تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۷۶۵۲۷

محمد جعفر بهداد
عنوان «کلوپ سیاسی- نفتی» بهترین نام برای معرفی جریان پیچیده ای است که از سال ها پیش بین دو حوزه اجرایی نفت و دیپلماسی در رفت و آمد هستند. ای کاش می شد تحرکات حساب شده و منسجم این جریان را برای کارشکنی در روند تثبیت اندیشه اصولگرایی نادیده گرفت، اما واقعیت آن است که آشنایی افکار عمومی با کم و کیف فعالیت «کلوپ سیاسی- نفتی»، لازمه حمایت از جریان اصولگرایی است. این کلوپ، به علت سابقه و تجربه اعضایش در حوزه های بانکی، نفتی و سیاست خارجی، همواره با برخورداری از آزادی عمل در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها اعمال نظر می کرد و با داشتن عناصری متفاوت از برخی جناح های حاضر در عرصه سیاسی کشور در مدیریت افکار عمومی و اثرگذاری در روند شکل گیری دولت و یا انتخابات مجلس و معرفی نمایندگان نقش می آفرید. ویژگی اصلی این مجموعه، کم توجهی آنان به فعالیت سیاسی- اقتصادی براساس آرمان های انقلابی است.
اعضای جریان مذکور بر این نکته اتفاق نظر دارند که در معاملات نفتی، مذاکرات اقتصادی، انتصاب سفرا و توزیع تسهیلات بانکی نباید به مقولاتی همچون عدالت محوری، حمایت از محرومان، مبارزه با استکبار و... اندیشید. بررسی عملکرد ایشان نشان می دهد که حتی برخی از عناصر انقلابی نیز با این توجیه که اگر طیف مورد اشاره در عرصه های مهمی مثل نظام بانکی، معاملات نفتی و دیپلماسی حضور نداشته باشند، آدم های بی عرضه یا خائن این مراکز را در دست می گیرند، مبارزه همه جانبه خود با به قدرت رسیدن سایرین در عرصه های فوق را امری پسندیده و لازم جلوه می دهند. این کلوپ سیاسی- نفتی، که هم اکنون از امکانات رسانه ای و حضور در مراکز بررسی و مطالعه روی مسائل استراتژیک برخوردار است در نشست اخیر خود در کیش -که به بهانه تبادل نظر درباره همکاری اقتصادی دو کشور ایران و چین تشکیل شده بود- به طور ضمنی بر ضرورت رعایت خواسته های ابرقدرت ها به عنوان پیش شرط ترقی تاکید کرد که به نظر می رسد دارای پیام های خاصی برای دولت احمدی نژاد و اصولگرایان بود.
عناصر این جریان در طول دو دهه گذشته در وزارت نفت، وزارت امور خارجه، بانک ها و...شبکه به هم تنیده ای را تشکیل داده و از امکانات وسیع اداری و مالی کشور در جهت تامین منافع سیاسی و اقتصادی خود بهره های فراوانی جسته اند. از نظر آنها فقط کسانی می توانستند به این دایره بسته وارد شوند که فارغ از علایق و گرایشات ایدئولوژیک، به کسب سود بیشتر در بستر این مجموعه و همخوانی با این طیف بیندیشند. اگر دولت احمدی نژاد فقط درباره فلسفه وجودی برخی شرکت های نفتی و سوابق گردانندگان و کاربران این شرکت ها تحقیق کند و نتیجه را به اطلاع عموم برساند، دیگر صحبت بیشتر درباره کلوپ سیاسی- نفتی ضرورتی نخواهد داشت. سود 400میلیون دلاری یکی از این شرکت ها در سال جاری به جیب چه کسانی رفته است؟ اصلاً چرا باید 30درصد فروش نفت کشور به یک شرکت واسطه سپرده و خود دولت از صدها میلیارد تومان درآمد نفتی در هر سال بی بهره شود؟ از نظر شبکه مذکور سفرای ایران، به خصوص در کشورهای مهم اروپا و تا آنجا که ممکن است، سایر نمایندگی های اقتصادی ، فرهنگی و... در این کشورها یا باید کاملاً با فعالیت های اروپایی آنها هماهنگ و همراه باشند، یا آنقدر ساده لوح باشند که از معادلات اقتصادی و تجاری آنها در کشورهای محل ماموریت شان سردر نیاورند.
این ماجرا هنگامی بغرنج می شود که می فهمید بخشی از این کلوپ سیاسی- نفتی برای متقاعدکردن کانون ها و مراکز ارزشی کشور نسبت به ضرورت حضور کلیدی خود در حوزه های کلان تصمیم گیری مملکت، با چهره های برجسته فرهنگی و علمی وارد مذاکره و معامله شده و می کوشند آنان را یا به حامیان خود تبدیل کنند یا وادار به مماشات با خود نمایند. در برخی پرونده های فساد اقتصادی این واقعیت تلخ به روشنی درک می شود که جریان مورد بحث در روند عملیات فاسد اقتصادی خود، بعضی از مجموعه های مسئول و خوشنام را نیز با اعطای مجوزهای به ظاهر قانونی واردات یا صادرات یا عاملیت فروش کالاهای خاص به شریک جرم مبدل ساخته و به این ترتیب تلاش کرده است تا مصونیت خود را تضمین کند. به طوری که اگر هم قاضی شجاعی بر روی پرونده آنها دست گذاشت، پای افراد دیگری که شاید تنها جرم آنان فریب خوردگی باشد نیز به میان کشیده شود و حیثیت این افراد در ادامه رسیدگی به پرونده مذکور لکه دار گردد. مافیای سیاسی- نفتی، اینک برای ناکامی اصولگرایان، همه ترفندهای ممکن- از جمله جنگ روانی و تبلیغاتی- را به کار گرفته است. حتی کار این رقابت را به همسویی با منافع دشمنان کشانده و کار را به جایی رسانده اند که عوامل آنها در سایر کشورها درصدد جلوگیری از به ثمر رسیدن مذاکرات سیاسی، اقتصادی و امنیتی دولت ایران در سطح بین الملل برآمده اند. این جریان آنچنان در تاروپود مدیریت های کشور جا افتاده که امروزه برخی ادعا می کنند مبارزه با آنها، به سلامت و سعادت جامعه لطمه خواهد زد! با همه گستردگی و پیچیدگی مافیای مورد اشاره، اما دولت احمدی نژاد «می تواند» با حوصله و تدبیر و از طریق آگاهی بخشی مستمر و نیز جراحی بدون خونریزی، سایه سنگین این جریان را از سر مردم عدالت طلب و تحول خواه ایران بردارد و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی را در تحقق بخشیدن به اهداف مقدس و دلسوزانه نظام یاری برساند.
کلوپ سیاسی- نفتی می داند که موفقیت همه اجزای دولت جدید، خود به خود نشانه بی کفایتی آنها در تامین مصالح و منافع عمومی خواهد بود، بنابراین تمام تلاش و ترفند خود را با هدف مانع تراشی در مسیر دولت به کار بسته اند و دائماً جامعه را از پیامدهای خطرناک(!) اجرای سیاست های اصولگرایانه می ترسانند. اما مردم آماده پرداختن هزینه مقاومت دولت اصولگرا در برابر فشارها و توطئه ها هستند و می دانند برچیدن بساط این جریان خودخواه و ویژه خوار به شاخص های یک زندگی صالح و سالم در ایران اسلامی خواهد افزود.