گروه سیاسی: سمینار «ایران، عدالت و آزادی» روز گذشته در سومین روز خود به پایان رسید. این سمینار که توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و با همکاری مرکز مطالعات و تحقیقات دفتر تحکیم وحدت برگزار شد، در روزهای گذشته با سخنرانی فعالان فرهنگی و روشنفکران ایرانی همچون بابک احمدی، خشایار دیهیمی، تقی آزاد ارمکی، تقی رحمانی، ناصر فکوهی، حبیب الله پیمان و... همراه بود. عصر روز دوشنبه اما این مصطفی ملکیان بود که مهمان دانشجویان فراکسیون دموکراسی خواه در دانشگاه تهران بود و تحت عنوان «خشونت، نفرت، آزادی و عدالت» سخنرانی کرد.
ملکیان: تفاوت خشونت عشق و خشونت نفرت
مصطفی ملکیان در این سخنرانی گفت: به لحاظ روان شناختی و رفتارشناسی هم در عشق خشونت است و هم در نفرت، ما تنها خشونت نفرت نداریم بلکه نوعی خشونت عشق هم متصور است. او بدین ترتیب در توضیح سخنان خود که گویا تکمیل کننده سخنرانی خویش در مراسم تاسوعا و عاشورای امسال در حسینیه ارشاد بود، گفت: خشونت عشق، خشونتی دوجانبه است. یکی خشونتی که عاشق با خود دارد و دیگری خشونتی که با محبوبش دارد. خشونت نفرت نیز دو قسم است، ما دو نوع خشونت نفرت در عرصه تاریخ و ساحت درونی خود شاهدیم. خشونت نفرت به معنای خشونتی که از ابتدا از دل نفرت بیرون آمده است، مثل هیتلر، صدام، استالین که بی واسطه و مستقیم نفرت است. قسم دوم خشونت نفرت است که از ابتدا نفرت نبوده بلکه نوعی خشونت عشق بوده که به بی خبری از عالم انسانی ملزم شده و به خشونت نفرت تبدیل شده است. این خشونت در ابتدا از عشق ناشی می شود اما چون عاشق از واقعیت های انسانی خبر نداشته به خشونت نفرت تبدیل شده است.
این دو نوع خشونت نفرت خانمان برانداز هستند، هم برای عاشق و هم برای محبوب. وی با این توضیحات در نسبت خشونت با آزادی و عدالت گفت: این خشونت نفرت است که با آزادی و با عدالت منافات دارد و خشونت عشق یکی از متناقض نماهای مذهبی زندگی انسان است و با آزادی و عدالت منافات ندارد. خشونت عشق دو بخش دارد؛ اگر فرد عاشق انسان ها باشد عشق به معنای ناخودگرایانه فعال، عشقی که فرد متوجه خود نیست و این عشق فعالانه در مناسبات بیرونی تاثیر می گذارد. خشونت این عشق اول با خود است و طبعاً درد و رنج معشوق، درد و رنج عاشق خواهد بود. ملکیان بدین ترتیب اظهار داشت: همیشه خوشایندی ما با مصلحتمان انطباق ندارد. باید میان این دو تفکیک قائل شویم. فقط در انسان های آرمانی خوشایند مصلحت هم هست. انسان آرمانی انسانی است که همه اطلاعات لازم را برای تصمیم گیری دارد. وقتی فردی عاشق دیگری است و صلاح او را می خواهد طبعاً نوعی خشونت در راه صلاح وی نسبت به او می ورزد. عاشق می تواند با نیروی استدلال گر محبوب را قانع کند که حق با اوست، آن وقت محبوب خوشایندش با مصلحتش تطابق می یابد اما استدلال کار بسیار دشواری است.
