تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۷۶۲۶۰
چند و چون دخالت اجنبی‎ها در اغتشاشات
فرشاد مهدی‌پور اشاره: ناآرامی‎های قومی از ابتدای امسال در 2 استان مرزی کشور، شکل و شمایلی خاص پیدا کرد است. از همان آغازین روزهای پس از پروزی انقلاب اسلامی حمایت چنگ زدن بیگانگان بر دستاورد امام خمینی و امت امام شروع شده بود. آنها همیشه و همواره به دنبال تجزیه ایران بوده‎اند اما تا هنوز هرگز طرفی نبسته‎اند. اگر چه اطلاق واژه قومی، لفظی نارساست، ولی با توجه به آن که این اتفاقات در بستر جغرافیایی و فرهنگی خاصی به وقوع پیوسته، شاید گریزی از آن نباشد. کمتر انتخاباتی در سالهای اخیر، همراه با موجی از بمب‎گذاری‎ها و آشوب‎ها بوده است. انتخابات ریاست جمهوری امسال، از این منظر موقعیتی ویژه داشت، به گونه‎ای که سلسله انفجارهایی سازماندهی شده در روزهای منتهی به برگزاری انتخابات، اهواز، مرکز خوزستان را به لرزه درآورد و جان تنی چند از هموطنانمان را گرفت. انفجارهای اهواز، یادآور آشوب‎های اردیبهشت ماه بود که در پی انتشار یک نامه جعلی، منتسب به رئیس دفتر رئیس‎جمهور پیشین، به راه افتاده بود.

آن نامه مشکوک، ابتدا سر از یک سایت اینترنتی درآورد و بعد با سرعت معجزه‎آسایی در سطح شهرهای خوزستان منتظر شد. محتوای نامه دربرگیرنده بحث یک تغییر عجیب و غریب در قومیت اعراب بود! نامه تکذیب شد، اما سودی نداشت، چرا که الجزیره و العربیه و سایتهای جدایی‎طلب، یکصدا به تهییج مردم عرب خوزستان می‎پرداختند تا به خیابان بریزند و داد بستانند؛ حالا از که و برای چه، چندان روشن نبود.
نفت و استقلال
صدام نیز که به ایران حمله کرد، در گام نخست خوزستان را ضمیمه خود نمود و از سالها پیش هم، ساز جداسازی خوزستان بارها کوک می‎شد، اما همیشه لهجه انگلیسی داشت. ماجرای شیخ خزعل را تاریخ فراموش نکرده است. چشم داشتن به خوزستان پر آب و نفت، دل بسیاری را پر کرده بود، پس بعید نیست برای پشتیبانی یک ناآرامی کوچک، چندین رسانه بسیج شوند و به میدان بیایند.
موش‎های صحرا
پایگاه واترلولاینز در استان بصره عراق، مقر فعالیت نیروهای انگلیسی، موسوم به موشهای صحراست. طبعا موشها هر کاری انجام می‎دهند و ممکن است در این میان آموزش چند تروریست جدایی‎طلب ایرانی هم خالی از لطف نباشد؛ و اگر این تروریست‎ها، از سوی ساختمان شماره 10 لندن هم حمایت شده باشند و سرکرده آنها در ساختمان مجلل باکینگهام، به شام با مقامات وزارت خارجه و ام.ای.6 دعوت شده باشد.
بدون علت
گمانه دخالت اجنبی در اغتشاشات اهواز و خرمشهر و... اگر هم با مدارک محکم به اثبات نمی‎رسید، نیازی به سند هم نداشت؛ واضح‎تر آن که علت را مقدم بر معلول باید جست و آنجا که حداقل چند مقام عالی‎رتبه کشوری، از میان اعراب برگزیده شدند و علاوه بر آموزش عربی در مدارس، آنها امکان نشر و انطباع به عربی را نیز دارند و ... چندان دلیلی برای هر گونه اقدامی وجود ندارد. ریشه ماجرا آنجاست که عده‎ای همیشه به دنبال از کاه، کوه ساختن هستند و مثال حتی اگر موضوع، بازرسی از فروشندگان فیلمهای مبتذل (دی 81) یا درگیری فامیلی (زمستان 83) و یا کلاهبرداری (مرداد 84) هم باشد، باز آشوب‎طلبان و رسانه‎های حامی‎شان چه کارها که نکرده‎اند.
حضور تروریست‎ها
این روزها هم، هر از گاهی اتفاقاتی در کردستان و خوزستان می‎افتد. ما جالب‎ترین قسمت وقایع در نشست اردیبهشت و آبانماه گذشته است که یکی به میزبانی انگلیسی‎ها و دومی آمریکایی‎ها برگزار شده است.
