کوزوو یک بار دیگر امنیت و توان اتحادیه اروپا را در مدیریت یکی از بحرانهای دیرینه اروپا به چالش کشیده است.
موقعیت سیاسی آینده کوزوو 8 سال پس از اداره آن تحت کنترل سازمان ملل، اتحادیه اروپا را در موقعیت دشواری برای تصمیمگیری در این زمینه قرار گرفتهاند که میان وضعیت بد و بدتر، یکی را باید انتخاب کنند؛ راه سومی برای خروج از بنبست آینده سیاسی کوزوو وجود ندارد. آلبانیاییتبارهای کوزوو به چیزی کمتر از استقلال راضی نیستند. صربستان نیز همچنان بر باقی ماندن کوزوو تحت حاکمیت بلگراد تأکید دارد. صربها تا جایی پیش رفتهاند که حتی پیشنهاد تشکیل کنفدراسیون با کوزوو را مطرح کردند؛ طرحی که براساس آن، کوزوو از تمام اختیارات لازم در اداره امور داخلی برخوردار میشود.اما آلبانیاییتبارها همچنان بر موضع خود پافشاری میکنند. طبق قطعنامه 1244 شورای امنیت سازمان ملل، کوزوو به عنوان بخشی از صربستان به رسمیت شناخته شده است. برای اتحادیه اروپا خیلی بهتر بود که کوزوو تحت حاکمیت صربستان باقی ماند. تجربه بحرانهای بالکان در دهه 90 میلادی نشان داد که هرگونه تغییر مرزبندی در این منطقه با بحران و جنگهای خونینی همراه بوده است.
به رسمیت شناخته شدن کوزوو تحت حاکمیت صربستان در قطعنامه 1244 با توجه به همین تجربه بوده است. دولتهای اروپایی بزرگ ذینفوذ در بالکان پس از بمبارانهای ناتو در سال 1999، به مدت 6 سال کوزوو را در وضعیت بلاتکلیف نگه داشتن با این امید که راهحلی برای جلوگیری از مرزبندیهای جدید در منطقه بالکان پیدا شود اما اوضاع کوزوو وخیم و مخاطرهآمیز باقی ماند و هر لحظه با بروز حادثهای، امکان ایجاد برخوردهای خشونتآمیز نژادی میان آلبانیاییتبارها و اقلیت صرب ساکن کوزوو وجود دارد.
چنین برخوردهایی در مارس 2004 ایجاد شد که به تخریب دهها مسجد و کلیسا و کشته و زخمی شدن دهها نفر انجامید. در واقع، نگه داشتن آینده سیاسی کوزوو در ابهام، خود به یک عامل تنشزاد و بحرانآفرین تبدیل شد. تحت چنین شرایطی، کوفیعنان ـ دبیر کل سابق سازمان ملل ـ در نوامبر 2005 مارتی آهتیساری ـ رئیسجمهور سابق فنلاند ـ را به عنوان نماینده ویژه خود برای میانجیگری و به جریان انداختن مذاکرات تعیین سرنوشت کوزوو تعیین کرد. آهتیساری با توجه به سوابقش در میانجیگری میان بلگراد و دولتهای غربی در جریان تنشهای خونین کوزوو در سال 1999 انتخاب شد. مارتی آهتیساری در آن زمان رئیسجمهور فنلاند و رئیس دورهای اتحادیه اروپا بود و نقش فعالی در متقاعد کردن اسلو بودان میلو شویچ ـ دیکتاتور یوگسلاوی سابق ـ به عقبنشینی نظامیان صرب از کوزوو داشت. در سال 2006 تحت میانجیگری و مدیریت آهتیساری، 8 دور مذاکرات میان نمایندگان آلبانیایتبارهای کوزوو و دولت صربستان در وین برگزار شد. این مذاکرات بدون نتیجه بود اما آهتیساری در پایان مذاکرات وین گزارش را برای وضعیت سیاسی آینده کوزوو آماده کرد. انتشار این گزارش با طرح جلوگیری از بهرهبرداری تبلیغاتی صربهای رادیکال از موضوع کوزوو، به بعد از انتخابات پارلماتی 21 ژانویه 2007 موکول شد.
