* وضعیت فراکسیون اقلیت در مجلس هفتم چگونه است؟
** فراکسیون اقلیت در مجلس هفتم، تقریبا کمترین تعداد را در مقایسه با دورههای گذشته مجلس داراست. ضمن اینکه غالب اعضای فراکسیون خط امام(ره) مجلس هفتم لیدر هیچ یک از احزاب دوم خرداد و اصلاحطلب نیستند.
* این به معنای آن است که ارتباطی هم با آنها ندارید؟
** نه اینکه ارتباطی نداریم بلکه منظورم این است که لیدرهای این احزاب در مجلس نیستند. در نتیجه هرگونه هماهنگی بین اعضای فراکسیون در داخل مجلس صورت میگیرد و هیچگونه خطی از بیرون گرفته نمیشود.
* این هماهنگی چگونه صورت میگیرد؟
** فراکسیون خط امام(ره) در حال حاضر به طور متوسط هر هفته یک جلسه دارد.
در ابتدای مجلس نیز شورای مرکزی این فراکسیون انتخاب شد تا یکسری کارها را پیگیری کند.
* ولی در بیرون مجلس تصور بر این است که جلسات خاصی میان اعضای اقلیت مجلس برگزار نمیشود یا اینکه نتایج خاصی نمود بیرونی نمییابد!
** این وضعیت دلیل دارد. باید به این موضوع توجه کرد که حال و هوای سیاسی کشور به چه صورت است؟ بعد از انتخابات سوم تیر تقریبا یک هماهنگی مطلق در کشور ایجاد شده است.
فضا در 2 سال گذشته به این شکل بود که حمایت بیچون و چرا از دولت صورت میگیرد.
* خب، اینکه وظیفه فراکسیون اقلیت را سنگینتر میکند.
** اتفاقا من هم میخواهم همین را بگویم، به نظر من در 2 سال گذشته تنها گروهی که همواره و به شکل مستمر مسائل خودش را مطرح کرد، فراکسیون اقلیت بود. به طور نمونه در اسفند 85 کسانی که بودجه را چه در صحن مجلس و چه در رسانهها نقد کردند، اعضای فراکسیون اقلیت بودند. منتها گاه از اقدامات فراکسیون خبری نمیشود و رسانهها به آن نمیپردازند. مثلا در مورد استیضاح وزیر جهاد کشاورزی در حالی که اعضای فراکسیون اقلیت در آن نقش جدی داشتند ولی هیچگاه به صورت خبر قابل توجهی در صدا و سیما پخش نشد. لذا از اینجا به بعد دیگر تقصیرها را نمیتوان گردن فراکسیون انداخت.
در استیضاح وزیر جهاد کشاورزی، با توجه به اینکه به نام فراکسیون اقلیت تمام شد، 99 رای آورد ولی استیضاح فرشیدی که علاوه بر اقلیت، اصولگرایان و وفاق و کارآمدی در آن حضور داشتند 82 رای آورد.
* با این تفاسیر جلسات فراکسیون اقلیت با چند عضو برگزار میشود؟
** نمیتوان آمار دقیقی داد چرا که افراد موظف نیستند که در جلسات حاضر باشند. ولی به طور واقعی 20 نفر پای کار هستند.
البته این موضوع در مورد اصولگرایان نیز صدق میکند. شاید بتوان بیش از 200 اصولگرا نام برد ولی در آنجا نیز 60 الی 70 نفر به صورت جدی فعالیت میکنند.
* سوال از رئیسجمهور در فراکسیون اقلیت مطرح شد؟
** خیر. در فراکسیون مطرح نشد ولی برخی اعضا از آن حمایت کردند ولی نمیتوان آن را موضع فراکسیون اقلیت دانست.
* سه سال از عمر مجلس هفتم گذشت، در یک جمعبندی عملکرد این مجلس را چگونه ارزیابی میکنید؟
** عملکرد مجلس هفتم را باید در دو مقطع بررسی کرد. یک مقطع زمان دولت اصلاحات و یک مقطع نیز در زمان دولت احمدینژاد در دوره اصلاحات، مجلس هفتم خیلی محکم جلو آمد، احمد خرم استیضاح شد، بعد از آن نوبت به مرتضی حاجی رسید که البته استیضاحها با پیام مقام معظم رهبری متوقف شد. در این دوره اصولگرایان مجلس در نقد دولت بسیار جدی بودند.
