تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۷۵۸۸۴
نگاهى به دومین رنسانس رسانه‌اى مقاومت

حسن عابدینی
رژیم صهیونیستى از بدو پیدایش بر دو محور نظامى گرى و رسانه اى استوار بوده است. صهیونیست ها حتى از توانمندى رسانه اى براى غلو درحوزه نظامى استفاده کرده اند.
راهبرد اسرائیل در حوزه نظامى، توسعه جبهه به سرزمین دیگران بوده است. یورش به کشورهاى عربى، تهدید سایر ملت ها و اجراى سیاست اشغالگرى در زمره کارکردهاى این رژیم در شش دهه گذشته بوده است.
اشغال سرزمین فلسطین در سال ۱۹۴۸ - جنگ پیش دستانه شش روزه سال ۱۹۶۷ ـ که منجر به اشغال بخشى از سرزمین هاى مصر، سوریه و اردن شد و جنگ دهه۸۰ که منجر به اشغال لبنان شد نمونه اى از این تفکر توسعه طلبى است.
ایجاد شبکه گسترده رسانه هاى فراگیر و نفوذ در حوزه تبلیغات بین المللى، این امکان را براى رژیم صهیونیستى فراهم کرده است تا تصویر مورد دلخواهش را به افکار عمومى القا کند.
روند تاریخى نبرد رسانه اى نشان مى دهد که اهمیت این ابزار و سلاح تبلیغاتى براى صهیونیسم در کنترل افکار و شست وشوى مغزى مردم جهان چنان مهم و حیاتى بوده که در کنگره صهیونیسم در سال ۱۸۹۷ میلادى که در سوئیس برگزار شد، تصمیماتى درباره چگونگى سیطره بر رسانه هاى فراگیر گرفته شد که به پروتکل رهبران صهیونیسم معروف شد. در این پروتکل آمده است:«ما هنگامى در تشکیل دولت اسرائیل موفق خواهیم شد که بر ابزارهاى تبلیغاتى و مطبوعاتى جهان، تسلط داشته باشیم.»
به سخن دیگر، بهره بردارى توأمان از قدرت سخت و نرم که در نظامى گرى و تبلیغات متبلور شده است در زمره سیاست هاى راهبردى اسرائیل است.
مقاومت اسلامى که از سه دهه پیش با تأسى از پیام انقلاب اسلامى پا به عرصه حیات گذاشته است با شناخت مناسب از توانمندى دشمن اقدام به مقابله با صهیونیست ها در هر دو حوزه کرده است.
تقویت بنیه دفاعى وکشاندن صحنه نبرد به درون پناهگاه امن رژیم صهیونیستى و بهره بردارى هوشمندانه از قدرت رسانه اى براى تأثیر گذارى روى ذهن ساکنان درون سرزمین هاى اشغالى و افکار عمومى بین المللى در این چارچوب قابل بررسى است.
به ثمر نشستن اولیه این راهبرد مقاومت اسلامى در دهه پایانى قرن بیستم و تکمیل آن در جنگ ۳۳روزه تابستان سال ۲۰۰۶ بیانگر این واقعیت است .
تأثیر راه اندازى رادیو النور و تلویزیون المنار در قالب سیاست «الحرب الاعلامى» نه فقط کمتر از سلاح حزب الله نبود بلکه در برخى مواقع کارایى قابل ستایشى داشت.
مقاومت اسلامى فلسطین نیز با الگو گرفتن از مقاومت اسلامى لبنان از سه سال پیش اقدام به راه اندازى شبکه هاى تلویزیونى «الاقصى و القدس »کرد که دستاوردهاى آن در جنگ ۲۲ روزه غزه نمایان شد.
رژیم صهیونیستى در جنگ ۲۲ روزه بر ضد مردم غزه با تمام توان که حمایت همه جانبه نظام سلطه را نیز دربرداشت درحوزه قدرت سخت و نرم به میدان آمد.
تحویل پیشرفته ترین سلاح هاى کشتار جمعى از سوى امریکا، حمایت سیاسى و دیپلماسى تمام عیار غرب و همسویى کامل مافیاى رسانه هاى فراملیتى با اسرائیل را مى توان نوعى صف آرایى کامل غرب در برابر مقاومت دانست.
آرایش رسانه اى در جنگ غزه به دو اردوگاه مقاومت شامل الاقصى، المنار، القدس و جبهه رسانه اى جمهورى اسلامى ایران (پرس تى وى ،العالم و... ) از یک سو و رسانه هاى وابسته به نظام سلطه از دیگر سو تقسیم بندى کرد.
نقش رسانه هاى همسو مانند الجزیره قطر هم که از هفته دوم جنگ به اردوگاه مقاومت نزدیک شد در بسیج افکار عمومى در این راستا قابل ارزیابى است.
در این هماورد رسانه اى، اردوگاه غرب کوشید مانع از آگاهى افکار عمومى از فجایع غزه شود .از این رو شگرد بایکوت خبرى در هفته نخستین جنگ به مرحله اجرا گذاشته شد.
رسانه هاى وابسته به هژمونى نظام سلطه در جریان یورش اسرائیل به مردم غزه آشکارا در جبهه صهیونیست ها در مقابل مقاومت اسلامى صف آرایى کردند.
رهبران رژیم صهیونیستى نه فقط به توصیه هاى وینوگراد در حوزه نظامى گردن نهادند بلکه با کنترل شدید رسانه ها کوشش کردند در عرصه اطلاع رسانى نیز بر ضعف هاى جنگ ۳۳روزه فایق آیند.
