تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۷۵۹۸۶
نسرین سلطانخواه عضو شورای شهر تهران در گفت‌و‌گو با مردم‌سالاری:
مقدمه: گروه سیاسی‌ ـ محمدرضا نظری، مریم شیخی: استقرار شوراهای اسلامی یکی از حرکت‌های اساسی در جهت تحقق جامعه مدنی و حاکمیت اراده ملت بر سرنوشت خویش بوده است. شوراها تجلی‌گاه اراده ملت برای مشارکت در توسعه همه‌جانبه کشورند و می‌توانند با بررسی مشکلات و تنگناها و ادامه راهبرد‌های عملی، منطقه‌ای همخوان با شرایط محیطی و فرهنگی با رعایت زیر‌ساخت‌های اجتماعی و آداب و رسوم و سنت‌های قومی و فرهنگی و هنجارهای اجتماعی در تصمیم‌گیری دولت نقش بسزایی داشته باشند. شوراها پل ارتباطی خواسته‌های ملت و توانمندی‌های دولت هستند که ضمن انعکاس مطالبات مردم موانع، مشکلات و شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی دولت را برای مردم تبیین می‌کند. به همین دلیل طی سلسله گفت‌و‌گو‌هایی برای آسیب‌شناسی و بررسی ماهیت و کارکرد شوراها در آستانه سومین دوره انتخابات شهر و روستا با خانم نسرین سلطانخواه عضو کمیسیون برنامه و بودجه دومین دوره شوراهای شهر تهران و کاندیدای تصدی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به گفت‌و‌گو نشستیم. سلطانخواه متولد 20 اسفند 1340 است. وی مدرک کارشناسی و دکتری ریاضی را از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کرده و 4 سال مدیریت گروه ریاضی این دانشگاه را بر عهده داشته، نماینده دانشگاه علوم پایه در شورای انتشارات دانشگاه و نماینده دانشگاه علوم پایه در شورای پژوهشی دانشگاه بوده است.

* خانم سلطانخواه چرا عضویت خودتان را در شورای شهر به تصدی ریاست مرکز امور زنان و خانواده ارجحیت دادید؟ آیا تنها دلیل آن عدم ورود نیروهای اصلاح‌طلب به شورا بود یا دلایل دیگری داشت؟
** زمانی که آقای دکتر احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری انتخاب شدند همه اعضای شورای شهر تهران برای اینکه این شورا از هم پاشیده نشود در همان روزهای اول همانند روز ورودمان به شورا که میثاق‌نامه‌ای را امضا کردیم با همدیگر عهد کردیم که کاری نکنیم که موجب این شود که ما از شورا جدا شویم بلکه همه به آن پایبند بمانیم. حتی بعد از آقای احمدی‌نژاد مطرح شد که شهردار از بین اعضای شورا انتخاب شود و واقعا بعضی از اعضا این صلاحیت را داشتند ولی چون مستلزم این بود که از شورا استعفا بدهند این کار را نکردند.
* از شورای شهر به عنوان تنگه احد آبادگران نام برده می‌شود که اگر این تنگه را از دست بدهند همه چیز از دست می‌رود نظر شما چیست؟
** مسئله تنگه احد هم همین بود. بعد از انتخابات فکر می‌کردند که وقت غنیمت جمع کردن است هر کسی رفت به دنبال غنیمت. ولی خوشبختانه این هوشیاری وجود داشت. باید از تاریخ پند و عبرت بگیریم. ما فکر نکردیم الان وقت میوه‌چینی است. وقت کار است و هنوز هیچی عوض نشده است. در آن موقع خودشان متعهد شدند که هیچ مسئولیتی که لازمه آن جدا شدن از شورا باشد نپذیرند. چون وقتی یکی شروع می‌کند دیگر تضمینی ندارد که دوم و سوم هم نباشد.
در دوره اول شورای شهر تهران وقتی بعضی اعضا پس از مدت کمی از نمایندگی در شورای شهر استعفا دادند و به مجلس شورای اسلامی رفتند عکس‌العمل مردم چه بود؟ مردم عکس‌العمل مثبتی نداشتند. وقتی ما این را دیده بودیم چرا آن را باید تکرار کنیم؟
بازتاب افکار عمومی این بود که این افراد دنبال قدرت هستند و حالا فرصتهای بهتری برای آنها فراهم شده است و شورای شهر را رها کرده‌اند.
ما نمی‌خواستیم در بین افکار عمومی کارهای ما اینچنین بازتابی داشته باشد. آن هم وقتی که دیدیم قضاوت مردم در برابر آنها چه بوده است و می‌دانیم که قضاوت درست را هم مردم می‌کنند.
یک بار 19 مرداد بود. اعضای شورای شهر به خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم و ایشان در آخر فرمایشات خودشان دو جمله داشتند که برای ما خیلی مهم بود. فرمودند که هر یک از شما ممکن است ظرفیت‌هایی داشته باشید که بخواهید در جاهای دیگر از آن استفاده کنید ولی همه آنها متفرع بر کار شوراست. ما که ادعای ولایت‌مداری و ولایت‌محوری داریم باید در عمل نشان بدهیم و در این موقعیت‌هاست که می‌توانیم پایبندی خود را به رهبری ثابت کنیم. زمانی که پیشنهادی می‌شد آن فرمایش مقام معظم رهبری در تصمیم‌گیری ما بسیار مهم بود.
