تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۷۶۰۲۸

مهدی غنی
52 سال پیش در چنین روزهایی خبر اعدام رهبران فداییان اسلام تیتر اول روزنامه های دولتی شد. آنها که در زمان حیات شان هرازچندگاهی با اقدامات شان در راس خبرهای سیاسی قرار می گرفتند با شهادتشان نیز چنین کردند. اما این نیز پایان ماجرا نبود و هنوز این جریان در ذهن و دل برخی هموطنان زنده است.
هرگاه از ماجرای ملی شدن صنعت نفت سخنی به میان می آید، یکی از جریان هایی که مورد بحث قرار می گیرد، جریان فداییان اسلام به رهبری مجتبی نواب صفوی است. گرچه رهبران این جریان سه سال بعد از کودتای 28 مرداد در 26 دی ماه 1335 توسط حکومت پهلوی به شهادت رسیدند، اما بازماندگان آنها بعدها نیز در تحولات سیاسی ایران نقش های برجسته یی ایفا کردند.
در دوران ریاست جمهوری حجت الاسلام خاتمی شاهد بودیم همزمان با قتل های زنجیره یی، گروهی ناشناس تحت نام «پیروان فداییان اسلام» اعلامیه می دادند و روزنامه نگاران و اصلاح طلبان را تهدید می کردند. ظاهراً آنها با الگوبرداری از ترور احمد کسروی توسط فداییان اسلام می خواستند همان رویه را در برابر دگراندیشان پیشه کنند. این وقایع نشان می دهد فداییان اسلام علاوه بر اینکه بعد از شهریور 1320 تا 1335 در صحنه سیاسی- اجتماعی مستقیماً تاثیرگذار بودند، همچنان در روند سیاسی فعلی جامعه ما نیز اثرگذارند. اما به رغم این تاثیرگذاری به نظر می آید در شناخت واقعی این جریان و تفسیر آن دقت کافی به عمل نیامده و روایت موجود از جریان فداییان اسلام بیش از آنکه واقعیت و وزن تاریخی آن جریان را نشان دهد، نوعی بازسازی و مشابه آفرینی آن جریان در شرایط فعلی و پارادایم های امروزین است در حالی که نقش واقعی آنها در شرایط تاریخی خودشان قابل ارزیابی است. بی تردید بازخوانی تاریخ گذشته می تواند همچون چراغی راهگشای راه آینده ما باشد. طبیعتاً هر چقدر این بازخوانی به واقع نزدیک تر باشد این چراغ نیز نورفشانی بیشتری خواهد داشت. در این پژوهش با تکیه بر اصلی ترین سند مکتوب جریان فداییان اسلام یعنی کتاب راهنمای حقایق و نیز عملکرد آنان تلاش خواهیم کرد به بازشناسی واقعی این جریان راهی بیابیم. طبعاً هر پژوهشی همچنان اولین تلاش برای بازشناسی نیست، آخرین آن هم نخواهد بود و پژوهشگران دیگر خواهند توانست کاستی ها و کژی های آن را آشکار کنند.
شناخت این جریان به ما کمک می کند در برخورد با نیروهای فعال در کشور از عمق و واقع بینی بیشتری برخوردار شده و از داوری های ظاهری و سطحی بپرهیزیم.
تاریخچه
هسته اولیه فداییان اسلام با موضع گیری دربرابر تبلیغات احمد کسروی علیه تفکرات رایج شیعی بعد از شهریور 1320شکل گرفت. کسروی که خود قبلاً طلبه بود، پس از چندی به این نتیجه رسید که افکار رایج مذهبی آمیخته با خرافات شده و خالص و پاک نیست. او پس از شهریور 1320 که فضای آزادتری در جامعه پدید آمد، رسالت خود را مبارزه با آلودگی دین با اوهام، پیرایه ها و خرافات اعلام کرد و آثاری در نقد تشیع، تصوف و روحانیت نوشت و سرانجام خود مدعی آیینی جدید به نام پاکدینی در کتابی به نام ورجاوند شد. نوشته های او سخت روحانیان و سنت گرایان را برآشفت و گروهی به مبارزه با او برخاستند. مجتبی نواب صفوی نیز که در آن زمان طلبه بود، از آن جمله بود. او پس از مناظراتی که با کسروی و شاگردانش داشت، از گفت وگو با وی مایوس شده و تصمیم به نابودی وی گرفت. بار اول در چهارراه حشمت الدوله تهران با اسلحه به وی حمله ور شد اما کسروی از این معرکه جان سالم به در برد. اما سرانجام در سال 1324 در اتاق دادگاه در ساختمان دادگستری توسط اعضای فداییان اسلام ترور شد.1
این حرکت با حمایت وسیع روحانیان و مردم مذهبی روبه رو شد و حاکمیت نیز از مجازات فداییان اسلام استنکاف کرد. اما کار فداییان اسلام به همین جا ختم نشد و آنها وارد عرصه سیاست شدند. با اوج گیری فعالیت های دکتر مصدق و آیت الله کاشانی و تشکیل جبهه ملی در آستانه مجلس شانزدهم، فداییان اسلام به حمایت از آنان برخاست. عبدالحسین هژیر را به خاطر تقلب در انتخابات ترور کردند و همین امر موجب شد نمایندگان جبهه ملی به مجلس راه یابند. رزم آرا را نیز در سال 1329 ترور کردند و این زمینه ساز تصویب قانون ملی شدن نفت شد. اما پس از سر کار آمدن دکتر مصدق، فداییان اسلام از ایشان و سپس از آیت الله کاشانی فاصله گرفته و به ضدیت با آنان کشیده شدند. فداییان اسلام با آیت الله العظمی بروجردی مرجعیت بلامنازع تشیع نیز میانه خوبی نداشتند. هم آنها به روش آیت الله بروجردی انتقاد می کردند و هم آیت الله روی خوشی به آنها نشان نداده و حتی دستور اخراج آنها از حوزه قم را صادر کرد.2
اما فداییان که به راه خود ایمان قاطعی داشتند همچنان به فعالیت ادامه دادند. نواب در سال 1328 برنامه یی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی برای جامعه و حکومت تدوین کرد که تحت عنوان راهنمای حقایق منتشر شد. در این کتاب درباره همه شئون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی سخن گفته شده و پیشنهاداتی ارائه شده است. این کتاب از اولین منابعی است که برنامه یی حکومتی بر مبنای اندیشه اسلامی ارائه کرده است. نواب صفوی و برخی یارانش در سال 1335 شهید شدند. برخی بازماندگان این حرکت و نیز هواداران آن در سال 1341 که منازعات روحانیت با رژیم پهلوی آغاز شد، به این حرکت پیوسته و با الهام گیری از حرکت نواب هیات های موتلفه اسلامی را بنیان گذاشتند و به ترور منصور نخست وزیر وقت در سال 1343 اقدام کردند. همچنین در سال های پس از پیروزی انقلاب برخی گروه های سنت گرا و محافظه کار خود را پیرو این جریان دانسته و با پشتیبانی از روحانیت و سنت گرایان به مقابله با روشنفکران و نوگرایان دینی پرداختند. این گروه ها بر این باور بودند که فداییان اسلام نیز در زمان خود یک جریان سنتی و مدافع روحانیت بوده و از این موضع در مقابل نوگرایان و نیروهای چپ و لیبرال ایستاده است. در نتیجه موقعیت امروزین خود را بازآفرینی نقش فداییان اسلام در آن زمان دانسته و با این دیدگاه بر حقانیت خود پای می فشردند. روشنفکران و نوگرایان دینی نیز با گفتمان امروز روشنفکری به تحلیل ماهیت فداییان اسلام پرداخته و آنها را جریانی فناتیک و واپس گرا و راست سنتی می شمرند. در حالی که شواهدی تاریخی وجود دارد که این نگاه نسبت به فداییان اسلام را به چالش می کشد. اکنون برای رسیدن به درکی مشترک از این پدیده لازم است ابتدا برخی واژه ها و تعابیر مورد استفاده در تحلیل این نیرو تعریف شده و نسبت به آنها مفهوم مشترکی داشته باشیم. لذا ابتدا این مفاهیم را مرور می کنیم.
