تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۷۶۰۹۸
دلایل رویکرد اسرائیل به سرکوبگری
اشاره: رژیم اشغالگر قدس از سال 1372 یعنی از زمان امضای توافق نامه صلح با سازمان آزادیبخش فلسطین در شهر اسلو تا زمان برگزاری کنفرانس آناپولیس ثابت کرده است که هرگز به توافقات خود با گروه های مقاومت فلسطین پایبند نیست؛ بلکه با تشدید موج تجاوزات خود به دنبال آن است تا گروه های فلسطینی را به واکنش وادارد و از این واکنش به عنوان بهانه ای برای تحقق اهداف تاکتیکی و استراتژیک خود استفاده و واقعیت هایی جدیدی را در جغرافیای سیاسی فلسطین خلق کند و امتیازات سیاسی هرچه بیشتری از فلسطینیان به ویژه از گروه هایی بگیرد که حاضر نیستند اسرائیل را به رسمیت بشناسند.

شایان توجه است که تداوم روند محاصره و موج تجاوزات وحشیانه نظامیان اشغالگر قدس به نوار غزه تمامی بهانه هایی که دولت ایهود اولمرت از آن برای توجیه اقداماتش استفاده می کند فاقد اعتبار می سازد؛ زیرا آنچه این دولت بدان مبادرت می ورزد شدیدترین شکل مجازات جمعی و آشکارترین نوع نقض حقوق بشر است حقوقی که براساس آن یک ملت حق موجودیت دارد می تواند در سرزمین خود زندگی کند سرنوشتش را به دست خود رقم بزند و استقلال داشته باشد.
تجاوزات اخیر صهیونیست ها به نوار غزه با هدف تشدید چالش داخلی موجود در فلسطین صورت گرفت؛ زیرا «اسرائیل» از یک طرف فلسطینی خاص در مقابله با طرف دیگر حمایت می کند. سیاست راهبردی رژیم صهیونیستی از همان زمان تشکیل به ویژه بعد از امضای توافق نامه اسلو در راستای تخریب وحدت ملی فلسطینیان و ایجاد تفرقه میان گروه های فلسطینی بوده است تا اینکه گروه های مذکور موفق به اجرای پروژه ملی فلسطین که ناظر بر کسب آزادی و استقلال برای فلسطینیان است نشوند.
شدت اختلافات سیاسی در داخل
توجه به این نکته ضروری می نماید که ائتلاف کابینه رژیم صهیونیستی به خاطر شدت اختلافات سیاسی در داخل کابینه احتمال عقب نشینی جنبش شاس از آن و تهدید فراکسیون بازنشستگان با شش کرسی برای خروج از دولت دچار تزلزل شده است؛ زیرا تشکیل دولت در رژیم صهیونیستی منوط به ایجاد یک ائتلاف سیاسی است و سیاستمداران صهیونیستی به خوبی از ماهیت ائتلافی دولت استفاده می کنند تا به نوعی خود را از پایبندی به تصمیمات بین المللی با توافقات صلح برهانند.
این سئوال مهم مطرح می شود که اهداف اصلی اشغالگران از حمله به نوار غزه چیست در جواب باید گفت:
1 ـ دولت اولمرت که از هیچ سیاست و موضعی شفاف در قبال آنچه به نام فرصت های پیشبرد روند صلح شناخته می شود بهره مند نیست با تمسک به این بهانه که درصدد مقابله با تروریسم فلسطینی (مقاومت ) است می خواهد تمامی بسترهای صلح را از بین ببرد.
2 ـ تجاوزات مستمر به نوار غزه به رژیم صهیونیستی این امکان را می دهد تا به روند ساخت شهرک های صهیونیست نشین تداوم بخشد؛ زیرا ادامه تجاوزات باعث می شود تا فکر رهبران و گروه های فلسطینی تماما معطوف به متوقف ساختن روند تجاوزات صهیونیستی و مقابله با پیامدهای سیاسی و انسانی آن شود.
از سوی دیگر تداوم تجاوزات رژیم اشغالگر قدس باعث می شود تا گروه مذاکره کننده تشکیلات خودگردان برای ادامه مذاکره در تنگنا قرار گیرد و در همین حین صهیونیست ها نیز از فرصت پیش آمده برای تداوم روند ساخت شهرک های صهیونیست نشین وارد آوردن تلفات جانی به فلسطینیان و مجازات شهروندان استفاده می کنند.
3 ـ رژیم صهیونیستی با به شکست کشاندن طرح های امنیتی و اقتصادی دولت مشروع فلسطین در جهت گسترش نابسامانی های امنیتی می کوشد.
4 ـ دولت اولمرت درصدد است تا با افزایش اقدامات تروریستی و خشونت آمیز خود علیه فلسطینیان که ضعیف ترین طرف در معادله مناقشه اعراب و رژیم صهیونیستی هستند در اقدامات افراطی گرایانه خود گوی سبقت از تندروهای صهیونیست در داخل و خارج مناطق اشغالی برباید و بر شکستی که در جنگ لبنان متحمل شده سرپوش بنهد.
5 ـ رژیم صهیونیستی درصدد است تا جنبش حماس را تضعیف نماید و از سوی دیگر نمی خواهد دستاوردهای مهم و استراتژیکی که از راهگذار شکاف میان فتح و حماس کسب کرده است از دست بدهد.امروز دیگر بر همگان روشن است که سیاست آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال مسئله فلسطین دو روی یک سکه است و هدف استراتژیک واشنگتن و تل آویو تحمیل صلح به منطقه می باشد؛ البته این صلح براساس دیدگاه صهیونیست ها است که اساس آن نیز صلح در مقابل صلح و همچنین عقب نشینی از بخش کوچکی از اراضی اشغالی 67 جهت تشکیل کشور فلسطینی فاقد استقلال است. ضمنا در این صلح جایی برای بازگشت آوارگان فلسطین به میهن شان وجود ندارد و فلسطینیان باید با قدس شرقی نیز خداحافظی کنند.
دیگر وقت آن رسیده است تا کشورهای عربی و تشکیلات خودگردان اعتراف کنند که رژیم اشغالگر قدس به دنبال صلح نیست و واشنگتن نیز به خاطر برقراری صلح هرگز حاضر نیست که همپیمان بزرگش را تحت فشار قرار دهد. انتظاری که امروز از عرب ها وجود دارد آن است که در مواضع سیاسی خود در قبال مسئله صلح با رژیم صهیونیستی تجدیدنظر کنند. امروز تمامی گروه های فلسطینی به ویژه فتح و حماس وظیفه دارند تا به منظور اجرای برنامه ملی فلسطین با هم متحد شوند؛ چرا که تداوم شکاف کنونی میان دو گروه بزرگ و مهم فلسطینی به معنای تسلیم شدن در برابر پروژه صهیونیسم در فلسطین است.