هیچ کاری دشوارتر از این نیست که فقط با نیروی استدلال بخواهیم بی اعتقادی را معتقد کنیم. وی پس از این گفت: خشونت عشق اگر به بی خبری از واقعیت های انسانی منجر شود، به نفرت تبدیل می گردد. به دیگر سخن در نظر گرفتن مصلحت انسان ها در شرایطی که نتواند تغییری ایجاد کند و می خواهد به زور تغییری در فرد ایجاد کند به نفرت می انجامد. ملکیان سپس در پاسخ به کسانی که خشونت عشقشان تبدیل به خشونت نفرت می شود گفت: «آنها توجه نمی کنند که باید یقین کنند که آنچه که به مصلحت معشوقشان است باید واقعاً به مصلحت او باشد و گاه مردم را به کارهایی وامی دارند که از سر رضا و رغبت نیست. در خشونت نفرت به جای دلیل متدولوژیک دلیل ایدئولوژیک مدنظر است. در خشونت نفرت قسم اول چه بسا بتوانیم از طریقی عاشق را از خشونت باز بداریم ولی در قسم دوم طرف ممکن است در راه خشونت نفرت چون به آن اعتقاد دارد و بر مواضع آن کاملاً پافشاری می کند خطرناک شود و امکانات بیرونی را از شخص بگیرد؛ این خشونت با آزادی منافات دارد.»
طبیبیان: به نام عدالت، بی عدالتی انجام میشود
عصر روز دوشنبه اما علاوه بر ملکیان، محمد طبیبیان و فرشاد مومنی دو اقتصاددان ایرانی نیز مهمان این دانشجویان بودند تا تفاوت نگاه خود به عدالت را در برابر این دانشجویان به تصویر کشند. محمد طبیبیان در این سخنرانی با اشاره به اینکه «بحث عدالت همواره در مباحث میان روشنفکران و حرکت های اجتماعی مطرح بوده است»، گفت: به رغم طرح شعار عدالت از ابتدای انقلاب تاکنون از سوی مسئولان گام های قابل توجهی در مورد آن برداشته نشده است. گرفتاری بزرگی که ما طی این سال ها داشتیم این است که مفهوم عدالت و منظور از آن را هرگز تعریف نکردیم و بر سر آن به توافقی نرسیدیم. اتفاقات عجیب و غریبی که در کشور ما می افتد به این معنی است که عدالت برای تحکیم کردن قدرت دولتی و دخالت های دولت و اقداماتی که نتیجه آنها بی عدالتی است به کار گرفته شده است. این اقتصاددان ایرانی سپس با بیان اینکه، «بحث عدالت در ایران سابقه طولانی دارد» به بررسی بیشتر این مفهوم پرداخت و گفت: «باید به تفاوت دو مفهوم عدل و خیر توجه کرد. در مفهوم مدرن عدل یک ویژگی نظم اجتماعی است اما در گذشته ویژگی برای فرد حاکم بود.
کسانی که نگاه دینی دارند گاهی مفهوم عدل و خیر را با هم اشتباه می گیرند. گویی کسی که خیر است در جهت عدالت گام برمی دارد. در کشور ما نیز این مسئله به همین صورت اشتباه جا افتاده است. کسی که کوپن بدهد، زمین بدهد، دستمزد ها را برای طبقات پائین جامعه بالا ببرد و سوبسید بیشتر بدهد عادل است. مفهوم عدالت با این ترتیب با کار هایی که هدفش کمک به اقشار ضعیف است مخلوط شده است. اینها اهداف با کرامت و مقدسی هستند اما در انتهای آن عدالت درنمی آید. اگر ما به عنوان افراد خیری باشیم و از دسترنج خود ببخشیم مشکلی ایجاد نمی شود اما وقتی حکومت بخواهد این کار را انجام دهد خطا و گرفتاری پیش می آید، اگر افرادی که در حکومت هستند از جیب خود کمک کنند عالی است ولی وقتی از مال خود مردم می خواهند بدهند مسئله ایجاد می کند. در اقتصاد چیزی به اسم ناهار مجانی وجود ندارد. در واقع ما در اینجا حق یک نسل را به نسل دیگر داده ایم. آیا این عدالت است؟» محمد طبیبیان سخنان خود را نیز با انتقاد از دیدگاهی که معتقد است اموال متعلق به دولت است و آنگاه آن را باید در میان مردم تقسیم کرد، چنین به پایان برد. امروز عدالت به مفهوم انصاف مطرح می شود، جامعه منصفانه جامعه ای برابر است و اصل برابری در فرصت ها در آن مهم است. اگر ما عدالت را در جامعه خودمان در قالب نظم اجتماعی تعریف کردیم که جامعه ای بسامان ایجاد کند آن وقت می توانیم خط مشی هایی در پیش بگیریم که به عدالت بینجامد، اما اگر بحث بر سر این است که اموال دولت را چگونه تقسیم کنیم صرفاً وضعیت بدتر می شود.