تعریف مفاهیم
اغلب مخالفان و موافقان جریان فداییان اسلام هر دو آنها را جریانی متعلق به جناح راست سنتی، قشری و مدافع روحانیت در مقابل روشنفکران و نوگرایان دینی می شمرند. برای رفع ابهام از نتایج این پژوهش ناگزیر برخی مفاهیم کلیدی بحث را تعریف می کنیم تا در زمان داوری پایه ها و شاخصه های بحث روشن باشد. مفاهیم سنت گرایی، قشری گری، تحجر و واپس گرایی در مقابل نوگرایی و تحول خواهی و همچنین ایده سوسیالیسم در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته که در ذیل تعریف می شوند.
جامعه سنتی
برای درک مفهوم سنت گرایی به تعریف جامعه سنتی رجوع می کنیم. گی روشه استاد جامعه شناسی دانشگاه مونترال کانادا با توجه به دیدگاه جامعه شناسان معاصر، جامعه سنتی را چنین تعریف می کند؛ «جامعه سنتی جامعه یی است که دارای تحرک اجتماعی محدودی بوده و مشخصه آن نوعی تقدیرگرایی مزمن است. بدین معنی که وضعیت و شرایط عمومی آنچنان که هست مورد قبول عامه مردم بوده، در عین حال تمایلات محدودی نیز به اصلاح امور جامعه را می توان بعضاً مشاهده کرد.»3
هانری مندراس محقق مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه و استاد موسسه مطالعات سیاسی پاریس نیز ویژگی های جامعه سنتی را چنین برشمرده است؛ «جامعه سنتی جامعه یی است نسبتاً ثابت... جامعه سنتی جامعه یی است که نقش های آن از نوع نقش های محول اند و گروه های اجتماعی اش از نوع کاست ها و سلک ها به شمار می روند و حال آنکه در جامعه صنعتی قشربندی و تحرک حرفه یی و اجتماعی وجود دارد.»4
نخبگان سنتی و غیرسنتی
گی روشه قطب ها و نخبگان جامعه سنتی را چنین تعریف می کند؛ «نخبگان سنتی از حاکمیت یا نفوذی برخوردارند که ناشی از ساخت های اجتماعی، ایده ها و اعتقاداتی است که ریشه در گذشته یی دور دارند و مبتنی بر راه و رسم و سنتی طولانی اند... همچنین می توان نخبگان مذهبی را نیز معمولاً تا حدی نخبگان سنتی قلمداد کرد. زیرا حاکمیت یا نفوذ آنها مبتنی بر احترام نسبت به بعضی از حقایق است که در زمان های پیشین بر انسان ها آشکار شده یا مبتنی بر سنتی طولانی است که ارزش خود را از خود گرفته است.»5
مشروعیت سنتی
هانری مندراس مشروعیت را تعریف کرده و آن را به سه دسته تقسیم می کند. نوع اول مشروعیت منطقی است که مبتنی بر ترتیبات قانونی است و نوع دوم و سوم آن به این شرح است؛ «مشروعیت سنتی مبتنی بر این اعتقاد است که قدرت دیرینه سنن به خودی خود مقدس است و دیرینه بودن آنها دلیل کافی حقانیت آنهاست و در نتیجه کسانی که طبق سنن قدیم دارای اقتدار هستند حق چنین اقتداری را دارند. قدرت هیچ گاه مورد تردید قرار نمی گیرد.»
«مشروعیت کراماتی مبتنی است بر اعتقاد به کیفیات استثنایی یک فرد، خواه وی از مقدسان باشد یا پیامبری باشد که کرامت الهی دارد یا سردار نظامی باشد که قهرمانی و لیاقت بی مانند خویش را در میدان نبرد به اثبات رسانده است.»6
ایدئولوژی سنتی و مترقی
گی روشه در مبحثی که ایدئولوژی ها و دیدگاه های نیروهای اجتماعی را طبقه بندی کرده است تعاریفی از برخی واژه های مورد نظر به دست می دهد که تا حدی می تواند به روشن شدن این مفاهیم کمک کند. وی برای طبقه بندی این دیدگاه ها از دو جنبه یکی محتوای آنها و دیگری نحوه عمل آنها در عرصه اجتماعی مساله را مورد بررسی قرار می دهد. «از لحاظ محتوا ایدئولوژی را می توان به گونه زیر طبقه بندی کرد؛ ارتجاعی نامیده می شود اگر راه حل هایی را ارائه دهد که مستلزم برگشت به گذشته باشد. به عبارت دیگر مستلزم سیر قهقرایی جامعه باشد. محافظه کارانه گویند اگر تنها کوشش در نگه داشتن وضع موجود نماید. ترقی خواه یا لیبرال نامیده می شود اگر به نفع تغییرات ضروری به ترک بعضی از سنت ها دست یازد.»7
تعریف سوسیالیسم
داریوش آشوری گرایش سوسیالیستی در اقتصاد را چنین تعریف کرده است؛ «مهم ترین عنصر مشترک نظریه های سوسیالیست تکیه بر برتری جامعه و سود همگانی بر فرد و سود فردی است.»8 کنگره بین الملل سوسیالیست نیز شاخص هایی برای سوسیالیسم برشمرده است؛ «بین الملل سوسیالیست در 1951 هدف های جنبش سوسیالیسم دموکراتیک را چنین شرح می دهد؛ سوسیالیسم خواهان نشستن نظامی به جای سرمایه داری است که در آن سود همگان بر سود شخصی پیشی داشته باشد. هدف های اولیه سیاست سوسیالیستی اشتغال کامل، تولید بیشتر، بالا بردن سطح زندگی، امنیت اجتماعی و توزیع عادلانه درآمدها و اموال است.»9
نتیجه
بنا بر تعاریف فوق به طور خلاصه می توان برای تعریف جریان سنت گرا شاخصه های زیر را برشمرد. (جدول شماره یک)
1- تقدیرگرایی و اعتقاد به سرنوشت محتوم و عدم امکان تغییر وضع موجود؛ به عبارت دیگر مطلوبیت وضع موجود یا سازگاری با وضع موجود
2- گذشته گرایی و کوشش در بازسازی و رجوع به آن 3- تفکر ماقبل نیوتنی، بی توجهی به علم و دانش و تکنولوژی مدرن
4- حاکمیت، نفوذ و محوریت نخبگان سنتی و مذهبی که مشروعیت و تقدس دارند.
5- ثبات طبقات و نیروهایی که صورت کاست دارند. به عبارتی عدم تحرک اجتماعی از خصوصیات این مناسبات است.
6- مخالفت ابتدایی با هر ایده و پدیده تازه یی و سنت گرایی در مقابل نوگرایی
شاخصه های سوسیالیسم
1- برتری سود جامعه بر فرد
2- اشتغال کامل، امنیت اجتماعی، توزیع عادلانه، بالا بردن سطح زندگی
اکنون با توجه به تعاریف فوق به بازشناسی جریان فداییان اسلام می پردازیم.