بخش دوم به دولت نهم و مجلس هفتم برمیگردد. قبل از این که به بررسی فعالیت بخش دوم عمر مجلس هفتم بپردازم، یک نکته را یادآوری میکنم. اگر به انتخابات ریاست جمهوری نهم نگاه کنیم میبینیم که بخش عمدهای از نمایندگان مجلس هفتم سمت هاشمیرفسنجانی و به ترتیب بقیه کاندیداها بودند.
لذا غالب اصولگرایان مجلس هفتم نمیتوانند مدعی شوند که دنبال ریاست جمهوری احمدینژاد بودهاند. در آن فضاست که وقتی احمدینژاد، کابینه خودش را معرفی میکند، برای اولین بار در تاریخ مجالس، 4 وزیرش رای اعتماد نمیگیرد.
شروع دولت نهم با مجلس هفتم را مثبت میدانم ولی بعد از آن مجلس دنبالهرو دولت شد و ابتکار عمل هم در مسائل برونمرزی و مسائل اقتصادی در دست دولت افتاده است.
* چرا این اتفاق افتاد؟
** به جهت این که برای اولین بار، همه خودشان را موظف به حمایت از دولت میدانند و کمتر خود را موظف به نقد میدانند. ضمن این که فضا طوری ایجاد شده که حمایت از دولت به یک تکلیف تبدیل شده است. البته همه معتقدند چون دولت متعلق به همه است باید حمایت شود ولی این حمایت به معنای عدم نقد نباید باشد.
دولتهای گذشته همواره، مورد نقد بودهاند ولی تصور میشود که نباید از دولت نهم نقد کرد.
* گاه اینطور تلقی میشود که برخی نمایندگان سخنگوی دولت هستند؟
** بله، شما ببینید، مجلس مثلا قانونی تصویب میکند که قیمت گازوئیل 45 تومان شود، سپس تبدیل به 16 تومان میشود. از این مصادیق ضد و نقیض در مجلس زیاد است. یا این که نظرسنجی ممانعت از برداشتن از حساب ذخیره ارزی است، ولی برای اولین بار در طول انقلاب، در سال گذشته، دولت 4 بار لایحه متمم بودجه به مجلس آورد که بیسابقه است.
با این که مجلس مصوب میکند در برنامه 5 ساله چهارم توسعه، دولت میتواند سالی 15 میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی برداشت کند ولی میبینیم 3 برابر آن برداشت میکند. این یعنی 300 درصد انحراف از برنامه 5 ساله چهارم توسعه.
قانونی وقتی به تصویب میرسد، میبایست اجرا شود. یا در مورد مثلا مساله بنزین، آیا این حق ملت بود که چندین ماه سرگردان باشند مردم شبهای متوالی با استرس خوابیدند و نمیدانستند که بر سر بنزین چه میآید؟
* چرا مجلس در برابر عدم رعایت قانون کاری نمیکند؟
** چون ابتکار عمل دست دولت افتاده، در نتیجه مجلس از این باب، از جایگاه اصلیاش دور افتاده است. وقتی رئیس مجلس به دولت تذکر میدهد، نمایندگان هم تذکر میدهند. اما دولت انجام نمیدهد، معنایش چیست؟ این نشاندهنده این است که دولت از چنان قدرتی برخوردار است که مصوبات مجلس چندان برایش مهم نیست. ضمن اینکه مجلس نیز نمیتواند از مصوباتش دفاع کند. در واقع اکثریت مجلس نمیتواند از مصوبات دفاع کند. این در حالی است که امام خمینی(ره) میفرمایند: مجلس در راس امور است، ولی حداقل در چند ماه گذشته مجلس در راس امور بودنش را از دست داده است.
لذا در یک جمعبندی کلی میتوان گفت: مجلس در ابتدای دولت نهم خوب عمل کرد ولی ادامه پیدا نکرد.
البته طرح تثبیت قیمتها یکی از نقاط ضعف مجلس هفتم است. اگر در سال 83 بنزین همان روال طبیعی خودش را طی میکرد، امروز با این شوک مواجه بودیم؟ امروز مردم میگویند قیمت نفت وقتی 10 دلار بود و امروز که 70 دلار شده، وضعیت زندگیمان تغییر محسوسی نکرده است.
باید از دولت پرسید چرا تغییر نکرده است. مگر دولت نهم نمیگفت نفت را میخواهم سر سفرههای مردم ببرم؟
2 سال گذشته عصر طلایی نفت را سپری میکنیم. دولت هاشمی در طول 8 سال، 143 میلیارد دلار درآمد نفت داشته است. دولت خاتمی هم 194 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است. در حالی که دولت نهم در طول 2 سال، معادل 6 سال دولت اصلاحات درآمد داشته است. همه ارکان نیز در اختیار و حامیاش بود و لذا باید پاسخگوی مطالباتی که ایجاد کرده، باشد.
