تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۷۷۴۳۳

محمدعلی صدرشیرازی
این روزها خبرهای خوش مقاومت مردم و گروههای فلسطینی در برابر رژیم صهیونیستی غبار گرفته است و جای خود را به اخبار تلخی داده که روزانه از فلسطین به گوش می‌رسد. واقعیت امر را در یک جمله می‌توان خلاصه نمود،‌نوک پیکان حملات مقاومت از سمت اسرائیل به سمت گروههای داخلی نشانه رفته است.
تقابل اندیشه‌ها و تاکتیکها میان جنبش فتح و حماس امری است که سالهاست با آن آشنا هستیم. اما این تقابل هیچ‌گاه به مبارزه‌ای این چنین شدید و مسلحانه نینجامیده بود. سئوال اینجاست که چرا بلافاصله پس از مرگ ابوعمار (یاسر عرفات)، ورق به سمت گسترش، روزافزون اختلافات برگشت؟
پاسخ این سئوال را می‌بایست در لابه‌لای تحولات اندیشه‌های حاکم بر جنبش فتح و سران آن جست‌وجو کرد. تحولاتی سیر آن از زمان حیات یاسر عرفات آغاز شده بود. اندیشه‌های حاکم بر سران جنبش فتح با نگاه ویژه به یاسر عرفات و ابومازن ـ سه دوره کاملا مجزا را به خود دیده است.
1ـ ‌دوران مبارزه
سالها عرفات و یارانش را به عنوان دلیر مردان مقاومت در برابر اسرائیل می‌شناختیم. به اعتقاد وی و یارانش پیروزی از مسیر مقاومت به دست می‌آمد و راه‌سازش سرنوشتی جز شکست ندارد.
سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی یادآور صحنه‌های بی‌بدیل از علاقه متقابل مسئولین سیاسی کشورمان به عرفات و یارانش بود.
تصاویر شیرین سفر عرفات به ایران،‌ ملاقاتهای صمیمانه وی با مسئولین و حمایت قاطع طرفین از یکدیگر را ایرانیان به خاطر می‌آورند. دلیل آن نیز روشن بود، رابطه «مقاومت»‌و «انقلاب» رابطهای تنگاتنگ است. «مقاومت»، مقدمه و «انقلاب»‌ نتیجه به شمار می‌آید. کوتاه کلام اینکه انقلاب اسلامی روحی تازه به کالبد اندیشه‌های مقاومت‌محور عرفات دمید.
2ـ سازش
متاسفانه مرور ایام نه تنها ریشه‌های مقاومت را در یاسر عرفات مستحکم نکرد بلکه وی را وادار به کنار نهادن جنگ مسلحانه با اسرائیل ساخت. وی در سالهای پایانی عمر خود،‌ ادامه مقاومت را بی‌فایده انگاشت و با ساده‌دلی به مذاکره با اسرائیل پرداخت. عرفات اسلحه را بر زمین گذاشت و در پشت میزی نشست که طرف مقابل تا دندان مسلح بود. در نهایت وی با چشم‌پوشی از اشغال بسیاری از مناطق تحت اشغال فلسطین به قبول تشکیل دولت مستقل فلسطینی تن داد. وی با امضای قراردادهایی چون اسلوی یک و دو در این راه گام برداشت. اما گذشت زمان نشان داد که وی بزرگترین فریب را از جانب دشمن خورده است. این قراردادها برای عرفات تنها «تعهداتی» ایجاد نمود که هیچ «حقی» را برای وی به همراه نداشت. عرفات برای همیشه اسلحه را کنار گذاشت اما هیچ‌گاه دولت مستقل فلسطینی تشکیل نشد.
عبور از عرفات
در عالم سیاست هرگاه یک گام به عقب‌ بنشینی دشمن یک گام به جلو می‌آید این مساله واقعیتی است که بنا به گفته رسای قرآن کریم در خصوص دشمنی که از قوم یهود باشد تشدید می‌گردد. «ولن ترضی عنک الیهود و الالنصاری» حتی تتبع ملتهم قل ان هدی‌الله هو الهدی و لئن اتبعت اهوائهم بعد الذی جاءک من العلم مالک من‌الله من ولی و لا نصیر» البقره. 120 حوادث فلسطین و توطئه‌های اسرائیل نیز به خوبی گویای همین گفته قرآن است که یهودیان و مسیحیان از شما راضی و قانع نمی‌شوند تا اینکه از خود آنان شوی. در قبال تشکیلات خودگردان پس از فتح سنگر اول که همان تبدیل مقاومت آنان به مذاکرات بی‌نتیجه برای فلسطینیان بود، گام را فراتر نهاد و طرح عبور از عرفات را در پیشخوان توطئه‌های خود قرار داد. تل‌آویو فضا را برای تبدیل تشکیلات خودگردان به تشکیلاتی کاملا سرسپرده و به عبارت بهتر نمایندگی اسرائیل در فلسطین، مهیا یافت. در این راه، اولین گام انتخاب فردی «صالح!» به جای عرفات و برجسته نمودن وی و در نهایت ترور عرفات بود.