فداییان اسلام درصدد تغییر وضع موجود بودند
آسیب‌شناسی اجتماعی
درحالی که اکثریت روحانیون و مرجعیت و اکثریت مردم آن زمان، کلیت حکومت و شرایط موجود را پذیرفته بودند ضمن اینکه انتقاداتی نیز داشتند، حرکت فداییان اسلام اصولاً اعتراضی به وضع موجود جامعه خودشان و در جهت دگرگونی آن بود.
کتاب راهنمای حقایق که در واقع مانیفست فداییان اسلام بود با این عنوان شروع می شود؛ «ریشه های مفاسد خانمان سوز ایران و جهان» که در حقیقت به نوعی آسیب شناسی اجتماعی زمان خویش پرداخته است. در ابتدا به شرح 14 موضوع می پردازد که ریشه های مفاسد جاری در اجتماع را نشان دهد. این مساله حاکی از آن است که نویسنده کتاب در پی کشف علل انحرافات موجود و راه حلی برای تغییر این شرایط است. این درحالی است که گفتمان سنتی موجود در جامعه اساساً به تغییر شرایط کلی جامعه و به خصوص تغییر سیاسی در جامعه توجهی نداشت. درباره مفاسد نیز بر این باور بودند که تنها با ظهور امام زمان (عج) این انحرافات اصلاح می شود.
آیت الله شهید بهشتی درباره تفکرات رایج آن زمان- حتی 10 سال بعد- درباره روحانیت می گوید؛ «در مورد تقوا و عدالت بیشتر مردم کسانی را عادل و پرهیزکار می شناسند که تقریباً به هیچ کار دست نزنند. به همین جهت یک شرط اساسی روحانیت در نظر آنها اجتناب از شغل و حرفه و فعالیت های اجتماعی، به خصوص اقدامات سیاسی است.»10
بنابراین اولین مرزبندی میان جریان فداییان اسلام و جریان سنتی موجود در آن زمان می تواند همین مولفه باشد.
14 موضوع مورد بررسی عبارتند از؛
1- فقدان ایمان و تربیت اسلامی 2- اجرا نشدن احکام اسلام 3- نبودن فرهنگ 4- بی حجابی 5- مشروبات الکلی 6- مواد مخدر 7- قماربازی عامل فقر مادی و اخلاقی 8- فیلم و نمایش و اشعار و... شهوت انگیز 9- ترانه های شهوت انگیز 10- دروغ و چاپلوسی در رسانه ها 11- بیکاری و فقر 12- فحشا 13- رشوه خواری و فساد اداری 14- بی اعتمادی عمومی و شکاف دولت و ملت.
پس از بیان مفاسد موجود در زمینه مسائل فوق به ریشه یابی پرداخته و تلاش می کند به ارائه راه حل بپردازد. طرحی به عنوان حکومت اسلامی ارائه می دهد که به عقیده فداییان اسلام الگوی حکومتی است که احکام اسلام را در جامعه محقق کرده و مفاسد موجود را پاکسازی می کند.
ریشه اصلی چیست
عناوینی که به عنوان مفاسد اجتماعی پشت سر هم آمده است به ترتیب اهمیت نیست. گرچه از ترتیب مطالب چنین برمی آید که سه عنوان اولی اهمیت ویژه دارد، به خصوص که هر سه عنوان جنبه عام و فراگیر دارند و در متن هم اشاراتی به این فراگیری و دربرگیرندگی آنها شده است، اما نویسنده خود ریشه مفاسد مزبور را در عرصه سیاسی می داند. آخرین عنوان که مربوط به رابطه ملت و دولت و حکومت است از همه عناوین نزد نویسنده اهمیت بیشتری دارد. ص 215؛ «ریشه های مفاسد و بدبختی های ملت همه از سرزمین شوره زار حکومت فاسد چند نفری خائنین بیرون آمده است و اساس همه این بیچارگی ها و تیرگی ها این چند نفر جنایت پیشگان گرگ صفتی هستند که به لباس چوپانان درآمده اند.» در صفحه 216 اظهار امیدواری می کند که حکومت فاسد فعلی از میان رفته و سپس ملت مسلمان بنای جدیدی بنا کنند.
فداییان اسلام رویکردی اجتماعی- سیاسی دارند
در آن زمان دخالت در سیاست از نظر بسیاری از متدینان امری دنیوی و ناپسند شمرده می شد. طبیعی است در شرایطی که بخش اعظم جامعه نسبت به سرنوشت خود بی تفاوت باشد، استبداد تثبیت شده و پایدار خواهد ماند. از این رو تمامی روشنفکران و مبارزان از دوره مشروطیت تا انقلاب اسلامی عمده تلاش شان این بود که روحانیون را از قالب مسائل فردی و فرعی به صحنه سیاسی و مسائل کلان جامعه بکشانند و به این وسیله مشارکت و حساسیت مردم را در مسائل سرنوشت ساز برانگیزانند. امام خمینی، مرحوم طالقانی، مهندس بازرگان و دیگران مستمراً روحانیون را به صحنه مبارزه و سیاست می خواندند. اما مشاهده می کنیم نواب صفوی از دهه 20 همواره به روحانیون انتقاد می کند که چرا نسبت به مسائل سیاسی بی توجه اند. او حتی عملاً دست به تدوین برنامه برای اداره حکومت می زند و برای همه امور جامعه از دیدگاه خود طرح و برنامه ارائه می دهد؛ راهی که بعدها گروه های سیاسی مبارز دنبال می کنند. به خاطر همین کناره گیری از مسائل سیاسی - اجتماعی طی دوران های طولانی، رویکرد فقه و حوزه های علمیه شیعی به تدریج، عمدتاً منحصر به مسائلی شد که صرفاً جنبه فردی داشت. مسائل اجتماعی و سیاسی از دایره فقه و اجتهاد بیرون ماند. در رویکرد سنتی، معاصی و مفاسد همه به فرد برمی گشت. دروس فقهی عمدتاً به مسائلی می پرداختند که به حوزه زندگی فردی مربوط می شد. شاهد بر این مدعا بسیار است. سال ها بعد که نوگرایان دینی و روحانیون تحول خواه در پی آسیب شناسی روحانیت و جامعه اسلامی برآمدند به این مهم اشاره کردند. نوگرایان دینی برای کشاندن مردم سنتی به صحنه سیاسی - اجتماعی کوشیدند روحانیون و فقه حوزه را با مسائل اجتماعی و سیاسی آشتی دهند.
بنابراین تلاش فداییان اسلام برای طرح اسلام در عرصه اجتماعی و سیاسی آن هم در دهه 20 صرف نظر از درستی یا نادرستی با رویکرد تفکرات و جریان های سنتی آن زمان کاملاً مرزبندی و مغایرت دارد. این رویکرد بیش از آنکه در بستر جریان سنتی جامعه جا گیرد، هم راستای جریان نوگرای دینی و ناقدان تفکرات سنتی بوده است. هرچند در مدل ارائه شده برای اداره اجتماع با دیگر نحله های نوگرایی تفاوت داشته است. نکته دیگری که در همین زمینه قابل طرح است این است که در یک جامعه مذهبی سنتی که مردم می کوشند همه رفتارهای خود را با الگوهای دینی تطبیق دهند یا از آن تایید بگیرند، هر تحول و تغییر اجتماعی در صورتی موفق می شود که به نوعی رنگ دینی داشته باشد. در چنین جامعه یی که مردم دین را از سیاست جدا می دانند طبعاً سخن گفتن از مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود یا حق نظارت آنها بر حکومت چندان مورد استقبال مردم قرار نمی گیرد. اما اگر همین مساله به عنوان یک تکلیف دینی مطرح شود، انگیزه پیوستن مردم به این حرکت بسیار بیشتر می شود. لذا کسانی که در آن شرایط با هر گفتمانی سخن از پیوند دین و سیاست می گفتند، به نوعی مردم را به دخالت در سرنوشت خود و تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی خود فرامی خواندند. این حرکت یعنی سوق دادن مردم از بی تفاوتی نسبت به عرصه عمومی به سوی دخالت فعال در این عرصه، لازمه و اولین قدم های رفتن به سوی جامعه دموکراتیک بود.