آن موقع هم با فرض اینکه مشکلی وجود ندارد ریاست مرکز امور زنان و مشاور رئیس‌جمهوری را پذیرفتم که بعد مسئله استفساریه و رای مجلس پیش آمد و کاملا با این توضیحات روشن بود که ما باید چه تصمیمی می‌گرفتیم. مقام معظم رهبری فرمودند اصل شورا می‌باشد و بقیه متفرع بر شورا است و دوم اینکه ما با هم‌پیمانی بسته بودیم که از شورا جدا نشویم و پیمان‌شکن نباشیم و سوم اینکه شورا پست انتخابی است و آن انتصابی بود و نظر شخصی من این بود که نباید آن را رها کرد و همه اینها کافی بود برای اینکه در شورا بیشتر خدمت کنیم.
* عدم وجود سوابق اجرایی منجر به بروز مشکلاتی در نحوه تعامل شما در شورای شهر نشده است؟
** تجربه‌ای در حوزه شهری نداشتم ولی تجربه مدیریتی در دیگر حوزه‌ها داشتم و در دانشگاه، علاوه بر فعالیت آموزشی، فعالیت اجرایی و مدیریتی داشته‌ام. کارهای مدیریتی اجرایی و فکری زیادی کرده بودم و در کمیته‌های مختلف تصمیم‌گیری عضویت داشته‌ام. در حوزه اجرایی مهم این است که افراد دارای فکر مدیریتی خوبی باشند، هنر مدیریتی به واسطه یک تجربه موفق به ظهور می‌رسد که به طور کلی این تجربه را داشتم و نه لزوما در حوزه مدیریت شهری ولی تیم شورای شهر تیمی از همه شاخه‌ها و تخصص‌ها بود که همدیگر را هم‌پوشانی و تکمیل می‌کردند. در کمیسیون برنامه بودجه و امور اقتصادی و حقوقی که بنده در آن هستم همه تخصص‌های لازم را داریم.
* به اعتقاد شما چطور در دولتی که منادی شفاف‌سازی است در دوران تصدی خود در شهرداری تهران به گزارش دکتر نادر شریعتمداری رئیس کمیسیون برنامه و بودجه در سالهای 82 - 83، حدود سیصد میلیارد تومان فاقد سند است و حتی خبر از وجود مشاغل غیر قانونی در شهرداری داده می‌شود؟
** اینها بحث‌های تخصصی است. فاقد سند از منظر مردم یک معنی و در نگاه کارشناسی معنی دیگری می‌دهد. در منظر مردم این است که پول را بدون سند هزینه کرده‌اند ولی از نظر کارشناسی فاقد چندین معنی است.
اینکه ردیف بودجه نداشته یا بیشتر از ردیف بودجه خرج شده است یا اینکه در ردیف بودجه هزینه شده و سندهای آن موجود است یا برای فلان طرح هزینه شده و سند آن هم موجود است به عنوان مثال شهردار در منطقه‌ای حاضر شده و مردم از وی درخواست کرده‌اند که اینجا پارک نداریم یا خانه ما در طرح است و این خانه‌ها را چرا نمی‌آیید بخرید و تعیین تکلیف کنید به هر حال شهردار دستور می‌دهد که انجام شود که بودجه آن در ردیف‌ها دیده نشده است.
هزینه می‌شود و سند دارد ولی برنامه مصوب نیست البته مشکل اساسی ما در نظام مالی شهرداری است که آقای پورزرندی وعده آن را داده‌اند که از نظام نقدی به تعهدی تبدیل شود که مشخص می‌شود چقد هزینه شود تا زمانی که هزینه قطعی منظور شود. در این سیستم مالی شهرداری، فاصله زیادی ما بین این دو وجود دارد. از نظر مدیر کار تمام شده و هزینه شده است و از نظر سیستم حسابداری ما، هزینه قطعی منظور می‌شود و به ردیف خودش برود و اینها چون دیر می‌آیند در نتیجه شهرداری به موقع قادر نیست اصلاح بودجه دهد.
اصلاح بودجه برای این است که در طول سال یک سری ردیف‌ها که پیش‌بینی کردیم هزینه در آن نشده است و در جاهای دیگر یا مواردی که پیش‌بینی نمی‌کردیم هزینه شده است؟ یا ممکن است در ردیفی بیشتر از آنچه که باید هزینه کرده‌ایم. البته متمم هم هست که در ردیف‌هایی جابه‌جایی‌هایی می‌کنید و اصلاح رقم‌های ردیف‌ها را به عمل آورده و ردیف جدید هم تعریف می‌کنیم.
در سیستم شهرداری از هزینه کردن تا هزینه قطعی یک زمان زیادی را می‌گیرد. در این سیستم مالی شهرداری آخر سال و یا تیر و اردیبهشت‌ماه تفریق می‌دهند که هنوز همه سندها نرسیده است. این چیز جدیدی نیست بررسی کنید و ببینید. همیشه فاقد سند به معنی تخصصی آن داشته‌ایم. به نظر من دوستان مقداری کم لطفی کردند و قبل از جلسات کارشناسی و قبل از اینکه معلوم بشود که نهایت بحث چیست. این بحث را مطرح کردند طرح آن به نظر من طرح به جایی نبود.