مارتی آهتیساری در گزارش خود به شورای امنیت سازمان ملل با تبیین وضعیت کوزوو بینتیجه بودن مذاکرات میان آلبانیاییتبارها و دولت صربستان، استقلال کوزوو تحت نظارت بینالمللی در گزارش آهتیساری برای به حداقل رساندن پیامدهای بحرانزای استقلال کوزوو بود. این نظارت بدین صورت خواهد بود که واگذاری اختیارات به دولت کوزوو در یک دوره انتقالی صورت خواهد گرفت. در این دوره انتقالی، سازمان ملل و پیمان ناتو به ماموریت خود در کنترل مسائل سیاست خارجی و امنیتی کوزوو ادامه خواهند داد؛ ضمن آنکه اتحادیه اروپا با ایجاد دفتری در پریشتینا و انتخاب یک نماینده عالی، تحولات داخلی کوزوو را تحت نظارت و کنترل خواهد گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل در بررسی گزارش مارتی آهتیساری با مخالفت شدید روسیه و تهدید به استفاده از حق وتو روبهرو شد. در حمایت از صربستان با استقلال کوزوو مخالفت کرد و آن را تهدیدی برای ثبات و امنیت منطقه و کانونهای بحرانی دانست که شرایط کوزوو را دارند. در برابر روسیه، آمریکا قرار گرفت که از استقلال کوزوو حتی بدون قطعنامه شورای امنیت حمایت کرد. آمریکا به همراه انگلیس اعلام کدند که با خروج پرونده کوزوو از دستور کار شورای امنیت، مسئله استقلال کوزوو را گروه تماس غرب دنبال خواهد کرد. (گروه تماس غرب متشکل از کشورهای آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیاست که در جریان اوج بحران کوزوو در سال 1998 برای مدیریت این بحران تشکیل شده) ولی اتحادیه اروپا با این موضع آمریکا و انگلیس مخالفت کرد.
برای آمریکا، کوزوو به عنوان زخم کهنهای بر پیکره قاره اروپا همچون دیگر بحرانهای زنجیرهای بالکان فرصتی برای تحکیم پایههای نفوذ نظامی و سیاسی آمریکا زیر چتر ناتو در اروپا بوده است؛ به همین دلیل مقامات آمریکایی دغدغه و نگرانیهای دولتهای اروپایی را در اتخاذ موضع شفاف و آشکاری در برابر بحرانهای زنجیرهای بالکان ندارند. بحران کوزوو اگر برای آمریکا یک فرصت است، برای دولتهای اروپایی به خصوص کشورهای واقع در جنوب و جنوب شرق اروپا، یک تهدید برای ثبات امنیتی و اجتماعی این منطقه است. جدا از بحرانزایی وضعیت آینده سیاسی کوزوو برای کانونهای بحرانی و جداییطلب در اروپا، کوزوو از جهان مختلف دیگری نیز برای کشورهای اروپایی تهدیدزا و خطرآفرین است. کوزوو با توجه به موقعیت و شرایط اقتصادی و اجتماعی که دارد، مأمن مناسبی برای فعالیت باندهای مافیایی شده است. باندهای مافیایی آلبانیتبارها از فعالترین باندهای مافیایی در اروپا هستند. کوزوو یکی از محورهای اصلی انتقال مهاجران غیرقانونی به کشورهای ثروتمند و توسعهیافته اروپایی است؛ بیش از 30 درصد قاچاق زنان برای تجارت فحشا در جهان از طریق کوزوو صورت میگیرد؛ بخش اعظم قاچاق مواد مخدر به اروپا به خصوص هروئین، از این منطقه است.
همین میزان تهدیدپذیری آینده سیاسی کوزوو باعث شده است که اعضای اتحادیه اروپا نتوانند به موضع واحدی در این زمینه برسند. کشورهای اسپانیا، رومانی، اسلواکی و قبرس نگرانند که استقلال کوزوو به الگویی برای اقلیتهای نژادی و قومی در این کشورها تبدیل شود. اسپانیا 4 دهه است با معضل جداییطلبی در استان باسک روبهرو است؛ معضلی که تاکنون بیش از 800 نفر قربانی به جا گذاشته است.
رومانی و اسلواکی نگران افزایش گرایشهای جداییطلبانه در میان اقلیت مجارتبار هستند.
قبرس نیز با استقلالطلبی ترکتبارها در شمال این جزیره روبهرو است. اگر به کوزوو استقلال اعطا شود، پس این حقانیت برای باسکهای اسپانیا، مجارتبارهای رومانی و اسلواکی و ترکتبارهای قبرسی نیز ایجاد میشود که به آنها نیز استقلال اعطا شود. برخی دیگر از اعضای اتحادیه اروپا، نگران موج مهاجرت جدیدی از این منطقه پس از استقلال کوزوو هستند. کشورهای دیگری مثل آلمان نیز نگران تاثیر بحرانزای استقلال ر در کانون بحران بالکان و کل اروپا هستند و مسئولیتهایی که متوجه اتحادیه اروپا برای مدیریت این بحرانها میشود. از همینرو، آلمان سعی کرد است موضع محتاطانه و محافظهکارانهای را در قبال استقلال کوزوو در پیش بگیرد و بر استقلال کوزوو در چهارچوب سازمان ملل تاکید کند.
