کارشناس: دکتر برهانی
موضوع: بررسی خلق و خوی مدعیان
دکتر برهانی: مباحث ما اصطلاحاً در مورد بهداشت روان و رفتار است و اختلالاتی که در حوزه تفکر اتفاق میافتد و منجر به مسائلی از قبیل توهم و هذیان میشود. ما از اینها به اختلالات سایکوتیک تعبیر میکنیم. اختلالات جنون، اختلالات هذیان نیز تعبیر میشود. معیارهائی را برای شناخت و تشخیص اینها مطرح میکنیم. اختلالات اساسی که در اعصاب و روان وجود دارد در هفده گروه متفاوت طبقه بندی میشود و بیش از سیصد نوع اختلال تاکنون شناخته شده است.
شناسائی این اختلالات هم براساس معیارهای مطرح میشود. بنابراین شاید تا چند سال قبل، تشخیصها سلیقهای بود که براساس یک سری علائم جزئی تشخیصی را مطرح میکردند و اصطلاحاً برچسبی به افراد زده میشد تحت عنوان بیماری روحی و روانی. برای حل این مشکل انجمن علمی روانشناسان نشستهای مختلفی را برگزار کردند که طی پژوهش روی کیسهای مختلف برای هر اختلالی یک سری معیارهای را قرار دادند. که برای تشخیص حداقلی از این معیارها بایستی وجود داشته باشد. تشخیصهای سلیقهای که مطرح میشود ممکن است که درمانهای نابجا صورت بگیرد و ممکن است جایگاه اجتماعی، شغلی و فرهنگ افراد گاهی مخدوش بشود. مثلاً کسی که ادعا میکرد که فردی دچار اختلال روانی است براساس یک سری مسائل میلی و فردی و جایگاه آن فرد در اجتماع این مسئله را بیان می کرد.
در علم روانشناسی به جای بیماری از کلمه اختلال استفاده میشود به علت اینکه در بیماریها علت واحدی وجود دارد مثلاً کسی که دیابت دارد بخاطر کمبود یا فقدان انسولین است. چون در اختلال Multi Facturialچندین عامل دست به دست هم میدهند تا آن اختلال شکل بگیرد این عوامل ممکن است یک پروسه ژنتیک باشد یا عوامل محیطی، ذهنی، روانی، اجتماعی و زیست شناختی هم روی این مسئله مداخله دارد. اختلالی مثل افسردگی را شما در نظر بگیرد که این چند عامل در آن دخیل هستند و در درمانش هم باز عوامل متعددی مؤثر است. اختلالات اساسی مثل افسردگی ماژور. ، اختلال خلقی، اختلال دو قطبی که اختلالی است که یک قطبش افسردگی است و یک قطبش شیدائی و سرخوش بیش از حد. همینطور اختلالات اضطرابی، وسواس و اختلالات سایکوتیک یا جنون که مشخصه اصلی اختلالات سایکوتیک توهم و هذیان است. هذیان یک اشکالی است در محتوای تفکر فرد. بنابراین فرد عقائدی را بیان میکند که استدلال پذیر نیست و با مسائل واقعی و فرهنگی منطبق نیست. وقتی که شکل هذیان داشته باشد دیگر استدلال پذیر نیست و مصرانه تأکید بر روی اعتقادش میکند. توهم، یک نوع اختلال در اداراک فرد است. در حواس پنچگانه فرد است. بنابراین فرد دچار توهم شنوائی، بینایی، لمسی، چشایی یا بویائی میشود و گاهی هم دچار توهمات احشائی میشود و معتقد هستند که مثلاً در مغزشان یک ماری حرکت میکند یا حشرهای حرکت میکند. بیماری داشتیم که ایشان دچار توهم احشائی شده بودند و اعتقاد داشت که در رگهایش موجودات ریزی حرکت میکنند باری اینکه ثابت بشود برای این فرد که چنین مسئلهای نیست. خون ایشان را گرفتند برای آزمایش که برای آن شخص ثابت بشود که چنین چیزی وجود ندارد در اینجا استدلال برای ایشان نقشی ندارد. توهم احشائی مقداری به هذیان شبیه است این فرد مدعی بود که موجودایت که در خون او وجود دارند از جائی هدایت میشوند. در واقع یک تفکر جادوئی برای اینها حاکم است. همه چیز برای اینها سحر آمیز و دچار مسخ واقعیت و مسخ شخصیت میشوند. امکان دارد که این توهمات تثبیت بشود و فرد سالها با این مسئله زندگی میکند.