مثلا الان معاونت اجتماعی شهرداری هنوز جایگاه قانونی ندارد و در ساختار شهرداری نیست. در دوره شورای اول هم در ساختار شهرداری نبوده است. اگر بخواهیم به واسطه آن شخص و افرادی را زیر سئوال ببریم و به شخصی انگشت اتهام بزنیم اینها به دور از انصاف و عقلانیت است.
الان به شهرداری فرصت داده‌ایم که ساختارش را اصلاح کند و به ما بدهد و ما تشکیل هیچ معاونت و یا اداره کلی را به تنهایی تصویب نمی‌کنیم و می‌خواهیم که بسته را یکجا بیاورند و شورا تصویب کند. این باید برود به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و پروسه‌های خودش را طی کند که قرار شده است بیاید در زمان آقای احمدی‌نژاد که ساختار جدیدی برای کمیسیون فرستادند و نظرات کارشناسی داده شد و اصلاحاتی داده شد و گفتند ببرید با اصلاحاتی که ما داده‌ایم اصلاح نمایید و برگردانید و چندین بار این ساختار رفت و برگشت پیدا کرده است و امیدواریم بتوانیم ساختاری که نظر شورا و شهرداری است به تصویب برسانیم.
* به اعتقاد شما رییس‌جمهوری که خودش عصاره و برخاسته از شوراها است چگونه لایحه‌ای را تحت عنوان اصلاح قانون شوراها در جهت سلب نمودن حداقل اختیارات باقی مانده در این نهادهای مدنی ارائه کرده است؟ با توجه به این نکته که سلب اختیار انتخاب شهردار از سوی شورای شهر که اصلی‌ترین راه کنترل و هدایت شوراها بر شهر توسط شهردار است مسدود نمی‌شود؟
** بحث این که شهردار عصاره شوراها بوده است که قبول ندارم چون یکی از کسانی که خودش پایه‌گذار و جریان‌ساز شورای دوره دوم بود خود آقای احمدی‌نژاد بود و به این ترتیب این شورای شهر بوجود آمد. ایشان از طراحان، مبتکران و متفکرین این طرح بود و اینکه کی پدر و کی پسر است را باید کنار بگذارند. این حرکت از سال 80 کلید خورده بود و اعضای شورای شهر در آبان81 همدیگر را پیدا کردند. کسانی که قبلا روی این جریان کار می‌کردند خیلی زودتر از این اعضایی که به نام آبادگران شناخته شدند شروع کرده بودند.
ما که خودمان در شورا کار کردیم با خلاءهای قانونی زیادی مواجه بودیم که خیلی از اصطکاک‌های شورا و شهرداری، اعضای شورا با خودشان و فرمانداری و استانداری وجود داشت به خاطر این بود که در بعضی از موارد قانون یا ابهام دارد یا ساکت است و خلاء قانونی داریم. در اینکه لایحه قانون شورا احتیاج به اصلاحاتی داشت که هیچ تردیدی نیست. ولی متاسفانه با اهداف متفاوت فضای تبلیغی و سیاسی، خیلی حاشیه بر این لایحه ساختند و عرصه را برای کار کارشناسی و تحصیل کارشناسی بر این لایحه محدود کرد و از بین برد که این جفا به کسانی بود که نقد‌های کارشناسی بر لایحه داشتند.
* طرح این لایحه موجب تفرقه در میان شورا شده است به نحوی که اعضای شورای 20 شهر ضمن حضور در شورای شهر تهران اعتراض خود را مطرح کردند و آقای خادم گفت که رئیس‌جمهور فرزند ناخلف بود...
** اینها اصلا حرف درستی نبود. روزنامه‌ها مطالبی در این مورد منتقل می‌کردند و می‌نوشتند، که وقتی خودم را جای شهروند می‌گذاشتم و می‌خواندم از بین آنها نمی‌توانستم بفهمم ضعف این لایحه چیست. ولی در آخرین مصاحبه آقای مهندس چمران فرمودند که حداقل 65 درصد با این لایحه موافق هستیم و 20درصد اشتباهات عبارتی داریم که عبارت را اصلاح کردیم و برای اینکه مفهوم گویاتر شود و 15 درصد هم اخلاف‌نظر داریم که به دنبال اصلاح آن هستیم.
این همه هیاهو برای آن 15 درصد است بحث انتخاب شهردار توسط وزیر کشور یا استانداران داخل این لایحه نبود، این پیشنهاد بعضی از نمایندگان مجلس بود که این را چسباندند به لایحه و یا همزمانی انتخابات خبرگان و شوراها مگر داخل این لایحه بود؟ این هم بحثهای حاشیه‌ای بود که در اظهار‌نظرهای نمایندگان مطرح می‌شد ولی چنان فضای غوغا‌سالاری و تبلیغاتی بود که همه این‌ها را داخل لایحه می‌دیدند. در این فضای تبلیغی دنبال چی هستیم؟ من فکر می‌کنم این چیزهایی است که بیشترین جفا به مردم و شورا می‌شود.
خوشبختانه لایحه مسیر منطقی خودش را پیدا کرده و در کمیسیون مجلس که نمایندگان وزارت کشور، مجلس و نماینده شورای علای استان‌ها که آقای چمران هستند حضور دارند و با بحث کارشناسی جلو می‌برند.