دکتر کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با سیاست روز برای نخستین بار گوشه‌ای از مطالب رد و بدل شده، در جلسه پشت درهای بسته دکتر خرازی با یاسر عرفات در سال 2001 را افشا می‌کند و اظهار می‌دارد که طرح قتل عرفات برای وی امری قطعی شده بود و عرفات در این جلسه به طرف ایرانی می‌گوید که هر شب چند بار مکان استقرار خود را تغییر می‌دهد. در نهایت نیز دیری نمی‌پاید که عرفات دچار مرگی مشکوک می‌گردد.
3ـ دوران سرسپردگی
محمود عباس، مکنی به ابومازن که پیش از این با کمک و چراغ سبز اسرائیل به شهرت رسیده بود، پس از مرگ ابوعمار، در حقیقت از جانب اسرائیل به ریاست تشکیل خودگردان و جنبش فتح گماشته می‌شود.
با این رویداد اسرائیل به پیروزی مهمی که سالها برای آن نقشه کشیده بود دست می‌یابد. ابومازن عملکردی کاملا مطابق پیش‌بینیها از خود نشان می‌دهد. وی برخلاف یاسر عرفات که در «دوران سازش» سیاستی کژدار و مریز در قبال اسرائیل از خود نشان داد. وی از همان ابتدا به قوانین و همچنین خواسته‌های مردم فلسطین یکی پس از دیگری پشت پا زد. این حرکات همگی در راستای اهداف و یا به عبارت بهتر اوامر رژیم صهیونیستی بود.
وی در راستای به اهداف خود در خصوص نابودی مبارزه علیه اسرائیل و امتیازدهی‌های مکرر مانعی جدی بر سر راه خود دید.
پیروزی حماس در انتخابات از محورهای اصلی این چالش‌ها بود. ابومازن برای مقابله با این مانع دست به اقدامی جالب توجه می‌زند. بهتر است مطلب را از زبان ابواسامه نماینده و رئیس دفتر حماس در تهران که در روزهای آغازین پیروزی در حماس در گفت‌وگو با «سیاست روز» بیان نمود، بخوانیم. ابواسامه در روزهای آغازین پیروزی می‌گوید: جالب است! در زمان یاسر عرفات، ابومازن که در جایگاه کنونی هنیه قرار داشت، دائم به رو می‌تاخت که چرا اختیارات دولت را به نفع تشکیلات خودگردان مصادره می‌کند. اما اکنون که خود وی جانشین عرفات شده اختیارات دولت را یکی پس از دیگری به نفع خود سلب می‌کند!
آغاز بحران
جرقه درگیریهای اخیر میان فتح و حماس، در آخرین روزهای ماه ژانویه سال 2066 (15 بهمن 84) زده شد. انتخابات در فلسطین به صورتی سالم و آزاد برگزار شده بود. نتایج اعلام شده برای ابومارن، اسرائیل و غرب شوک‌آور بود؛ شکست مطلق. از همان زمان تمام آنها بر سر یک موضوع کاملا متفق بودند و آن، براندازی دولت اسماعیل هنیه، نخست‌وزیر جدید و قانونی فلسطین بود. آنان از آغاز تاکنون از هیچ اقدامی علیه دولت برآمده از افکار حماس فروگذار ننمودند.
فشارها و سنگ‌اندازیها به شدت علیه هنیه آغاز شد. دشمنان دولت هنیه مربعی چهارضلعی را تشکیل می‌داند: 1ـ جنبش فتح 2ـ اسرائیل ـ 3 آمریکا و کشورهای غربی 4ـ کشورهای عربی وابسته به آمریکا.
کشورهای غربی محدود حمایتهای مالی خود را از فلسطینیان قطع کردند و به تحریم اقتصادی دولت دست زدند. دشمنان خارجی فلسطین با فتنه‌افکنی به اختلافات داخلی فلسطین دامن زده و زمینه‌های سست شدن ریشه‌های دولت را فراهم نمودند. هر چه ایام گذشت دامنه بحران وسیعتر گردید و این امری است که امروز نیز در فلسطین ادامه دارد.
اجلاس مکه
طبیعتا براندازی دولتی قانونی که از پشتوانه مردمی برخوردار است امری نبود که به راحتی امکان‌پذیر باشد. لذا مربع فوق‌الذکر در گام اول خود را نسبت به تشکیل دولتی مشترک میان فتح و حماس قانع نشان دادند. لذا در این زمینه توافقی در مکه صورت پذیرفت. تشکیل دولت وحدت ملی در شرایطی محقق شد که ابومازن هنوز به طور کامل چهره واقعی خود را نشان نداده بود و مردم حامی فتح با حامیان حماس به درگیری مسلحانه پرداخته بودند. این امر بیش از هر چیز به نفع اسرائیل بود.