گاهی سایکوتهای تحمیلی هستند. یعنی جنونهای تحمیلی. یعنی یک فرد غالب وجود دارد و بقیه افراد مغلوب هستند و معمولاً مدعیان این اختلالات را دارند. سایتهای اینترنتی هم برای خودشان طراحی میکنند و ارتباط برقرار میکنند و مخاطبین زیادی در سطح دنیا دارد. که ما این را سایکوز تحمیلی اطلاق میکنیم. در جنون تحمیلی آنچنان فرد با صلابت محبت میکند راجع به ادعای خودش، آنقدر محکم صحبت میکند افرادی که معمولاً شخصیت منفعلی دارند به سرعت تحت تأثیر قرار میگیرند شیفته و مرید او میشوند و ممکن است که حاضر بشوند فداکاریهای خیلی چشمگیر و قابل توجهی انجام بدهند مثلاً یک کار انتخاب انجام بدهند. اختلال دو قطبی، در قطب افسردگیاش و هم در قطب شیدائی ممکن است که یک تابلوی جنون اضافه بشود. در اینجا هم علامت مشخصه جنون توهم و هذیان است و این در یک افسردگی ساده هم ممکن است اتفاق بیافتد. در افسردگی بعد از زایمان خانمها ممکن است این مسئله پیش بیاید.
اختلالات جنون درچند گروه طبقهبندی میشود که مخوف ترین آنها اختلال اسکیزوفرنی است. در این اختلال علائم فال و مشخص همان توهم و هذیان است. فرد صداهائی را میشنود که به او دستور میدهند که کاری را بپذیر و مأموریتی را انجام بدهد. این توهمات گاهی وحشتناک میشود و برای اطرافیان میتواند خطرناک باشد. خیلی از اوقات که شما صفحه حوادث جراید را نگاه کنید میبیینید که قتلهای اتفاق افتاده مثلاً پدر یک خانواده دچار این اختلالات شده و مرتکب قتل اعضای خانواده شده است. در واقع آن توهم شنوائی به شکل فرد را تحت تأثیر قرار میدهد که آن مأموریت را باید انجام بدهد ما در پژشکی قانونی با موارد زیادی مواجه هستیم. سال گذشته در پژشکی قانونی شهر قم موردی ارجاع شد آقائی که توهمات شنوائی داشت و براساس آن توهمات و هذیانها منجر به جنایت فجیعی شده بود که سرخانم خود را که خواب بریده بود. این فرد بصیرت کامل را نداشت. ایشان از کاری که انجام داده بود دفاع میکرد استدلالهای محکم برای خودش داشت شاید اگر یک شخص عادی صحبت میکرد او هم با او همدلی میکرد و همراهی میکرد. این فرد در کمیسیون تخصصی مورد بررسی قرار گرفت و مورد ارزیابی روانی قرار گرفت. دچار هذیان حسادت شده بود. به هر حال حدانی که مکرر به ایشان دستور انجام این جنایت را میداد به دلیل خیانت همسرش. ایشان برای خودش یک سیستم هذیانی منفی را تشکیل داده بود تمام رفتار همسرش را به این سیستم متصل میکرد. آن چیزی که در اغلب افراد با ادعاهای عجیب و غریب ارتباط با مخاطبین خود برقرار میکنند همین اختلال جنون است. از نظر زیست شناسی هر روز که بگذرد یک علت جسمی برای این مسائل پیدا میشود.
