذار مخاطره آمیز تر از سرمایه گذاری در چین به حساب می آید. حتی رفت و آمد سیاستمداران در چین بیشتر از هندوستان است. « گرهارد شرودر» صدراعظم سابق آلمان در طول دوران صدرت خود شش بار به چین سفر کرد، در حالی که سفرهای وی به هند بیش از دو بار نبود. شرودر درمورد چین دست و دل بازی های دیگری هم در داخل آلمان نشان داد و هنگامی که در بهار2005 مذاکرات اتحادیه اروپایی در مورد تمدید یا لغو تحریم های تسلیحاتی علیه چین در جریان بود، شرودر از جمله موافقان لغو این تحرم‌ها به شمار می آمد. و همه این فعالیت‌ها و مواضع در بایگانی سیاست خارجی هند ثبت و ضبط شد.
«جیپیدشپاند» استاد علوم سیاسی دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلی نو عقیده دارد که با همه این احوال امتیازات هندوستان نسبت به چین بیشتر است زیرا به گفته وی: «چین از سنت دموکراسی برخوردار نبوده و سیاست این کشور همواره بر پایه اقتدارطلبی استوار بوده واز نظر تاریخی همیشه گرایش به تمرکزگرایی شدید داشته است و دیکتاتوری مانو نیز ده‌ها سال مانع پیشرفت و توسعه در این کشور شد» دشپاند در مقام یکی از کارشناسان برجسته امور چین و هند بیش از هر چیز بر اشتراکات این دو ملت تاکید داشته و می گوید: «چین و هند دو کشور بزرگ هستند، دو کشور قدیمی و همسایه که از بزرگترین جمعیت های جهان برخوردارند. اگر بخواهیم اشتراکات این دو کشور را فهرست وار بیاوریم شاید تبدیل به کتاب قطوری شود.»
کمتر فرد تحصیلکرده هندی در مورد اختلافات و تفاوت های دو دولت چین و هند صحبت می کند، اما مردم عادی در هند نظر دیگری دارند و به گفته یک راننده ریگشا در دهلی به نام «ماننراپاسدان» : « چینی‌ها هر جنبنده‌ای را می خورند اما افتخار ما این است که فقط غذاهای گیاهی می خوریم.» البته هانندرا از تعداد زیاد احکام اعدام در چین نیز خبر داد و می گوید: « آنها چپ و راست حکم اعدام صادر می کنند و آدم‌ها را مثل حشرات می کشند.» اما انچه در مورد چین بیش از هر چیز دیگر موجت اعتراض افرادی مثل پاسدان می شود، این است که چینی‌ها به قول معروف دین و ایمان مشخص و درست و حسابی ندارند :«کسی که فقط به پول درآوردن فکر کند، نمی‌‌تواندانسان خوبی باشد»
البته این طور نیست که هندی‌ها به فکر پول نباشند بلکه مشکل اینجاست که آنها چندان موفقیتی در این راه کسب نکرده و نمی‌‌کنند. با این حال هندی‌ها از بسیاری جهات دیگر نیز خود را برتر و جلوتر از چینی‌ها تصور می کنند. مردم عادی هند بر این عقیده اند که کشورشان پس از شکست نظامی از چین در سال 1962 به مراتب از نظر نظامی قوی تر شده است. علاوه بر آن خود را از نظر اقتصادی هم پیشرفته تر تصور می کنند و دلیل اصلی شان بری اثبات این امتیاز این است که تقریباً همه هندی‌ها می توانند به زبان انگلیسی صحبت کنند و چینی‌ها از چنین استعدادی برخوردار نیستند! از نظر سیاسی هم هندوستان همچنان بزرگ ترین دموکراسی دنیا محسوب می شود و چین برعکس. هنگامی که در سال های آغازین دهه نود شورش های متعددی در چین شکل کرفت هندی‌ها با خوشحالی این وقایع را دنبال می کردند زیرا از نظر آنان با وجود آنکه این مسئله می توانست گشایش بازارهای جهانی هند راکمی به تعویق اندازد، اما وخیم تر شدن اوضاع در چین چه بسا باعث می شد همکاری های بیشتری به ویژه از نظر اقتصادی میان این دو رقیب قدیمی شکل بگیرد.
تاپلئون بنا پارت امپراطور فرانسه دویست سال پیش گفته است : « بیداری در چین، دنیا را به لرزه در می آورد.» این جمله را ادوارد چیو یا همان سازنده چکمه های چوگان در کتابی خوانده است و می گوید: «ناپلئون حتی فکرش را هم نمی‌‌کرده که هندوستان چه آینده‌ای خواهد داشت. چین و هند با هم به بیداری خواهند رسید و کسی چه می داند شاید این بیداری در بستری مشترک شکل بگیرد.»