* اصولگرایان مجلس به دلیل اکثریت بودن نسبت به عدم اجرای مصوبات انتقادی نمیکنند؟
** حتما مطلع هستید که اصولگرایان نیز به چند شاخه تبدیل شدهاند.
اصلیترین علت انشعاب هم همین انتقاداتی است که در مجل سوجود دارد. نگاه کنید، مثلا خوشچهره جزو اولین کسانی بود که منتقد شد و دیگران نیز آمدند. در حال حاضر یک جو انتقادی وجود دارد. ول یتصور میشود آن وحدت و همدلی اوایل مجلس هفتم در میان اصولگرایان وجود ندارد. به خاطر اینکه در مواقع مختلف از آن انسجامشان درست استفاده نکردند.
وقتی دولت به صورت کامل استقرار پیدا کرد، اصولگرایان خودشان را به حمایت مکلف کردند. مثلا در استیضاح وزیر آموزش و پرورش، اگرچه حتی در دورترین نقاط کشور، منتقد عملکرد وزیر هستند، ولی براساس یک دستور که صلاح نیست و تکلیف است، استیضاح رای نیاورد.
اما مبنای مجلس، تکلیف نیست. دو گروه در ایران هنگام تحویل مسئولیت قسم میخورند. رئیسجمهور و نمایندگان هستند که برای انجام وظایفشان قسم یاد میکنند.
* یک تحلیلی وجود دارد. همانطور که شما نیز اشاره کردید، در ابتدای دولت نهم، مجلس هفتم خیلی جدی با دولت برخورد میکرد. آیا فکر میکنید اصولگرایان بعدها به این نتیجه رسیدند که آینده حیات سیاسیشان به عملکرد دولت اصولگرا نیز برمیگردد و لذا دست از انتقاد برداشتند؟
** بخشی از اصولگرایان به همین تحلیل رسیدهاند. ولی به حرفهای باهنر هم باید توجه کرد که گفت: دو سوم این نمایندگان رای نمیآورند.
چرا باهنر این مساله را گفت؟ کسانی که در حال حاضر در مجلس هستند با عملکرد احمدینژاد که به مجلس نیامدهانده، پس در صورتی که به این فکر کنند که اگر دولت نقد نشود، آنها رای خواهند آورد، تحلیل اشتباهی است.
چرا که غالب نمایندگان در صورت رای میآورند که عملکرد مثبتی از خو به جا گذاشته باشند. لذا این دلیل محکمی نیست که مجلس از انتقاد دولت بپرهیزد. البته به هر حال عملکرد لیدرهای اصولگرا سبب شده تا بدنه اصولگرایان، برخورد منفعلانهای در قبال دولت داشته باشد.
* همواره نگاه مردم به مجلس به عنوان صدایی برای بیان خواستههایشان بوده است. فکر نمیکنید همراهی بیش از اندازه مجلس با دولت، در حضور مردم در انتخابات مجلس هشتم اثرگذار باشد؟
** آرای مردم معنادار است. مردم با های و هوی پای صندوق نمیآیند و همواره، تصمیمشان را از قبل میگیرند. انتخابات مجلس هشتم از جهات مختلف یک انتخابات بینظیر خواهد بود.
مردم به این هماهنگی کامل، عملکرد مجلس هفتم و به بالا رفتم درآمدهای نفتی و نتایج آن، در انتخابات پاسخ خواهند داد.
باید مشخص شود، آیا به دنبال بالا بردن افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی هستیم؟ آیا مردم از صدقه گرفتم راضی هستند؟ یا اینکه مردم انتظار دارند فضای کسب و کار کشور آنچنان رونق بگیرد که جوانان بیکاری سر کارهای مولد بروند؟ متاسفانه در 2 سال گذشته متناسب با انتظار فضا برای کسب و کار مولد فراخم نشد است.
* نگرانی مردم نسبت به بنزین را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مردم نگرانند. این مساله نشاندهنده این است که طبقه بزرگی همچنان مشکل مالی دارند.
اگر مردم مشکل مالی نداشتند، نمیرفتند 200 یا 300 لیتر بنزین که همچون یک بمب است، به خانهشان ببرند. بالاخره ما باید در عملکرد خودمان یک تجدیدنظر بکنیم که چرا یک خانواده یک بمب را آگاهانه در منزلشان بگذارند و نباید فشار روانی بر مردم حاکم کرد.