به نظر من این لایحه نکات مثبتی دارد. به عنوان مثال در قانون فعلی هیات حل اختلاف در بعضی موارد اخلافی که به آن هیات ارجاع می‌شود زمان و مهلتی برای پاسخ و جواب تعیین نشده است و اگر هیات حل اختلاف جواب نداد نتیجه آن چه خواهد شد، روشن نبود و در این لایحه مهلت و زمان پاسخ روشن شده است و اگر ظرف این مدت جواب نداد یعنی نظر شورا درست است و اعتراض فرمانداری درست نیست و در اختیارات و وظایف شوراها که ماده 71 است هیچ تغییری داده نشده است.
* در زمان رای‌گیری ریاست شهرداری تهران چه عواملی سبب شد تا شما و طیف حداقل، آقای علی‌آبادی را اولی‌تر از آقای قالیباف ارزیابی کردید؟ آیا جهت‌گیری سیاسی مدنظر بود و یا سوابق مدیریت و اجرایی آنها؟
** من دسته‌بندی رسانه‌ها در مورد حداقل و حداکثری را قبول ندارد. ما دلایلی داشتیم برای اینکه این گزینه را ترجیح می‌دادیم. دلیلی که ما دنبال آن بودیم این بود که بیشتر از هجده، نوزده ماه از شورا و شهرداری باقی نمانده است و ممکن است شورای دوره سوم، شهردار دیگری را انتخاب کند. برای اینکه شورای شهر و شهرداری بتوانند آن سیاست‌هایی که شروع کرده بودند با همان سرعت بدون کمترین هزینه به واسطه تغییر مدیریت، دنبال کنند بهتر این است که از درون بدنه شهرداری برای این دوره کوتاه، شهردار انتخاب کنیم و از بین معاونین آقای دکتر احمدی‌نژاد آنهایی را که ظرف دو سال با آنها کار کرده‌ایم و شناخت خوبی از کار شهرداری داشتند قابلیت و توانمندیهای بیشتری داشتند انتخاب کنیم.
با انتخاب ایشان مدیران شهرداری تغییر نمی‌کردند و معتقد هستیم که هرگونه تغییر مدیریت، سیستم شهرداری را دچار عقب‌افتادگی می‌کند. اعتقاد ما این بود که از بین معاونین ایشان گزینه‌هایی مثل آقای سعیدلو و آقای علی‌آبادی اولی در کارآمدی بودند که البته بعضی از دوستان دلایل خاص خودشان را داشتند و معتقد بودند که از بیرون بدنه شهرداری مناسب‌تر است و حرف آخر را هم رای‌گیری می‌زند و چنین شد. ولی اینکه نتیجه‌گیری چه باشد مهم نیست بلکه این مهم است که همه نتیجه رای‌گیری را بپذیرند و کار کنند. طی این یکسال خیلی‌ها دوست داشتند اتفاق‌های ناخوشایندی روی دهد.
ولی نیفتاد و خوشبختانه شورا و شهرداری کار خودشان را با جدیت دنبال می‌کنند. حتی آن کسانی که کاندیدای موردنظر خودشان رای نیاورد به هیچ وجه این دلیلی نشد برای اینکه خدای نکرده انگیزه آنها از بین برود و کار را با جدیت دنبال نکنند. حداقل در مورد من و دوستانم با جدیت وظایف خود را انجام می‌دهیم و پیش می‌بریم.
* دلایل شکل‌گیری گروه جدیدی تحت عنوان آباد‌گران جوان ایران اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** خیلی از این دسته‌بندی‌ها را من کاذب می‌دانم. انگیزه اینها را برای تشکیل آبادگران جوان از خودشان بپرسید و من نمی‌توانم در مورد انگیزه آنها چیزی بگویم و خودشان بهتر به نیات و انگیزه‌های خود واقف و مطلع هستند.
ما باید یاد بگیریم که به دنبال نتیجه انتخابات ریاست جمهوری هر چه شد بپذیریم. رقابت تمام شده است. وقت این است که هر که برود و به کارش بپردازد و البته حق دارند که خودشان را برای دفعه بعد آماده کنند. البته در مقابل مصالح نظام و مردم مسئول هستیم. اگر ما حرکتی و کاری را برای اثبات خودمان به وسیله نفی رقیب، انجام دهیم این کار منجر به تضییع حقوق مردم و مصالح این نظام می‌شود. چیزی که همه باید به آن پایبند باشند. از آموزه‌های دین ما این است که هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. پس بعضی از این حرکات توجیه شرعی ندارد.
* به دنبال گسترش اختلافات در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، نقش این شورا در تشدید اختلاف آبادگران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** این انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم این طوری نبود که یک انتخابات فرمایشی و از پیش تعیین شده باشد و عده‌ای سررشته‌ها در دست آنها باشد و دیگران را بازی دهند. این انتخابات وقعا انتخاباتی بودکه هیچ کس نمی‌توانست پیش‌بینی کند چطور خواهد شد چون همه آمده بودند و همه تمام توان خود را وسط آورده بودند و تلاش خود را می‌کردند و این طوری نبود که بگویند عده‌ای در پشت بسته‌اند و بقیه در حال بازی کردن هستند و واقعا سرنوشت این انتخابات به دست مردم رقم خورد.
