م - همدانی
واقعه انفجار در حرم مطهر سامرا، که حادثه استثنایی بود که تاثیرات مهمی در صحنه سیاسی عراق داشت.
این حادثه را در دو بخش طراحی و اجرا میتوان ارزیابی کرد، مجریان این حادثه چندان اهمیتی ندارد و کار هر فرد یا گروهی که باشد اهداف آن فراتر از خواستههای گروهی میباشد. انفجار حرمین شریفین سامرا ابعادی داشت که تاثیر آن حتی فراتر از مرزهای عراق قابل لمس است. طراحان این انفجار اهدافی داشتهاند که مربوط به طرحهای استکباری و سلطه بر کل عراق و منطقه میباشد.
در سیر تحول حوادث داخلی عراق و حملات و انفجارهای درون این کشور مشاهده میکنیم که به فاصله کمی از سقوط صدام و شکل گرفتن نیروهای داخلی این کشور، جهت حملات گروههای مسلح بجای نیروهای آمریکایی متوجه شیعیان عراق گردید. در این حملات گروههای شیعه و اجتماعات مذهبی و سیاسی آنان مورد تهاجم قرار میگرفت. انفجار حرم سامرا یک تغییر جهت در سیر این حوادث بود که این بار یک مکان مذهبی متعلق به شیعه بجای افراد مورد تعرض وحشیانه قرار میگرفت.
حرم سامرا دارای پنج نشانه از امام زمان (ع) میباشد. پدر، مادر، پدربزرگ و حکیمه خاتون و عمه گرامی امام حسن عسگری (ع) چهار شخصیت مرتبط با امام زمان (ع) میباشند که مزار همگی آنان در یک ضریح قرار دارد. علاوه بر آن سرداب مقدس که یادآور شروع غیبت امام زمان (ع) میباشد در روبروی همین ضریح قرار دارد. اینها نشانههایی است که دلهای منتظرین امام زمان (ع) را به این مکان مقدس میکشاند و جایگاه ویژه ای در فرهنگ انتظار شیعه به آن میبخشد.
حمله وحشیانه به این حرم و بکارگیری دقیق مواد منفجره که گنبد را تخریب کند و دیوارها را فرو بریزد و ضریح مطهر را در زیر خروارها خاک مدفون کند، تلنگری محکم برای تحریک شیعیان بود تا آنها را برای شروع یک جنگ خانگی با اهل سنت تشویق کند. تخریب این مکان که عکس و گزارش آن دل هر شیعه را بدرد میآورد، یک تحریک پیوسته بود که بدون شک طراحان اصلی این حادثه آن را در معادلات خود مد نظر قرار داده بودند. آنها میدانستند شیعیان در این ماتم اختیار از کف میدهند و ممکن است دست به اعمالی بزنند که نتیجه آن ابعاد طراحی انجام گرفته را برای رسیدن به مقصود آن تکمیل کند.
طراحی این انفجار فقط در بخش عملیات کماندویی نبود. کماندوهای تبلیغاتی با تسلط صهیونیستها بر بنگاههای خبری جهان اینگونه خبر دادند که رقابتهای داخلی گروههای قدرت در عراق علت این حادثه است و معنای این خبر آن بود که اهل سنت در برابر قدرت گیری شیعیان در این کشور به خشم آمده اند.
قبل از آن نیز زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق گفته بود وزرای کشور و دفاع عراق باید مطابق میل آمریکا تعیین شوند و البته بعد از حادثه سامرا در مقالهای صراحتا خواستار اعطای قدرت بیشتر به اهل سنت عراق شد تا حوادث تروریستی کاهش پیدا کند. خلیل زاد در حقیقت به بیان منظور از این عملیات پرداخت و آن تاکید بر حق بیشتر برای اهل سنت بود. این سخنان تحریک اهل سنت به تکرار عملیاتی از این قبیل بود تا شاید جنگ نامطلوب آنها آغاز شود. خلیل زاد کماندوی سیاسی این طرح بود که در کنار دیگر اجزای توطئه به ایفای نقش مشغول بود.
اما آیا واقعا این فاجعه توسط اهل سنت انجام شده بود؟ ممکن است طراحان برای اجرای نقشه شوم خود از برخی غافلان کمک گرفته باشند، اما اهل سنت نیز قرار بود قربانیان این طراحی باشند. طراحی اسراییل و آمریکا این بود که جنگ شیعه و سنی آغاز شود. البته اشغالگر اصلی عراق تمایل دارد که بدون هر گونه مخالف، حضور خود را درعراق حفظ کند اما با همبستگی ملت عراق این رویا برای آمریکا دست نیافتنی میباشد. گزینه دوم آمریکا برای باقی ماندن در عراق ایجاد بر در گیریهای داخلی است تا به عنوان یک میانجی و فرشته امنیت به مردم این کشور که قرار است با این طراحیها گرفتار جنگ داخلی شوند آرامش اعطا کند.
با هوشیاری رهبران عراق و بخصوص حضرت آیت الله العظمی سیستانی و با آگاهی بخشی دیگر علما و بخصوص پیام روشنگرانه رهبری احساسات مردم عراق کنترل شد. گردهمایی همه رهبران عراق اعم از کرد و سنی و شیعه در مسجد ابوحنیفه بغداد و صدور بیانیه ای که در آن بر خروج نیروهای اشغالگر تاکید شده بود نشان داد که این بار هم تیری که اسراییل و آمریکا بصورت مشترک رها کرده بودند به هدف نخورد. تماس تلفنی بوش که همزمان با گردهمایی مذکور با این رهبران انجام شد مانع از آن نگردید که فتنه گر اصلی فراموش شود.
به دعای امام زمان (ع) تهدیدی که میرفت کام دشمنان را شیرین کند به فرصتی تبدیل شد که دشمنان ملتهای مسلمان را بار دیگر به عقب راند. این فرصت شیرین که باعث همبستگی بیشتر ملت عراق و شناختن دشمنان اصلی آنان شد ادامه همان تقدیر خداوندی است که قرار است این نهضت را به نهضت موعود جهانی متصل نماید.