تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۷۶۷۹۵
جایگاه ایران در انتقال انرژى از شبه قاره هند تا دریاى سیاه

محمد بهمنى قاجار
خلیج فارس به تنهایى و بدون دریاى عمان ۲۳۲‎/۸۵۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و بیش از ۶۰ درصد از نفت جهان را درخود جاى داده است. این موضوع در کنار قابلیت هاى ایران در ترانزیت انرژى از نقاط مختلف مرزى به این کشور ویژگى خاصى بخشیده است که مى توان آن را به «شاهراه ترانزیت انرژى جهان» تعبیر کرد. این مقاله کوششى است محققانه براى معرفى قابلیت هاى بى شمار ایران در منطقه و جهان در زمینه انتقال انرژى .
اگرچه خلیج فارس از دیرباز موردتوجه قدرت هاى جهانى بوده، ولى کشف منابع عظیم نفتى دراین منطقه دورجدیدى از حضور قدرت هاى فرامنطقه اى را در این گذرگاه محکم و استراتژیک رقم زد، این امر، خصوصاً پس از جنگ جهانى دوم شدت گرفت و نفت خاورمیانه و خلیج فارس را بیش از پیش در کانون توجه جهانى قرار داد.
این امر در حالى است که امروزه اقتصاد جهان با نفت و گاز ارتباط تنگاتنگ دارد و خلیج فارس به علت دارابودن بزرگترین حجم این منابع، یعنى «درحدود ۷۲۴ میلیارد بشکه ذخیره نفتى که معادل ۶۳ درصد کل ذخایر جهان را تشکیل مى دهد»(۱) و «همچنین ۳۰‎/۷ تریلیون مترمکعب گازطبیعى که برابر ۲۸‎/۵ درصد کل ذخایر شناخته شده گاز دنیا مى باشد» به عنوان بزرگترین انبار انرژى جهان شناخته شده است.
این رویکرد به منابع نفت و گاز خلیج فارس خصوصاً باتوجه به این که «تحلیلگران نفتى از هم اکنون پیش بینى مى کنند که در سال (۲۰۳۰)، ۷۰ درصد نفت دنیا توسط خاورمیانه تأمین مى شود و با محاسبه اتمام ذخایر نفتى کشورهایى چون کانادا، خاورمیانه مبدل به قلب تپنده جهان خواهدشد»(۲) شتاب فزاینده اى به خود گرفته است، همچنین مسأله مهم دیگر افزایش میزان مصرف نفت و گاز با توجه به عدم برابرى انرژى هاى جایگزین و اصولاً ناکافى بودن امکانات جهت استفاده از این قبیل انرژى ها است زیرا اصولاً امکانات استفاده از آب و زدن سد به منظور استفاده بهینه از آن هم جهت مصارف کشاورزى و هم براى تأمین انرژى هیدرولیک در همه کشورها موجود نیست و به علت عدم بهره ورى از انرژى بادى و خورشیدى به حد مناسب، امکان دسترسى به انرژى هاى جایگزین نسبتاً مشکل است. این امر درحالى است که فعالیت هاى گسترده در زمینه استفاده از انرژى اتمى نیز نتوانسته بطور کامل به صورت بالفعل درآمده و مورداستفاده قرارگیرد.
زیرا استفاده سهل و آسان از انرژى هایى مانند نفت و گاز و تکنولوژى قدیمى و بومى شده آن و از طرفى اشکالات فنى و تکنولوژى مشکل بهره ورى از انرژى اتمى، خصوصاً در کشورهایى که براى به کار انداختن نیروگاه هاى اتمى خود نیاز به وارد کردن اورانیوم از خارج دارند و خودشان داراى منابع اورانیوم نیستند نیز به مشکلات این امر افزوده است. بویژه این که در استفاده از انرژى هسته اى، دو نکته مهم را باید درنظر داشته باشیم، یکى هزینه گزاف استفاده از انرژى اتمى و دیگرى توجه به حفظ محیط زیست و مشکلاتى که براى آن به وجود مى آورد. با وجود این محدودیت ها و مشکلات همگى، موجب هجوم بازارهاى مصرفى عوامل تولیدى در اقتصاد (صنعت و کشاورزى) به طرف انرژى هاى هیدروکربنى (نفت و گاز) مى شود و این امر موجب آن خواهدشد که «مصرف روزانه نفت به ۸۰ میلیون بشکه برسد و پیش بینى مى شود که این رقم در سال ۲۰۲۵ به ۱۱۵ میلیون بشکه بالغ گردد و جاى تردید نیست که کشورهاى خلیج فارس این تقاضا را برآورده خواهندکرد».(۳)
ازطرف دیگر باتوجه به این که قیمت نفت در این منطقه از جهان ارزان تر از سایر نقاط جهان است، لذا این سطح از قیمت، موجب افزایش مصرف در این قسمت از جهان شده است. موضوع دیگر که موجب افزایش تقاضا جهت انرژى هاى هیدروکربنى مثل نفت و گاز شده تحولات سیاسى و اقتصادى جهان است.
