تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۷۶۵۲۰

 به قلم«اوو مورالس» رئیس جمهور منتخب بولیوی
مترجم: فریده شریفی
آن چه که در ماه های اخیر در کشور بولیوی به وقوع پیوست در واقع یک انقلاب بزرگ به وسیله مردمی بود که بیش از 500 سال مظلوم واقع شده بودند، مردمی که قیام اخیر بر ضد دیکتاتوری را از سال ها قبل شروع کرده بودند.
در بولیوی ما با دو فرهنگ و دو دیدگاه زندگی می کردیم، فرهنگی که متعلق به مردم بومی این کشور بود و آن هم رسیدن به عدالت، برابری و دمکراسی بود و برای رسیدن به این هدف همه اعم از مردم عادی، کارگران، تجار و... باهم تلاش و مبارزه می کردند و فرهنگ دیگر که متعلق به عده اندکی بود که می خواستند غرب را در بولیوی حاکم و فرهنگ غربی را جایگزین فرهنگ بومی کنند.
اما واقعاً حاکمیت قانون در بولیوی چه معنایی داشت؟
برای مردم فقیری که مدت ها در حاشیه بودند و حقوقشان نادیده گرفته می شد قانون حاکم به معنی قتل، کشتار و حق کشی بود که سال ها تحمل کردند، این قیام که درماه های اکتبر و سپتامبر سازماندهی شد در واقع ریشه اش برمی گردد به سال هایی که مردم تلاش زیادی کردند تا از فقر و گرسنگی رهایی یابند.
مردم بومی بولیوی حکومتی می خواهند که ضمانت قانونی داشته باشد و برای آنها، عدالت، رفاه و برابری بیاورد، ما مخالف جنایت، آدم کشی و رانده شدن به حاشیه هستیم ما می خواهیم حکومتی داشته باشیم که با دل و جان از آن حفاظت و حمایت کنیم.
قیام مردم بولیوی فقط برای گاز و هیدروکربنات و منابع طبیعی نبود بلکه برای مبارزه با نئولیبرالیسم درمانده و بیچاره بود.
ما با مبارزه خود موفق شدیم «گونزالوسانچر دلوزا» را ساقط کنیم که سمبل نئولیبرالیسم در کشورمان بود. روز 17 اکتبر برای ما روز بزرگی بود، روز هویت و افتخار، روز مبارزه با سمبل هایی که از خارج به ما تحمیل کرده بودند.
من به جرأت می گویم که آنچه که باعث شد مردم بولیوی از پایین به بالا بیایند و تغییرات عمده ای در کشور به وجود بیاورند مخالفت با سیاست های گرسنگی و بدبختی بود. مردم می گفتند دیگر فقر و گرسنگی کافی است و این به عهده ماست که ضمن توجه به خواست مردم فکر کنیم چگونه می توان ثروت را از میان دست های محدود بیرون آورد و بین همه مردم توزیع کرد.
در واقع این بزرگترین هدفی بود که مردم بولیوی به خاطر آن قیام کردند.
برای رسیدن به این هدف اکنون نیز مانند همان روزهایی که برای مبازره، متحد شده بودیم باید هماهنگ و متحد شویم و سیاست های خود را سازماندهی کنیم.
در حال حاضر ما با اتحاد خود و همکاری با یکدیگر می توانیم به اهداف خود برسیم و از حقوق بشر دفاع کنیم.
من در دولت جدید نماینده مردم هستم و از این مسئله تنفر دارم و البته می ترسم که فقط سیاست ها را مطرح سازم و آنها را اجرا نکنم.
من در این مدت تشخیص دادم که سیاست ها از مردم سرچشمه می گیرند و اگر دولتمردی می خواهد به مردمش کمک کند باید تابع مردم باشد و به خاطر سیاست زندگی کند نه در سیاست.
در واقع آنچه که این قیام را ممکن کرد قدرت مردم بود و من این حقیقت را در خلال سال ها تجربه دریافتم.
من متوجه شده ام که مردم در تمام مناطق و نواحی بولیوی می خواهند قدرت داشته باشند و در صحنه تحولات تاثیرگذار باشند در حالی که قبلاً فقط یک ایالت واحد و عده ای معدود در امر تصمیم گذاری تأثیر داشتند.
ما احتیاج داریم که به وسیله مردم رهبری شویم نه اینکه فقط ما آنها را رهبری کنیم.
آنچه که می خواهم بگویم این است که هر آنچه ما آرزو داشتیم، اکنون جامه عمل به خود می پوشد و یک جنبش ضدامپریالیستی در منطقه به وجود خواهد آمد.
ما راه دیگری نداریم. اگر می خواهیم از حقوقمان دفاع کنیم باید کل سیستم را عوض کنیم و این بدان معناست که بر امپریالیسم آمریکا غلبه کنیم.