* اختلافات شورای هماهنگی بر سر معرفی کاندیدای ریاست جمهوری چه تاثیری بر نتیجه انتخابات داشت؟
** آنها که شعار دموکراسی می‌دهند کمتر به ابزار دموکراسی قائل هستند. وقتی به مقاطعی می‌رسیم که به تصمیم‌گیری قطعی می‌رسیم تنش‌ها بیشتر می‌شود اختلاف‌نظرها بیشتر می‌شود ولی چیز مهم این است که بعد از هر تصمیم‌گیری و یا روشن شدن نتیجه انتخابت ریاست جمهوری چه می‌شود. بعد از آن شیرازه از هم پاشیده می‌شود و یا اینکه همه چیز مثل رودی است که شعبه بازی می‌کند ولی نهایتا همه منهی می‌شوند به یک دریا و این مهم است. به نظر من در جبهه اصولگرایی، نهایتا بعد از انتخابات، همه رودها منتهی به دریا شدند و همگی عزم برای حمایت دولت برای کسب موفقیت در خدمت به مردم و تحقق اهداف آن هستند.
* وضعیت آبادگران جوان با حضور آقایان چمران و بیادی چه سرانجامی خواهد داشت و آیا آنان می‌توانند همانند وعده‌ای که داده‌اند نخبگان و سیاستمداران جدیدی را در عرصه مدیریت کشور معرفی کنند؟
** باید از خود مهندس چمران سوال کنید که عضو آبادگران جوان هستند یا خیر. چون برداشت من این است که ایشان نیستند و حالا هر گروهی و هر صنفی جلسه‌ای تشکیل می‌دهد از کسانی دعوت می‌کند ولی این که این دعوت به عنوان عضو است یا شخصیتی است که بیاید صحبتی کند و بهتر است خودشان جواب دهند.
سرانجام آبادگران جوان در آینده روشن می‌شود ولی اعتقاد من این است که آبادگران به عنوان یک تشکل ثبت شود باید همه با هم همراهی کنند و آن را ادامه دهند.
شعارها در این مورد خوب است، همه بلدیم شعارهای خوب بدهیم ولی در عمل چقدر موفق می‌شوند را باید به آینده سپرد.
* برای مراحل بعد از جمله انتخابات خبرگان اگر این مجموعه آبادگران همانند آغاز شورای دوم که شکل گرفت به صورت یک پیکره واحد باقی می‌ماند کاراتر نبود؟
** الان بحث خبرگان یک بحث تخصصی است. در بحث خبرگان همه احزاب و گروهها نمی‌توانند برای معرفی کاندیدای خبرگان وارد شوند ولی بحث شوراها بحث عام‌تر و فراگیرتری است و هر حزب و گروهی مدعی می‌تواند لیست ارائه دهد و کاندیدا معرفی کند ولی من امیدوارم در طیف اصولگرایان با همان تعریفی که مقام معظم رهبری فرمودند: اصولگرایی اصلاح‌طلبانه و اصلاح‌طلبی اصول‌گرایانه باشند. رهبر انقلاب فرمودند که این خط و خط‌کشی‌های کاذبی که اینجوری ترسیم می‌کنند ما به آنها قائل نیستیم و دلسوزان این نظام و انقلاب در این چارچوب می‌گنجد که یا اصولگرایی اصلاح‌طلبانه و یا اصلاح‌طلبی اصول‌گرایانه داریم.
در حقیقت اصلاح‌طلبی یعنی یک روند رو به جلو است که امروز، دیروز و فردای ما همانند هم نباشد. باید در جریان اصولگرایی باشد و پویا بماند. در جریان اصلاح‌طلبی هم برای اینکه از ریشه ها دور نشود و راه خود را گم نکند پایبند به اصول و اصول‌گرایی را حتما در اساس و اصول کار خود باید پایبند باشد و اینها منفک از هم نیستند.
* شما در حقیقت به اصلاح‌طلبان توصیه می‌کنید که برای اینکه در عرصه حضور داشته باشند به اصول اولیه برگردند؟ تعبیر از اصولگرایی و اصول در هر مبنا و دیدگاه متفاوت است، نظر شما چیست؟
** اصولی که حفظ این نظام است، پیروی از رهبری انقلاب، اهداف امام راحل است و آن موقع تکلیف اصلاح‌طلبان واقعی با کسانی که خودشان را اصلاح‌طلب جا می‌زنند کاملا روشن می‌شود و خط بین اصلاح‌طلب واقعی و آنهایی که خودشان را اصلاح‌طلب جا می‌زنند در همین اصلاح‌طلبی اصول گرایانه است.
* در حالی که شوراها نزدیکترین بدنه قدرت به توده‌های مردم و جامعه هستند اکنون بحث نظارت استصوابی بر انتخابات شوراها مطرح است. آیا این امر منجر به برخورد سلیقه‌ای و تضعیف این نهادها نخواهد شد؟
** نظارت شورای نگهبان برای تایید صلاحیت کاندیداهایی است که در قانون پیش‌بینی شده است. برای اینکه سلیقه افراد وارد نشود باید آن چارچوب نظارت هر چه بهتر روشن شود و تبیین گردد. البته طبق قانون حاضر بر روی شورای شهرها تایید صلاحیت داوطلبان شورای شهرها در حال حاضر بر عهده مجلس است و انتخابات دیگری مثل ریاست جمهوری، مجلس و خبرگان بر عهده شواری نگهبان است. خلاصه یک جایی باید فیلتر وجود داشته باشد. باید نهادی برای نظارت و تایید صلاحیت کاندیداها وجود داشته باشدکه ما در شورایاری‌ها هم یک فیلتر به همراه شرایط و ضوابط برای کاندیدای شورایاری داریم و اینها را بررسی می‌کنیم.