تحلیل محتوای فصل «ریشه‌های مفاسد» از کتاب راهنمای حقایق
همان طور که گفته شد در ابتدای کتاب درباره هریک از 14 عنوان فوق به عنوان مفاسد و آسیب های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شرحی آمده است. نوع نگاه و زاویه برخورد با این آسیب ها دیدگاه و گرایش نویسنده را نشان می دهد. به طور نمونه چهار موضوع اجرا نشدن احکام اسلام، بی حجابی، فحشا و مشروب خواری را که بیشتر مورد حساسیت جریان سنتی مذهبی است انتخاب کرده و محتوای آن را بررسی می کنیم.
کدام احکام اسلام؛ فردی یا اجتماعی؟
دومین موضوع کتاب تحت عنوان «اجرا نشدن احکام اسلام و قانون مجازات» درباره آثار مثبت اجرا شدن احکام اسلام و عواقب سوء عدم اجرای آنهاست. موارد ذکرشده در این نوشتار حکایت از دیدگاه و گرایش نویسنده آن دارد که در دو دسته احکام فردی و اجتماعی طبقه بندی شده است. (جدول شماره 2) در موارد زیر روی احکام فردی تکیه شده است.
1- بامدادان و شامگاهان... ازخواب های نوشین برخاسته و به مساجد حرکت کرده... (ص200، سطور 17 - 13)
2- روزی را از خدا می خواهند (ص201، سطر 1)
3- پسران جوان همه دارای زن پاک و.... (ص201، سطور 7و 8)
4- زندگی بی آلایش و پرآسایش (ص 201، سطر 25)
5- خدا را رازق می دانند (ص 202، سطر 1)
6- مبدا و معاد معتقدند (ص 202، سطر 2)
7- رحم و عاطفه صفات پاک... در وجودشان باقی بوده. (سطر 3)
در این موارد احکام اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.
1- (مسلمانان)رنج بردن در راه زندگی خانواده و آسایش عمومی را وظیفه خود و مجاهده می دانند. (ص200، سطر20)
2- رباخواری را حرام می دانند. (ص200، سطر 22)
3- کم فروشی را حرام می دانند. (ص200، سطر 22)
4- غش در معامله را حرام می دانند. (ص200، سطر 22)
5- رشوه خواری را حرام می دانند. (ص200، سطر22)
5- احتکار را حرام می دانند. (ص200، سطر22)
6- وطن فروشی را حرام می دانند. (ص200، سطر22)
7- نفت فروشی را حرام می دانند. (ص200، سطر22)
8- رای فروشی را حرام می دانند. (ص200، سطر22)
9- عرق فروشی را حرام می دانند. (ص200، سطر22)
10- اعانت به ظلم و ظالم را حرام می دانند. (ص200، سطر22)
11- حکم به ناحق را حرام می دانند. (ص 201، سطر 1)
12- در و دیوار شهوت بار نیست. (ص201، سطر 4)
13 - مفاسد اجتماعی رخت بربسته. (ص201، سطر 5)
14- همه پشتیبان یکدیگر بوده. (ص 201، سطر 6)
15- مردم گرسنه شهوات نمانده در کوچه و بازار... (ص201، سطر 8)
16- قرض الحسنه به جای بانک پول اندوز (ص201، سطر 11)
17- فرش و کاسه و کوزه فقرا حراج نمی شود. (ص201، سطر 12)
18- گرسنگان و بیکاران بدین کثرت نبوده... (ص201، سطر 12)
19- اگر فقیری باشد... (ص201، سطر 13)
20- وکیل و وزیر و فقیر همه در سه وقت دور هم جمع می شوند. (ص 201، سطر 16)
21- نه اینکه از وطن فروشی ها و جنایات ثروتمندان.... (سطر 18)
22- نصف مملکت فقیر و فاحشه و... (سطر 19)
23- همیشه با گرد و خاک ماشین های آقایان ملاقات نموده. (سطر 20)
24 - به جای محبت افزایی کینه های شدید را در دل ها... (سطر 21)
25 - فسادی نیست (سطر 22)
26 - خرج زیاد و مصارف گران مانند رقص، قمار... لباس های حریر، انگشتر الماس و... نیست. (ص 24)
27- چرا وطن بفروشند. (سطر 25)
28 - چرا نفت بفروشند. (سطر 25)
29- چرا رای انتخابات بخرند. (سطر 26)
30 - حکم به ناحق برای رشوه های گران چرا بکنند. (ص 202، سطر 1)
31- نغمه های جنایت انگیز فضیلت کش نبوده و به جای اینها... (سطور 8-5)
32- دست دزد بریده. (سطر 9)
33- بیچاره و فقیر را رسیدگی می کنند. (سطر 11)
34- رشوه خوار هر که باشد (سطر 12)
35- خائن به حسابش رسیدگی می شود گرچه وزیر جنگ یا... (سطر 13)
36- زناکار را در منظر عمومی تازیانه می زنند... (سطر 16)
چنان که جدول شماره دو نیز نشان می دهد برخلاف جریان سنتی که به احکام فردی توجه داشته و نسبت به مسائل اجتماعی بی اعتنا بود؛ فداییان اسلام به طور قابل ملاحظه یی توجه شان معطوف به احکام اجتماعی اسلام است. همان نگاهی که نوگرایان دینی تلاش می کردند اقشار سنتی را بدان سو سوق دهند.
جداول شماره 3 و 4 نیز نشان می دهد عبادات و اعتقادات که گرایش عمده اقشار سنتی و فقه رایج حول آن رقم می خورد، تنها 7درصد مسائل مورد توجه فداییان اسلام را تشکیل می داده است. در همین جدول ملاحظه می شود بالاترین حساسیت آنها متوجه فقر و اختلاف طبقاتی و مسائل اقتصادی چون رباخواری بوده است؛ مسائلی که در آن زمان بیشتر مورد توجه تفکرات و گروه های چپ مارکسیستی و نه سنتی بود.
عمل سیاسی بر مبنای تشخیص فردی و نه فتوای مذهبی
در ایران آن زمان عمده ترین محور مشروعیت امور اجتماعی و سیاسی مرجعیت شیعه بود. دین مردم در گرو تبعیت از مرجع بود و بدون تعیین مرجع و تقلید از وی دیانت و عبادت کسی به رسمیت شناخته نمی شد. گرچه مجلس شورا داشتیم اما مطابق قانون اساسی مشروطه، مشروعیت قوانین تنها با جواز پنج تن از علمای طراز اول به نمایندگی از مراجع وقت معنی می یافت. بالاترین شخص کشور یعنی شاه سعی وافر داشت خود را با مرجعیت زمان نزدیک و همسو و گوش به فرمان نشان دهد تا در میان مردم پایگاه پیدا کند. در چنان فضایی حتی حزب توده که مارکسیست بود، وقتی شروع به فعالیت کرد، نمود کمونیستی و بی دینی نداشت. حتی افراد مسلمان را به عضویت می گرفت و از مراسم مذهبی تجلیل می کرد. روحانیت ایران هم بنا را بر این گذاشته بود که چندان در کار سیاستمداران دخالت نکند و به کارهای حوزوی و درس و بحث و صرف امور دینی مشغول باشد. در چنین فضایی عمل روحانیانی مثل آیت الله کاشانی که وارد سیاست می شدند، از جانب حوزویان خوشایند نبود. «آخوند سیاسی» به عنوان نوعی اتهام و برچسب تلقی می شد.13
بی تفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی و فکری به حدی بود که برخی با تبلیغات منفی علیه دین نیز مبارزه را جایز نمی شمردند. می گفتند الباطل یموت بترک ذکره باطل؛ با فراموش کردن، یادش خود به خود از بین می رود. مبارزه با بی دینان را موجب بزرگ شدن و مطرح شدن آنان می دانستند.
