جهانی شدن واژهای است که این روزها بر سر همه زبانهاست و از تاجران گرفته تا سیاستمداران همگی درباره آن صحبت میکنند. با این وجود تنها کشورهای اندکی هستند که در دنیا تاثیرات مهیج جهانی شدن را تجربه کردهاند. به عنوان مثال در بنگلور و دره سیلیکون پیشرفتهایی بیسابقه «IT» آینده شرکتهای هندوستان را به گونهای دیگر رقم زده است. این تحول عظیم به نفع بسیاری از شهروندان بنگلور بوده است به عنوان مثال سانتوش، راهنمای تور بنگلور، میگوید: چرخه زندگیاش بسیار خوب میگردد و به خاطر پیشرفتهای IT در کشورش وب سایت مخصوصی را در جهت تبلیغ برای آژانس مسافرتی ترتیب داده تا از کارگران شاغل در طول هفته که برای تعطیلات به فکر استراحت و دور شدن از استرس هستند به عنوان مشتریهای بالقوه استفاده کند. جهانی شدن از طرفی به خاطر ضعفهای دنیای مدرن امروز مورد سرزنش و از طرفی هم به خاطر به وجود آوردن موفقیتهای بیسابقه در برخی کشورهای دنیا، مورد تحسین قرار گرفته است. اما به راستی جهانی شدن یعنی چه و چه نیروهایی آن را شکل میدهند؟
جهانی شدن خوب است یا بد؟
افزایش جهانی شدن تاثیرات عمیقی بر کشورهای فقیر یا ثروتمند میگذارد و درست مثل نواحی چون دیترویت یا بنگلور ناگهان آنها را از موفقیت دچار ورشکستگی میکند یا به عکس آنها را از ورشکستگی و بدبختی به ثروت بیکرانی میرساند. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند جهانی شدن شاید پاسخ کلیدی به اقتصاد دنیا باشد و به عنوان مثال عواملی چون دستمزد کم کارگران و سود بسیار بالا در اقتصاد دنیای غرب، سرازیر شدن مهاجران از کشورهای فقیر به ثروتمند و تورم کمتر به رغم رشد بسیار زیاد، یاد میکنند. به هر حال جهانی شدن طی 50 سال گذشته نقش کلیدی در کشورهای دنیا بازی کرده است و اکنون این تحول از آمریکا به اروپا و بسیاری از کشورهای فقیر سابق آسیا چون چین و هندوستان هم گسترش یافته است.
تعریف جهانی شدن
از لحاظ اقتصادی، جهانی شدن به انسجام اقتصاد در حال رشد دنیا به شکل داد و ستد و یا سرمایهگذاری و افزایش پول در مرزهای بینالمللی باز میگردد، هر چند برخی معتقدند این موضوع شاید مفاهیم مذهبی و سیاسی هم داشته باشد. جهانی شدن موضوع جدیدی نیست بلکه محصول انقلاب صنعتی است. بریتانیا در قرن نوزدهم به خاطر داشتن تکنولوژیهای برتر و بهبود سیستم حمل و نقل جهانی و استفاده از راهآهن و کشتی بخار، نخستین اقتصاد برتر دنیا شد. اما وسعت و میزان جهانی شدن پس از جنگ جهانی دوم به سرعت افزایش یافت و بخصوص طی 25 سال گذشته، رشد سریع IT و اینترنت شیوه نظم و ترتیب تولیدات کارخانهها را به کلی متحول ساخت و به کارخانههای تولیدکننده دنیا این امکان را داد که محصولات خود را جهانی کنند.
چین و هندوستان با باز کردن اقتصاد کشورشان به دنیا در اندک زمانی نیروی کارشان را دو برابر کردند.
نقش داد و ستد
تجارت موتور جهانی شدن است و از سال 1955 یعنی 50 سال اخیر سرعت تجارت دنیا یعنی همان کالاهای تولید شده بیش از 100 برابر شده است. این سرعت بسیار بالاتر از سرعت رشد اقتصاد دنیا است. از سال 1960 زمانی که دولتها تصمیم گرفتند برای صادرات کالاهای تولید شده بخصوص به کشورهای ثروتمند دنیا تعرفههای کمتری تعیین کنند، هم سرعت تجارت بالا رفته و هم میزان آن افزایش یافته است. در این میان کشورهایی که هدف خود را صادرات به کشورهای ثروتمندی چون چین و کره و ژاپن قرار داده بودند با تغییرات ناامید کنندهای در سطح استاندارد زندگی خود روبهرو شدند. در سالهای جنگ تولیدات هر چه بیشتری توسط شرکتهای چند ملیتی که فراتر از مرزها فعالیت میکردند، در جهان پخش شدند شرکتهای چند ملیتی به طرز چشمگیری جهانی شده و طرحهای تولیدی خود را تا آن سوی آبها گستردهاند تا از دستمزد کمتر به کارگرانشان بهره ببرند و با بازارهای آنها نیز نزدیکتر باشند. اکنون که یک سوم از خرید و فروشها در بین شرکتها اتفاق میافتد جهانی شدن بسیار سختتر از همیشه است. برای مثال اتومبیل تویوتا برای مونتاژ نهایی از ژاپن به آمریکا فرستاد میشود. اخیرا برخی از شرکتهای چند ملیتی مثل اپل تبدیل به «کارخانههای صوری» شدهاند و عموما بیشتر محصولات خود را به شرکتهای دیگر و بیشتر به آسیا میفروشند.
