تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۷۷۱۳۶
دشمنان دیروز در حسرت گوشه چشم ایران اسلامی

سحاب فاطمی
انقلاب اسلامی ایران تا به حال از ابعاد و زوایای مختلفی مورد فحص و بررسی قرار گرفته است.در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی شاهد تلاش مشترک شرق و غرب جهت سرنگونی نظام بودیم.پس از افشای فعالیتهای سفارت ایالات متحده در تهران و اقدام انقلابی دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی،جیمی کارتر و برژینسکی که همواره سعی داشتند دکترین حقوق بشر خود را برای دیگران تزئین نمایند به رویارویی مستقیم با نظام جمهوری اسلامی روی آوردند.اما نتیجه این رویارویی چیزی جز شکست کاخ سفید نبود.پس از جیمی کارتر نیز هریک از دموکراتها و جمهوریخواهان ،اعم از “ریگان”،”بوش پدر”،”بیل کلینتون”و”بوش پسر”سعی کردند در قالب تلاشی گسترده و با استناد به انواع راهکارهای نظامی،فرهنگی و سیاسی انقلاب ایران را مورد تهدید قرار دهند.اما امروزه دشمنان دیروز ایران از لزوم شناسایی جمهوری اسلامی و مذاکره با آن به عنوان قدرتی بزرگ در خاورمیانه سخن به میان می آورند.به راستی چه چیزی انقلاب اسلامی را به این نقطه رسانده است؟
شاید بهتر باشد گریزی به ماههای قبل از سقوط شاه در ایران بزنیم.دکترین کارتر همانند روسای جمهور دموکرات قبلی مانند کندی ، برای بالابردن حیثیت جهانی آمریکا و اکسینه کردن حکومتهای دیکتاتوری از بروز انقلاب و مقابله با اتحاد جماهیر شوروی استوار بود. در هر حال ادعای جیمی کارتر مبنی بر احترام به حقوق بشر یسیار سریع رنگ باخت و با آغاز حرکت انقلابی مردم ایران، کارتر در 10 دی ماه 1356به تهران سفر کرد تا حمایت کامل واشنگتن را به محمدرضا پهلوی ابلاغ کند. کارتر در ضیافتی که به مناسبت ورودش ترتیب داده شده بود خطاب به محمد رضا پهلوی گفت:
«به دلیل رهبری بزرگ شاه، ایران جزیره ثبات در یکی از آشوب زده ترین نقاط جهان شده است. اعلیحضرت، این به دلیل تکریم بسیار نسبت به شما، رهبری شما و احترام و ستایش و عشقی است که ملت ایران به شما دارد. هیچ کشور دیگری در جهان برای برنامه ریزی مشترک از ایران بهآمریکا نزدیکتر نیست. هیچ کشور دیگری برای بررسی مشکلات منطقه ای که مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست ارتباط نزدیکتری از ایران با ما ندارد و هیچ رهبر دیگری نزد من احترامی عمیق تر و رابطه ای دوستانه تر ندارد”
“زبیگنیو برژینسکی”مشاور امنیت ملی ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری کارتر نیز در دوران اوج گیری مبارزات مردمی علیه دربار پهلوی تاکید محکمی بر روی سرکوب مردم ایران داشت.از نظر برژینسکی،سرکوب حکومت شاه و ظهور انقلاب اسلامی به منزله درهم شکستن پایگاه اصلی امپریالیسم در خاورمیانه بود.برژینسکی که در قالب دکترینهای رئالیستی خود سعی داشت (و هنوز سعی دارد)آمریکا را در قالب قدرت برتر دنیا معرفی و حفظ نماید،با انقلابی مواجه شد که در آن سرسپردگی به کاخ سفید کوچکترین جایی نداشت.در هر حال کارتر و برژینسکی به شدت از وقوع انقلاب اسلامی ایران احساس ترس و واهمه می کردند.از این رو پس از پیروزی انقلاب دموکراتها پرده از چهره واقعی خود برداشته و تلاش گسترده ای را جهت تغییر دوباره حکومت در ایران و بازگشت پهلویها انجام دادند.
هم اکنون جیمی کارتر،ازحادثه توفان شن در طبس به عنوان سخت ترین حادثه دوران ریاست جمهوری خود نام می برد.
واقعه طبس بر خلاف آنچه دستگاه های تبلیغاتی کاخ سفید و غرب سعی در القای آن دارند صرفا یک حادثه غیرقابل انتظار نبوده است بلکه در محتوای خود یک نقطه آغاز محسوب می شود . واقعه طبس نقطه آغاز حرکت در چارچوب “خوداتکایی” ایران و قطع کامل تعلقات برون گرایانه بود. از زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر تا پایان زمان ریاست جمهوری بوش پسر به عنوان رئالیست ترین و جنگ طلبانه ترین جمهوریخواه ایالات متحده بازه ای 30 ساله به وجود آمده که حادثه طبس نقطه مبدا آن بوده است.
پس از وقوع حادثه طبس و شکست کاخ سفید در عملیات میدانی و نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران خط تفکیک واضح و معینی میان ایران اسلامی و ابرقدرت های شرق و غرب ترسیم شد.
پس از قطع روابط کاخ سفید و ایران که به دست واشنگتن صورت پذیرفت، تهران به سوی خوداتکایی گام برداشت و در چارچوبی استقلال مدارانه به موفقیت خود در نظام بین الملل ادامه داد. پیروزی رزمندگان اسلام در 8 سال جنگ تحمیلی و ادامه حرکت تصاعدی و رو به رشد ایران در خاورمیانه و جهان را می توان از عوامل اثبات کننده استقلال ایران دانست. موفقیت های نظامی، هسته ای، علمی، صنعتی و پزشکی کشورمان جملگی در چارچوب استقلال ایران از ابر قدرت ها و مخصوصا آمریکا حاصل شده است.
آمریکا که در درون خود”قدرت یافتن” کشورهای وابسته را نمی پذیرد تا کنون با اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در این کشورها ضربات مهلکی را بر پیکره آنها وارد ساخته است. اما ایران اسلامی به لطف حرکت استقلال مدارانه خود نسبت به چنین ضربات مهلکی مصون مانده است.
امروزه شاهد هستیم که جیمی کارتر و برژینسکی پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از سرگیری روابط دیپلماتیک و گفتگوهای مستقیم با تهران و پرهیز از خط و نشان کشیدن در برابر ایران اسلامی را تنها راه پیشروی واشنگتن می دانند.به راستی سی سال استقامت در سایه سیاست خارجی تهاجمی که بارها از سوی مقام معظم رهبری مورد تاکید قرار گرفته است چه به روز دشمنان دیروز انقلاب آورده است؟مسلما شنیدن پاسخ این سوال از زبان کارتر و برژینسکی بسیار شنیدنی خواهد بود.