تاسیس گروه مستقل
در این فضا نواب صفوی گروه سیاسی تشکیل می دهد. مهم این است که او گرچه خود طلبه بود ولی برای این کار از مرجع تقلید زمان مجوزی نگرفت و بنا بر تحلیل شخص خود و احساس وظیفه اقدام به این کار کرد. تشکیل فداییان اسلام شاید اولین سازمان سیاسی- مذهبی است که بدون مجوز مرجعیت بعد از دوره رضاشاه تشکیل می شود. این نوآوری در حالی است که می بینیم در دهه 50 هنوز این تفکر وجود دارد که سازمان های سیاسی باید تحت نظارت مرجعیت وقت اداره شوند. حتی جمعیت موتلفه اسلامی افتخارشان این است که در زمان تاسیس از امام خمینی به عنوان مرجع تقلید مجوز داشته اند. شاید بتوان گفت مرحوم نواب اولین سنت شکن در این زمینه بود که به دنبال آن دیگران گروه های سیاسی مستقل مذهبی را براساس تشخیص و تحلیل درونی خود در سال های بعد تشکیل دادند. یکی از ویژگی های مرحوم نواب اعتماد به نفس بالا و استقلال فکری او بود. در تحلیل مسائل و تصمیم گیری به هر چه می رسید و اعتقاد داشت سخت بدان پایبند بود. طرف مقابل او هر مقامی داشت برایش تفاوتی نمی کرد. در صورتی که با تحلیل و اعتقادات او همخوانی نداشت با او مرزبندی می کرد. آیت الله طاهری خرم آبادی در این زمینه خاطره یی دارد؛ «ظاهراً نواب صفوی یک بار گفته بود؛ اگر به انگیزه حکومت اسلامی حرکت کنیم، به نفت هم خواهید رسید. اما اگر روی نفت متمرکز شویم، نمی توان اسلام را حاکم کرد. مرحوم کاشانی با لحنی ظاهراً ملاطفت آمیز و پدرانه گفته بود؛ فرزندم اشتباه می کنید. نواب که وضع را چنین دید، بی آنکه به وساطت ها ترتیب اثر دهد، در قالب اطلاعیه یی اعلام کرد حساب فداییان از نهضت ملی و آقای کاشانی جداست.»14
عملیات نظامی
در حالی که روحانیت خود را از دخالت در مسائل سیاسی کنار کشیده بود، مشاهده می کنیم گروه فداییان اسلام نه تنها بنا به تشخیص خود در مسائل سیاسی دخالت می کنند، بلکه به سازماندهی و عملیات نظامی نیز دست می یازند. آنها تصمیم به ترور افراد می گیرند و آن را اجرا می کنند. از آن میان ترور احمد کسروی به دلیل آنکه با اعتقادات مرسوم شیعه سر مخالفت داشت و کتاب هایش حساسیت شدیدی میان متدینان برانگیخته بود، مورد استقبال بسیاری روحانیان قرار گرفت و خواستار آزادی قاتل وی شدند. اما ترور رزم آرا راه نهضت ملی شدن نفت را گشود و گرچه مورد استقبال طرفداران این نهضت قرار گرفت اما از جانب حوزویان حمایتی را برنیانگیخت.
کشتن هژیر نخست وزیر، ترور ناموفق دکتر فاطمی وزیر خارجه دکتر مصدق و سرانجام ترور علا نیز بنا به تصمیم اعضا در درون تشکیلات خودشان انجام شد. اصولاً برای این اقدامات نظامی چندان در پی کسب مجوز و تایید از مرجعیت تقلید زمانه نبودند. این رویه یی بود که بعدها در گروه های سیاسی- نظامی دهه 40 و 50 تعقیب شد. آنها نیز برای انجام اقدامات نظامی خود در درون گروه تصمیم گیری می کردند و با تحلیل اوضاع و اجماع تشکیلاتی به این نتیجه می رسیدند که چه اقدام نظامی انجام دهند. این اقدامات نیز در زمان خود حمایت برخی از روحانیان را جلب کرد. اما نکته مهم این است که این اعمال در تفکر مذهبی- سنتی نمی گنجید. در تفکر مذهبی حکم بر قتل کسی دادن به جز موارد خاص در صلاحیت غیرمعصوم نیست چرا که نمی توان حکم به باطن افراد داد. بنا به آن اعتقاد تنها امام معصوم است که می تواند حدود را اجرا کند.
فداییان اسلام به تعقل هم وزن شرع بها می‌دادند
برای روشن شدن این موضوع بار دیگر به سراغ تحلیل محتوای کتاب راهنمای حقایق می رویم. یکی از موضوعات مورد بحث در این کتاب مساله بی حجابی زنان است که تحت عنوان «آتش شهوت از بدن های عریان زنان بی عفت شعله کشیده، خانمان بشر را می سوزاند» آمده است. تحلیل محتوای این مبحث در کتاب نشان می دهد زاویه نگرش سنتی به این مساله با دیدگاه فداییان در این کتاب متفاوت است.
بی‌حجابی
این موضوع در صفحه 204 کتاب فداییان اسلام درج شده است. واضح است که بی حجابی یکی از مهم ترین مسائل مورد توجه جریان های سنتی- مذهبی است. اما نوع نگاه و زاویه ورود به این مساله نیز اهمیت فوق العاده دارد. مرحوم نواب صفوی ذیل این مبحث به تحلیل مضرات بی حجابی پرداخته است. زاویه دید وی در این مبحث بسیار قابل تامل است. عبارات مربوط به این بحث به قرار زیر است.
این فعالیت دائم شهوت، فعالیت اعصاب اجتماعی را رفته رفته می کشد. (ص204، سطر آخر)
سایر قوای مردان کار را ضعیف می نماید. (ص205، سطور اول)
دست و پا و اعضای جامعه کم کم از کارهای ضروری اجتماعی بازمی ماند. (ص205، سطر 3)
افکار عمومی... از مسیر وظیفه خود منحرف شده. (ص205، سطور 9- 8)
نظام فکری به کلی مختل شده. (سطر 9)
نظام فردی مختل شده. (سطر 11)
نتیجتاً نظام اجتماعی مختل می شود. (سطر 12)
فضائل انسانی را نابود می کند. (سطر 14)
عاطفه، رحم، دوستی... را باقی نمی گذارد. (سطر 15- 14)
داستان های دخترکشی های مادران (سطر 15)
مادرکشی های دختران (سطر 16)
کوره های ذوب رحم و عاطفه. (سطر 19)
این جنایات ترقی کرده و توسعه می یابد. (سطر 22)
شهوت فضائل انسانی را می کشد. (سطر 24)
نسبت به خانواده شخصی خویش علاقه اش ضعیف شده. (ص 206، سطر 2)
طلاق... رو به ازدیاد رفته. (ص206، سطور 3-2)
مردان دنبال عیال و خانواده نمی روند. (سطر 7)
علاقه زنان را نیز از خانه کم کرده. (سطر 9)
نیروی جدایی و ولگردی زن و مرد را قوی می کند. (سطر 10)
جامعه با خطر نیستی و قطع نسل و سرگردانی... تهدید می شود. (سطر12)
همان طور که مشاهده می شود در این گزاره ها هیچ نشانی از تفکر سنتی در برخورد با بی حجابی در این نوشتار نیست. (جدول شماره 5) تفکر سنتی اغلب از موضع شرعی و حرمت دینی به این مساله می نگرد. اگر هم دلایلی ذکر می کند برای اثبات حقانیت موضع شرع است. اما در این نوشتار می بینیم بالاترین تکیه گاه یا معیاری که از آن موضع به نقد بی حجابی پرداخته شده است، نظم اجتماعی و در مرتبه بعد اخلاق انسانی و در مرتبه سوم نظام خانواده است.