حساسیت موضوع در تعیین سطح میزان صلاحیت شاید متفاوت باشد. بحثی که الان هست که فقط خود مجلس نباشد، بلکه کمیته‌ای متشکل از نمایندگان قوه قضاییه، مجلس و شورای نگهبان باشد آن کمیته مرجع تشخیص صلاحیت اعضای شوراها باشد.
چون بحث اساسی این است که مجلس آن بازوی اجرایی در کشور را ندارد و اگر بخواهند از بازوی اجرایی شورای نگهبان که در کل کشور دارد استفاده کنند و چیز خوبی است و مجلس هم در کمیته‌ای به همراه نماینده قوه قضاییه و شورای نگهبان بتوانند کار تعیین صلاحیت داوطلبان شوراهای شهرها و روستاها که بسیار کار گسترده و عظیمی است با کیفیت بهتر به انجام رسانند.
* شما نقش شوراهای شهر را در استقرار و تثبیت جامعه مدنی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** من مقداری کلی‌تر نگاه می‌کنم. نقش شورا مخصوصا این واگذاری بند ج اصل 44 که مقام معظم رهبری موافقت خودشان را اعلام کردند سیاستی رادر کل نظام دنبال می‌کند و آن سیاست کوچک کردن دولت است و نه فقط دولت بلکه سیاستی جهت کوچک کردن دستگاههای حاکمیتی و از بین بردن تصدی‌گری آنها دنبال می‌شود. وقتی می‌خواهد حاکمیت کوچک شود کجا باید این بار را به دوش بکشد، جایگزین آن چیست؟
این موافقت مقام معظم رهبری در ارتباط با بند ج اصل44 قانون اساسی در راستای همین سیاست است که بخش‌های حاکمیتی کوچکتر شوند و جایگزین آن را هم نهادهای مردمی باید بگیرند و این‌ها می‌خواهند کنده شود و زمین گذاشته نمی‌شود. رها هم که نمی‌شود بلکه به بخشهای مردمی سپرده می‌شود. یکی از آن ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های عظیم مردمی که می‌تواند بخشهایی از آن را در راستای سیاست کم کردن تصدی دورلت و سپردن به نهادهای غیردولتی برعهده بگیرد همین شوراها هستند و البته نه همه آنها چون قسمت‌های متفاوتی دارد.
* یکی از نقاط ضعف مشهود در شورای دوره اول بروز دعواهای جناحی در نحوه مدیریت و عملکرد اجرایی شورا بود که در اواخر شورای دوم هم شاهد چنین اتفاقاتی هستیم. آیا این دعواها و درگیریهای سیاسی با اصل، ماهیت و کارکرد شوراها که باید فراتر از جناح‌بندیهای سیاسی و دسته‌بندی‌های گروهی برای خدمت‌رسانی به جامعه فعالیت کنند منافات ندارد؟
** اینکه مسائل سیاسی، باندی، گروهی و فرقه‌ای بر روی وظایف و کارکردهای هر مجموعه‌ای اعم از شورا سایه بیندازد و اثر بگذارد مردود و ناپسند است و در هیچ جایی مورد قبول نیست ولی به هر حال افراد دیدگاه‌های سیاسی دارند. مگر می‌شود که انسان‌ها در مورد مسائل، نگاه و دیدگاه سایسی نداشته باشند؟ اعم از اینکه مسئول باشند یا نباشند. اما آنچه شورای شهر اول تهران را دچار چالش کرد و نهایتا به یک انسداد کاری رساند این بود که متاسفانه تصمیم‌گیری‌ها و عملکردهاشان به مسائل سیاسی گره خورده بود.
خوشبختانه در شورای دوره دوم مسائل سیاسی تعیین کننده در تصمیم‌گیری‌ها و انجام وظایف شورا نبوده است. با وجود اینکه چه در زمان مدیریت آقای دکتر احمدی‌نژاد و چه در زمان مدیریت دکتر قالیباف اختلاف‌نظر داشتیم و حتی الان هم اختلاف‌نظر و دیدگاه وجود دارد حالا ممکن است که کمی آشکارتر شده و یا تشدید شده باشد ولی به هیچ وجه قبول ندارم که برکارکرد شورا و بر حوزه وظایف کاری ما سایه انداخته است. تمام اعضای شورا وقتی بحث کار و حوزه وظایف آنها مطرح است فارغ از همه مسائل تصمیم می‌گیرند. در نظر بگیرید بودجه سال 1385 شهرداری، بهتر از سال‌های قبل و با همراهی شهرداری بسته شد.
چون که در مورد شهر و مردم تهران فکر می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم و در مورد آقای قالیباف و یا دیرگی تصمیم نمی‌گیریم. البته ما آدم‌هایی با سابقه سیاسی نبودیم و اختلاف دیدگاه سیاسی هم ممکن است داشته باشیم ولی آنچه را که مورد قبول است اینجاست که اختلافات در عملکردها سایه بیندازد و مانع از انجام وظیفه شود وگرنه در تمام دنیا می‌بینیم که جای یک حزب را حزب دیگری می‌گیرد که ممکن است دیدگاه مخالف هم داشته باشد ولی پذیرفته نیست که در اختلافات سیاسی، مصالح و منافع مردم وجه‌المصالحه قرار گرفته و مورد گروکشی قرار گیرد.
