تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۷۷۵۷۴
شیطان‌پرستان همچنان قربانی می‌گیرند
زهرا جاهد اشاره: شیطان‌پرستان از یک سال قبل از اجرای مراسم شوم خود، شخصی که باید در راه شیطان قربانی شود را انتخاب می‌کنند و پیروان گروه نیز در طول سال، فرد قربانی را عزیز و مقدس می‌شمارند و تمامی امکانات مورد نیاز را برایش تامین می‌کنند. هنگامی که روز موعود فرا می‌رسد براساس آداب و رسوم خاص خود قربانی را در کوچه و بازار می‌گردانند و با احترام او را به معبد برده و با آب مقدس، غسلش می‌دهند. سپس پنج کاهن سیاه‌پوش فرد قربانی را روی سنگ قربانگاه می‌خوابانند و هر کدام سر و دست‌های و پاهای او را نگه می‌دارند. لحظه‌های سخت و جانکاهی است. نفس در سینه قربانی حبس می‌شود. چهره هولناک مرگ را می‌بیند و با مشاهده چهره خبیث کاهن بزرگ در حالی که تیغ تیزی در دست دارد از هوش می‌رود. کاهن بزرگ با لباس سرخ و هیبتی شیطانی با تیغ مخصوص خود با ضربه‌ای ناگهانی سینه قربانی را می‌شکافد و قلب او را به پای نماد شیطان می‌اندازد تا با وجود اعتقادات خرافی خود و اعضای گروه از خشم و غضب شیطان در امان باشند. در پایان مراسم، مغز، جگر و خون قربانی توسط دیگر اعضای گروه خورده می‌شود و سپس جنازه را می‌سوزانند. شیطان‌پرستان به اجساد مردگان نیز رحم نمی‌کنند. این گروه در مصر به گورستان «کومنولث» شهرک مصر در «قاهره» میروند و اجساد مردگان را از قبرها بیرون آورده و صلیب شکسته و ستاره شش یا پنج پر را در بدن مرده فرو می‌کنند. همزمان با این آداب، حیواناتی مثل گربه یا سگ ماده را برای شیطان قربانی می‌کنند و خون آنها را به دست‌ها و صورت خود می‌مالند و سپس برای جلب رضایت و تقرب بیشتر به شیطان، دور آن می‌گردند.

در جهان غرب به ویژه بعد از دهه 1960 میلادی، تعداد زیادی گرو‌ه‌های مذهبی و غیر متداول با اعتقادات خاص و تحت تاثیر افکار انحرافی عوامل سو‌جو و منفعت‌طلب و خارج از چارچوب ادیان الهی و سنتی به وجود آمدند که هدف آنها دنیوی و سکولار کردن دین بوده است، به گفته محققان و کارشناسان دینی، بیش از 2500 مکتب خرافی نوظهور طی 25 سال گذشته در آمریکا و اروپا به وجود آمده است. پایگاه و مرکز این گروه‌ها عمدتا در آمریکا و انگلیس بوده و در کشورهای دیگر نیز به شکل‌های زیر زمینی فعالیت دارند. از میان گروه‌های گمراه خرافی، «شیطان‌پرستی» یکی از تاریک‌ترین و سیاه‌ترین آنها به شمار می‌رود. عقاید منحط شیطان‌پرستان بر این اساس استوار است که خداوند به شیطان ظلم کرده و بدون اینکه به او اجازه دفاع از خود بدهد، او را از بهشت بیرون رانده است. آنان پرستش شیطان را شایسته‌تر از پرستش خدا می‌دانند. شیطان‌پرستی آیینی است که همه چیز را در نظر پیروان خود منفی ارائه می‌دهد و افراد را به سوی نفرت از جریان طبیعی زندگی و ایستادگی در مقابل آن سوق می‌دهد.