* فکر میکنید برای اینکه مجلس کارآمدتری داشته باشیم، چه باید کرد؟
** عملکرد انتخاباتی مردم به یک چیز برمیگردد و آن نحوه انتخاب مردم است. وقتی مردم کسانی را انتخاب میکنند که خروجیشان مطلوب نیست، طبیعی است واکنش نشان میدهد و گاه با نیامدن پای صندوقها حرف میزنند. فکر میکنم این همه انتخاباتی که در کشور برگزار شده، دیگر مردم باید به این جمعبندی رسیده باشند که با نیامدن مشکل حل نمیشود.
به نظر من در مدت باقیمانده از عمر مجلس تا انتخابات، مطمئنا معجزهای اتفاق نمیافتد و اما شروع هر تحولی همواره در ایران با یک انتخابات همراه بوده است.
* اجازه دهید وارد بحث دیگری بشویم. 2 سال از انتخاب احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور میگذرد، اوضاع چشمانداز 20 ساله کشور را با توجه به عملکرد دولت نهم چگونه میبینید؟
** اگر 2 سال اول چشمانداز که شروعش از سال 84 بوده و همچنین برنامه توسعه چهار ساله کشور را بررسی کنیم و همین شاخصها را ببینیم میتوان گفت، چشمانداز 20 ساله تحقق پیدا نخواهد کرد.
* چرا تحقق پیدا نمیکند؟
** به خاطر اینکه دولتها، خودشان را موظف به اجرای چشمانداز نمیبینند. چرا که اگر انجام ندهند، مورد بازخواست هم قرار نمیگیرند. یک مثال بزنم. در ماده 157 قانون برنامه پنج ساله چهارم، گفته شده است، دولت مکلف است حداکثر تا پایان آذر سال بعد، گزارش عملکرد سال قبل را بدهد، یعنی گزارش سال 84 را دولت باید حداکثر تا آذر سال 85 میداد، ولی نداده است. وقتی دولت به بدیهیترین اصول برنامه، عمل نمیکند از سایر بخشها چه انتظاری داریم؟
نکته دیگر آنکه در 2 سال برنامه، چند اتفاق قراربود رخ دهد، اول اینکه وقتی مجلس هفتم آمد،ماده 3 را اصلاح کرد. آنجا به صراحت ذکر شده که دولت موظف است ظرفیت پالایشگاه را به حدی برساند که ما سال 86 نیاز کشور را از داخل تامین کینم. خیلی راحت این کار نشد، حتی واردات بیشتر شد. همچنین دولت موظف است براساس برنامه رشد اقتصادی 8 درصدی داشته باشد. اما در سال 84 و 85 به طور متوسط 2/5 درصد رشد داشتیم.
امسال هم 3/5 درصد پیشبینی میشود. یعنی در سه سال اول برنامه در یک جمعبندی ساده، 9 درصد عقب هستیم.
یا مثلا در برنامه آمده، رشد نقدینگی در طول برنامه باید 20 درصد باشد.
اما در سال اول برنامه، 35 درصد، در سال دوم 40 درصد و امسال نیز پیشبینی اینگونه است که 40 درصد باشد. در واقع نقدینگی دو برابر شده است، لذا 100 درصد انحراف در نقدینگی وجود دارد.
بر این اساس، در رشد نرخ اقتصاد و استفاده از حساب ذخیره ارزش انحراف وجود دارد. بودجه جاری قرار شد از مالیات تامین شود، نه تنها تامین نمیشود بلکه انحراف پیدا میکنیم. با این تفاسیر و حتی در سال اول و دوم و سوم چنین انحرافهایی وجود دارد. طبیعی است در چشمانداز 20 ساله، این انحرافها به مراتب بیشتر خواهد شد.
* مگر برای چشمانداز 20 ساله، ضمانت اجرایی پیشبینی نشده است؟
** چشمانداز 20 ساله در قالب 4 برنامه 5 ساله توسعه باید اتفاق بیفتد.
وقتی در برنامه 5 ساله اول، این همه انحراف دیده میشود، طبیعی است در 5 ساله دوم انحراف ایجاد شود.
اول اینکه دولتها و مجالس هر دوره که سر کار میآیند، به راحتی قوانین را اصلاح میکنند. به طور نمونه هفته گذشته طرح دو فوریتی به مجلس آورده شد تا براساس آن ماده 10 قانون برنامه را اصلاح کنند و حتی رئیس کل بانک مرکزی را مجلس انتخاب کند.