جدایى کشورهاى آسیاى مرکزى و قفقاز از روسیه و فروپاشى اتحادشوروى و نیاز کشورهاى تازه استقلال یافته شوروى سابق و کشورهاى اروپاى شرقى و متعاقب آن لزوم تغییر در زیرساخت هاى اقتصادى و نیاز فراوان به استفاده از نفت و گاز جهت به گردش درآوردن چرخه تولید، موجب درخواست تقاضا جهت نفت و گاز و بنابراین بالارفتن قیمت این مواد انرژى زا گردیده است.
همچنین، نیاز رو به تزاید کشورهاى پرجمعیت آسیا مانند چین و هند، با جمعیتى بیش از دو میلیارد نفر و وسعت حدود ۱۳ میلیون کیلومتر مربع و همچنین کشور پاکستان موجب تقاضاى زیاد جهت نفت و بالارفتن سطح تولید خصوصاً در منطقه خلیج فارس خواهدبود.
زیرا براى اکثر کشورهایى که نام بردیم، نزدیکترین منبع انرژى، خلیج فارس است و اکثر این کشورها جهت راحتى و ارزان تر بودن ترانزیت نفت و گاز و همچنین همانطور که گفتیم ارزان تر بودن قیمت نفت خلیج فارس، ترجیح مى دهند یا درواقع مجبور هستند که این منطقه را جهت تأمین انرژى موردنیاز خود انتخاب نمایند.
بنابراین ملاحظه مى شود که «ویژگى هاى جغرافیایى و اقتصادى خلیج فارس و وجود بیش از ۶۰ درصد منابع شناخته شده نفت و ۴۰ درصد منابع گازطبیعى جهان درآن، این منطقه را به شاهرگ حیات سیاسى و اقتصادى جهان امروز مبدل ساخته است».(۴)
موضوع دیگرى که بطور کلى موجب بالارفتن تقاضا جهت نفت است، اهمیت صنایعى است که از نفت ساخته مى شود. زیرا درحال حاضر بیش از یکصدهزار نوع محصول از نفت تهیه مى گردد. همچنین استفاده از محصولات ایجادشده از نفت در بخش کشاورزى مانند کودهاى شیمیایى نیز از عوامل توجه کشورهاى درحال توسعه به استفاده از منابع نفت است.
این نکته در اینجا لازم به یادآورى است که کشور ما علاوه بر صدور نفت و گاز مى باید به برنامه ریزى براى روى آوردن به فناورى نوین در صنعت نفت بپردازد، کارخانجات پتروشیمى فعال و گسترش یابد، کارخانه هاى کود شیمیایى تأسیس شود، پالایشگاه هاى متعدد تأسیس شود، نفت در کشور فرآورى شده و فرآورده هاى گوناگون از آن از جمله بنزین به حد کافى و به منظور مصرف داخلى و حتى صدور به کشورهاى همسایه تولید گردد.