تاریخچه شیطان‌پرستی
مورخان معتقدند، بذر شیطان پرستی در قرون 15 و 16 میلادی در انگلستان پاشیده شد و در همان سرزمین رشد و نمو کرد. بعد از جنگ جهانی دوم تا سال 1987 بیش از 400 گروه بیگانه مذهبی به وجود آمد که تعداد آنها در ایالات متحده آمریکا بیش از انگلستان است. رهبران این گروه‌های غیر متداول مذهبی این گفته را ترویج می‌دهند که هیچ کتاب مقدسی در جهان، ابدی نیست و انسان این شایستگی را دارد که خود خالق خود باشد. در حقیقت آنها برای بهره‌مندی از قدرت تاریکی و قدرت شیطان که نهایتا به پرستش شیطان می‌انجامد، «شیطان‌پرستی نوین» را بنیانگذاری کردند. آنها معتقدند، شیطان در ذات و بطن هر انسانی وجود دارد و شیطان‌پرستان نوین با به جا آوردن آداب خاصی فقط شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی خود را دعوت به آشکار شدن می‌کنند. می‌توان گفت، شیطان‌‌پرستی جدید شباهت‌هایی به «مکتب اومانیسم» دارد که انسان را برترین موجود می‌پندارد و او را تنها در برابر خود مسئول می‌داند. مسیحیت و تعالیم آسمانی حضرت مسیح(ع) که تا وقوع رنسانس نیز توسط حکومت‌های غربی دستخوش تغییرات اساسی شد و آنچه را که مردم غرب به عنوان دین تجربه کرده‌اند مسیحیت تحریف شده و تهی از معنویت است که پاسخگوی نیازهای معنوی انسان‌ها نیست.
در نتیجه مردم غرب به دنبال گم شده‌ای بوده و هستند که در آن به آرامش و خواسته‌های فطری خود دست یابند، به همین علت توجه مردم غرب به اسلام که تنها دین کامل و پاسخگوی تمامی نیازهای مادی و معنوی بشر است جلب شده است و این همان چیزی است که قدرتمندان و حاکمان غرب را نگران ساخته است، ابوالقاسم حبیبی، محقق و پژوهشگر در این باره به «وطن امروز» می‌گوید: «بعد از جنگ دوم جهانی بویژه در 50 سال اخیر، در حکومت‌های اروپایی و آمریکا جریان فکری جدیدی با هدف آشنایی با معنویت و شناخت دین شکل گرفت. قدرت های سکولار که از دیر باز به اشکال مختلف با دین مبارزه می‌کردند، دریافتند شیوه‌ها و روش‌های گذشته ناکارآمد شده و برای مبارزه با دین به روش‌های نوینی نیاز دارند. توجه و گرایش روزافزون مردم غرب به معنویت از یک‌سو و نگرانی حکومت‌های غربی از سوی دیگر باعث شده است جریان آشنایی با دین و معنویت در چند دهه اخیر شکل جدی‌تری به خود گرفته و در دستور کار مراکز پژوهشی ـ تحقیقاتی غرب قرار گیرد».
وی معتقد است، ایجاد گروه‌های مذهبی غیر سنتی و بومی و فرقه‌های جادوگری، خرافه‌پرستی و شیطان‌‌پرستی با هدف انحرافات دین و فکری و ترویج خرافات و دنیوی کردن دین و مردم، نسخه‌ای است که از سوی مراکز پژوهشی ـ تحقیقاتی غرب به منظور مقابله با «اسلام‌گرایی» مردم غرب در اختیار حاکمان غربی قرار داده شده است. براساس همین تجویز، از دهه 1960 میلادی به بعد تعداد زیادی گروه مذهبی غیر سنتی جدید، در غرب تأسیس و ظهور یافت. این گروه‌ها اگر چه با نام دین، مذهب، معنویت و رستگاری تشکیل شده بودند اما در باطن به مبارزه با دین می‌پرداختند.
دست‌های پنهان و آشکار صهیونیسم و آمریکا
دولت‌های استعمارگر و قدرت‌های استکباری سابقه ننگین و سیاهی در ایجاد و پرورش مذاهب ساختگی و دامن زدن به اختلافات مذهبی و فرقه‌ای در کشورهای اسلامی دارند. اولین بار شیطان‌‌پرستی توسط سه جوان مصری از طبقه ثروتمند این کشور که به آمریکا سفر کرده بودند به قاهره آورده شد. این سه نفر در شروع کار با استفاده از دختران جوان به تبلیغات شیطان‌‌پرستی و جذب افراد و در ادامه به منظور هماهنگی بیشتر و ایجاد وحدت رویه در جهت پیوند بیشتر اعضا با گروه‌های شیطان‌‌پرست در آمریکا و رژیم صهیونیستی، اردوهای مشترکی برپا می‌کردند. همچنین کسانی را که پس از عضویت گروه استعفا می‌دادند، تهدید به قتل می‌کردند.