این بود که حماس با اتخاذ تصمیمی معقول تشکیل دولت مشترک را پذیرفت. با توجه به واقعیات فلسطین ادامه کار این دولت به نفع فلسطینیانبود و حماس نیز شدیدا این مساله را حمایت می‌کرد و حتی امروز نیز به دنبال توافقی شبیه توافق مکه است.
اما متاسفانه حیات این دولت دیری نپایید و دشمنان حماس هدف اصلی خود را که همان غصب غیردموکراتیک قدرت از جانب فتح بود عیان کردند. ابومازن در کودتایی علیه قانون اساسی فلسطین، دولت هینه را ملغی اعلام کرد و در اقدامی مجعول و برخلاف نص قوانین فلسطین دولتی به نام «اضطراری» را به ریاست سلام فیاض تشکیل داد.
شواهد نشانگر این مساله است که این اقدام اقدامی از پیش برنامه‌ریزی شده بوده از جمله اینکه امضای قراردادهای بی‌شرمانه تسلیحاتی میان آمریکا و فتح از مدتها قبل آغاز شده بود.
اکنون حماس 16 کاه است که قهرمانانه در مقابل دشمنان قدرتمند خود از شرق و غرب عالم مقاومت نموده است. این گروه همچنان بر دو محور اساسی خود پافشاری می‌کند: 1ـ عدم به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی 2ـ مبارزه آزادسازی کلیه سرزمینهای اسلامی. این خط‌مشی نه تنها متعلق به یک گروه که برآمده از قلب ملت فلسطین است. با تشکیل درگیریها و در حالی که سیل محموله‌های سلاحهای آمریکایی به مست فتح روانه می‌باشد، حماس غزه را در میان استقبال مردم به طور کامل در اختیار گرفته است و فتح به تسلط لرزان خود بر کرانه باختری ادامه می‌دهد، کرانه‌ای که مردم آن مرد مبارزه‌اند و منشاء‌بیشترین عملیاتهای استشهادی بوده است.
روسیاهی فتح
با تصرف غزه، مواضع فتح نیز به دست نیروهای حماس افتاد. در این میان و در روزهای اخیر اتفاقی شیرین روی داد که البته از حقیقتی تلخ پرده برمی‌داشت. حماس در موفقیتی بسیار بزرگ به اسناد فوق‌سری فتح دست یافت و مشخص شد که سران فتح دلدادگی‌ای بسیار عمیق‌تر از آنچه تصور می‌رفت به دشمنان دارند. متاسفانه در این اسناد مشخص گردید که سردمدار فتح سرسپرده و حتی جاسوس اسرائیل بوده‌اند. اهمیت این شکست برای دشمنان حماس این بود که آمریکا، سران اسرائیل را به خاطر عدم دخالت مستقیم برای پیشگیری از آن مورد عتاب قرار داد.
بحران اخیر فلسطین به کلافی سردرگم تبدیل گشته است و برخی تلاشها برای حل مساله تنها به بدتر شدن اوضاع کمک می‌کند. از اجلاس شرم‌الشیخ که تنها «مربع» دشمنان حماس و دولت برگرفته از آراء مردم در آن حضور دارند چه انتظاری می‌توان داشت؟ از دیگر سوی حتی به فرض محال اگر جنبش فتح حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود بگردد اسرائیل و آمرمیا به آنان اجازه را نخواهد داد. اگرچه فتح از پشتوانه آمریکا،‌ اسرائیل و برخی کشورهای عربی برخوردار است اما در برابر حماس که از پشتوانه‌‌ای مستحکم چون مردم مقاوم فلسطین و همچنین اعتقاد به آرمانهای اسلامی برخوردار است. فشارها و تحریمهای آمریکا و اسرائیل بسان «کف روی آب» هستند.
آری، امروز مردم مظلوم فلسطین در غزه در محاصره می‌باشند و اسرائیل از ورود غذا و سایر مایحتاج زندگی به غزه جلوگیری می‌کند. اما نباید فراموش نمود که هیچ‌گاه مردم فلسطین به کمک پول و غذای اهدای آمریکا مقاومت ننموده بودند که امروز با قطع کمکهای آنان تسلیم گردند.
در این نوشتار سه دوره از سیر مواضع فتح را بررسی نمودیم. اما شرایط و حوادث اخیر فلسطین زمینه را برای دوره‌ای جدید فراهم می‌نماید.
آرای بومی شدن درگیریهای فلسطین تب هیچ یک از مسلمانان آزاد جهان را شاد ننمودند. اما تاریخ نشان می‌دهد که مقاومت مسلمانان بر سر مواضع اسلامی هیچ‌گاه آنان را از کرده خود پشیمان نکرده است. در کنار برخی تبعات غمبار درگیریهای داخلی فلسطین، باید اشاره نمود که این حوادث، ‌پرده از چهره واقعی برخی از سران انحصارطلب فتح افکند. مردم مقاوم فلسطین با مشاهده وابستگی عمیق فتح به آمریکا و اسرائیل و حتی جاسوسی برخی از آنا، ‌دوره‌ای جدید را بر فتح تحمیل خواهند نمود. دوره‌ای که می‌توان آن را دوره انزوا نامید.