تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۷۵۹۷۳

حجة‌الاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی
توبیخ می‌کند و می‌فرماید: (یحرفون الکلم عن مواضعه) (سوره نساء/46) بعضی اینها سخنان را از مواضع اصلی‌شان تحریف می‌کردند. در معانی تحریف می‌توان گفت از یک جهت تعمد در آن نهفته است. خداوند در سوره بقره که یهود را توبیخ می‌کند، می‌فرماید: (یحرفونه من بعد ما عقلوه و...) (سوره بقره/75) یعنی بعد از اینکه فهمیدند، آگاهانه این کلمات را تحریف کردند.
ممکن است در این مورد کسانی نظریات و استنتاجات علمی داشته باشند، شاید نتوان اسم اینها را تحریف گذاشت؛ زیرا تحریف، به یک حرکت عمدی، عالمانه و مغرضانه که اهدافی را در نظر داشته باشد گفته می‌شود. در این صورت، انگیزه‌های تحریف، اغراض آنها می‌شود. سوالی که در ذهن متبادر می‌شود، این است که اغراض تحریف چیست؟ و آیا در تاریخ اسلام هم تحریف داشته‌ایم یا نه و این که تحریف واقعه عاشورا با تحریف تاریخ اسلام یکی بوده یا متفاوت است؟
استاد شهید مطهری در حماسه حسینی می‌فرماید: در حادثه عاشورا، ما فقط تحریف لفظی نداشته‌ایم؛ بلکه تحریف معنوی هم داشته‌ایم؛ یعنی کل قضیه در مورد اهداف امام حسین(ع) مساله را تحریف کرده‌اند. استاد شهید این‌گونه تحریفها را تحریف معنوی می‌نامند.
اما انگیزه‌های تحریف و یا عواملی که باعث شده تحریفی در حادثه و واقعه عاشورا به وجود بیاید، متنوع است. بعضی از آنها عمومیت دارد؛ یعنی مخصوص به حادثه عاشورا نیست و در سایر حوادث مهم تاریخ و انقلابهای دیگر هم ممکن است چنین تحریفهایی پیش بیاید. این گونه عوامل و انگیزه‌ها، مربوط به دشمنان امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع) است. آنها انگیزه خصومت و دشمنی داشتند و از سر دشمنی، دست به تحریف زدند.
یکی از رایج‌ترین تحریفهای معنوی که در همان زمان انجام دادند و ادامه آن در این زمان تکرار می‌شود، این است که گفته شد؛ حسین بن علی(ع) برضد خلیفه قانونی قیام کرد و حرکت او نوعی شورش و خروج بود. قیام مقدس امام حسین(ع) را شورش می‌نامند در حالی که امام با فساد بنی امیه و با بدعت بزرگی که در خلافت گذاشتند و آن را به ولیعهدی تبدیل نمودند، مبارزه کرد. آنها قیام به این حد از قداست را خروج و شورش و فتنه نامیدند. این گونه تحریفها، انگیزه خصومت دارد و کار دشمن است. و این تحریف، به قیام امام حسین(ع) اختصاص ندارد و در نوع انقلابها و حرکتهای مهم، این تحریفها به چشم می‌خورد.
عوامل انحراف
یکی از عوامل انحراف در بیان واقعه عاشورا، اسطوره‌پرستی مردم است. نوعاً مردم شخصیتهای قهرمان را دوست دارند و حوادثی که آنها به وجود آورند، بزرگ می‌کنند. این جریان، طبیعی است که وجود دارد. حادثه کربلا هم حادثه بزرگی بود. مردانی هم که در آن جا شهید شدند، مردان بزرگی بودند؛ بنابراین طبع بزرگ‌طلبی بشر هم در این زمینه بی‌تأثیر نبوده است. تحریفهایی که درباره واقعه عاشورا رخ داده، یک مقدار مربوط به انگیزه این قیام است که دشمنان این جا را زیرا یزید خلیفه شرعی و قانونی بوده است و... آن طور که از خطبه‌های امام برمی‌آید و ما اطلاع داریم، این سخنان اصلاً با اهداف و انگیزه امام حسین(ع) هماهنگ نیست.