حبیبی با اشاره به اسناد و مدارک و بررسی عملکرد صهیونیست‌ها می‌گوید:« صهیونیسم بین‌الملل به کمتر از تصاحب کامل جهان قانع نیست و برای رسیدن به این هدف از هیچ عملی رویگردان نیست که ترویج خرافات دینی یکی از این راه‌هاست. عمدتا ترویج این خرافات از طریق فیلم‌های سینمایی هالیوودی است که با سرمایه و مدیریت صهیونیست‌ها در آمریکا تولید و به بازار جهانی عرضه می‌شود». به گفته این پژوهشگر، مبنای وجودی دنیای سحر و جادو صرفا جهت دسترسی به قدرت و دانش پنهان است و این همان آیینی است که برای تضعیف دین در «غرب مسیحیت به عنوان نماد دین» پا به عرصه وجود گذاشته است. با تولید و پخش گسترده این گونه فیلم‌ها گرایش به آیین‌های خرافی و شیطان‌‌پرستی و علاقه به جادو و جادوگری به طور روز افزون در حال گسترش است. طبق بررسی‌های انجام شده، در کشور ما نیز پس از پخش و انتخاب مجموعه «هری‌پاتر» و فیلم‌های مشابه، علاقه به جادو و جادوگری در میان جوانان رواج پیدا کرده است.
فراماسون‌ها، احیا‌گر جادوگری و شیطان‌‌پرستی
در اوایل قرن نوزدهم، برای چندمین بار گروه‌های شیطان‌‌پرستی توسط فراماسون‌ها در اروپا و در شهر لندن به عنوان مرکز شیطان‌‌پرستان راه‌اندازی و فعل شدند که تشکیل باشگاه «آتش جهنم» از جمله فعالیت‌های این دوره محسوب می‌شود که استفاده از مواد‌مخدر و انجام مراسم مبتذل، جزو فعالیت‌های این گروه بوده است. سرمایه‌داران یهود از دهه 1960 میلادی، حمایت از گروه‌های شیطان‌‌پرستی و تشکیل گروه‌ها جدید را به طور جدی در دستور کار خود قرار داده و موفق شدند با هزینه‌های گزاف گروه‌های فراوان اگر چه کم جمعیت را با هدف ترویج جادوگری و شیطان‌‌پرستی و ترویج خرافات دین بویژه در غرب به وجود آوردند که معروف‌ترین آنها تشکیل «کلیسای شیطان» در شهرستان فرانسیسکو بود که اغلب اعضای آن را جوانان زیر 20 سال تشکیل می‌دادند. سوء استفاده‌های جنسی، استفاده از مواد‌مخدر و شنیدن موسیقی «هوی متال» از عمده فعالیت‌های این گروه بوده است. گروه‌های شیطان‌‌پرست، علاوه بر فعالیت ‌های خود در انگلستان و ایالات متحده، با حمایت سرمایه‌داران در کشور ایتالیا نیز نفوذ زیادی پیدا کرده‌اند. این گروه‌ها دارای علائم و نشانه‌هایی هستند که سال‌هاست از طرق همین‌ها خود را به جهانیان معرفی کرده و اعضا ی خود را به وسیله همین‌ها گرد‌هم می‌آوردند. آنها همواره نمادسازی کرده و هر روز با نمادی جدید جوانانی را فریفته و به عضویت می‌گیرند. در نتیجه ساده‌اندیشی است اگر فکر کنیم این علائم و نشانه‌ها زودگذر، بی‌تأثیر یا کم ‌تأثیرند. حبیبی در این باره می‌گوید: «همواره در طول تاریخ در ادیان مختلف اعداد و علائم و نشانه‌ها بیانگر هویت فکری و اعتقادی و دارای اهمیت خاصی بوده‌اند و همین علائم که حاکی از یکسری شعائر هستند توانسته‌اند جنبش‌های بزرگ بشری را هدایت کرده و قدرت و حکومت‌هایی را به وجود آورند. امروز دشمنان دین با استفاده و ترویج همین علائم و نشانه‌ها به عنوان نمادهای جادوگری و شیطان‌‌پرستی ، اهداف خود را دنبال می‌کنند».