جهانی شدن بخش خدماترسانی
تنها صنعت تولیدی کشورهای غربی نیست که به خاطر جهانی شدن دچار خطر شده است.
تمام بخشهای خدماتی از آشپزی گرفته تا بخش آموزشی، حسابداری و توسعه نرمافزار به طور چشمگیری تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفتهاند. همانطور که شرکتها با تغییر بسیاری از عملکردهای خود سعی دارند پول خود را ذخیره کنند بسیاری از شغلهایی که هر یک به گونهای به خدمات دهی مربوط میشوند به علت استفاده از منابع و امکانات خارج از مرزها در معرض خطر قرار گرفتهاند، چرا که بسیاری از کمپانیهایی که زمانی در داخل مرزها فعالیت میکردند اکنون بسیاری از عملکردهای خود را به کشورهای دیگر منتقل کردهاند. آنچه را چین از تولید داخلی و ایجاد کارخانههای مختلف به دست آورده، هندوستان از طریق حمایت و سرمایهگذاری کشورهای دیگر برای توسعه تجارت IT در داخل این کشور کسب کرده است. هندوستان خبرهترین کارشناسان (IT) را دارد و میزان فعالیتهای برون مرزی آن هر سه سال دو برابر میشود. هر شرکت بزرگ بینالمللی IT این در صنایع هندوستان هم حضوری پررنگ دارد و طرحهای بیشتری برای سرمایهگذاریهای گسترده در هندوستان را در سر میپروراند.
ببرهای بنگلوری
چندین شرکت جدید فعال در هندوستان مثل WIPRO , Infosys, TCS اکنون برای به دست آوردن رهبری جهانی در این منطقه با یکدیگر در حال رقابت هستند. افزایش سرویسهای فناوری اطلاعات به تغییر اقتصاد هندوستان بسیار کمک کرده است و اقتصاد آن کشور مثل چین هر سال روند رشد 9 درصدی را طی میکند. ثروتهای تازه کسب شده فراوانی که فناوری IT دست کارگران جوان رسیده نگرش آنها را نسبت به ثروت و مصرف در هندوستان تغییر داده است و جوانهای تحصیل کرده برای نخستین بار قادر هستند سوار اتومبیلهای لوکس شوند و یا خودشان صاحب خانه شوند.
نگرانی غرب
سرعت سرگیجهآور تغییرات ناشی از جهانی در دنیای جدید بسیار بیسابقه است و میتواند ترسناک هم باشد. رای به دولتی در انتخابات نوامبر سال 2006 نشاندهنده افزایش اضطراب برای خروج شغلهای یقه سفیدها در انگلستان است. در مقایسه با ژانویه که 29 درصد موافق این طرح بودند تنها 13 درصد از این طرح ابراز خرسندی کردند و این در حالی است که 82 درصد از مردم معتقدند به حد کافی موقعیتهای شغلی به خارج فرستاده شده است. اکنون 32 درصد هم به شرکتها فشار میآورند که شغلهای از دست رفته را به انگلستان باز گردانند. در عین حال با پیروزی دموکراتها در انتخابات کنگره در ماه نوامبر آمریکا نگرانی درباره تاثیرات جهانی شدن بر شغلها و دستمزدها هم بسیار شده است. سرعت و میزان تغییرات اقتصادی به دست گرفتن سرنوشت اقتصادی کشور را برای دولتها بسیار دشوار ساخته است.
بحران مشروعیت
موسسات بینالمللی که قصد ارتباط با جهانی شدن را دارند همگی دچار مشکلاتی شدهاند. برای مثال سازمان تجارت جهانی (WTO) به خاطر در نظر نگرفتن استاندارهای کار و تاثیرات زیست محیطی تجارت دچار بحران شده است. بنابراین برای کاهش موانع تجارت جهانی مردد است و این در حالی است که موسسه پولی بینالمللی (IMP) و بانک جهانی که سال 1944 به عنوان بخشی از سیستم سازمان ملل برای اجرای سیستم بینالمللی پولی و به عهده گرفتن و همکاری با کشورهای فقیر مامور شده بود، به خاطر داشتن یک نقش بزرگتر در بازارهای جهانی چون هندوستان و چین مورد انتقاد قرار گرفته است. موسسه پولی بینالمللی دریافت که تحت تاثیر قراردادن بازارهای بزرگ دنیا کر جریانهای عظیم مالی، منبعشان را تحت شعاع قرار میدهد یا تصحیح عدم توازن عظیم جهانی که از تجارت ناشی میشود، به صورت فزآیندهای مشکل میشود.
چه کسی باید جهان را اداره کند؟
هنوز قوانین بینالمللی کمتری به نسبت جنبههای مختلف جهانیسازی شدن وجود دارد. تلاشهای سازمان OECD برای تعیین قوانین سرمایهگذاری خارجی در دهه 80 توسط کمپانیهای چند ملیتی از بین رفت در حالی که قوانین بانکداری جهانی، بازاریابی اوراق بهادار و حسابداری به صورت فزآینده توسط سازمانهای به ظاهر غیر دولتی مورد بحث و مذاکره قرار گرفته و در حالی که حقوق کارگران برای سازماندهی به اتحادیهها در قطعنامه سازمان کار بینالمللی (ILO) محترم تلقی شده، فقدان قدرتهای اجرایی آن کاملا محسوس است. سوال کلیدی این است که آیا رشد جهانی اقتصاد دنیا منجر به افزایش موازی در آییننامههای جهانی میشود و یا اینکه موضوع برای رشد و برابری اقتصاد جهانی خوب است یا بد؟