همچنین علاوه بر نفت و گاز که موجب اهمیت منطقه خلیج فارس است، منابع معدنى غیرنفتى در شمال خلیج فارس، یعنى در ایران بر اهمیت این منطقه مى افزاید، همچنان که بارل« Burrel» و مک لاکلان
«Mclachlan »در مبحث جغرافیاى سیاسى در کتاب خلیج فارس یادآور مى شوند که ایران تنها کشور خلیج فارس است که منابع معدنى غیرنفتى آن از نظر اهمیت قابل مقایسه با ذخایر عظیم هیدروکربن آن است. (منابع مس سرچشمه داراى ۸۰۰ میلیون تن مس
(۰‎/۰۱۱‎/۲) و بیش از ۵۰۰ میلیون تن مس با درجه پائین تر و ذخایر کرومیت با حداقل ۷ میلیون تن که از بزرگترین معادن کرومیت دنیا است، از جمله منابع معدنى غیرنفتى ایران است.) همچنین، ذخایر عظیم اورانیوم ایران بر اهمیت اقتصادى خلیج فارس افزوده است. (نشریه The E cho of IRAN) چاپ لندن در شماره ۱۲ ژانویه ۱۹۸۹ خود در مورد ارزش ذخایر اورانیوم ایران مى نویسد:«پس از ۵ سال جست وجو در منطقه ساقند یزد، کارشناسان به ذخایر اورانیوم بیش از ۳ هزار تن و مولیبرنوم ۴ هزار تن دست یافته اند... اعلام شده که تاکنون بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار در اکتشاف این معادن سرمایه گذارى شده است و افزایش سرمایه گذارى به میزان ۳۰۰ میلیون دلار دیگر در خلال سال آینده (۱۹۹۰) استخراج و صدور آنها را به ارزش تخمینى ۱۵۰ میلیارد دلار امکان پذیر خواهد ساخت.»(۵)
علاوه بر معادن مذکور معادن جدیدى نیز کشف گردیده است، «معدن اورانیوم بندرعباس در مقایسه با ساقند یزد معدنى روباز است و از این نظر سرمایه گذارى اندکى را براى هزینه جمع آورى و انتقال سنگ معدن دربرمى گیرد، میزان ذخایر این معدن هنوز معلوم نیست، این معدن هنوز شناسایى کامل نشده است. اما شناسایى هاى اولیه حکایت از ذخایر قابل توجه در این معدن دارد، همچنین برنامه اکتشافى و طراحى این معدن در حال انجام است، کارشناسان سازمان انرژى اتمى در حال برنامه ریزى براى شناسایى جامع از ذخایر اورانیوم کشور هستند که پیش بینى مى شود سرمایه گذارى وسیعى را در نقاط مختلف کشور داشته باشیم. پیش بینى هاى موجود شامل مناطقى در آذربایجان، شمال خراسان، مرکز ایران و بندرعباس است. (اظهارات آقازاده، رئیس سازمان انرژى اتمى) همان طور که ملاحظه مى شود ایران داراى شرایط ممتازى هم از نظر ذخایر نفت و گاز و هم از نظر معادن غیرنفتى و اورانیوم است. با توجه به موقعیت جغرافیایى و اشراف و تسلط بر سراسر ساحل شمالى خلیج فارس مى تواند از موقعیت ژئواکونومیک این منطقه به نحو احسن استفاده کند. قرار گرفتن سرزمین ایران در تمامى شمال خلیج فارس موجب تقویت وضعیت استراتژیکى و ژئواکونومیکى منطقه خلیج فارس گردیده و مى توان خلیج فارس را انبار انرژى جهان نامید.
در چنین شرایطى، در صورت همکارى اقتصادى ایران با کشورهاى منطقه اى و فرامنطقه اى، ایران مى تواند از امکانات ژئواکونومیک خلیج فارس در توسعه اقتصادى خود بهره بیشترى ببرد. این امرى است که از طرف بسیارى از کارشناسان در جهان مطرح شده حتى بسیارى از متخصصین آمریکایى براى همکارى ایران و آمریکا اهمیت زیادى قائل اند، به طورى که کلیفورد کوپچان معاون مرکز نیکسون در مقاله خود تحت عنوان ساختار جدید امنیت خلیج فارس در پانزدهمین همایش بین المللى خلیج فارس «امنیت و همکارى منطقه اى در روند تحول سیاست هاى جهانى» ۱۱ و ۱۲ اسفند ،۸۳ در این مورد مى گوید: «محققین باید بر این واقعیت تمرکز کرده و مبناى ساختارى همکارى بین ایران و آمریکا را به نحوى تعیین کنند که امنیت خلیج فارس تأمین و مداوم باشد... و سرانجام این که ایران و آمریکا هر دو موافق ثبات و رشد اقتصادى منطقه خلیج فارس هستند و خواهان صدور بى وقفه نفت به بازارهاى جهان هستند.»(۶)          ادامه دارد...