تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۷۶۰۲۰

ابوالفضل شکوری
شورا به چه معنی است و نسبت آن با دین اسلام چیست؟ این پرسشی است که ذهن هر فرد کنجکاوی را به خود مشغول می‌دارد و هر کسی که در قلمرو مملکت اسلامی زندگی می‌کند علاقه‌مند به دریافت پاسخ آن می‌باشد. شورا در معنای ساده خود عبارتست از‌: «نظرخواهی از دیگران و مشارکت دادن آنان در یک امر و پرهیز از تک‌روی و استبداد رای».
شورا در مفهوم دقیق‌تر و علمی خود به معنای رایزنی و اشتراک مساعی افراد و گره‌ها در اداره زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه و حل خردمندانه پیچیدگی‌ها و گره‌های آن با اتکا به خرد‌ورزی و استدلال می‌باشد.
شورا در بیان پیشوایان اسلام در مقابل «استبداد» است. چنان که حضرت علی(ع) که فرمود: «من استبد برائه هلک و من شاور الرجال شارک‌ها فی عقول‌ها.» یعنی هر کس شیوه استبداد در پیش بگیرد قطعا نابود می‌شود و هر کس به شورا روی آورد خرد همگان را به خدمت گرفته است.
در این حدیث تاکید بر مقوله‌های «استبداد» و «مشارکت عقول» ـ خرد جمعی ـ در کنار تشویق و ترویج شورا بسیار جالب و معنی‌دار است و نشانگر آن است که پرهیز از استبداد (و طبعا گرایش به آزادی) و بهره‌گیری از خرد جمعی از عناصر اصلی شورا در دیدگاه اسلامی است و این همه برای ایجاد یک سامان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت‌محور انجام می‌گیرد، یعنی نظام قسط که در شریعت اسلام هدف اصلی همه احکام است.
بنابراین، آزادی، عدالت و خرد جمعی و در کنار هم نشاندن این‌ها هدف اصلی شورا در اسلام است. با این همه باید پذیرفت به همان میزانی که در قرآن و سنت نبوی و سخنان ائمه(ع) بر ضرورت توسل به شورا در اداره نظامات زندگی سفارش و تاکید شده، در تاریخ هزار و چهارصد ساله، جوامع و ملل مسلمان از آن دور مانده و بیگانه بوده‌اند. در قرآن مجید مضافا بر این که چند آیه به طور مستقیم و شفاف موضوع فرمانروایی و حکومت در میان مسلمین را یک اصل «شورایی» معرفی کرده، یک سوره از سوره‌های قرآن نیز به نام سوره «شورا» نامیده شده است تا بر جایگاه بلند و اجتناب‌ناپذیر آن در نظامات زندگی و حکومت مسلمین تاکید مضاعف شود.
خداوند در یکی از آیات قرآن به شیوه اخبار از امر محترم و پدیده بدیل‌ناپذیر فرموده است «و امرهم شورای بینهم» یعنی حکومت در میان اهل اسلام شورایی است‌. خداوند در آیه دیگری از قرآن نیز بر پیامبر خود «دستور» داده است که در مساله فردایی حتما از مشاوره مسلمانان استفاده کند (و شاورهم فی الامر) با این همه، چون گرایش حاکمان در تاریخ اسلام بر استبدادگری بوده جلوی عملی شدن این هدف و نهادینه گشتن نظام شورایی را گرفته‌اند و مسلمانان نیز عملا آن را به معنای نظر‌خواهی اختیاری و به اصطلاح «استشاره» به مفهوم عامیانه آن گرفته و هیچگونه نسبتی میان این اصل حیاتی نظام اجتماعی و سیاسی و آیین کشورداری قائل نشده‌اند.
در حالی که آیات و روایات مربوط به شورا با مفاهیم بلندی که دارند مربوط به اجتماع و سیاست و آیین کشورداری و جنگ و صلح هستند و موارد و نمونه‌های واقعی آن در تاریخ اسلام و زندگی سیاسی رسول خدا(ص) نیز هم مربوط به موضوعات و مسائل نظامی، سیاسی و اجتماعی هستند، هر چند که ضرورت انجام مشاوره و نظر‌خواهی در امور فردی نیز مشمول عموم همین آیات و روایات می‌گردند و پسندیده هستند.
در اسلام برای اصحاب شورا و کسانی که در نهادهای شورایی عضویت پیدا می‌کنند شرایطی در نظر گرفته شده است. مثلا در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که «افراد مستبد»، سست خرد، متلون، لجوج و صلاحیت عضویت در شوراها را ندارند.» (الحیات ج1 ، ص 169)
شاید به این دلیل که حضور چنین کسانی که در نهادهای شورایی جامعه اسلامی نقض غرض اصل شورا است. چرا که شورا برای تامین آزادی، عدالت و خردورزی جمعی برای حل مشکلات است و لذا طرفداران استبداد و مخالفان خردورزی جمعی آن را تباه می‌کنند.
در هر حال، باید پذیرفت که اصل اسلامی شورا فقط در حکومت رسول خدا(ص) و حضرت علی(ع) و تا حدود اندکی توسط برخی از خلفای صدر اسلام به صورت اجرای مورد عمل قرار گرفت و بعد از آن کاملا فراموش شده و متروک گردید و اولین بار در متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با راهنمایی امام خمینی(ره) و نظر موافق مجتهدان و خبرگان سیاست گنجانده شد و با پیش‌بینی نهادهای شورایی همچون مجلس، شوراهای شهر و روستا، شورای عالی استان‌ها و غیره کاملا نهادینه گشته و داخل نظام حقوقی ایران اسلامی قرار گرفت و این همه به برکت روشنگری عالمان و فرهیختگان و خون پاک شهیدان بود و اکنون برماست که از این میراث گرانقدر پاسداری کرده و نگذاریم از محتوا خالی گردد؛
چرا که به قول مرحوم آیت‌الله طالقانی نظام شورایی همچون سفره گسترده‌ای است که همه می‌توانند با خرسندی برگرد آن بنشینند و از اندیشه‌های همدیگر بهره‌مند شوند.