همانطور که میدانید تمام هیجانات و رفتارهای ما توسط یکی سری ناقلهائی کنترل میشود بنام ناقلهای عصبی. مثلاً در بحث جنون ناقلهای عصبی افزایش پیدا میکند. ناقلهای عصبی در هر آزمایشگاهی قابل اندازهگیری نیست. مثل هورمونها نیستند که اما از روی علائم ما متوجه میشویم که کدام ناقل عصبی افزایش پیدا کرده است. پی یکی از عوامل مسئله جسمی است. ناقلهای عصبی دیگری وجود دارد ک درهمان اختلال دو قطبی که عرض کردم با پیشرفت تکنولوژی مشخص میشوند. الان یک صحبتهائی در مجامع علمی مطرح است که واژه روان و روح را از روی این اختلالات بردارند. علتش این است که همه متفق القول هستند که روح چیز ناشناخته ایست در حیطه شناخت ما نیست و این اصطلاحاتی که از سالهای دور استفاده شده است از قبیل روانشناسی، روانپژشکی و اینها در حال تغییر هستند و به جایش از واژهای بنام علوم عصب شناختی، رفتارشناسی استفاده کنند. ما معمولاً توصیه میکنیم به مشاوران که از مطرح کردن عنوان بیماری روحی یا روانی جلوگیری بشود تشخیص مطرح نشود.
برای مطرح کردن اینها معیارهای لازم است و زمان نیز اهمیت دارد و هم اختلال عملکردی که فرد در زمینههای مختلف پیدا میکند برای تشخیص مهم است. زمان حداقل شش ماه این علائم باید وجود داشته باشد که در جنون گذرا حداقل زمان باید بیست و چهار ساعت باشد و گاهی هم ممکن است بیشتر طول بکشد و حداکثر تا یک ماه طول بکشد. اسکینروفرنی فرم یک اختلال دیگری شبیه اسکینروفرنی یعنی جنون است اما حداکثر زمانش شش ماه است اما در اسکینروفرنی یعنی اختلال عجیب و غریب حداقل زمان شش ماه است و اختلال هذیانی که یکی دیگر از این اختلالات است.
اما معیارهای تشخیصی که ما برای اختلال سایکوز یا جنون مطرح میکنیم حداقل دوتا از علائمی که ذکر شد در طی یک دروه یک ماه وجود دارد. این یک دوره یک ماهه را دوران فعال بیماری نام میبریم. کسانیکه ادعاهای عجیب و غریب دارند که هیچ منطقی را نمیتوانید برایش بیاورید این یک هذیان است مانند اینکه مدعی است که فردی از کره مریخ دارد او را کنترل میکند یا اینکه به او وحی میرسد یا الهامات میرسد. مکرر داشتیم که افرادی را که علامت اصلیشان ادعای الهام و وحی یا ادعای امامت است.
* آقای حجامی: فرمودید که اینها ادعا میکنند و تنها علامت اینها همین ادعایشان است شاید این ادعا درست باشد. آیا راهی برای درستی و نادرستی این ادعا وجود دارد.؟
** دکتر برهانی: ما یک سری معیارهائی داریم که حداقل چند تا از این معیارها باید وجود داشته باشد و بعد از آن عملکرد فرد در زمینههای مختلف. قبلاً خیلی سلیقهها دخالت داشت اما بعد معیارها را مطرح کردند. چون خیلی از اینها مشکلی ندارند تا این اختلال را مطرح کنیم افرادی ممکن است که با صحبت کردن قانع شوند. حداقل معیار باید وجود داشته باشد به علاوه اختلال در عملکرد هم وجود داشته باشد.