مشروبات الکلی
موضوع دیگری که در این کتاب تحلیل محتوا می شود، مساله مشروبات الکلی است. در این کتاب صفحه 207 تحت عنوان مشروبات مسموم کننده و جنون انگیز الکلی که مایه تفریح عمومی است، به این بحث پرداخته شده است.
در این نوشتار دلایل مخالفت با مشروبات الکلی توضیح داده شده و زیان های این ماده را برشمرده است. دلایلی که برای ممنوعیت این ماده ذکر شده زاویه دید نویسنده را نشان می دهد؛
جهان عقل و علم و دانش و فلسفه و طب سخن از زیان های خانمانسوز مشروبات الکلی... (ص 207، سطر 16)
جنون خمری در دروس طبی باب مخصوصی دارد. (سطر 18)
در نسل بعد هم موثر است. (سطر 21)
عامل بزرگی برای فلج کردن عقل و شعور (سطر 23)
و قوای بدنی جامعه (سطر 23)
چاقوکشی و آدم کشی های شبانه (ص 208، سطر 1)
در این موضوع هم مانند مساله بی حجابی نویسنده از موضع تکلیف شرعی وارد موضوع نشده است. (جدول شماره6) معیار عقل و علم در درجه اول و نظم اجتماعی در مرحله بعد مورد توجه و تاکید نویسنده بوده است که با رویکرد سنتی متفاوت است.
فحشا
مساله فحشا نیز از مسائل مهم مورد توجه جریان سنتی است. همواره آنان به این مساله به عنوان یکی از گناهان بزرگ نگریسته و خواهان مجازات عاملین به این گناه هستند. در کتاب راهنمای حقایق تحت عنوان «فحشا و سرگردانی زنان و امراض مقاربتی میوه کوچکش قطع نسل و مرگ آنان در عنفوان جوانی است» در صفحات 213 و 214 به بحثی در این باره برمی خوریم. تحلیل محتوای این نوشتار نیز نتایج جالبی به دست می دهد. ضمن اینکه قابل توجه است عنوان انتخاب شده برای این موضوع خود بیانگر نوعی دلسوزی برای زنان روسپی است. به محتوای عبارات توجه می کنیم؛
علت فحشا
در این مبحث به ریشه یابی فحشا پرداخته است. جالب توجه است که برخلاف دیدگاه سنتی که معمولاً فرد خطاکار را مقصر شمرده و بر مجازات وی پای فشرده می شود، در اینجا عوامل سیاسی و اقتصادی و حاکمیت را سرچشمه این مفسده می شمرد. این تحلیل یک رویکرد علمی و مدرن درباره این گونه آسیب های اجتماعی است.
زنان کثیری از فقر و بی سرپرستی (ص213 سطر 18)
و فقر دینی و اخلاقی جامعه سطر 18
آنچه گفتیم اینان می کنند خیر... نفت فروشان... (می کنند.) (ص 214 سطر 8-7)
دین فروشان.... (سطر 8)
وطن فروشان.... (سطر 8)
خریداران رای... (سطر 8)
حکومت جنایت می کند. (سطر 8)
تحلیل محتوای این مبحث نیز نشان می دهد نویسنده از یک زاویه تحلیلی عقلانی به مساله فحشا نگریسته و نه از موضع شرعی- سنتی. علت اصلی را در عملکرد مقامات سیاسی و حاکمیت و در درجه دوم عوامل اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی دیده است. (جدول شماره 7)
نگاه به زنان فاحشه
درباره زنان فاحشه و روسپی مطلبی می خوانیم که سراپای آن دلسوزی و غمخواری برای آنان است. به آنها به عنوان یک قربانی مناسبات غلط اجتماعی و سیاسی نگریسته شده نه یک فرد خطاکار معصیت پیشه؛ دیدگاهی که کاملاً با دیدگاه سنتی مغایرت داشته و نگاهی مدرن به این آسیب اجتماعی و اخلاقی است. عباراتی که در این باره به چشم می خورد؛
شهر بدبختان یا شهر نو (ص 213، سطرهای 19 -18)
کوی بیچارگان. (سطر 19)
روزگار سیاه می گذرانند. (سطر 20)
صورت خویش را به سیلی سرخ می کنند. (سطر 20)
دل های افسرده آنان پر از سوز و غم است. (سطر 21)
آه و ناله های سوزان شان هر دل دانا را می سوزاند. (سطر 21)
ظاهر حال شان عیاشی است. (سطر 22)
سیفلیس و امراض خطرناک خانه های کثیف شان را پرکرده. (سطرهای 23- 22)
خودشان مقطوع النسل و نسل جامعه را نیز (سطر 23)
چاقوکشی و آدم کشی و...سبب می شوند. (ص 214، سطر 2)
و خودکشی ها (سطر 2)
دو روزی به بدبختی می گذرانند (سطر3)
خود را.... در بهار عمر و جوانی به گورستان برده. (سطورهای 5-4)
در زیر توده های خاک با دلی پرحسرت می خوابند. (س 6)
به کار این بدبختان... رسیدگی شود. (سطر 11)
جدول شماره 8 نیز نشان می دهد نگاه فداییان به زنان روسپی نه به عنوان یک گناهکار یا مجرم بلکه به عنوان قربانیان نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم است که با نگاه سنتی رایج کاملاً متفاوت است.
مناظره نفس با عقل
کتاب با گفت وگویی فرضی شروع می شود که میان نفس آدمی و عقل او صورت می پذیرد. در این گفت وگو و بهتر بگوییم مناظره درون وجدان آدمی نفس انسان را به سوی کارهای زشت و پلید دعوت می کند و عقل با استدلال های خود او را بازمی دارد. باز نفس در برابر استدلال های عقل دست به توجیه زده و می کوشد براهین عقل را خنثی کند اما عقل دلیلی دیگر می آورد تا بر توجیهات نفس غلبه کند. در این رفت و برگشت استدلالی سرانجام عقل مساله دیانت و وجود خدا و قیامت را مطرح می کند و نفس را با کمک این اعتقاد دینی از گرایش به پلیدی بازمی دارد. نویسنده در این نوشتار (صفحه های 197 تا 200) یک سیر استدلالی و عقلانی را به تصویر کشانده و خواننده را به ضرورت ایمان سوق می دهد.
اجرای احکام اسلام
در این کتاب بر اجرای احکام اسلام تاکید فراوان شده است. اما وقتی به تشریح و تبیین این احکام می پردازد، تاکید و تکیه نویسنده بر فواید روانی، اجتماعی و اخلاقی این احکام است که به مدد تعقل و تفکر روشن می شود. در هیچ موردی از این موضع که چون شرع دستور به چنین کاری داده است پس حتماً لازم الاجرا و مفید خواهد بود، نشانی نمی یابیم. یعنی در تبیین احکام نیز از عقل و خرد آدمی مدد می جوید. در این مورد جداول شماره 4 و 5 و 6 و 7 موید این موضوع هستند.
