* هنر اسلامی در فرآیند پیدایش و رشد خود با فرهنگ و هنر مناطق و اقلیمهای دیگر رابطه و تعامل داشته است، لطفا از تاثیرهای متقابل بگویید؟
** ما از قرن 14 به بعد دلایل و شواهد بیشتری را درباره هر دو تبادل و تقلید میبینم. نقاشیهای ایتالیایی آن دوران، واردات قالی را به اروپا تایید میکنند. از سده پانزدهم قالیها، کالای تجاری محسوب میشدند و کوشش بر آن بود که از آنها تقلید شود. در این قالیها، تصاویری از مریم مقدس نشان داده میشود که هالههای اطراف سر او با خط نگاره (کوفی نما) که به طور احتمالی از نوارهای تیراژ (تیراز) اقتباس شده، حاشیهپردازی شده است. ابریشمهای جهان اسلامی، همچنان دارای ارزش بسیار بالایی بود و در این میان تبادل سودمند و از طرفی آشفته، میان طرحهای محصولات ابریشمی مملوکها، عثمانی ها، اسپانیا و ایتالیا برقرار بود.
* آیا چنین تبادلی در همه حوزههای هنری جریان داشت یا محدود به نوع یا کالای خاصی بود؟
** یک نوع ظروف فلزی مرصع شده، معروف به «آزیمینا» به عرصه هنری راه یافت. این واژه فرم ونیزی یک واژه عربی بوده و برای غیر اعراب کاربرد داشته و شامل اشیایی بوده که در ونیز میساختند و یا به آن جا صادر میشده است، همچنین از طرحهای شیشهگری و صحافی اسلامی و چرم منقوش و ممهور تقلید میشد و در همین دوره است که موضوع اشتیاق علاقهمندان غربی به طرحهای اسلامی مورد نقد و تحلیل قرار میگیرد. در این رابطه کتاب گلهای طبیعی شامل الگوهای برودری به طریقه عربی و ایتالیایی مربوط به فرانچسکو بلگرینی، نقطه عطف مهمی به شمار میرود که در پاریس منتشر شده است.
* آیا پوشش و پوشاک مناطق اسلامی که حاوی نمادها و نمودهای هنر اسلامی بود در نقاط دیگر تاثیر و جاذبههایی داشته است؟
** تاثیر پذیری نقاش مذهبی غربی از طرحهای اسلامی به عنوان نقطه شروع و عطفی در تصاویر یا پیکرههای کشیشهای مجوس و یهودی یا تماشاچیان مراسم تصلیب عیسی مسیح قابل بررسی و مشاهده است. رمبرانت، مطالعاتی را روی تعدادی از طرحهای جدید مغولی که در اختیار داشته به گونه انجام داد که نه تنها نشان دهنده علاقه مغولها به لباسهای فوقالعاده و کم نظیر است؛ بلکه نشانگر بینش و طرز تفکر این قوم ترک است.
* نگاه اروپاییان چگونه ارزیابی میشود؟
** بینش اروپاییان نسبت به فرهنگ و هنر اسلامی تا اندازه زیادی تحت تاثیر و تسلط و نفوذ آداب و رسوم عثمانیان بود. این نظریه در ابتدا به واسطه ترس و وحشت از دولت عثمانی و سپس به دنبال شکست ارتش عثمانی برای باز پس گرفتن وین از راه محاصره، نشان داده میشود.
* در تاریخ جهانگردی هنری آن دوران اشارههایی به تور بزرگ شده است در این باره چه اطلاعاتی موجود است؟
** این تور که به گراندتور معروف است در حقیقت روش دوستانه برای کاوش آثار هنری سرزمینهای اسلامی بود. تمایل فزاینده و در حال رشد برای آگاهی بیشتر از کشورهایی که به تولید برخی از آثار هنر اسلامی برگرفته از تجارت دست میزدند، عامل این حرکت بود. این علاقه در اواخر سده هجدهم از طریق توپوگرافان و نقاشان که تصاویر دقیق بناهای اسلامی را ترسیم میکردند، ابراز میشد و از این طریق نسبت به معماری اسلامی علاقهای ایجاد شد. عناصر معماری مغربی (moorish) اسپانیا یا معماری مغولی در بناهای تخیلآمیز سده 19 به صورتی گسترده مورد استفاده قرار گرفت. در همین اثنا نقاشان شوقگرا در ترسیم ویژگیهای ظاهری موضوع نقاشی خود، بصیرتی متفاوت را پدیدار ساخته بیشتر در استفاده از موضوعهای اسلامی در تصاویر خود بسیار وفادار بودهاند.
