تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۷۶۷۰۳

علی شاملو
هرچند نمی توان برای تشکیل <شورای انقلاب> تاریخ دقیقی را ذکر کرد اما همان گونه که مهندس بازرگان می گوید قدر مسلم آن است که اواخر آبان و اوایل آذرماه 1357 اندیشه چنین شورایی به منظور تدبیر جریان های امور در داخل کشور و به عنوان گروه نماینده رهبری در داخل پدید آمد و اگر قبلامطرح بود به تحقق و عمل نزدیک شد. لذا مهندس بازرگان آذرماه 1357 را تاریخ تشکیل شورای انقلاب از طریق مرحوم شهیدمطهری می داند. بازرگان در این باره می نویسد: <پایه شورای انقلاب که در آذرماه 1357 تشکیل رسمی مخفی یافت، در آن ملاقات پاریس ریخته شد و آیت الله خمینی توصیه ای را که در پیام مرداد و شهریور فرستاده بودم به این ترتیب پذیرفتند، منتها با دو ماموریت؛ یکی مشورت در حکومت و دیگر نمایندگی برای رهبری انقلاب. ابتدا نیز طی برنامه ای که آقای دکتر یزدی با نظر ایشان در پاریس تهیه کرد، قرار بود دو هیات جداگانه تشکیل شود؛ یکی هیات مشاورین امام، برای انتخاب و معرفی اشخاص و دیگر شورای انقلاب ولی در عمل و مقارن با ماموریتی که قبل از آمدن به ایران برای راه اندازی دفتر داده بودند، آن دو هیات ادغام گردیده اعضایش که به دستور ایشان از طرف آقای مطهری مصاحبه و دعوت شدند غیر از دکتر باهنر هیچ کس خارج از آنچه در پاریس صورت داده بودم، نبودند. فقط آقایان مهندس عزت الله سحابی و دکتر عباس شیبانی در زمان مسافرت پاریس من هنوز در زندان بودند و امیدی به آزادی ایشان نمی رفت.>
تغییرات در شورای انقلاب
بازرگان همچنین درباره ترکیب شورای انقلاب از آغاز تا انتهای کار خود می نویسد: <ترکیب شورای انقلاب چهار بار عوض شد ولی همیشه اکثریت آن را معممین تشکیل می دادند و مقرب تر بودند. ترکیب اول که در پیشنهاد نخست وزیر و تصویب وزرای دولت موقت شرکت داشتند عبارت بودند از آقایان مرحوم طالقانی، مرحوم مطهری، آقای هاشمی رفسنجانی، مرحوم دکتربهشتی، آقای مهدوی کنی، آقای موسوی اردبیلی، مرحوم دکترباهنر، دکتر ابراهیم یزدی، دکتر یدالله سحابی، دکتر احمد صدرحاج سیدجوادی، مهندس کتیرایی، تیمسار مسعودی، تیمسار قرنی و من (مهندس بازرگان) به انضمام آقایان مهندس سحابی و دکتر شیبانی که بلافاصله بعد از خروج از زندان به فرانسه رفته بودند. بعد از تعیین دولت موقت و خارج شدن وزرا از شورای انقلاب به جای ما آقایان بنی صدر، قطب زاده، مهندس موسوی، دکتر پیمان و جلالی را وارد کردند. بدون آنکه به جای شهیدمطهری و مرحوم طالقانی شخص جدیدی جانشین شود. تغییر سوم بعد از استعفای دولت موقت و وارد کردن آقایان مهندس معین فر، دکتر رضا صدر و من (مهندس بازرگان) به دستور امام صورت گرفت که در عوض آقایان دکتر پیمان، مهندس موسوی و جلالی خارج شدند. اسامی اعضای شورای انقلاب در هیچ زمانی اعلام نشد و در اوایل استتار بیشتر به کار برده می شد به طوری که در مطبوعات و در افواه نام اشخاصی مانند دکتر مفتح و دکتر سنجابی نیز به عنوان عضو شورای انقلاب مطرح بود که هیچ کدام درست نبود، البته دکتر سنجابی به شورا دعوت شد ولی نپذیرفت.>
روایت شهید بهشتی
