تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۷۶۸۸۷

پس از پایان جنگ جهانی دوم و پیدایش جهان دو قطبی، ایالات متحده تلاش کرد تا با سرمایه‌گذاری گسترده در بخش تسلیحات هسته‌ای و اتمی، از تهدیدات احتمالی بلوک شرق جلوگیری کند. هواپیماهای حامل بمب‌های هسته‌ای، زیردریایی‌های حامل کلاهک هسته‌ای و در نهایت، موشک‌های بالستیک، سه عنصر اساسی کاربرد زرادخانه‌های کشتار جمعی ارتش امریکا به شمار می‌رفتند. اما با پایان جنگ سرد و فروپاشی ابرقدرت شوروی، سرمایه گذاری‌های هنگفت این بخش، با کاهش روبه‌رو نگردید، چراکه کارشناسان معتقدند، امریکا در تلاش است تا با افزایش این توانمندی‌ها، خود را به عنوان امپراتور هسته‌ای دنیا معرفی کند. البته همواره این سؤال مطرح بوده که آیا ساخت یک هزار کلاهک هسته‌ای، با هدف مبارزه با گروه‌های پراکنده تروریستی صورت گرفته است؟ به علاوه، متخصصان معتقدند که سیستم تسلیحات هسته‌ای ایالات متحده، اصولاً تهاجمی و نه تدافعی می‌باشد.
دنیای در آستانهِ نابودی
درحدود بیش از نیم قرن، قدرتمندترین کشورهای هسته‌ای دنیا در وضعیتی نظامی به سر می‌بردند که «نابودی متقابل تضمین شده» نام داشت. در اوایل دههِ 60 میلادی، زرادخانهِ هسته‌ای ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی تا چنان حد زیادی گسترش یافته بود که هیچ یک از دو قدرت، توانایی نابودی طرف دیگر را حتی در صورت حمله‌ای غافلگیرانه نداشت. در این شرایط، آغاز کردن یک جنگ هسته‌ای، به معنای خودکشی تلقی می‌گردید.
در طول سال‌های جنگ سرد، بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران سیاسی معتقد بودند که بازدارندگی حاصل از سلاح‌های اتمی، منجر به ایجاد ثبات و صلح در دنیا گردیده است. چراکه این تسلیحات در عرصهِ سیاست‌های بین‌المللی، علاوه بر تعادل‌بخشی به مذاکرات کشورها باعث تعدیل رفتار ابرقدرت‌های دنیا نیز می‌گردند.
به دلیل بن‌بست هسته‌ای آن سال‌ها، کارشناسان خوشبین اعتقاد داشتند که دیگر عصر قدرت‌های بزرگ بین‌المللی به پایان رسیده است. اما منتقدان این وضعیت معتقد بودند که این بازدارندگی، به رغم ناتوانی در جلوگیری از جنگ‌افروزی و تهدید قدرت‌های بزرگ، در نهایت تنها به فروپاشی امپراتوری زیاده خواه و استبدادی اتحاد جماهیر شوروی در پایان دههِ 80 میلادی خواهد انجامید. بنابراین، بازدارندگی هسته‌ای تنها به نابودی یک امپراتوری شیطانی منتهی گردید.
امروزه، برای اولین بار در 50 سال اخیر، ایالات متحده به جایگاه «رهبری هسته‌ای دنیا» نزدیک شده است. به علاوه، احتمالاً در آینده ای نه چندان دور، دولت این کشور قادر خواهد بود که زرادخانه های هسته‌ای دوربرد روسیه و چین را با یک حمله ناگهانی نابود کند. این تغییر عمده در توازن قدرت جهان، ناشی از عواملی به ویژه بهبود سیستم هسته‌ای ایالات متحده، فروپاشی سریع زرادخانه‌های اتمی و هسته‌ای روسیه و در نهایت، پیشرفت سریع نیروهای هسته‌ای چین می‌باشد.
در این میان، تغییر در سیاست‌های واشنگتن و یا گام نهادن مسکو و پکن در مسیر افزایش تسلیحات جنگی و آمادگی‌های نیروهای نظامی، می‌تواند منجر به شکل‌گیری فردایی گردد که در آن، روسیه و چین و سایر کشورهای دنیا، برای سال‌های متمادی در سایه امپراتوری هسته ای ایالات متحده قرار گیرند.
در این وضعیت جدید، دیدگاه تئوریک افراد، تعیین کننده چگونگی تبیین اوضاع هسته‌ای جهان خواهد بود. یک تحلیلگر امریکایی معتقد است که ایالات متحده به نیرویی منعطف در دنیا تبدیل گردیده است که از شکل‌گیری یک عصر نوین هسته‌ای استقبال می‌کند، زیرا آنان (روسیه و چین) به سلطه ایالات متحده در دو بخش سلاح‌های هسته ای و متداول اتکا داشته و این امر به بازداشتن حملات احتمالی سایر کشورها به خاک امریکا کمک خواهدکرد. به عنوان مثال، با توسعهِ امپراتوری هسته‌ای ایالات متحده، رهبران چین ممکن است با دقت بیشتری درمورد مسائلی نظیر تایوان تصمیم‌گیری کنند؛ زیرا معتقدند، در صورت دخالت نظامی امریکا در تایوان و عکس‌العمل نیروهای نظامی چین، ممکن است زرادخانه‌های هسته‌ای چین مورد حمله ارتش امریکا قرار گیرد، اما صلح‌جویان دنیا با کاربرد تهدیدات هسته‌ای علیه کشورهای دیگر مخالفند و از شکل‌گیری امریکایی جسور و بی‌قید و بند بیمناکند. به علاوه، شکل‌گیری این امپراتوری هسته‌ای ممکن است دولت امریکا را به انجام رفتارهای تهاجمی در سایر نقاط دنیا سوق دهد که به‌ویژه، این وضعیت با توجه به سلطه امریکا در بسیاری از نقاط دنیا دور از انتظار نخواهد بود و در نهایت این‌که، یک گروه سوم که از امکان ایجاد یک برخورد غیرعمدی هسته‌ای بیمناکند، معتقدند که امپراتوری هسته‌ای ایالات متحده ممکن است سایر قدرت‌های هسته‌ای دنیا را به اتخاذ تصمیماتی نسنجیده و خطرناک که حتی ممکن است به آغاز حملات ناخواسته اتمی علیه سایر دولت ها منجر شود، مجاب کند. این افراد این وضعیت جدید را «ناپایداری بحرانی» می‌نامند.        ادامه دارد...