هنری کیسینجر/ وزیر امور خارجه اسبق آمریکا
ایران با در اختیار داشتن برنامه هستهای و منابع قابل توجه تلاش میکند به تسلط استراتژیک در منطقه خاورمیانه دست یابد. در حال حاضر ایران به نماد سرپیچی از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در منطقه تبدیل شده است. هه این دلایل باعث شده ایران نظر قدیمی حاکم بر خاورمیانه را به چالش کشیده و در راه تبدیل شدن به قدرت برتر منطقهای قرار بگیرد. با توجه به آنچه گفته شد اکنون آمریکا چگونه میتواند ضمن استفاده از توانایی ایران در حل مسائل منطقهای مانع از به هم خوردن تعادل تثبیت شده در خاورمیانه شود؟
پاسخ این پرسش این است که علی رغم اینکه کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا چندی پیش در تغییر جهتی آشکار اعلام کرد آمریکا حاضر است به مذاکرات هستهای با تهران بپیوندد اما ایران تمایلی به این کار نشان نداد. این در حالی است که مذاکرات گروه 1+5 نیز بینتیجه مانده و همچنان اختلافات موجود پابرجاست. گزینه نظامی نیز به نحو چشمگیری با ورود دموکراتها به کنگره امریکا رنگ باخته است. اگر چه مسیرهای طی شده موفق نبودهاند اما اکنون این امیدواری ایجاد شده که وارد شدن ایران و سوریه در مذاکرات مربوط به مسائل عراق به تغییری آشکار در گرایشهای دو کشور منجر شود. شبیه چیزی که در زمان جنگ سرد، کاخ سفید نتوانست در مورد چین انجام دهد. یک فرضیه را نباید از نظر دور داشت و آن اینکه ممکن است این گزینه همان نتیجه دلخواه را به همراه نداشته باشد و در پایان تنها شاهد یک ایران هستهای باشیم که با استفاده از فرصتی که مذاکرات در اختیارش قرار داده توانسته برنامههای هستهایاش را توسعه ببخشد.
در چنین شرایطی باز هم تعادل منطقهای در خاورمیانه به هم خواهد خورد. البته میتوان تصور کرد با تبدیل شدن ایران به یک کشور هستهای چگونه نفوذش بر گروههای شیمی در سراسر خاورمیانه میتواند به تقویت موقعیت منطقهایاش کمک کند. حتی ایران در مذاکره با آمریکا آنطور که گفته میشود فقط به دنبال کنترل هرج و مرج حاکم بر عراق نیست بلکه تهران در این مذاکرات فقط میتواند دو انگیزه داشته باشد: کمک به ایجاد ساختار منطقهای جدید که سیاستهای امپریالیستی جذابیت خود را در آن از دست داده باشند و نگرانی از این که تداوم مشکلات عراق باعث ادامه حضور نظامی امریکا در نزدیکی مرزهایش شود. پس بهتر است امریکا حفظ تعادل در خاورمیانه را در صدر اولویتهای خود قرار دهد. تنها در این صورت است که ایران میفهمد از توانایی لازم برای به چالش کشیدن نظم منطقهای و جهانی برخوردار نیست کشورهای سنی منطقه در این میان میتوانند به آمریکا کمک کنند چون آنها بیش از همه نگران گسترش قدرت و نفوذ شیعه در خاورمیانه هستند.
علاوه بر آن بدون ایجاد وحدت میان این کشورها، مذاکره با ایران میتواند به تقویت موقعیت انحصاری ایران منجر شود. از این رو ایران باید به عنوان یکی از کشورهای دخیل در مذاکرات صلح مطرح شود و نه کشور مسلط آمریکا به یک دیپلماسی هدفمند در مقابل ایران نیاز دارد تا بتواند خاورمیانهای که به دنبال آن است را بسازد اما اگر ایران احساس کند. اینگونه نیست به این باور میرسد که میتواند خود آینده منطقه را بسازد و توانایی بالقوه برای برقراری نظم نوین در خاورمیانه را دارد.