اگر پلتیسن چند سال دیگر زنده بود شاید جنگ سرد به این زودی بر سر زبانها نمیافتاد. اما او مرد و روسیه به پوتین رسید که فردی بلندپرواز است. اکنون سخنرانی پوتین در مونیخ که احیای جنگ سرد را واقعی تلقی کرده و جهان را به سویی میبرد که روسیه را یک قطب قدرت بدانند نیز یک واقعیت است.
موضوع منازعه اخیر روسیه و آمریکا بر سر استقرار موشکهای استراتژیک در پیرامون و نزدیکی روسیه است. نوشته حاضر نگاهی به رفتار موشکی آمریکا و روسیه دارد و معتقد است سلاحهای هستهای حاضر و آماده شلیکاند.
هنوز هم لحن و فعالیتهای خطرناک دوره جنگ سرد، در سیاست و عملکرد آمریکا و روسیه وجود دارد. این روند سبب شده که توانایی محافظت از مواد هستهای در حال نقل و انتقال، کاهش یابد. لذا با وجودی که میلیاردها دلار صرف محافظت و امنیت موشکهایی میشود که آماده شلیک هستند، اما در حال حاضر هیچ سیستمی نیست که تضمین کند در هنگام جا به جا کردن این سلاحها، خطری وجود ندارد. چرا که در چنین زمانی احتمال سرقت آنها، از همیشه بیشتر است. به همین سبب نیاز وافری وجود دارد که این دو کشور، مجددا وضعیت هستهای خود را در یک راستا قرار دهند. درباره سلاحهای هستهای و موشکی دو فوریت وجود دارد. یکی برنامه نان ـ لوگار برای نگهداری انبارهای هستهای در محلهای تعیین شده و ایمن، است. دیگری این است که هم در روسیه و هم در ایالات متحده آمریکا موضع حفاظتی استاندارد حفظ میشود، و نیروی هستهای هر یک از دو طرف برای جنگ هستهای گسترده با طرف دیگر، آماده میباشد. چرا که برخلاف عقیده رایج، هر دو طرف برای مدنظر قرار دادن دستورالعملهای کاخ کرملین و کاخ سفید، هنوز هزاران سلاح هستهای را به سوی یکدیگر نشانه رفتهاند. برای درک اینکه فوریتهای نامبرده اینک چگونه کار میکنند، بهتر است با چگونگی عملکرد امروزه نیروهای اتمی آشنا شد.
نخست اینکه بخشی از زرادخانههای موشکهای استراتژیک هر دو کشور، (همواره) آماده شلیک هستند. به طوری که اگر هر دو طرف هم اینک تصمیم بگیرند ابتدا به ساکن و بدون هشدار و یا پیش آمادگی دستور شلیک بدهند، ظرف چند دقیقه هزاران سلاح هستهای رها میشوند که قدرت انفجاری معادل ۷۰ هزار برابر بمب هیروشیما دارند. دوم اگر ماهوارهها و یا رادارهای هشداردهنده رد موشکها را بگیرند، هر دو طرف خواهند کوشید که ارزیابی کنند که آیا حملهای هستهای در محدوده و زمانی کوتاه در جریان است یا نیست. (براساس دستورالعمل) زمان جنگ سرد ـ که امروزه نیز به آن عمل میشود ـ، خدمه هشدار زودهنگام ۲۴ ساعته و هر ۷ روز هفته، با دستگاههایی که در اختیار دارند تنها در عرض سه دقیقه به نتیجهگیری اولیه میرسند. بسیاری از افراد تصور میکنند که چنین مسائلی هرگز رخ نمیدهند، و یا امکان پیشآمدنشان بسیار نادرست. اما در عالم واقعیت این اتفاق هر روز و گاهی بیش از یک بار در روز، رخ میدهد. چرا که رخدادهای بسیاری پیش میآیند، که ایجاب میکنند ارسال ظاهری موشک ارزیابی شود. کما اینکه در شب سال نو در سال ۱۹۹۹ که من از فرماندهی دفاعی هوا ـ فضای آمریکای شمالی در کلرادو دیدن میکردم، مسئلهای پیشآمد که ارزیابی در مورد تهدید را، ضروری ساخت. اما در نتیجهگیری (نهایی) آن رخداد، گروه هشدار زود هنگام گزارش داد که روسها فقط یک موشک اسکاد به چچن شلیک کرده بودند.
دیگر رخدادی که تقریبا همهروزه پیش میآید، مسائلی از قبیل شلیک موشک ژاپن برای گذاشتن یک ماهواره در مدار، و یا آزمایش موشکی کره شمالی میباشد. سوم اینکه اگر ظاهرا حدس یک تهدید موشکی زده شود، یک کنفرانس از راه دور اضطراری بین رئیسجمهور و مشاوران عالیرتبه هستهای او انجام میشود. در طرف آمریکایی بالاترین مقامی که در فرماندهی استراتژیک اوماها در نبراسکا سر پست خود حاضرست، به اختصار گزینههای هستهای رئیسجمهور و پیامدهای آنها را برای او شرح خواهد داد. این مقام اجازه دارد که ظرف ۳۰ ثانیه این وظیفه را به انجام برساند. پس رئیسجمهور آمریکا یا روسیه تصمیم میگیرند، که میخواهند مقابله به مثل کنند یا نمیخواهند. از آنجا که سیستمهای فرماندهی هر دو طرف مدتهاست که برای پرتاب پس از اخطار تنظیم شده، اگر رئیسجمهورها بخواهند مقابله به مثل کنند، وقتی برای تلف کردن ندارند.
چرا که در چنین صورتی هم موشکها و هم احتمالا خود آنها، تبخیر خواهند شد. برای طرف آمریکایی بستگی به شکل رخداد، زمان تصمیمگیری بین صفر تا ۱۲ دقیقه، و برای طرف روسی از این هم کمتر خواهد بود. چرا که آمریکا (برای هدف قرار دادن روسیه) از طریق استفاده از زیردریایی موشکانداز ترایدنت خود که در دریای آدریاتیک شمالی مستقرست، به زمان کوتاهتری نیاز دارد. برای بسیاری از مردم شگفتآور است که چنین وسیلهای و با دارا بودن چنین قدرتی، آماده شلیک است. (اما دلیل این امر اینست که) لازمه چنین اقدامات سریعی برای نقشههای جنگی، استفاده از لیستی میباشد که از پیش برای اینگونه مواقع، تعیین شده است. چرا که در چنین مواقعی، دیگر فرصتی برای آگاهی، تفکر معقول، و یا رهبری ملی باقی نمیماند. چون حتی در جهان پس از جنگ سرد امروز که روابط روسیه و ایالات متحده آمریکا نسبتا خوبست، خطر طبیعی خطای انسانی یا فنی همچنان وجود دارد که (ممکن است) به شلیک اشتباهی یا غیرمجاز منجر شود. اما چیزی که به درستی درک نشده این است که دقیقا همین قوه محرکه هستهای است، که از بسته شدن زرادخانه هستهای روسیه به طریقی که در برنامه نان ـ لوگار در نظر گرفته شده، پیشگیری میکند. چرا که موضع جنگ هستهای روسیه این است که در کلیه اوقات، چند صد اسلحه را در انبارهای موقت، یا عبوری و گذرا نگهداری کند.