آیت‌الله منتظری از عملکرد فداییان اسلام مشاهداتی دارند که خواندنی است؛
«اینان پیاده کردن هدف شان را خیلی با تندی شروع کردند، جوری که تقریباً همه حوزه به هم ریخت. یادم هست. جوری شده بود که آقای واحدی می خواست از مدرسه فیضیه برود حمام، پانصد ششصد طلبه دنبالش راه می افتادند. اصلاً درس و بحث همه به هم خورده بود... می شد با این تندی هم برخورد نکرد. مثلاً عده یی جمع بشوند، بروند بعضی مسائل را از آقای بروجردی بخواهند. اینها مستقیماً مسائل را با طلبه های جوان و با مردم درمیان می گذاشتند، به گونه یی که حوزه را قبضه کرده بودند، بچه طلبه ها نوعاً چون احساساتی بودند دور اینها جمع بودند.»20
آیت الله طاهری خرم آبادی از آن دوران نقل می کند که وضعیت نواب را در حوزه تا حدی نشان می دهد؛ «به یاد دارم که یک شب در مدرسه فیضیه بین نماز مغرب و عشای مرحوم خوانساری یکی از اعلامیه های این گروه میان نمازگزاران توزیع شد. ناگهان عده دیگری از طلاب به پا خواستند تا جلوی توزیع اعلامیه فداییان اسلام را بگیرند. رهبر آنها روحانی بود که در حال حاضر هم در قید حیات است. او در آن شب، دامن قبایش را به کمر زده بود و چوب بلندی در دست داشت و به همراه افراد تحت امرش که آنها هم چوب هایشان را از قبل آماده کرده بودند، به جان طرفداران نواب افتادند و زد و خورد شدیدی درگرفت و وضع نماز به هم خورد. عده یی از افراد برای فرار از دست این گروه به حجرات پناه بردند.»21 حتی کار به جایی رسیده بود که بعضی از روحانیون برجسته نگران وضع حوزه ها شده بودند. آیت الله منتظری نقل می کند؛ «حتی آیت الله خمینی، من یادم هست که در خانه ایشان ما پنج شش نفر هم بیشتر نبودیم، آقای مطهری هم بود، صحبت فداییان اسلام شد، ایشان گفتند آخر این چه برنامه یی است که اینها دارند، چهارتا بچه حوزه را به هم ریخته اند، به همه اهانت می کنند، این تندی ها یعنی چه...»22
حجت الاسلام علی دوانی نیز که خود از ارادتمندان به مرحوم نواب هستند بعد از درگیری میان فداییان اسلام و طلاب دیگر در حوزه و مضروب شدن آنها به سراغ شان می روند و در آنجا مرحوم مطهری را هم می بینند؛
«آن شب شهید مطهری پس از شنیدن گله های فداییان از مرحوم آیت الله بروجردی که کار به آنجا رسیده بود، گفت؛ «آقای نواب ببینید برادر کوتاهی از خود شما شد. تصدیق کنید که شما آقایان خیلی عصبانی هستید. با خشم و غضب و عصبانیت که نمی شود کار کرد. روایت داریم که الغضب نوع من الجنون لان صاحبه بعده یندم. حدیث معلل است، علت هم در خود حدیث هست. غضب یک نوع جنون است، زیرا دارنده آن پس از آن پشیمان می شود. چرا شما کاری بکنید که به اینجا برسد؟ نباید با آقای بروجردی طرف شوید. وظیفه ندارید...» 23
رویکرد انتقادی نسبت به روحانیت یکی از مولفه های جریان نوگرا و در جهت تحول و تغییر مناسبات سنتی حاکم بر جامعه است که از ویژگی های بارز در حرکت فداییان اسلام در آن زمان است. در حالی که مشاهده می کنیم برخی مدافعان امروزی نواب برخلاف آنها، منتقدان روحانیت را تحمل نمی کنند.
نوآوری در برابر سنت
در آداب مذهبی سنت بر این بوده است که روحانیون متولی امور مذهبی باشند. نماز جماعت همواره با امامت روحانیون برپا می شده است و این کار انحصاراً به ایشان اختصاص داشته است. مرحوم شهید بهشتی در سال 1341 در این باره می نویسند؛ «در عصر ما بسیاری از مردم حتی برخی خواص به جای آنکه اشخاص را به ملاک علم و فضیلت و تقوا بشناسند به لباس می شناسند. در محیط ما لباس شخص اساس روحانیت شمرده می شود... اگر مردی دارای کمال، علم و فضل و تقوا بیابند که در این لباس نیست به ندرت اتفاق می افتد که با او چون یک روحانی رفتار کنند... حتی اگر وقت نماز ظهر رسید و همه به نماز ایستادند به ندرت به این فکر می افتند که با او می توانند نماز جماعت بخوانند...»24 هم اکنون بعد از گذشت 60 سال از زمان فداییان اسلام هنوز این باور حاکم است و در اکثر موارد روحانیون جلودار نمازهای جماعت هستند. حتی در ادارات و کارخانجات روحانیونی مشخصاً برای این کار استخدام می شوند و امر نماز جماعت را برپا می دارند. سنت برپایی نماز جماعت در ادارات و سازمان ها از پیشنهادهای فداییان اسلام است. در برنامه پیشنهادی آنان توصیه شده است در هر وزارتخانه نماز جماعت برپا شود اما نکته قابل تامل در این پیشنهاد این است که گفته شده در هر جا از کارمندان یا کارگران عادل همان اداره کسی پیش نماز بایستد. این در جامعه سنتی آن روز یک نوآوری محسوب می شد که افراد غیرروحانی به عنوان امام جماعت تلقی شوند، درحالی که هم اکنون بعد از گذشت نزدیک 60 سال از آن زمان هنوز این عنوان عموماً به روحانیون اختصاص دارد.

ایده اصلاح حوزه‌ها
سال های بعد در دهه های 40 و 50 مشاهده می کنیم اکثر روحانیون مبارز و روشنفکران مذهبی از ضرورت پالایش درونی روحانیت و اصلاح حوزه های علمیه سخن می گویند. مرحوم مطهری در سال 40 به ریشه یابی آفت ها و نابسامانی های درون روحانیت می پردازد و در مقاله «مشکل اساسی در سازمان روحانیت» صریحاً به لزوم پاکسازی و اصلاح درونی حوزه ها تاکید می کند. حتی تقسیم بندی شیعه علوی و شیعه صفوی از سوی مرحوم شریعتی نیز در پیگیری همین زاویه اصلاح حوزه ها است. اما جالب توجه است که فداییان اسلام در منشوری که برای حکومت اسلامی مورد نظرشان که در سال 1328 منتشر شد، در فصلی تحت عنوان «طریق اصلاح عموم طبقات» به اولین قشری که اشاره می کنند، روحانیت است. در ذیل آن در باب تکالیف مرجعیت تقلید اولین جمله یی که به عنوان تکلیف و وظیفه برای مراجع تعیین می کنند، می نویسند؛
«مراجع تقلید باید کسانی که در لباس روحانیت و مرجعیت بوده و صلاحیت این مقام را ندارند و وجودشان ناپاک بوده و در باطن امر دوستان و معاونین دشمنان اسلام و اجنبی ها و خائنین هستند، در هر کجا که هستند آنان را به جامعه معرفی نموده و از لباس و صنف مقدس روحانیت بیرون شان آورند...»