جامع ترین و بی طرفانه ترین گزارش نسبتا تشکیلاتی و عملیاتی شورای انقلاب همان است که دکتر بهشتی به مجلس شورای اسلامی در اوایل تاسیس آن ارائه داد. بهشتی نیز در این مورد می گوید: <افراد را امام تعیین می کردند به این معنی که اول، امام به یک گروه سه نفری از روحانیت حکم دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره آینده مملکت تلاش کنند. این عده عبارت بودند از آیت الله مطهری، آقای هاشمی رفسنجانی و خود بنده (بهشتی.) بعد با آقای مهدوی کنی صحبت کردیم و به امام اطلاع دادیم و ایشان هم شرکت کردند. بدین ترتیب هسته شورای انقلاب یک گروه شش نفری شد. بعدها از روحانیون حضراتآیات طالقانی و آقای خامنه ای نیز اضافه شدند. به هر حال آن شش نفر اولیه یعنی آقایان مطهری، رفسنجانی، باهنر، موسوی اردبیلی، مهدوی کنی و خود من (بهشتی) شروع به مطالعه روی افراد کردیم. به تدریج آقای مهندس بازرگان، دکتر سحابی و عده ای دیگر از شخصیت ها را که امام نیز قبلامی شناختند و با آنها در پاریس دیدار داشتند و قرار بود روی آنها مطالعه کنیم و نظر نهایی مان را بدهیم، به امام در پاریس معرفی کردیم و امام نیز تایید کردند. به هر حال شورای انقلاب با ترکیبی از چند روحانی از روحانیت مبارز و چند نفر از چهره های دارای سابقه مبارزات سیاسی براساس اسلام در ایران و در منزل افراد تشکیل شد.> از آیت الله طالقانی نیز در ابتدا دعوت نکرده بودند ولی بعد دعوت کردند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
علنی شدن شورای انقلاب
مهندس بازرگان در جای دیگری می گوید: <آیت الله [امام] خمینی قبل از مراجعت به ایران و پس از تصمیم گرفتن به تشکیل شورای انقلاب به نزدیک ترین و مورداعتمادترین یاران و شاگردان خود یعنی مطهری ماموریت داده بود. [آیت الله مطهری] در منزل خودش از تک تک نامزدهای تعیین شده برای شورای انقلاب، دعوت کرد تا پس از طرح مطلب و تذکر این قضیه که باید فعلامستور بماند، اگر در طرف آمادگی و تعهد لازم را دید، وظایف شورا را بیان کرده، از برای همکاری و عضویت در شورا دعوت نماید.>
اما درنهایت راهپیمایی های عظیم تاسوعا و عاشورا در تاریخ 19 و 20 آذرماه 1357 در تهران، که از منزل آیت الله طالقانی در دروازه شمیران به طرف میدان آزادی انجام شد، منجر به این گردید که شورای انقلاب اعلام شود. در این راهپیمایی ها قطعنامه هایی خوانده شد که صریحا رژیم پهلوی و سلطنتی را ملغی اعلام می کرد و در آنها تقاضا می شد که امام شورای انقلاب را اعلام کند. در نتیجه رهبر انقلاب در پیام خود به ملت ایران در تاریخ 22 دی ماه 1357 برنامه سیاسی خود، از جمله تشکیل شورای انقلاب را اعلام کردند. ایشان در این پیام فرمودند: <برحسب حق شرعی و براساس رای اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبتا به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی ایران مرکب از افراد باصلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتا تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضای این شورا در اولین فرصت مناسب، معرفی خواهند شد. این شورا موظف به انجام اموری معین و مشخص شده است. از آن جمله ماموریت دارد تا شرایط تاسیس دولت انتخابی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد.