* آقای حجامی: ما کسانی را داریم که در زندگیشان هیچ اختلالی وجود ندارد اما ادعاهایی هم دارند آیا میشود گفت که اینها چیزهای نهفتهای در وجودشنان هست که ما آنها را پیدا نکردهایم؟ آیا اینها بیمار هستند یا مجرم؟
** دکتر برهانی: قطعاً همین طور است. سیر بحث ما این است که اینها بیمار هستند. شاید بعضی افراد که غیر متخصص هستند با این افراد صحبت بکنند و تحت تأثیر قرار بگیرند مثلاً یک بیماری ما داشتیم ایشان قائل بود که نظریه ولایت فقیه در کهکشانها را نوشتم و بررسی کردم. جالب اینکه در یکی از دورههای ریاست جمهوری از ایشان به کرات به عنوان سخرانی دعوت کرده بودند.ما با خانواده و بستگان ایشان صحبت کردیم. ایشان دیپلم نداشت اما تحت عنوان پرفسور از ایشان برای سخنرانی دعوت میکردند و آنقدر با صلابت و محکم مسائل را بیان میکرد. در آن تفکر جادوئی گاهی خود فرد اعتقاد دارد به آنچه میگوید. این اعتقاد جنبه هذیان پیدا کرده است. استدلال شما دیگر برای ایشان ثمرهای ندارد. این افراد اغلب ضریب هوشی خوبی دارند. اینها برای اعمال عقاید و هذیان خودشان دنبال جائی میگردند که این کار را اعمال کنند و در سطح وسیعی بتوانند کارشان را صورت بدهند. بنابراین آنچه که مهم است جمع این علائم است ممکن است کسی اختلال شخصیت داشته باشد شیاد باشد کسی باشد که بخواهند به منافع مادی و موقیعتی برسد میآید ادعائی میکند در حالیکه میداند که این ادعایش کذب است یعنی این فرد به کاری که انجام میدهد بصیرت دارد. این اختلال جنون ندارد بلکه اختلال شخصیتی دارد و در واقع افرادی که anti social ضد اجتماع هستند اینها ممکن است ادعاهایی داشته باشند که این ادعاها به نوعی استدلال پذیر هم باشد و حداقل خودش میداند که این ادعا است و درست نیست. یک چیزی سر هم بندی کرده است. و به جامعه القاء میکند برای اینکه به یک نفع ثانویه برسد. این میشود اختلالات شخصیت. در مورد اختلالات سایکوز که چه طور تشخیص بدهیم. یکی از معیارها تکلم نابسامان است یعنی وقتی کسی که اطلاعات علمی دارد با این فرد که دچار سایکوز یا جنون است صحبت میکند متوجه میشود و این فرد مرتباً از قطار تفکر خارج میشود بی ارتباطی مکرر دارد و اشکال در تفکر انتزاعیاش است. رفتارشان آشفته و نابسامان است و همینطور علائم منفی مثل انزوا ممکن است وجود داشته باشد. اکثر اینها یکدوره از انزوا را طی میکنند. علائم منفی دیگر مثل سکوت، بی ارادگی. اینها در غالب ریاضت کشی ممکن است مطرح بشود. در اینجا بصیرت فرد شبی است یعنی تا حدی متوجه اشکالات هست. و وقتی میخواند او را درمان کنند مقاومت میکند و خود را بیمار نمیداند در اینجا کاملاً بصیرت ندارد و وارد مرحله فعال سایکوتیک یا جنون نشده است. هذیانهای غریب یا شنیدن دو صدا برای برای متخصص کافی است. گاهی شخص هذیانهای عجیب و غریبی میگوید مثلاً میگوید که من را کنترل میکنند اطلاعات دنبال من است این بعید است اما امکان پذیر است اما گاهی هذیانها خیلی غریب است مثلاً بگوید که به او وحی میشود یا دوصدا در مورد این فرد دارند صحبت میکنند و میشنود که راجع به او دارند قضاوت میکنند یا اهانت میکنند گاهی دستور به او میدهند.