ولی این را در عملکرد ما به هیچ وجه نمی‌بینید که این چنین مسائلی بر عملکرد و وظایف ما سایه بیندازد. تمام کمیسیونها به طور مرتب تشکی جلسه می‌دهند و همه در جلسات حاضر می‌شوند و اگر اختلافی هم مطرح است همه در مسائل کارشناسی است. هیچ لایحه‌ای و طرحی نداریم که زمین بماند یا اینکه به دلیل مصالح سیاسی در شورا مطرح شود یا مسکوت بماند.
* نکات مثبت و توفیقاتی که شورای شهر دوم تهران طی دوران مسئولیت خود به دست آورده است بر شمارید؟
**درباره توفیقات باید بگویم اول باید ببینیم در روز اولی که در شورا آمدیم چه اهدافی را دنبال می‌کردیم و ادعا می‌کردیم دنبال چه مسائلی هستیم و امروز به کجا رسیده‌ایم و در حصول آن اهداف چقدر موفق شده‌ایم و حداقل اینکه برای بنده روشن شود که چقدر ما به اهداف نزدیک شده‌ایم، مشاورین کمیسیون برنامه و بودجه از سال 79 تا 84 کل بودجه شهرداری را برآورد کرده وطی جداولی آورده‌اند. یکی از شعارهای ما سیر رشد بودجه بود. درآمد شهرداری پیش از این بر روی تراکم، متمرکز بوده است و ما می‌خواهیم آن را کم کنیم و یک سری درآمدهایی بوده که قانون برای شهرداری پیش‌بینی کرده بود ولی برای وصول درآمدها شهرداری به خود زیاد زحمت نمی‌داد و به دنبال وصول آنها نمی‌رفت.
چون مردم خودشان می‌آمدند و پول مازاد تراکم را می‌دادند و درآمد به راحتی حاصل می‌شده است ولی ما به دنبال آن سودیم که آن در آمدی که قانون برای شهرداری تعیین کرده دنبال آن بروند و اینها را وصول کنند البته باید ببینیم در این بخش چقدر موفق بودیم و چه رشدی داشته‌ایم و در عوارض دیگر چقدر موفق بوده‌ایم و اینکه برای جلب سرمایه‌گذاری و مشارکت بخش خصوصی برای اداره این شهر بزرگ و نیز برای تامین هزینه‌ها و مخارج چقدر توانسته‌ایم سرمایه خصوصی جلب کنیم؟ طی این دو، سه سال چقدر توانسته‌ایم بودجه‌ها را به سوی بودجه‌های عمرانی پیش ببریم؟
بودجه جاری را تا چه حد توانسته‌ایم در‌صد آن را کم کنیم و در‌صد بودجه عمرانی را طی این سه سال افزایش دهیم؟ و اینکه بودجه عمرانی را بیشتر چه سمت و سویی داده‌ایم؟
ما شعار حل ترافیک داشتیم، ما شعار ازدیاد فضای سبز داشتیم. باید ببینیم که چقدر بودجه‌های عمرانی در عمل به این سمت و سوی سوق داده‌ایم که در زمان مناسب خود گزارش آن را به تفصیل ارائه خواهیم کرد که نشان خواهد داد در این مسیر روند صعودی و رو به جلو داشته‌ایم و تا حدی توانسته‌ایم که به اهداف دست یابیم.
به طور طبیعی در بودجه سال 1385 همان روند را پیگیری کرده‌ایم. به عنوان مثال در بحث حمل و نقل عمومی کماکان پرداخت یارانه را تصویب کردیم چنانچه به دلیل صرفه و صلاح مردم اگر برای مردم موارد محدودیت ایجاد می‌کنیم از طرف دیگر هزینه می‌کنیم. تسهیلاتی را بوجود بیاوریم. طی سه سال شورای دوم بحث کمک به شرکت واحد در بحث اتوبوسرانی و حتی بخش خصوصی مینی‌بوسرانی و تاکسیرانی را در نظر داشته‌ایم که روند صعودی داشته است. میزان کمک شهرداری به اتوبوسرانی در سال 85 در برابر سال84 خیلی افزایش داده‌ایم.
در سال گذشته بودجه عمرانی و جاری کمک به اتوبوس‌رانی یکصد میلیارد تومان بود که امسال حدود یکصد و هشتاد میلیارد تومان در نظر گرفته‌ایم و همچنین یکی از اهداف ما جلب مشارکت مردم در اداره امور شهر و بها دادن و ارزش دادن به نظرات و دیدگاه‌های مردم برای اداره شهر بوده است که در این راستا شورای اسلامی شهر تهران نهاد انجمن معتمدین محلات شهر تهران نهاد انجمن معتمدین محلات (شورایاری‌ها) را تقویت کرد طی دو سال اول کار خود، تقویت و تداوم کار 87 محله شورایاری که در دوره اول شورا تشکیل شده بود را دنبال کردیم تا بالاخره با تلاش بسیاری با همکاری مسئولین محترم وزارت کشور موفق شدیم شورایاری محلات را به 377 محله برسانیم و فعالیت این شورا‌یاری‌ها را گسترده‌تر و مطلوب‌تر کنیم و از مصادیق این مشارکت را می‌توان نظارت بر تاکسیرانی، کمک به جمع‌آوری متکدیان، نظارت و هدایت طرح اوقات فراغت نام برد که با همکاری شورایاران انجام شود.