تحریف دیگری که بسیار جفاکارانه و آشکار است، این است که می‌گویند: قیام امام حسین (ع) یک وظیفه شخصی بوده و ربطی به کسی نداشته است؛ زیرا این وظیفه و این گونه شهادت، فقط از امام حسین (ع) امکان‌پذیر بود و خداوند این گونه شهادت را با این کیفیت به امام حسین (ع) واگذار کرده بود. عیب این سخن این است که حادثه‌ای با این عظمت را از حیث الگو و مکتب بودن خارج می‌کند. امام حسین (ع) مکتب شهادت را که بعد از رسول خدا به فراموشی سپرده شده بود، زنده کرد. امر به معروف و نهی از منکر را زنده کرد. جامعه خاموش و خمود آن زمان را به حرکت درآورد.
تحریف دیگری هم که اگر نوشته نشده باشد، کما بیش توسط برخی افراد بیان می‌شود این است که شهادت ابی‌عبدالله(ع) را وسیله آمرزش گناهان شیعیان و عزاداران معرفی می‌کنند و طوری بحث را بیان می‌کنند که گویا امام حسین(ع) شهید شد تا به مقام شفاعت برسد تا بتواند برای افراد گناه کار و آلوده و امت اسلامی شفاعت کند. اگر ما این سخن را بگوییم دقیقا منطبق با آن فکری می‌شود که مسیحی‌ها دارند، زیرا آنها می‌گویند: حضرت مسیح (ع) فدای گناهان مسیحیان شد و به نوعی، گناه آنان را تلافی کرد و با به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع) گناه مسیحی‌ها بخشیده شد.
در حالی که امام حسین(ع) برای نجات قرآن و اسلام فداکاری کرد و همه هستی خود را و عزیزترین چیزهایی را که در اختیار داشت فدا کرد و چون چنین کاری کرد، دارای مقام شفاعت شد. در روز قیامت، گروه‌های مختلفی اجازه شفاعت خواهند داشت، مثل انبیاء اولیا، صدیقین و شهدا و یکی از بزرگترین شفیعان، امام حسین (ع) ‌خواهد بود؛ ولی شفاعت در مورد همه مشفعین شرط و شروط دارد که آن شرط، در مورد شفاعت امام حسین (ع) هم وجود دارد. (من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه) (سوره بقره / 255). شفاعتها منوط به اجازه خداوند خواهد بود و خداوند باید آنها را تنفیذ کند.
استفاده از زبان شعر
زبان شعر، زبان کذب نیست، بلکه زبان استعاره و تشبیه است. شنونده هم آن را می‌فهمد و تحت تاثیر قرار می‌گیرد و شعر را به معنای واقعی آن حمل نمی‌کند، به معنای کنایه‌ای آن حمل می‌کند.
مرثیه‌ای که در زمان ائمه(ع) مرسوم بوده و شعرا آن را خدمت ائمه می‌خواندند، به شکل شعر بوده است. دعبل و کمیت اسدی و فرزدق شعر می‌خواندند. شعرای ما هم در این زمینه مایه گذاشتند.
یکی از بحث‌های بدیع این است که حادثه عاشورا در ادبیات ما اثر گذاشت و شاهکارهای ادبی در رثای ابی‌عبدالله(ع) به وجود آمد؛ یعنی شعرای شیعی، لطیف‌ترین احساسات، باریک‌ترین، رقت‌انگیزترین و تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌ها را به بهترین و بدیع‌ترین وجهی در قالب شعر سروده‌اند.
منابع متقن
منابعی که در بیان واقعه عاشورا می‌توانند تکیه‌گاه محکمی باشند و راه را بر تحریف این واقعه مهم مسدود نمایند عبارتند از:
1- ارشاد مرحوم شیخ مفید است که در مورد زندگی ائمه معصومین و واقعه عاشورا است؛
2- لهوف یا الملهوف، نوشته سیدبن طاووس.
3- مناقب ابن شهر آشوب که یکی از بهترین کتابهاست که در آن، زندگی ائمه و حادثه عاشورا ذکر شده است؛
4- نفس المهموم، نوشته حاج شیخ عباس قمی
5- مقتل ابی‌مخنف، که قدیمی‌ترین مقتل است و صدها سال است که از بین رفته است؛ ولی در زمان مورخ تاریخ طبری، سال 1310 هجری قمری، مرحوم شیخ مفید و سبط بن جوزی ـ‌ عالم بزرگ حنفی بغدادی که مولف کتاب «تذکره الخواص» است در دسترس بوده است. این سه بزرگوار، در مورد حادثه عاشورا، بیشتر از مقتل ابی‌مخنف استفاده کرده‌اند.