لذا باید دولتها و مجالس مختلف وقتی بر سر کار میآیند خود را مکلف به اجرای برنامه بدانند چرا که عدم اجرای برنامه، انحراف در برنامه را بیشتر میکند و چشمانداز را به خطر میاندازد.
* ابزارهای مجلس برای نظارت بر اجرای چشمانداز 20 ساله چیست؟
** مجلس ابزارهای مهمی چون تذکر، سوال و استیضاح را در اختیار دارد.
ولی مجلس در مقاطع مختلف یا در برابر دولت قرار میگیرد و تحریف صورت میگیرد یا کاملا همراه با دولت میشود که در آن صورت نیز به گونهای دیگر انحراف پدید می آید. هر 2 حالت به ضرر برنامه و چشمانداز تمام میشود.
* به سراغ سفرهای استانی رئیسجمهور برویم. با توجه به اینکه شما نماینده یکی از شهرهای شمالی کشور هستید، ارزیابیتان از دور اول سفرهای احمدینژاد به استانها چیست؟ چون آمارهایی که اعلام میشود همه از تحقق 80 الی 90 درصدی مصوبات خبر میدهد؟
** البته این 90 درصد که قطعا نمیتواند صحت داشته باشد. در پروژههای زیرساختی، به طور متوسط زمان اجرا کمتر از 3 سال نیست. به طور نمونه راهآهن بافق ـ بندرعباس یا فرودگاه امام خمینی(ره)، یا بندر حوضچه دوم شهید رجایی یا پتروشیمی اهواز، پروژههایی هستند که پیشبینی مشاور بین 3 تا 5 سال زمان برای اجرا نیازمند است که در عمل در ایران و براساس گزارش سازمان مدیریت و برنامهریزی، سه برابر این مدت زمان طول میکشد. بر این اساس دولت چگونه در طول مدتی که از عمرش میگذرد توانسته 90 درصد کارها را به پیش ببرد. ای در حالی است که به برخی از استانها نیز به تازگی سفر کرده است. لذا پیشرفت 90 درصد پروژهها نمیتواند در مورد پروژههای زیرساختی و زیربنایی باشد و در خوشبینانهترین حالت، مربوط به پروژههای روبنایی و ظاهری است.
اما این سفرهای استانی دو رویکرد داشت. یکی مثبت و دیگری منفی.
از جهت مثبت، این فایده را داشت که بسیاری از پروژههای استانها که درگیر اختلافت دستگاههای اجرایی بودند حس شود، مثلا اختلاف بین محیط زیست و منابع طبیعی، یا منابع طبیعی با اداره راه و خلاصه از اینگونه اختلافات در پروژهها وجود داشت، با دستور رئیسجمهور حل میشد، از این منظر مفید بود.
اما از منظر دیگر، حدود 7 میلیون نامه در طول سفرهای استانی به رئیسجمهور داده شده است. این 7 میلیون نامه، نامههای فدایت شوم نبود، بلکه همگی حاکی از مشکلات مردم بود. بیکاری و مشکلات کالی موضوع عمده این نامه بوده است. مردم هم انتظار ندارند که جواب بشنوند که فعلا «صبر کنید». مردم از این نامهنگاریها، انتظار پاسخ مثبت دارند.
میدانیم که 3 میلیون و نهصدهزار بیکار حال حاضر کشور، محصول این 2 سال نیست و از گذشته بوده است و به امروز رسیده است، منتهی اتفاقی که طی 2 سال گذشته صورت گرفته، این بوده که سرمایهگذاری خارجی در کشور تقریبا به حداقل رسیده است. با سرمایهگذاریهای دولتی میز نباید منتظر اتفاقی در کشور باشیم.
توقع در مردم ایجاد شده و مردم منتظر پاسخاند. پاسخ مردم را نیز نمیتوان 3 سال بعد داد. لذا بالا بردن توقعات و مطالبات مردم بدون تحقق آنها، تبعات منفی به همراه دارد.
* ارزیابیتان از تصویب شش هزار مصوبه سفرهای استان چیست؟
** باید توجه کرد که این مصوبات شامل چه چیزهایی بوده است. قطعا این مصوبات که 6 هزار آزادراه یا پتروشیمی یا فرودگاه نبوده است. لذا کمیت مهم نیست بلکه کیفیت اجرایی و نوع پروژه مهم است.