* با این کمکهای صورت گرفته چرا تعدادی از اتوبوسهای شرکت واحد ریالی شده است؟
**ما باید برای حقوق مردم مدعی‌تر باشیم ولی بنده نقدهایی به این مسئله دارم و دفاع‌هایی هم وجود دارد به هر حال نه صد در صد می‌گوییم بد است و نه خوب است و باید ضعف‌های آن برطرف شود. تعداد خطوطی که اتوبوس‌های ریالی وجود دارد زیاد نیست. شاید به 10 خط برسد و البته اتوبوسهای شرکت واحد نیست بلکه توسط شرکت واحد گشت اتوبوس‌های مورد نظر تامین می‌شود.
در اتوبوسرانی برای به سمت خصوصی‌سازی برویم. شرکت واحد ما نباید بیشتر از این بزرگ شود. الان شرکت واحد 17 هزار پرسنل دارد که یک وزارتخانه است. از این 17 هزار نفر تعدادی ستادی، تدادی راننده و تعدادی نیروهای تعمیرکار و پشتیبانی هستند و نباید بگذاریم بیشتر از این بزرگ شود. باید شرکت‌های خصوصی بیایند و خطوط اتوبوسرانی را بدست گیرند و شرکت واحد نقش نظارتی، سیاستگذاری وتصمیم‌گیری را بر عهده گیرد.
در خود اتوبوسرایی ما نیازمند یکسری بازنگری هستیم. خصوصی‌سازی به این نحو نیست که یک اتوبوس را توی یک خط با یک نفر بگذرایم خصوصی‌سازی یعنی شرکت معظمی بیاید با آن قرار داد ببنیدم و طی سازوکاری شرکت واحد هم نقش سیاستگذاری و نظارت داشته باشد. صلاح نمی‌دانیم که شرکت واحد از نظر ستادی اینقدر بزرگ شود البته نه اینکه تعداد اتوبوس‌ها را زیاد نکند با توجه به اینکه تهران هم گسترده شده اتوبوس را باید زیاد کند این در حالی است که منطقه 22 تهران به ظرفیت کامل نرسیده است و منطقه 21 تازه تاسیس شده است و حداقل برای منطق جدید اتوبوسرانی و حمل و نقل آنها را در نظر بگیریم و این چیزی است که در حال دنبال کردن آن هستیم ولی هنوز هم اجرایی نشده است.
* مهمترین دستاورد شوراها در دور دوم چه بوده است و با توجه به قانون فعلی، شوراها چه درصدی از قدرت مدیریتی و اجرایی را به خود اختصاص داده است؟
** مهمترین دستاوردی که شوراهای دوم داشتند صرف‌نظر از وظیفه اصلی خود آنها توانستند یک وضعیت ثبات سیاسی، امنیتی را بر کشور حاکم کنند. متاسفانه فضای سیاسی کشور در آغاز فعالیت شورای دوره دوم همراه با التهاب سیاسی و تنش‌های سیاسی بود. فضایی که واقعا مردم ناراضی بودند. آن وضعیت حق مردم نبود. مردم یک عده‌ای را نماینده خودشان می‌کنند و به آنها اعتماد می‌کنند و می‌گویند تو نماینده و مورد اعتماد ما هستید و در این حوزه قوانین و مقررات را تو رقم بزن و حالا ما با خیال راحت زندگی خودمان را بکنیم. حالا انصاف نبوده و نیست که برخی نه تنها در آن حوزه وظایف خود را خوب رقم نزنند بلکه امنیت مردم را به مخاطره بیندازند.
شورای دوره دوم فضای ملتهب سیاسی را که اسیر یک سری تنش‌ها بود کمی آرام کرد. گر چه این دور شورا نیز نقص و ضعفهایی دارد که خود قابل بررسی است ولی نسبت به شورای دوره اول بسیار پخته‌تر عمل کردند به اوضاع بیشتر مسلط بود و هم اینکه بیشتر از سوی دستگاه‌های دیگر مورد قبول قرار گرفتند. این دوره هم دوره گذار است و افراد دوره سوم باید ما را الگوی خود قرار دهند و نقاط قوت دوره دوم را بیشتر تقویت کنند و نقاط ضعف ما هم مایه عبرت آن‌ها باشد و آن را تبدیل به قوت کنند. امیدوارم شورای سوم در دست افرادی قرار بگیرد که بتوانند این بار امانت را خوب به دوش بکشند و به سلامت در پایان دوره به بعدی تحویل دهند.
* آیا هیچ برنامه‌ای برای حضور در دوره سوم شورای شهر و روستا دارید؟
**من برنامه‌ای ندارد. البته دو بحث است یکی بحث حضور افراد است و بحث دیگر اثرگذاری بر انتخابات شوراها. شاید فردی نخواهد کاندیدا شود و بخواهد اثر گذار در شورای دوره سوم باشد و در این جریان همراهی کند ولی امیدوارم که شورای دوره سوم به دست کسانی بیافتد که بتوانند شورای شهر را با کارنامه‌ای موفق وپر افتخار به مردم و آیندگان ارائه بدهند، در هر جا که خدمت و کار موثر و مورد نیاز باشد، آماده هر گونه خدمتگزاری هستیم و تا ببینیم که تکلیف چه باشد.