در جای دیگر ذیل همین عنوان از ضرورت رسمی و عمومی شدن درس تفسیر قرآن و تاریخ اسلام در حوزه ها سخن می گوید. در حالی که در همان سال ها چنین مسائلی در حوزه ها مطرود و منزوی بود و تنها روحانیون نواندیشی چون علامه طباطبایی، طالقانی و مطهری بر این مسائل تکیه می کردند.
دیدگاه اقتصادی فداییان اسلام
فداییان اسلام به لحاظ اقتصادی دیدگاه های چپ گرایانه متمایل به ایده های سوسیالیستی داشتند. این گرایش در میان روحانیون و جناح سنتی رواجی نداشت و بیشتر تحت تاثیر ادبیات و فرهنگ چپ بود که از سوی روشنفکران و مارکسیست ها بر فضای ذهنی جوان ها حاکم شده بود.
تاکید بر معیشت و رفاه اجتماعی
نکته قابل توجه اینکه ملاحظه می شود در برنامه راهنمای حقایق در کنار شرح وظایف همه وزارتخانه ها و نهادهای دولتی، صندوقی به نام صندوق قرض الحسنه و اعانه پیش بینی شده است با دستور کار مشخص که چند کار را برعهده دارد؛ یکی وام دادن به ماموران و کارمندان است. دوم ذکر شده کارکنانی که حقوق شان کفاف مخارج زندگی شان را نمی کند، با کمک این صندوق به قدر کفاف به حقوق شان اضافه شود. سوم کسانی که فرزند تازه یی پیدا می کنند و بی بضاعت هستند ماهانه مبلغی به آنها کمک شود. این مساله در ساختار پیشنهادی همه وزارتخانه ها و ادارات گنجانده شده است. نکته جالب تاکید براین مساله است که هر کارمندی باید حداقل به اندازه احتیاجات مشروع زندگی حقوق دریافت دارد، در غیر این صورت دولت موظف است کسری حقوق را جبران کند. این درحالی است که جریان سنتی کاری به این مسائل نداشت و تنها نگران حجاب و نماز و روزه مردم بود.
تامین معیشت برای همه
در بخش دوم کتاب تحت عنوان «طریق اصلاح عموم طبقات» 13 وزارتخانه پیش بینی کرده است. در بخش وزارت دارایی درباره وضعیت کارمندان و کارگران چنین آمده است؛ «باید کارمندان وزارتخانه ها و ادارات، کارگران کارخانجات، عموماً از جاروکش تا وزیر، حقوق ماهانه هریک به اندازه رفع احتیاجات ضروری خود و تهیه وسایل کامل آسایش مشروع خانواده آنها باشد.» (ص225)
از جمله ابداعات دیگر ایشان این است که در همه وزارتخانه ها باید صندوق قرض الحسنه یی تشکیل شود و مصارف زیر را تامین کند؛
1- پرداخت وام به کارکنان نیازمند
2- پرداخت حقوق ماهانه به کارکنانی که حقوق شان کافی برای مخارج شان نیست یا حقوق آنان به قدر کافی افزایش یابد.
3- پرداخت هزینه ماهانه کودکان کارمندانی که صاحب فرزند می شوند و تمکن مالی ندارند.
4- پرداخت هزینه لباس و تحصیل محصلی که پدر کارمندش تمکن مالی لازم را ندارد.
اصالت و اهمیت کار
در زیر عنوان وزارت دادگستری بحثی درباره اراضی موات و زمین های بایر شده و معتقد است زمین های بایر و موات ملک شخصی هیچ کس نیست و سندهای صادره برای آنها باید باطل شود. این زمین ها صرفاً به کسانی تعلق دارد که روی آن کاری انجام داده باشند. در آنجا می خوانیم؛ «پس از اینکه مسلمانی زمین بایری را به زراعت یا ساختمان یا درختکاری برای استفاده مشروع و معقولی آباد کرد، مالک آن زمین آباد می باشد و تا زمانی که به یکی از وسایل مذکوره یا غیر آن زمینی را احیا و آباد نکرده مالک نمی شود.» (ص231)
در بخش وزارت کشاورزی نیز دولت را موظف کرده زمین و ابزار کار در اختیار کلیه کشاورزان بیکار قرار دهد؛«..آب و زمین و وسایل کار در اختیار عموم کشاورزان بیکار و فقیر و تمام بیکاران و سرگردانان گذارده شده به کار مقدس زراعت و کشاورزی مشغول شوند...» (ص262)
وزارت کشور را موظف می داند که برای بینوایان و مساکین که قادر به کار هستند، مسکن و کار تهیه کند. حتی در مورد زنان ولگرد و روسپی نیز دولت را موظف می داند که آنها را در بیمارستان های مخصوص معالجه کرده یا امکان ازدواج برایشان فراهم کند یا در کارخانجات یا ادارات که مخصوص زنان درست شده است به کار بگمارد.
نفی اصالت سرمایه
این جریان معتقد است سرمایه نمی تواند مستقل از نیروی کار منشاء درآمد شود. هرگونه سود سرمایه را محکوم کرده و دولت را موظف می کند که سرمایه های بانک ها را در اختیار نیروی کار قرار دهد.
در بخش وزارت دارایی آمده است؛ «بانک های رباخواری که از عوامل بزرگ فقر عمومی و راکد ماندن سرمایه ها و پول های مسلمان به دست پول اندازان است، باید یکسره تبدیل به بانک های قرض الحسنه شده، با اعتبار و مهلت مناسب به بیکاران و فقرا و صنعتگران و کشاورزان سرمایه های کافی به عنوان قرض الحسنه داده شود و با اقساط عادلانه مناسب هم پس بگیرند.» (ص 243)
اختلاف طبقاتی
جدول شماره سه مربوط به تحلیل محتوای اجرای احکام نشان می دهد که نویسنده بیش از همه موضوعات در درجه اول به اختلاف طبقاتی و فقر (24درصد) و سپس به رباخواری و رشوه و مال اندوزی (19درصد) حساسیت دارد.
نتیجه
با توجه به دلایل فوق می توان گفت جریان فداییان اسلام از خاستگاه و پایگاه سنتی- مذهبی برخاسته بود، اما در روند حرکت خود به نقد سنت روی آورده و رفته رفته با افکار نو و ترقی خواهانه آشنا شده و از پایگاه سنتی خود فاصله گرفته است. در ابتدای این نوشتار براساس تعاریف جامعه شناسان از سنت گرایی، پنج شاخصه برای سنت گرایان ایران برشمردیم و جریان فداییان اسلام را با آن شاخصه ها محک زدیم. تحلیل محتوای کتاب راهنمای حقایق که مانیفست اصلی این جریان است و همچنین ارزیابی عملکرد آنان نشان داد که در هر پنج شاخصه، فداییان اسلام با جریان سنتی- مذهبی آن روز جامعه مرزبندی و تمایز مشخص داشته اند. ضمن اینکه گرایشات اقتصادی و طبقاتی آنان نیز از ایده های اقتصادی روحانیان سنتی که بیشتر به اقتصاد بازار نزدیک بود فاصله گرفته و به فضای حاکم بر ذهنیت روشنفکری در آن زمان که ایده های سوسیالیستی و طرفداری از محرومین بود، نزدیک شده بود. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که فرضیه تحقیق درست بوده و فداییان اسلام برخلاف عقیده طرفداران سنتی اش، جریانی ناقد سنت و در چالش جدی با آن بوده و به سمت جریان های نوگرا و ترقی خواه سوگیری داشته است.