روایت عزت‌الله سحابی
مهندس عزت الله سحابی در مورد ترکیب شورای انقلاب می گوید: <بنده در پنجم آبان ماه سال 1357 از زندان آزاد شدم. در آن ایام سه نفر در ایران نبودند؛ یکی مرحوم آقای مطهری، یکی مرحوم بازرگان، یکی مرحوم آقای بهشتی. همه می دانستند این سه نفر رفته اند به پاریس برای دیدن امام. اینها به ترتیب برگشتند. آقای مطهری شاید 20 تا 25 آبان ماه برگشت. چون من 7، 8 سال زندان بودم. ایشان به دیدن من آمدند. ایشان مطرح کردند که در پاریس پیش امام صحبت شده که در حال حاضر نهضت در ایران به صورت انقلاب درآمده است. حرکت این انقلاب بدون رهبری درست امکان ندارد و می گفت رهبر اصلی خود امام است، منتها امام اولااینجا نیستند و ثانیا ایشان به تنهایی نمی تواند به همه کارها رسیدگی کند. لذا آنجا صحبت شد که یک شورای انقلاب تشکیل شود که این شورای انقلاب یک شاخه اش در ایران است، یک شاخه اش هم در همان اروپا از اطرافیان امام. احتمال دارد که در آینده، بسته به روند انقلاب، همان هایی هم که در تهران از اعضای شورای انقلاب هستند، لازم شود که به خارج بروند و دولت در تبعید تشکیل بدهند. چون آن موقع هنوز معلوم نبود که انقلاب پیروز می شود یا نمی شود. ایشان گفتند چند نفر برای شورای انقلاب نامزد شده اند و اضافه کردند غیر از آقایان روحانی از جمله آقای بهشتی، آقای اردبیلی، آقای باهنر و آقای مهدوی کنی و خود ایشان صحبت چند نفر از آقایان غیرروحانی هم شد و امام تصویب کردند، یکی آقای مهندس بازرگان است، یکی آقای دکتر صدرحاج سیدجوادی، یکی مهندس کتیرایی، یکی تو (مهندس سحابی)، یکی هم دکتر سنجابی. دکتر [یدالله] سحابی هم اول نبود ولی بعدا خود آقای مطهری گفت دکتر سحابی هم باید باشد. آقای طالقانی هم نبود. آقای مطهری گفت چهار نفر هم در پاریس هستند که عبارتند از دکتر یزدی، بنی صدر، قطب زاده و حسن حبیبی. جلسات شورای انقلاب در ساختمانی در خیابان مفتح متعلق به بنیاد طاهر بود. هیات امنای این بنیاد مرحوم علی بابایی، احمد صدرحاج سیدجوادی، مهندس بازرگان و از روحانیون هاشمی و بهشتی بودند.>
مهندس سحابی در مورد اینکه چرا در ترکیب اولیه شورای انقلاب اسم آقای منتظری نیامده بود، می گوید: <خود آقایان روحانی می گفتند (آقای مطهری هم به من گفت) امام گفته است آقای منتظری در قم جبهه حوزه را به عهده بگیرند و اداره کنند، چون در همان سال 57 هیچ کس نمی دانست که به این سرعت انقلاب پیروز می شود و همه فکر می کردند که یک شاخه مبارزه در داخل حوزه است.>
دوره‌های مختلف شورای انقلاب
مهندس سحابی درباره مراحل مختلف عملکرد شورای انقلاب می گوید: <برای شورای انقلاب که عمر آن از آذر 57 تا اواخر تیرماه 59 بود می توان مراحلی قائل شد. یک مرحله آن همین دوران انقلاب است تا پیروزی انقلاب. مرحله دوم از بهمن است تا آبان 58. در این دوره شورای انقلاب نقش قوه مقننه را دارد. البته بعد از پیروزی انقلاب شورای انقلاب به دو قسمت تقسیم شد، یک عده رفتند در دولت و مسوول اجرایی شدند، یک عده هم در شورای انقلاب ماندند و به اصطلاح هدایت دولت و نظارت بر کارهای دولت را برعهده گرفتند و استعفای دولت تا پایان عمر شورای انقلاب هم یک دوره است که در این دوره شورای انقلاب هم قوه مقننه است و هم قوه مجریه و اصلادولت معروف به دولت شورای انقلاب است. نخست وزیر هم نداریم. مهم ترین تصمیم شورای انقلاب در دوره اول قبولاندن مسوولیت دولت و قوه مجریه به آقای مهندس بازرگان است. در مرحله دوم یعنی 22 بهمن 57 تا آبان 58 مهم ترین اقدامات شورای انقلاب رهبری همه حوادث مهم سیاسی و انقلابی آن زمان است.>
