کمال زارعی / کارشناس روابط بینالملل
«کاندولیزا رایس» وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا چندی پیش طرحی را تحت عنوان «کمک به پیشبرد دموکراسی در ایران» به کمیسیون امور امنیتی و سیاست خارجی سنای آمریکا ارائه کدر و در آن براختصاص بودجهای به مبلغ 75 میلیون دلار برای عملیاتی کردن آن درخواست نمود. گفته میشود 20 میلیون دلار از بودجه درخواست شده رایس برای کمک مالی به سازمانهای غیردولتی، گروههای فعال حقوق بشر و دانشجویان در نظر گرفته شده است و مابقی نیز قرار است صرف تأسیس و توسعه شبکههای رادیویی و تلویزیونی و سایتهای اینترنتی فارسی زبان شود تا مبلغ دموکراسی و البته از جنس و کیفیت غربی و موردنظر آنها باشند. گرچه ارائه طرحهایی برای ایجاد پیوستگی جمهوری اسلامی ایران با ساختار مورد نظر غرب و خاصه آمریکا و ایجاد الگویی غرب پسند از آن در دوران رؤسای جمهوری پیشین کاخ سفید نیز وجود داشته است اما در چند سال اخیر و در دوران زمامداری «جرج بوش» شاهد ارائه طرحهای گوناگون با هدف واحد که به اخص کلمه یعنی ایجاد انشقاق و انکسار بین نظام جمهوری اسلامی ایران، مقامات و مسؤولان نظام و مردم ایران اسلامی بوده و هستیم که در این خصوص میتوان به طرح «قانون دموکراسی ایران» در اردیبهشت سال 1382 ارائه شده از سوی سناتور براون بک از ایالت کانزاس، طرح «2466» با عنوان قانون، آزادی ایران و حمایت از دموکراسی در خرداد ماه 1382 ارائه شده توسط شرمن نماینده ایالت کالیفرنیا، طرح «آزادی و حمایت ایران 2004» در تیر ماه 1383 ارائه شده از سوی سناتور ریک سنتورم و جان کورنین و طرح «ترویج مردم سالاری و احترام به حقوق بشر در جمهوری اسلامی» در فروردین ماه 1384 ارائه شده از سوی اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه آمریکا اشاره کرد.
آمریکا که در راستای گسترش حوزههای نفوذ و آماده سازی برای حضور مؤثر در حوزههای استراتژیک همچون خاورمیانه و قفقاز چندی پیش با هدایت و سازماندهی نافرمانیهای مدنی منتج به انقلابهای مخملین و رنگین در گرجستان و اوکراین به ظاهر به هدف خود در تغییر رژیمهای وابسته به اردوگاه روسیه نائل آمد، در صدد است تا با شعار اشاعه آزادی و گسترش دموکراسی در جهان به تکرار الگوهای این چنینی در دیگر کشورهای منطقه نیز بیاندیشند. از این رو طرح ارائه شده از سوی رایس با عنوان «کمک به پیشبرد دموکراسی در ایران» نمونه مشابهی از طرح حمایت از دموکراسی در گرجستان و اوکراین و با اختصاص بودجهای قریب به بودجههای اعلانی اختصاص یافته برای آن کشورها است که پیروی کورکورانه سیاستمداران آمریکا از الگوی تجربه شده در گرجستان و اوکراین را با هدف زمینه سازی و تهییج قاطبه مردم برای تکرار الگویی مشابه انقلابهای رنگ باخته رنگین در ایران اسلامی نمایان میسازد. البته با مطالعه دقیق و بررسی کارشناسانه جنبههای مختلف انقلابهای رنگی در حوزه نفوذ سنتی روسیه، میتوان به وضوح عدم سنخیت و قیاس معالفارق این دو کشور را با جمهوری اسلامی ایران دریافت و بطلان این استراتژی را از هم اکنون اعلام کرد. بیدرنگ میتوان بر این عقیده بود که این طرح مبتدیترین اصول و خصوصیات حاکم بر نظام جمهوری اسلامی ایران را نادیده گرفته است و به تفاوتهای بیشمار میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای با حاکمیت متزلزل آسیای میانه و مرکزی توجه نکرده است، که میتوان در این خصوص به برخی از موارد ذیل اشاره کرد:
1 - جمهوری اسلامی ایران از حاکمیتی پایدار و مبتنی بر ایدئولوژی منبعث از دین مبین اسلام برخوردار بوده و بیشک همه گروهها، احزاب و طیفهای سیاسی در چارچوب پذیرفته شده و در قالب برنامههای توسعه همه جانبه حرکت خواهند نمود و تفاوت سلیقه و علاقههای فیمابین، بیانگر تفاوت خط و مشی در اصول نیست.
2 - با وجود رژیمهای متأثر از انقلابهای رنگین که به علت فسادهای اداری و مالی و متأثر از الیگارشیهای موجود در خود شاهد تغییرات اصولی در ساختار حاکمیت شدند و مردم خسته از بیاعتنایی دولتها به توسعه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به سمت در باغهای سبز غرب سوق یافتند، دولت جمهوری اسلامی ایران و خاصه دولت نهم از وجههای کاملاً ناسیونالیستی برخوردار است و این امر تقابل بین مردم و دولت را اجتناب پذیر میسازد.
3 - هزینههای مستمر و قابل ملاحظه آمریکا برای حمایت از بریدگان از ملت و پناه آورندگان مرعوب به دامن غرب با تلقی خام حمایت از نمایندگان مورد پذیرش مردم، اشتباه استراتژیک دیگری است که برای ایالات متحده آمریکا به علت ناآشنایی با خواستهای عمومی ایرانیان شکل گرفته است و هزینه و امید واهی بستن به نمادها و تندیسهای شیشهای است که از حداقل پایگاه اجتماعی برخوردار نیستند.
البته طرح فوقالذکر باید مسئولان و ملت ایران را بیش از پیش به برنامههای متکثر و مستمر دشمن ایدئولوژی و نظام جمهوری اسلامی یعنی آمریکا هوشیارتر ساخته و به منشوری جهت حفظ اتحاد و یکپارچگی ملی مبدل شود.