* به پژوهشهای علمی در زمینه معرفی هنر اسلامی در آن دوران اشاره کردید، آیا به طور مشخص نمونههایی از این گونه هنرها موجود است؟
** اولین اثر قابل توجه درباره موضوع فرهنگ یک کشور اسلامی که به طور مفصل و گسترده بحث شده، کتاب شرح و توصیف مصر (Description del Egypte) است که در نتیجه حمله ناپلئون به مصر اتفاق افتاد، تهیه شده است. از نیمه دوم سده نوزدهم (سیزدهم میلادی) نمایشگاهها از طریق آثار گردآوری شده خود، هنر اسلامی را به افراد بیشتری معرفی کردند و موزهها و اشخاص معدودی نیز، مجموعههایی را گردآوری کردند که ازآثار فلزی و ظروف سفالین تشکیل میشد.
و بالاخره در سده بیستم ساختاری تحقیقاتی و علمی برای تبادل نظر در زمینه هنر اسلامی توسعه یافت. استفاده قاعدهمند، منظم و برنامهریزی شده از باستانشناسی و شروع بررسی نقاشی اسلامی از دستاوردهای تازه محققان است. در همین دوره برخی از محققان مسلمان در بررسی هنر اسلامی، بیشتر در نگارش متون تخصصی هنر اسلامی و غالبا به زبانهای اروپایی مشارکت داشتند و در این خصوص بویژه محققان ترک، دستاوردهای تحقیقی قابل ملاحظهای داشتهاند که بیشتر آثار آنها به زبان ترکی بوده است.
در اروپا ویلیام موریس، موثرترین و با نفوذترین فرد در جنبش هنر و صنایع از طرحهای قالی و پارچههای ابریشمی اسلامی بسیار الهام گرفت. ویلیام دومورگان نیز به بررسی تکنیکی و موضوعی تزیینات سفالینههای اسلامی دست زد.
* تاثیر متقابل ویژگیهای غربی در هنرهای سنتی اسلامی چگونه بوده است؟
** پیشرفت فرآیند صنعتی شدن و تغییرات اقتصادی، سیاسی هنرهای سنتی اسلامی در سدههای 13و14 را تحت تاثیر قرار داد. این موضوع به طور ضروری فنهای تولید را تغییر نداده؛ اما صنعتی شدن که در ابتدا به قدرتهای غربی وابسته بود، امروزه به تابعیت طولانی آنان در آمده است. در زمینههای سیاسی و اقتصادی ارتباط مستقیم میان حمایتگر هنر شاهانه، هنرمند یا صنعتگر بیشتر از میان رفته است. در برخی زمینهها این موضوع به این علت است که شاهزادهها دیگر وجود ندارند، اگر چه هم اکنون بیشتر پادشاهان و معادلهای مدرن آنها علاقهمندی خود را به هنر اسلامی، بیشتر از طریق گردآوری و حفظ آثار گذشته ابراز میدارند و در پی حمایت و احیای محیطهای سنتی به دست میآورند و روشهای تعلیمی و آموزشهای سنتی که در بیشتر خانوادهها رواج داشت نیز در حال از میان رفتن هستند. به این ترتیب و تحت این شرایط هنرهای مختلف با درجههای گوناگون تحت تاثیر قرار گرفتهاند، بعضی از فنها دیگر مورد نیاز نیستند. در حالی که بعضی با فرآیندی صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد، که البته قابل رقابت با کیفیت سنتی نیستند. برخی از هنرهایی که در آنها هنوز فنهای سنتی مورد استفاده قرار میگیرد، بسیار مورد توجه و حمایت تجارت توریستی هستند.