دولت ائتلافی حاکم بر اسراییل که تاکنون ترکیبی از احزاب چپ و میانه و مذهبی بود اینک پذیرای حزب چپ و میانه و مذهبی بود اینک پذیرای حزب راستگرای افراطی ایزرائیل بیتینو(اسراییل خانه ما)به رهبری ایگدورلیبرمن شده است حزبی که از سوی بخش بزرگی از جامعه اسراییل به ویژه نیروهای حامی صلح با اعراب نژاد پرست و فاشیست خوانده میشود.
پیوستن ایگدورلیبرمن به دولت اهودباراک نخست وزیر اسرائیل جنجالی را که انتظارمی رفت در داخل احزاب شریک در ائتلاف حاکم بخصوص حزب کارگربه وجود نیاورد. امیر پرتز رهبرحزب کارگر اسراییل با تاکید بر این که حزب متبوعش برنامه صلح با فلسطینیها و سوریها را پی خواهد گرفت توانست اکثریت اعضای حاضر در جلسه کمیته مرکزی حزب کارگر را به ادامه حضور در دولت ائتلافی اولمرت به رغم ورود لیبرمن به ائتلاف متقاعد کند. در واقع تنها اوفیرپازپانیز وزیر آموزش، فرهنگ و ورزش اسراییل از حزب کارگر بود که شدیدترین موضع را در برابر ورودلیبرمن به ائتلاف حاکم گرفت ودر اعتراض به این مساله از مقام خود استعفا داد.
با این همه پازپاینز از حزب کارگر کناره گیری نکرد و وعده داد که در انتخابات درون حزبی ماه مه سال 2007برای به در دست گرفتن رهبری حزب با امیرپرتز رقابت کند. مسلما پیوستن ایگدورلیبرمن به دولت اسراییل و کسب دو مقام معاون نخست وزیر و وزیر اموراستراتژیک توسط وی به وجهه بین المللی و تا حدودی داخلی ائتلاف حاکم ضربه خواهد زد اما این اقدام در عین حال ممکن است به تحکیم دولت ائتلافی اولمرت که پس از جنگ اخیر با حزب الله لبنان به شدت ضعیف شده بود کمک کند.
البته کمک لیبرمن و حزب او تحکیم موقعیت سیاسی دولت اولمرت تا اندازه زیادی به جهت گیری سیاسی ائتلاف جدید بستگی دارد. قاعدتا اگر لیبرمن بخواهد بر نظرات افراطی خود در برابر اعراب و روند صلح با فلسطینیها پافشاری کند حضور او در کابینه نه فقط باعث استحکام دولت نخواهد شد بلکه آن را دستخوش بی ثباتی و فروپاشی خواهد کرد. کاملا روشن است که فردی مانند امیرپرتز به هر میزان هم که بخواهد برای ماندن در ائتلاف از خود انعطاف نشان دهد نمی تواند با مواضع سر سختانه لیبرمن بخصوص درباره آن دسته از شهرکهای یهودی نشین و ایستگاههای بازرسی در کرانه باختری رود اردن که حتی طبق قوانین اسراییل غیرقانونی هستند همسو شود.
بنابراین لیبرمن که حزبش در پارلمان اسراییل یازده نماینده دارد در صورتی میتواند به تثبیت دولت ائتلافی حاکم کمک کند که پیشاپیش پذیرفته باشد در دولت نقش مشخص و محدودی داشته باشد. به نظر میرسد اهود اولمرت و امیرپرتز از حضور لیبرمن در کابینه تلقی فوق را دارند چرا که اولمرت تاکید کرده کرده است که حضور حزب اسراییل خانه ما در کابینه تاثیری بر خط مشی سیاسی اعلام شده دولت ائتلافی ندارد و پرتز نیز یادآور شده است که با حضور لیبرمن حزب کارگر بهتر میتواند برنامههای خود را در دولت پیش ببرد.
در واقع رهبران حزب کارگر و کادیما ورود حزب افراطی لیبرمن به دولت را فرصتی برای طرح با فلسطینیها میدانند و شاید از همین رو باشد که امیرپرتز درست یک روز پس از پیوستن لیبرمن به دولت خواستار پذیرش طرح صلح عربی به عنوان پایه مذاکرات اسراییل و اعراب شد. مساله اما این است که آیا لیبرمن با مواضع افراطی مشهورش اجازه خواهد داد که شریکان ائتلافی آن حضورش در کابینه را دستمایه دفاع از فرمول ین در برابر صلح با اعراب کنند این موضوع به میزان اهمیت انگیزه لیبرمن از پیوستن به دولت اولمرت دارد. لیبرمن پنهان نکرده است که انگیزه اش از حضور در دولت چپ- میانه اسراییل هراسی است که وی به ادعای خودش از برنامهی هستهای ایران دارد.
در واقع وزارت تازه تاسیس امور استراتژیک که لیبرمن در راس آن قرار گرفته است با هدف بررسی دقیق راههای مقابله با برنامه هستهای ایران پایه گذاشته شده است و این مساله ظاهرا از چنان اهمیتی برای ایگدورلیبرمن برخوردار است که وی حاضر شده در کنار رهبران حزب کارگر در کابینه بنشیند در حالی که پیش از این وی شرکت در کابینه دوم آریل شارون را رد کرده بود.
تعدیل خط مشی سیاسی؟
لیبرمن از سال 2001 به این سو به طورعلنی از جمله نظامی به تاسیسات هستهای حمایت کرده است اما آخرین مواضع اعلام شده وی حمایت کرده است اما آخرین مواضع اعلام شده وی حکایت از بروز نرمش در این زمینه دارد. لیبرمن در مصاحبه چند روز پیش خود با روزنامه راستگری جروزالم پست چاپ اسرائیل از مواضع گذشته خود درباره ضرورت حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران فاصله گرفت و تاکید کرد: مسالهای که پنج سال پیش از نظر وی منطقی بوده و امروزه لزوما منطقی به نظر نمی رسد. ب هر حال چنانچه لیبرمن برنامه هستهای ایران را مهمتر از انعطاف در برابر اعراب تشخیص داده اشد ورود او به ائتلاف حاکم بر اسراییل ضرورتا این ائتلاف را به سمت نمی کشاند.