خطرناکترین آنها همان نوع توهمات آمرانهای است که این افراد پیدا میکنند که براساس آن مرتکب جنایات میشوند. مثلاً ما بیماری داشتیم که معتقد بود که ماه را حرکت میدهد مثلاً از کرج پیاده میآمده تا نزدیک قم و میگفت من که میآمدم ماه را هم همراه خود حرکت میدادم. این یک نوع هذیان عجیب است که فرد دچار میشود. یا مدعی هستند که سبب طلوع و غروب خورشید هستند. یا بیمارانی که معتقدند کسی از راه دور فکرشان را کنترل میکنند یا بر عکس. اختلال در عملکرد شغلی و اجتماعی اینها هم پیدا میشود. گاهی اوقات آنقدر این افراد بر مسائل مسلط هستندکه می توانند پیروانی برای خود جمع کند و تلاش کند برای گسترش آن. مدت علائم را عرض کردیم که حداقل شش ماه برای اختلال جنون اساسی است که یک ماه از این علائم باید فعال باشد یعنی توهمات و هذیانها در این مرحله باید وجود داشته باشد.
* آقای ربانی: آیا این علائم رفتاری که فرمودید درطول هم هستند یا امکان دارد هم زمان باشند؟
** دکتر برهانی: میتوانند هم زمان باشند و گاهی اوقات ممکن است یک تقدم و تأخر در افراد مختلف وجود داشته باشد.
آقای : تعریفی که شما از هذیان داشتید مطابق با علم شماست. ما یک تعریفی هم در جامعه داریم از هذیان. که مثلاً فردی از موضوع صحبت می کند یک باره سراغ مسئله دیگری میرود.
دکتر برهانی: به این میگویند بی ربط گوئی.آنهم یک نوع هذیان است. منظور ما در اینجا، این است که فردی میآید یک عقیدهای را مطرح میکند. ممکن هم است که حرفهای بیارتباط هم بزند.
آقای : در هذیان گوئیهای که در عرف اتفاق میافتد معمولاً مرتبط با فعالیتهای اوست. اما این فردی که به نحوی هادی قومی میشود و براساس توهماتی صداهائی را میشنود این صداها به نظر میآید که اتفاقی باشد نه اینکه شبانه روز برای او اتفاق بیافتد.
دکتر برهانی: وقتی که مسئله بیماری مطرح میشود این موضوع وجود دارد. چرا ما میگوئیم حداقل یک ماه این مرحله فعال باید وجود داشته باشد؟ برای اینکه ممکن است این توهمات قطع بشود. وقتی که فرد توهمات و هذیانها را دارد، دارد برای او شروع میکنیم بعد از طی چند روزی این هذیانها متوقف میشود ولی اگر همین فرد تحت درمان داروئی قرار نگیرد مکرر این هذیانها میآید یا این توهمات میآید. کسانیکه چنین مشکلاتی دارند قطعاً دچار اختلالات هستند در روند کاریشان.
* آقای حجامی: ما مأموریتی داشتیم به کردستان برای مناظره کردن با طرفداران یک فردی. این آقا کتابی داشت بنام کتاب کلمات الله. این کتاب از دیدگاه شما توهم و هذیان است اما این کتاب از یک سرمنطقی و نظم خاصی برخوردار بود که عده زیادی هم به او ایمان آوردند. آیا هذیان و توهم میتواند این قدر منظم باشد؟
** دکتر برهانی: گاهی اوقات ممکن است فرد از یک ضریب هوشی خوبی برخوردار است که روی مخاطبین خود تسلط کامل پیدا میکند. در جنون تحمیلی معمولاًغالب و مغلوب وجود دارد. یعنی فرد با تسلط و بهره هوشی ادعاهایش را شبیه سازی و منظم میکند. بنابراین ما معیارهای را کنار هم میگذاریم و بررسی کلی میکنیم ما پنج محور داریم تا بتوانیم تشخیص را مطرح کنیم.