برکنارى عمیر پرتز وزیر جنگى که با دوربین چشمى بسته، میدان جنگ را نظاره مى کرد با ایهود باراک که در طراحى نظامى به شارون تنه مى زند و خلع ید از دان هالوتس، رئیس ستاد ارتش صهیونیستى با اشکنازى که از دید صهیونیست ها سرآمد ژنرال ها بود، عمل به توصیه وینوگراد قلمداد شد.
ممانعت از ورود خبرنگاران به غزه ، کنترل شدید تصاویر در مناطق اشغالى و سرى نگه داشتن تلفات نظامیان اسرائیلى هم نمونه اى از پایبندى سران صهیونیست به توصیه وینوگراد در حوزه رسانه اى بود.
رسانه هاى غربى در جنگ ۲۲روزه هیچ گزارش میدانى از غزه نداشتند. آنها تصاویر مربوط به کشتار زنان و کودکان را بویژه در هفته نخستین سانسور کردند و از واکنش افکار عمومى درگوشه و کنار دنیا فقط به نوارصوتى منتسب به اسامه بن لادن بسنده کردند!پخش تصاویر مبهم دود بر فراز غزه، خوردن و آشامیدن و خواندن روزنامه سربازان اسرائیلى در کنار لشکر تانک ها و حرکت آرام خودروهاى نظامى در محیطى سرسبز و آسمانى آبى ، همه آن چیزى بود که از میدان عملیاتى پخش شد. این یعنى همان « وداع با عینى گرایى» که البته یک دهه پیش در رسانه هاى عملگراى امریکایى، نخستین پتک بر سر آن فرود آمد.
در برهوت اطلاع رسانى ۱۰روز نخستین جنگ بر ضد مردم غزه که بر رسانه هاى غربى حاکم بود سى ان ان، گزارشى را روى آنتن برد که در آن تصاویر ویرانى ها، جنازه کودکان شهید در کنار هم، تظاهرات مردمى و دیدگاه برخى از یهودیان بر ضد جنایت صهیونیست ها گنجانده شده بود.
عینى گرایى در این گزارش با خط مشى خبرنگاران وابسته به بنگاه هاى رسانه اى غربى همخوانى نداشت که البته طبق زیر نویس روشن شد، این فرآورده خبرى را هم صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران در اختیار سى ان ان گذاشته است.
عینى گرایى در رسانه هاى وابسته یا نزدیک به مقاومت در غزه نشان داد که هنوز هم تأثیر واقعیت ها بر افکارعمومى به مراتب بیشتر از شگردهاى عملیات روانى است. شکستن طلسم انحصار رسانه اى غرب و خیزش افکار عمومى بر ضد صهیونیست ها بیانگر پیروزى « اندیشه حقیقت گرایانه » است.
مخاطب همواره به دنبال کسب اطلاعات اقناعى است، زیرا دیر یا زود (۸سال در جنگ تحمیلى ۳۳،روز در لبنان یا ۲۲روز در غزه ) گرد و غبار در میدان جنگ فرو مى نشیند و با محو شدن کف روى آب، مهم ترین سرمایه رسانه که همان اعتبار است دچار خدشه مى شود.
رسانه هاى وابسته یا نزدیک به مقاومت از دیگر سو کوشیدند با شکستن طلسم انحصار اطلاع رسانى به بسیج افکار عمومى بر ضد رژیم صهیونیستى دست بزنند که نه فقط به این هدف رسیدند بلکه منشأ ایجاد «رنسانس اطلاع رسانى» شدند.
ایزوله سازى مقاومت در برابر جامعه جهانى ، تخریب چهره مقاومت ، ساده سازى موضوع یورش به غزه ، تحریف علت شروع جنگ (موشک پرانى ) ، نپرداختن به ریشه ها ى بحران فلسطین، برابر دانستن جلاد ( اسرائیل ) و مظلوم ( مردم غزه )، تردید افکنى نسبت به آینده جنگ، توازن دروغین، ابهام زایى در مورد انگیزه هاى مقاومت ، برچسب زنى و ...از شگردهاى رسانه هاى غربى در قبال جنگ ۲۲ روزه غزه بود.ترور شخصیت رهبران فلسطینى، ایجاد تفرقه در اردوگاه مقاومت، ادعا به جاى واقعیت، ایجاد هراس در مردم و بزرگنمایى توان اطلاعاتى و قدرت عملیاتى از دیگر شگردهاى ماشین تبلیغاتى اسرائیل در قبال جنگ غزه بود. مقاومت هم با بهره گیرى از توان رسانه اى کوشید با ارسال تصاویر واقعى از زنان و کودکانى که مورد یورش ضد بشرى قرار داشتند به نبرد با تانک هاى اسرائیلى برخیزد.
افشاگرى در مورد رفتار ضد بشرى اسرائیل در قبال کودکان، زنان، نهادهاى بین المللى، خبرنگاران، بمباران مدارس و استفاده اسرائیل از سلاح هاى کشتار جمعى نامتعارف مانند بمب فسفرى و ... هم از مواردى بود که رسانه هاى مقاومت دنبال کردند.
خبرنگاران و تصویربردارانى که جنگ ۲۲روزه رژیم صهیونیستى بر ضد مردم غزه را روایت کردند همگى فلسطینى بودند. این نشان از آن دارد که نه فقط مقاومت اسلامى به تنهایى در برابر ماشین جنگى رژیم صهیونیستى و غرب ایستادگى کرد بلکه در حوزه رسانه نیز این خبرنگاران فلسطینى بودند که دستگاه تبلیغاتى غرب را به زانو در آوردند.