روز یکشنبه 16 می سمیناری با عنوان نقش اقوام ایرانی در استقرار دمکراسی و سیاست آینده ایران در شهر لندن برگزار شد که مدعوین محترم همگی (طبق آنچه بی.بی.سی گزارش داده است) از موضوع فدرالیسم و تشکیل ایرانی فدرال صحبت می‎کرده‎اند.
همایش آمریکایی‎ها (باز هم به روایت بی.بی.سی) از ای هم جذاب‎تر بوده است و شرکت‎کنندگان گرامی درباره عناصر ناشناخته‎ای (قومیت‎های ایران) در ایران آینده بحث و بررسی کرده‎اند.
دیدار با مایکل لدین
میزبانی نشست دوم را مایکل لدین، نظریه‎پرداز افراطی نومحافظه‎کاران در موسسه امریکن اینترپرایز به عهده داشته که از جدی‎ترین طرفداران حمله نظامی به ایران در آمریکاست.
میهمانان این نشستها چهره‎های فعال گروهک‎های جدایی‎طلب کرد، عرب، بلوچ و ترک بوده‎اند... پس حتما میان این دیدارهای علنی (و دهها نشست پشت پرده و محرمانه) و برخی وقایع داخلی هیچ ارتباطی وجود ندارد و تکذیب‎های رسمی و پی‎درپی انگلیسی‎ها از آن، دروغ نیست.
ایده تقسیم ایران، جدید نیست، 2 استعمارگر اوایل قرن حاضر (بریتانیا و روسیه) اگر می‎توانستند، آن را در همان سالهای ضعف قاجار محقق کرده بودند؛ لیکن این نقشه بار دیگر از لابه‎لای طراحی‎های امنیتی به بیرون کشیده شده تا دامهای مقابل ایران را کسترده‎تر سازد؛ دامهایی که هر روز و هر لحظه، با نمایی تازه‎تر جلوه‎گری می‎کند.
بزرگ و بزرگ‎تر
گوبلز، نظریه‎پرداز مشهور هیتلر، معتقد بود: دروغ برای آن که بیشتر راست نمایانده شود، باید بزرگ‎تر گفته شود و دروغ هر چه بزرگ‎تر، بهتر!
این مقدمه شاید بهترین توجیه برای حملات بی‎سابقه نخست‎وزیر انگلیس به ایران و رئیس‎جمهور آن باشد.
تونی‎بلر، 2 هفته پیش در دیدار با نمایندگان مجلس عوام خود، ایران را خطری جدی و نگران‎کننده خوانده و اوضاع را بعد از روی کار آمدن دولت تازه، مشکل‎تر دانسته بود. همردیف بلر، دیگر مقامات انگلیسی هم سیلی از اتهامات شگفت‎انگیز ار نثار ایران کردند که عمدتا حول و حوش ناتوانی‎شان در جنوب عراق بود. تهمت‎هایی که شامل قاچاق سلاح و دخالت در امور داخلی و... می‎شد. حالا اگر ایرانی‎ها چیزی درباره دستگاه‎های شنود در حاشیه مرزها و گشتزنی‎های دریایی و زمینی آنها نمی‎گفتند، دلیل نمی‎شد تا کمی حیا در رفتار استعمارگران پیر و کهنه به وجود بیاید. پشت سر این جملات هیجان‎زده همان ایده گوبلز خودنمایی می‎کند.
بازگشت 007
لیندا دیویس، نویسنده ماجراجوی انگلیسی، عصر هشتم آبانماه وارد حریم یک منطقه ناظمی ایران در آبهای خلیج فارس شد.
همسرش (روبرت وایس) و یک ناخدای استرالیایی او را درنزدیکی جزیره ابوموسی همراهی می‎کردند.
او به محض دیدن ماموران ایران، فیلم دورینش را در معرض نور قرار داد. بازجویی از او 13 روز به طول انجامید و سرانجام در هیاهوی رسانه‎های انگلیسی، آزاد شد.
گرچه وی احتمالا داستان بازداشتش را در ایران به یک زمان پرخواننده تبدیل خواهد کرد، ولی همه رمان‎هایی که او تا کنون نوشته، درباره عملیات جاسوسی مرتبط به انگلیسی‎ها بوده است.
به دنبال تازه‎ترین انفجارهایی که در خوزستان رخ داده است مقامات مسئول صریحا ردپای انگلیسی‎ها را گوشزد کرده‎اند.
آیا می‎توان به قطع کردن دست اجانب از اغتشاشات امیدوار بود؟ باید منتظر ماند.