محور اول اینکه ما براساس اختلالها یکی محوری را مطرح میکنیم.محور دوم اختلالات شخصیتی را قرار میدهیم و عقب ماندگیهای ذهنی. محور سوم اختلالاتی جسمی که تبعاتش اختلالات روانپژشکی است. محور چهارم عوامل و استرسهای محیطی است. مثلاً یک فرد جایگاه اجتماعی داشته اما جایگاه اجتماعیاش را از دست داده است. این میتواند یک استرسور باشد. خیلی اوقات افراد زمینه ژنتیک را دارند اما این زمینه نهفته باقی میماند اما اگر آن استرسور محیطی بیاید و آن تلنگر را به شخصی وارد بکند این خودش را بروز میدهد. ما اساس ژنتیک را قائل هستیم که بالاخره تمام این اختلالات اساس ژنتیک را دارند ولی به این معنا نیست که همه اینها دچار اختلال بشوند بعضیها تحت تأثیر استرس قرار میگیرند و بعضیها ممکن است سالم باقی بمانند. سلامت نسبی است ما انسان صددرصد سالم نداریم. ما به این شکل در واقع موضوع را مورد ارزیابی قرار میدهیم و تشخیص را در این محورها به تربیت قرار میدهیم تا به نتیجهگیری کلی که به محور پنجم است برسیم. ما در محور پنجم ازصفر تا صد عملکرد فرد را در زمینه شغلی و فردی و عاطفی و اجتماعی ارزیابی میکنیم. ممکن است در یک مرحلهای اختلال منجر به عملکرد اجتماعی بشود درست است که این شخص روی سک سری افراد منفعل تأثیر گذاشته است ولی یک زمانی باری متخصصین محرز میشود که این اختلال وجود دارد و برای مردم هم همینطور است شاید آنها به موضوع تخصصی نگاه نکنند اما در عین حال با یک تفکر خاصی به این مسائل نگاه میکنند افرادی که خود بزرگ بین هستند و یا ادعاهای عجیب غریب دارند مردم عادی متوجه میشوند. اما کسی که منفعل است و اعتقادات دینی خاص دارد ممکن است که تحت تأثیر قرار بگیرد. ما موردی داشتیم که لباس سبز پوشید بود اسبی سوار شده بود چوپان و گله گوسفند را نشان کرده بود میرود آنجا ادعا امامت کرده و گفت که من امام زمان هستم و گفته اگر مشکلی دارید بگو تا من حل کنم. آن مرد هم گفته که من پا درد دارم. یک حبه نبات به او میدهد و یک مقدار مواد بیهوش کننده هم همراش بوده به او داده و بعد گله گوسفند را با خودش برده است این به حیطه اختلال شخصیتی مربوط است. اینجا بصیرت نسبت به کارش وجود دارد. ما مواردی داشتیم در جنون تحمیلی که یک خانواده را در بیمارستان بستری کردیم. یک نفر دچار سایکوز یعنی جنون بود و این را القاء کرده بود به اعضاء خانواده. جالب است وقتی که اینها را از هم جدا کردیم آنهائی که مغلوب بودند علائمشان بدون دارو برطرف شد ولی خود فرد غالب باید تحت درمان قرار بگیرد. همین تیپ آدمها ممکن است که در سطح جامعه پراکنده باشند و به تدریج کار خودشان را انجام بدهند. آن ضریب هوشی مانع میشود از اینکه یک فرد معمولی متوجه این هذیان و توهم بشود. گاهی هم ممکن است این فرد موضوعات را به افراد نزدیک بصورت رمزی مطرح بکند و بیان کند و به نوعی شبکهای برخورد کنند. به هر حال آنچه که مسلم است این اختلال در عملکرد اتفاق میافتد و د ر جنون تحمیلی در افراد مدعی در ارتباط خاص این فرد غالب هستند و جنون و اعتقادات خودشان را تحمیل میکنند این ماحصل صحبت ما بود.