سحابی در مورد ارتباط شورای انقلاب با رهبری انقلاب می گوید: <در این دوره روابط خیلی تنگاتنگ بود. منتها فقط روحانیون با امام خمینی رفت وآمد داشتند. ماها رفت وآمد می کردیم ولی مستقلانمی رفتیم. بنی صدر سابقه پاریس داشت و شاید بیشتر رابطه داشت اما حتی حسین موسوی هم که از حزب جمهوری بود رابطه مستقیمی با امام خمینی نداشت. پیمان هم همینطور. از روحانیون کسی که رابطه بیشتری با آیت الله خمینی داشت مرحوم مطهری بود ولی بعد از شهادت آقای مطهری، هاشمی از همه نزدیک تر بود و کارهایی را هم که شورای انقلاب می خواست انجام دهد یا ندهد، همیشه هاشمی را می فرستادند. چون هاشمی با امام راحت تر برخورد می کرد. ایشان هم به آقای هاشمی حسن ظن داشتند. نفر دوم آقای اردبیلی و نفر سوم مهدوی کنی بود. امام خمینی با مرحوم بهشتی یا خیلی آشنا نبودند یا خیلی نزدیک نبودند. کم وکیفش را من نمی دانم و از مسائل درون شان اطلاع ندارم. >
ریاست شورا و خاطره‌ای از بنی‌صدر
درباره ریاست شورای انقلاب، مهندس سحابی می گوید: <ریاست شورای انقلاب اول با مرحوم طالقانی بود. بعد مرحوم بهشتی و وقتی هم که بنی صدر رئیس جمهور شد، شورای انقلاب به ملاحظه اینکه او رئیس جمهور شده است او را به ریاست شورای انقلاب انتخاب کرد. ولی حرف او خیلی نفوذ نداشت. برتری داخل شورای انقلاب دست رهبران حزب جمهوری بود که در اینجا لازم است به ذکر خاطره ای از دورانی که بنی صدر رئیس جمهور شده بود و عضو شورای انقلاب بود از کتاب <اولین رئیس جمهور> به قلم محمدجواد مظفر در مورد شورای انقلاب بپردازم. قریب یک هفته از انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری می گذشت که بنی صدر دیگر در جلسات شورا حاضر نمی شد و این موضوع سبب رنجش سایر اعضا شده بود. شبی به خانه او (خانه خواهرش در خیابان شریعتی بالاتر از سه راه طالقانی) تلفن کردم، مصطفی انتظاریون دستیار و همراه همیشگی او گوشی را برداشت. از او پرسیدم: چرا ایشان در جلسات شورای انقلاب شرکت نمی کند؟ او پاسخ داد: می گوید حالم مساعد نیست ولی اگر خودت با او صحبت کنی بهتر است. گوشی را به او داد. پس از سلام و احوالپرسی سوالم را درباره سبب عدم حضور وی در شورای انقلاب تکرار کردم و او با لحن مغرورانه ای در پاسخ گفت: <جلسات شورای انقلاب باید در حضور رئیس جمهور تشکیل شود.> و من که دیگر با زبان او آشنا شده بودم و می دانستم چگونه باید او را به کاری راضی کرد، گفتم: <این حرف ها چیست؟ و حالاخواهش می کنم به خاطر من بیایید>، گفت: <تا ببینم.> کمتر از نیم ساعت بعد آمد و به اتاق شورا رفت. من صمیمانه از او تشکر کردم و آقای محمدجواد مظفر در آن زمان مسئولیت روابط عمومی و دبیرخانه شورای انقلاب را برعهده داشت.
روایت ابراهیم یزدی
دکتر ابراهیم یزدی از اعضای اولیه شورای انقلاب در مورد اینکه افراد شورای انقلاب چگونه تعیین شدند، می گوید: <امام خمینی گفتند کسانی به عنوان مشاور من سیاسیون را به من معرفی کنند. سه نفر را اسم بردند: آقایان بهشتی و مطهری و هاشمی رفسنجانی و قرار شد این سه افراد سیاسی و مورد اعتماد را معرفی کنند تا امام آنها را به عضویت در شورای انقلاب منصوب نمایند. امام همچنین از من خواستند که به آقای مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم مطهری تلفن کنم و از آنها بخواهم که به پاریس بیایند. مرحوم مطهری را من از سال های 33، 34 وقتی که ایشان از قم به تهران منتقل شدند، می شناختم. همسایه دیوار به دیوار ما در انتهای کوچه دردار خیابان ری بودند و با هم ارتباطات خیلی نزدیکی پیدا کردیم. ایشان هم به عضویت در مکتب تربیت اجتماعی علمی، که مهندس بازرگان درست کرده بودند (با علامت اختصاری متاع) دعوت شده بودند و با هم همکاری نزدیک داشتیم. وقتی مرحوم مطهری آمد به پاریس، برنامه سیاسی تنظیم شده را دیدند و استقبال کردند. روی مطالب آن بحث کردیم. بحث این بود که چه کسانی باید برای عضویت در شورای انقلاب دعوت شوند. راجع به افراد مختلف بحث کردیم.