مومنی: عدالت با اقتصاد بازار رابطه منطقی ندارد
فرشاد مومنی اقتصاددان چپ گرای ایرانی نیز در این سمینار به تشریح دیدگاه خود در باب عدالت پرداخت. وی که با موضوع «نسبت عدالت و آزادی با توسعه ملی» سخنرانی می کرد، به انتقاد از روشنفکرانی پرداخت که میان عدالت با دموکراسی و اقتصاد بازار، ارتباطی منطقی می بینند. او بدین ترتیب گفت: در زمینه نسبت آزادی با توسعه ملی ما با سه تصور نادرست در سطح کشور های در حال توسعه روبه رو هستیم و باید بگویم متاسفانه این تصورات در ایران به دلایل گوناگونی بازتولید می شود و به نظر می رسد تا زمانی که این سه طرز تلقی در جامعه روشنفکری و عرصه نظری تصحیح نشود امکان حرکت به سمت توسعه ملی فراهم نیست.
تصورات نادرستی که میان اقتصاد بازار و دموکراسی و اقتصاد بازار و عدالت اجتماعی و نقش و اهمیت شرایط عادلانه در عملکرد اقتصادی وجود دارد از این تصورات هستند. گرچه هم اکنون در کشورهای صنعتی شاهد آزادی اقتصادی و توزیع مناسب درآمد ها هستیم اما میان عدالت اجتماعی و بازار آزاد رابطه منطقی مشخصی وجود ندارد. منطق اقتصاد بازار، منطق اقتصاد دلاری است. در چارچوب این منطق، انسان ها به ماهو انسان صاحب هیچ حقی نیستند و آنقدر صاحب حق شمرده می شوند که از دلار برخوردار هستند و نه بیشتر. نتیجه گیری او از این سخنان نیز چنین بود: نه تنها میان آزادی و اقتصاد بازار رابطه متعارفی وجود ندارد، بلکه اگر نخواهیم مسیر های طولانی را طی کنیم و فقط به تجربه ربع قرن اخیر نگاه کنیم در اکثر کشورهای در حال توسعه موازین اقتصاد بازار به صورت تحمیلی و از بیرون کشورها در راستای اهداف گروه هفت به اجرا درآمد. فرشاد مومنی سپس در ادامه صحبت خود در تحلیل نگاه دولت اصلاحات گفت: در تجربه اخیر اصلاحات در ایران دلیل حمایت قاطع امثال من از دولت اصلاحات این بود که آنها یک شعار درست مطرح کردند و آن تقدم امر سیاسی در ایران بود، این شعار قابل دفاع است که بیشتر در اهداف توسعه در ایران قبل از اینکه به سایر امور بپردازیم دولتی بهنجار داشته باشیم. او با این حال درباره ناکارآمدی سمت گیری ها معطوف به عدالت اجتماعی در ایران گفت: در مورد ایران دلیل ناکارآمدی سمت گیری های معطوف به عدالت اجتماعی این است که رویکردی از عدالت اجتماعی مورد اهتمام بوده که در کار توزیع رانت و صدقه ای قابل تبیین است. این رویکرد بیش از سه دهه است که مورد انتقاد اقتصاددانان قرار گرفته است و توجیه شده است که به بهبود وضعیت اقتصادی منجر نمی شود، رویکردهایی که به توانمندی های انسان توجه ندارند قطعاً محکوم به شکست هستند.