اما بحران تعیین سرنوشت کوزوو در روندی قرار گرفته که اسقلال کوزوو دیگر به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. جلوگیری از استقلال کوزوو، کمتر از پذیرش استقلال، بحرانزا و تنشآفرین نیست. حدود 90 درصد جمعیت 2 میلیونی آلبانیتبار کوزوو، تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش حاکمیت صربستان نیستند؛ حتی اگر این اعمال حاکمیت صوری و ظاهری باشد. آنها 8 سال به انتظار نشستهاند. تعلل بیش از این میتواند موجب فعالتر شدن آلبانیتبارهای تندرو خارج شدن کنترل اوضاع این منطقه از دست ناتو و اتحادیه اروپا شود؛ خشونتهای نژادی مارس 2004 گواه بر همین مسئله است. دولتهای اروپایی از همین رو هشدارهای مکرر رهبران آلبانیتبارها به تاخیر بیش از این در به رسمیت شناختن استقلال کوزوو را از گذشته خیلی جدیتر میگیرند. دوره جدید مذاکرات 120 روزه تعیین سرنوشت کوزوو و تعیین ضربالاجل دهم مارس 2007 در واقع تمهیدی از سوی اتحادیه اروپا برای به دست آوردن زمان بود. اتحادیه اروپا به این زمان نیاز دارد تا بتواند به موضع واحد برای پذیرش استقلال کوزوو برسد؛ ضمن اینکه در این فرصت زمانی، شاید امکان برگرداندن پرونده کوزوو به شورای امنیت سازمان ملل به وجود آید.
استقلال کوزوو با تصویب قطعنامه در شورای امنیت تنها راه برای ایجاد موضع واحدی در اتحادیه اروپا است. اتحادیه اروپا برای اینکه استقلال کوزوو به یک رویه بینالمللی و الگویی برای دیگر کانونهای بحرانی جداییطلب تبدیل نشود، از کوزوو به عنوان مورد ویژه نام برده است. این اتحادیةف استقلال کوزوو را بخشی از فرایند تجزیه یوگسلاوی توصیف و ارزیابی کرده است؛ به همین دلیل، مخالفان استقلال کوزوو در اتحادیه اروپا بر استقلال کوزوو با صدور قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل تاکید دارند.
ولی به نظر نمیرسد اروپاییها بتوانند اهداف خود را در دور جدید مذاکرات تغیین سرنوشت کوزوو پیش ببرند.
اعضای تروئیکای بینالملل ـ که برای میانجیگری میان رهبران آلبانیاییتبار کوزوو و دولت صربستان تشکیل شده است ـ اختلافاتشان عمیقتر از آن است که بتواند راهحلی مصالحهآمیز ارائه دهند. روسیه به عنوان یک ضلع از مثلث تروئیکای کوزوو اختلافاتاش با غرب پیش از گذشته شده است. جدا از روابط سنتی و تاریخی بین روسیه و صربستان، مسکو موضوع استقلال کوزوو را در سطح کلان منازعات با غرب میبیند. روسیه پس از تهدید به استفاده از حق وتوی خود در شورای امنیتف تهدید دیگری را نیز مطرح کرده است و آن به رسمیت شناختن استقلال جداییطلبان در آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان و ترانس دنیستر مولداوی است. با توجه به تهدید روسیه در استفاده از حق وتو، احتمال بردن پرونده استقلال کوزوو به شورای امنیت خیلی کم است. اگر این پرونده به شورای امنیت برود و روسیه آن را وتو کند، اتحادیه اروپا در یک موقعیت بسیار دشوار حقوقی در به رسمیت شناختن استقلال کوزوو قرار خواهد گرفت.
اتحادیه اروپا به احتمال زیاد در پایان ضربالاجل دهم مارس چارهای جز مواجهه با استقلال کوزوو نخواهد داشت.
اما برای مدیریت پیامدهای تنشزای استقلال کوزوو، یک دوره انتقالی برای استقلال کوزوو که احتمال دارد تا ماه مه و آوریل 2008 طول بکشد، تعیین خواهد شد. در این دوره، دولتهای اروپایی در به رسمیت شناختن استقلال کوزوو آزاد خواهند بود ولی استقلال کوزوو، فرجام بحران کوزوو نیست؛ برعکس، آلبانیاییتبارها کوزوو با اعلام استقلال وارد یک عصر جدید پر از تنش خواهند شد. اقلیت صرب کوزوو بیتفاوت نخواهند بود و احتمال اینکه آنها نیز اعلام استقلال کنند، دور از ذهن نیست. کوزوو به برگ جدیدی از امتیازگیری و امتیازدهی برای روسیه و صربستان در مناسباتشان با دیگری کشورها تبدیل خواهد شد. به احتمال زیاد،؛ روسیه و صربستان فعالی گستردهای را در جلوگیری از ورود کوزوو به نهادهای منطقهآی و بینالمللی به جریان خواهند انداخت. در جمعبندی نهایی میتوان گفت که کوزوو به عنوان زخم کهنه اروپا، همچنان به صورت یک کانون بحرانزا باقی خواهند ماند.