از مجموعه کسانی که پیش بینی شده بود تا زمانی که ما به ایران برگشتیم هشت نفر عضویت در شورای انقلاب را پذیرفته بودند که عبارت بودند از مرحوم مهندس بازرگان، مرحوم دکتر سحابی، دکتر سیداحمد صدرحاج سیدجوادی، مهندس سحابی، مهندس کتیرایی، دکتر شیبانی، تیمسار مسعودی، یک نفر دیگر هم بود. امام هم به من گفتند عضو شورای انقلاب باشم. قرار بود آقای دکتر سنجابی هم به عضویت دعوت شود. همان موقع که ما در پاریس بودیم مرحوم مطهری زنگ زد به من و اطلاع داد که دکتر سنجابی نپذیرفته است. بعدا مرحوم مطهری توضیح داد که با سنجابی صحبت کرده بود و سنجابی پرسیده بود که اعضای شورای انقلاب چه کسانی هستند؟ مرحوم مطهری در جواب گفته بود که اول باید ببینم می پذیری یا نه؟ اگر پذیرفتی و آمدی دیگر همه را می بینی، آن وقت سنجابی پرسیده بود که آیا مهندس بازرگان هم هست و وقتی فهمید که ایشان هم حضور دارد، در جواب گفته بود که من نمی آیم. چون اعضای شورای انقلاب تکمیل نشده بود، از مرحوم بهشتی، آقای هاشمی، مرحوم مطهری، آقای خامنه ای و مرحوم باهنربرای عضویت در شورا دعوت به عمل آمد. در آن موقع هنوز مرحوم طالقانی به شورا دعوت نشده بود و به ایشان خبر نداده بودند. آقای فریدون سحابی به من زنگ زد و نگرانی دوستان را اطلاع داد و اینکه ممکن است حادثه ای بد اتفاق افتد، چراکه مرحوم طالقانی که تازه از زندان آزاد شده است درصدد تشکیل یک شورای انقلاب است. مرحوم طالقانی بعد از آزادی از زندان به دلیل موقعیتی که داشتند نمایندگان همه گروه ها را دعوت کرده بودند به یک گردهمایی برای تشکیل شورای انقلاب. مرحوم طالقانی از شورای انقلابی که امام قصد داشتند درست کنند خبر نداشتند و به ابتکار خودشان تشکیل یک چنین شورایی را شروع کرده بودند و از نمایندگان همه احزاب، حزب ایران، جبهه ملی، نهضت آزادی و... جمع شده بودند برای اینکه یک هسته مرکزی به وجود بیاورند. مرحوم دکتر سامی هم دبیر این جلسه بود و صورت جلسات را شامل موضوعات و اسامی اشخاص و احزاب همه را نوشته بود. مرحوم طالقانی چون از تشکیل شورای انقلاب بی اطلاع بوده به دکتر یدالله سحابی و مهندس بازرگان هم پیشنهاد مشارکت در آن جلسه را می دهد و درنتیجه دکتر سحابی و مهندس بازرگان در محظوریتی قرار می گیرند، زیرا از یک سو قرار بود که تشکیل شورای انقلاب به صورت مخفی باشد و ناگزیر این آقایان بنا به تعهد اخلاقی ای که داشتند به مرحوم طالقانی چیزی نگفته اند و ازطرفی هم نمی توانستند آن پیشنهاد را نادیده بگیرند.
پایان کار شورای انقلاب
در 12 تیرماه سال 1359، دکتر بهشتی گفت: <مسوولیت شورای انقلاب دو هفته دیگر پایان می یابد.> سپس آخرین جلسه شورا به ریاست مهندس بازرگان در پنجشنبه شب 26 تیرماه سال 1359 برگزار شد و جراید نوشتند: <به دنبال تکمیل اعضا و حقوقدان های شورای نگهبان و رفع موانع کار مجلس و تصویب اعتبارنامه ها، پایان کار شورای انقلاب اعلام شد.>
دکتر حسن حبیبی سخنگوی شورای انقلاب، در آخرین گفت وگوی خود درباره شورای انقلاب، وضعیت آن را به طور خلاصه چنین تشریح کرد: <امروز با رسمیت یافتن مجلس شورای اسلامی و کامل شدن اعضای شورای نگهبان قانون اساسی، کار شورای انقلاب که تاکنون وظیفه قانونگذاری را برعهده داشته نیز به پایان رسید.> آخرین اعضای شورا عبارت بودند از: ابوالحسن بنی صدر، آیت الله موسوی اردبیلی، مهندس بازرگان، دکتر محمدجواد باهنر، دکتر بهشتی، آیت الله خامنه ای، مهندس عزت الله سحابی، دکتر عباس شیبانی، صادق قطب زاده، آیت الله مهدوی کنی، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی و دکتر حسن حبیبی. و بدین ترتیب شورای انقلابی که کارش را در 22 دی ماه 1357 با پیام امام(ره) آغاز کرده بود در 26 تیرماه 1359 پایان یافت.