آثار شوم حذف دین از زندگی بشر
به گفته سرهنگ دکتر بهرام بیات، مدیر کل مطالعات اجتماعی ناجا، شیطان مظهر شر، فساد در اندیشه، عمل و از بین رفتن عبودیت و بندگی در نوع بشر است. براساس آموزه‌های دینی در ادیان الهی، یکی از کارکردهای شیطان معیار قرار گرفتن یعنی درستی یا غلط بودن اعمال و رفتار انسان است و اگر شخص، گروه و جامعه‌ای بخواهد درستی حرکت خود را محک بزند و رابطه خود را با خدا بسنجد، همسویی با تعارض با خواسته‌های شیطان می‌تواند به عنوان یک محک و معیار، مورد استفاده قرار گیرد.
مدیر کل مطالعات اجتماعی ناجا در این باره به «وطن امروز» می‌گوید: «شیطان نماد ایستادگی در برابر فرمان خداوند است. بنابراین شیطان‌پرستان از حرکت شیطان الگو گرفته و معتقدند، همچنان که شیطان در مقابل خداوند ایستاد و دستور سجده آتش بر گل را نپذیرفت، ما هم باید به تأسی از شیطان در مقابل وضع موجود جهان یعنی نظام سرمایه‌داری با تمام قواعدش ایستادگی کنیم. با همین استدلال این افراد به نظام حکومتی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه به عنوان وضع موجود اعتراض دارند، حتی والدین خود را نیز در به وجود آوردن ساختارهای وضع موجود مقصر قلمداد می‌کنند، زیرا آنان معتقدند، پدر و مادر، بزرگ‌ترین جنایت را در حقشان کرده و آنها را ناخواسته به این دنیا آورده‌اند».
بعد از جنگ دوم جهانی فضایی غیر دینی در غرب ایجاد شد که در دهه‌های 50 و 60 به اوج خود رسید. در این دوره هیچ قاعده مذهبی و هیچ ادعای ایدئولوژیک، چه مارکسیسم، چه اومانیسم و دیگر ایسم‌ها، ‌توانایی تبیین وضع موجود را نداشتند. بنابراین بشر و برخی از گروه‌ها به یکسری از مکاتب و ایده‌های نوظهوری که اتفاقا در این فضا حرف‌هایشان جذاب و معنی‌دار است، گرایش پیدا می‌کنند. برداشت شیطان‌پرستان از وضع موجود اینگونه است که در آن حاکمان ایدئولوژی، تفکرات، منافع شخصی، خانوادگی و علایق شخصی خود را به دیگران تحمیل و دیکته می‌کنند. در جامعه غرب فردی با شخصیت است که کت و شلوار، پیراهن و کروات ست بپوشد، صورت تراشیده، موی سر کوتاه و مرتب و ماشین آخرین مدل زیر پایش باشد. این نماد وضع موجود غرب است اما از آنجا که شیطان‌پرستان می‌خواهند با وضع موجود مبارزه کنند عکس آن را اجرا می‌کنند و با ظاهری متفاوت و پوشش و آرایشی چندش‌آور در جامعه ظاهر می‌شوند.
مدیر کل مطالعات اجتماعی ناجا در ادامه می‌افزاید: «عده‌ای از انسان‌ها دیگر نمی‌خواهند قید و بندهای نظام کاپیتالیسم و لیبرالیسم را تحمل کنند، در واقع می‌خواهند با گرایش به گروه‌های شیطان‌پرستی در برابر این نوع تفکرات ایستادگی و مقابله کنند، نیچه می‌گوید: وقتی براساس شکل‌گیری مکتب اومانیسم، خدا را از میان برداریم، همه چیز مباح می‌شود یعنی دیگر هیچ قاعده اخلاقی و دینی در جامعه محترم شمرده نمی‌شود و به گفته پست مدرنیست‌ها دیگر هیچ کلیت و فرا روایتی نباید بر زندگی بشر حاکم باشد». دو جامعه شناس آمریکایی که در حوزه شیطان‌پرستی تحقیق کرده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی در قرن بیستم، دین از حوزه زندگی اجتماعی جدا و محدود به روزهای یکشنبه شده و در گوشه کلیسا محصور شد، اصلی‌ترین دلیل به وجود آمدن و زمینه رشد و ظهور مکاتب ساخت بشر از جمله شیطان‌پرستی مهیا شد که مهم‌ترین دلیل و هدف، بی‌خاصیت کردن دین الهی بود.