خانیکی: عدالت و آزادی مستقل از هم نیستند
دیگر سخنران این مراسم که صبح روز سه شنبه در میان دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران حاضر شد، هادی خانیکی استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت بود که در باب «رسانه، عدالت و آزادی» سخنرانی کرد. او در سخنرانی خود گفت: مشکل روشنفکری و سیاست در جامعه ایرانی این بوده است که روشنفکران همواره به مفاهیم درازمدت تاریخی و کلی پرداخته اند و از مفاهیم قابل لمس و عینی دوری کرده اند. وی همچنین در سخنان خود در باب مشکلات جامعه امروز ایران گفت: مشکلات جامعه امروز ما که در جوامع غربی وجود ندارد، فاصله بین احزاب سیاسی و جامعه است که در این جامعه مفاهیم روزمره به مفاهیم فلسفی تبدیل می شوند. در صد سال اخیر دغدغه روشنفکران در مورد ریشه مفاهیم، بیش از به کار بردن خود مفاهیم بوده است و مشکل اساسی روشنفکران امروز ما عدم کاربردی کردن مفاهیم است. او سپس در باب ارتباط دانشگاه، روشنفکران و احزاب و نهادهای مدنی با یکدیگر گفت: امروز هر یک از سه حوزه نقش خود را به دیگری واگذار کرده است. دانشگاه به دنبال مفاهیمی است که آن مفاهیم غیر از مفاهیمی است که در جامعه دنبال می شود. روشنفکران نیز دانشگاه را یک حوزه بی دغدغه امن و بی دردسر می دانند که در آنجا به مسائل جامع کمتر توجه می شود، همین مسئله موجب فاصله گرفتن روشنفکران و دانشگاه شده است. از دیدگاه احزاب و نهادهای مدنی هم کار روشنفکرانه کاری کم هزینه است که انرژی و توان کمتری به کار می برد و همین مسائل موجب شده است تا حوزه سیاست در برابر حوزه دانشگاه ها و روشنفکری قرار داده شود.
خانیکی در ادامه سخنان خود در باب عدالت گفت: عدالت مهمترین نقطه عزیمت جنبش های اجتماعی است. دلیل طرح عدالت در گذشته برای به متن آوردن حاشیه ها بوده است، عدالت گرایی به حدی در جامعه ما نقش دارد که در باورهای شیعه عدالت همواره طرح شده است. اما رسیدن به عدالت یک بحث انتزاعی نیست، یکی از تعاریف عدل آن است که هرچیزی را در جای خود قرار دهیم. در مثلث دانشگاه، روشنفکری و سیاست، اگر یکی از این مفاهیم جای خود را تغییر بدهد، یک بی عدالتی رخ داده است. خانیکی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: منحصر کردن عدالت در حوزه معیشت، کار بسیار غلطی است و اینکه عدالت به معنای توزیع امکانات در یک جامعه فقیر باشد، با مفهوم عدالت متفاوت است. او مستقل کردن دو گفتمان آزادی و عدالت را مهمترین تهدید برای این دو مفهوم دانست و اظهار داشت: تهدید دیگری که در برابر این دو مفهوم قرار دارد، انباشت قدرت، ثروت و منزلت است.
انباشت قدرت و ثروت موجب خواهد شد آزادی و عدالت توسط کسانی پیگیری شود که اعتقادی به آن ندارند. وی در ادامه سخنانش اصرار بر پیگیری دموکراسی و رها نکردن آن، اصرار بر عدالت به عنوان یک نقطه عدل و بالا بردن همبستگی اجتماعی را مهمترین مواردی دانست که باید در جامعه امروز ما به آن توجه شود و اظهار داشت: اصرار بر پیگیری دموکراسی برای ما اولویت دارد، نباید عدم موفقیت اصلاحات را توجه به دموکراسی دانست. عدالت نیز یک نقطه عدل و واقعیت در جامعه ما است. جامعه ای که در آن احساس شود انصاف رعایت نمی شود، بسیار دچار خسران خواهد شد. او بدین ترتیب گفت: پائین بودن احساس انصاف در جامعه نشان می دهد که واقعیت های سیاسی و فرهنگی به اندازه خود در جامعه دیده نمی شود.
پایان سمینار
سمینار «ایران، آزادی و عدالت» در حالی پایان یافت که آخرین برنامه از این سمینار برگزار نشد. در حالی که قرار بود میزگردی با حضور نمایندگان احزاب در باب عدالت و آزادی برگزار شود و به رغم حضور نماینده سازمان ادوار تحکیم و نهضت آزادی ایران، نمایندگان جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب در این مراسم حضور پیدا نکردند و بدین ترتیب این میزگرد برگزار نشد. هادی خردمندپور دبیر این سمینار و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مدیریت، در مراسم اختتامیه این سمینار با اعلام این نکته از دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان دانشکده های علوم اجتماعی، زبان های خارجه، روانشناسی، هنرهای زیبا و دیگر دانشکده های عضو فراکسیون دموکراسی خواه در دانشگاه تهران، به علت همکاری در برگزاری این مراسم تشکر کرد.