* آقای عبدی: ما در بحث مدعیان بحث مجرم پیش نمیآید همه بیمار هستند طبق فرمایش شما. این علائم در مدعیان وجود دارد حال چگونه تشخیص بدهیم که این شخص مجرم است؟
** دکتر برهانی: راجع به اینکه یک فردی اختلال شخصیت داشته باشد ممکن است همه آن معیارها را نداشته باشد مثلاً اختلال شخصیت ضد اجتماع Anti social در عرض معروف به گوش بر هستند یعنی مردم را تیغ میزنند و دنبال سؤ استفاده مالی هستند از عدم آگاهی یا سادگی افراد سؤ استفاده و ادعاهایی هم میکنند اینها به نوعی مجرم هستند چون در پژشگی قانون مطرح میشود که این فرد با این خصوصیات مسئول اعمال خودش است اما در جنون در تعاریف قضائی داریم که این مسئول خودش نیست اگر واقعاً جنون داشته باشد چون بصیرت ندارد به کارهایی که انجام میدهد.
* آقای ربانی: آیا در بحث احساسات و تهییج احساسات که زمینه ساز است در بعضی از مسائل اعتقادی است میشود آن را متورم کرد و اهمیت بیشتری داد و سوال بعدی اینکه آیا بعضی از مکانها میتواند مؤثر باشد در این مسائل؟
** دکتر برهانی: اگر احساسات خیلی تهییج بشود معمولاً دنبالهاش این است که عدهای میخواهند استفادهای ببرند. در هر حال از دید روانپزشکی I هیجانات یعنی ناقلهای عصر چند برابر از حد طبیعی ترشح میشود تهییج کاذب ضررهای جسمی و روانی فراوانی دارد. به هر حال اگر فردی به شکل افراط بکند در مسائل و به شکل اغراق آمیز بشود همه زندگی او قطعاً این از مسیر سلامت خارج است. افراط و تفریط در مسائل به ما خط مشی میدهد که کمی با تأمل به این موضوع نگاه کنیم و بررسی کنیم که آیا اشکالی وجود دارد یا نه. قطعاً اگر حد تعادل رعایت بشود بهتر است. در مورد سؤال دوم شما در جامعه ما متأسفانه از قدیم الایام چنین مسائلی بوده که مکاناش را مقدس میشمارند و خیلی سریع به این سمت میآیند. معمولاً یک ریشه فرهنگی وجود دارد که افراد از این سوء استفاده میکنند. مثلاً جائی دوست میکنند و میگویند اینجا نظر گاه است بعداً متوجه میشوند که اعتباری ندارد و فقط سوء استفاده از اعتقادات مردم شده است که این به وفور پیدا میشود.
* افرادی که بانی این مسائل هستند اختلال شخصیت دارند که به نوعی سؤ استفاده از احساسات مردم است. افراط و تفریطها در این مسائل میتواند آسیبهائی را داشته باشد. ما در مبانی اعتقادات داریم که گاهی اوقات بعضی مشکلات از طریق الهامات حل میشود و راه گشاست. جمع بین این مسئله با مباحثی که شما فرمودید چگونه است؟
** دکتر برهانی:این بحث جدائی است افراد زیادی در تاریخ تشیع وجود داشتند که به آنها الهاماتی شده است. هیچ کدام از این افراد در زمان حیاتشان ادعائی نکردهاند مهمترین معیار این بود که آیا این شخص در روابط بین فردی و عملکرد اجتماعیاش، اختلالی، اشکالی مشاهده میشود یا نه، کتابهای رشتهها جزء مکاتبی است که به هر حال در آمریکا یا انگلستان تألیف میشود و در دانشگاه تدریس میشود واجع به این موضوع یعنی بحث الهامات کاری انجام نشده است. اعتقاد من این است که مرز است یعنی توهم و الهام اگر اشکالی، احتمالی دیده شود در روابط فردی و اجتماعی و عملکرد اجتماعی و فکری آن شخص، درصحت سلامت آن شخصی باید تردد داشت.