تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۷۷۶۳۹
نویسنده: حسین کهفی اشاره: بعد از مقالات و مصاحبه های آقای سروش پیرامون بسط تجربه نبوی و عرضی دانستن بخش های زیادی از قرآن کریم، مدتی است که شاگرد ایشان آقای اکبر گنجی اقدام به نوشتن مقالاتی در جهت تحکیم افکار ایشان در سایت های خبری نموده است. سخنان وی دارای موارد متفاوتی است که از این پس به همه آنها پاسخ مناسب را خواهیم داد. سخن ایشان این است که تمام قرآن عرضی است و تنها تجربه شخصی از یک الهام درونی است که حضرت رسول اکرم(ص) خود آن را کسب کرده است.

او می گوید حضرت رسول(ص) شاعری بوده است همچون مولوی و سعدی و حافظ2 و قرآن در سطح یک کتاب شعر است که از دل حضرت رسول(ص) بیرون آمده نه آنکه از سوی خداوند به او وحی شده باشد3 و اگر رسول اکرم(ص) راستگو هم باشد، مشاهدات و تجربه های درونی او وهم خود اوست در عالم واقعی کاذب است و چنین چیزهایی وجود ندارد و نظرات پیامبر در مورد جهان واقعی کذب است،4 و اصولاً قرآن متعلق به دوران تاریخی زمان خود است و کارایی برای دوران های بعدی خود را از دست داده است.5 او می گوید داستان های تاریخی قرآن که بخش عظیمی از آیات را به خود اختصاص داده است اسطوره است و متعلق به اساطیری است که در همان دوران در فرهنگ مردم وجود داشته است.6 البته مطالب دیگری نیز در مجموعه مقالات ایشان مطرح گردیده که در موقعیت خاص خود آنها را مطرح و بررسی خواهیم کرد.
چنین سخنانی بر علیه قرآن و حضرت رسول اکرم(ص) سابقه تاریخی دارد و با آغاز نبوت ایشان آغاز شده است. این گونه مبارزه کلامی از دید قرآن پنهان نبوده است و اصولاً قرآن چنین معارضه هایی را که بر علیه حق صورت می گیرد متعلق به زمان خود نمی داند و آن را ریشه دار و با سابقه بسیار طولانی در تاریخ ادیان می داند و معتقد است که در تاریخ نهضت انبیا همه پیامبران در دوران نبوت خود با یک چنین مخالفت هایی مواجه بوده اند. با توجه به وسعت آیاتی که در سراسر قرآن پیرامون موارد فوق آمده است به نظر می رسد که بیان این گونه نظرات و شیوه های مخالفت، ریشه در ابعاد پیچیده نفس انسانی در بعد فردی و جمعی او دارد زیرا که به طور یکسان در همه ادوار تاریخ بعثت پیامبران تکرار شده است و قران از این تکرار تاریخی مخالفت ها، پرده برداشته است که قبل از پاسخ به این سوالات به بررسی کوتاهی از آیات قرانی در این زمینه می پردازیم. در قران سوره های بسیاری به بیان نظرات مخالفان پیامبران و تجزیه و تحلیل این گونه نظریات اختصاص یافته است که در زمان حضرت رسول اکرم(ص) یکی از مخالفان سر سخت ایشان که همین سخنان را طرح می کرد ابولهب بوده است. (که به نام وی سوره ای نیز نازل گردیده است) ابولهب، نمادی است از تمام مخالفین انبیا در طول تاریخ، که رهبری فکری و تئوریک خاصی را در جنگ با یاران حق به عهده داشته اند و اگر در قران به نام او سوره ای نازل شده است در حقیقت به نام همه ابولهب های مخالف انبیا، در گذشته و آینده دین بوده است. سوره های زیادی نیز به تشریح استراتژی ابولهبی اختصاص دارد که یکی از زیباترین و معجزه وار ترین آنها سوره شعرا است که سراسر این سوره (نزول آن تقریبا همزمان با نزول سوره لهب بوده است) به تبیین و بیان چگونگی نظرات مخالفان انبیا بزرگی نظیر حضرت نوح(ع)، حضرت ابراهیم(ص)، حضرت هود(ع)، حضرت صالح(ع)، حضرت موسی(ع) و ... و خود حضرت رسول اکرم(ص) پرداخته است. نوع مخالفت های ابولهبی در تاریخ و رابطه ای که با نوع ادعای آنها پیرامون حق دارد به شرح ذیل است:
الف : زمانی که پیامبران اعلام می کنند که آنها فرستاده خداوند هستند و از سوی خداوند به آنها وحی می گردد، آنها را دروغ گو می نامند و کلاً‌ پیامبری آنها را تکذیب می کنند.
ب: زمانی که پیامبران به تشریح آنچه که آنها از عالم واقعی درک کرده اند روی می آورند و اعلام می کنند که جهان عظیمی به غیر از این دنیای فانی در هستی خداوند وجود دارد و بهشت و جهنم و معاد و ملائک و ملکوت و عرش و لوح و قلم و... در هستی هست، آنها را دیوانه و مجنون قلمداد کرده و نظرات آنها را ناشی از جن زدگی و روانی بودن آنها می دانند.
ج: زمانی که پیامبران برای اثبات نظرات خود به غیر از دلایل منطقی و عقلانی اقدام به معجزه و کرامات می نمایند با مشاهده ی معجزات و کرامات آنها به آنها برچسب جادوگر و ساحر می زنند.
د: زمانی که پیامبران هشدار می دهند که از تاریخ گذشتگان باید درس گرفت و سرنوشت آنها را که در محدوده ی سنت الهی به پایان رسیده، چراغ هدایت و سرمشق آینده قرار دهند، به آنها می گویند که این سخنان افسانه پیشینیان و اسطوره ای و اساطیری است که فقط به درد تاریخ غیر واقعی زمان خودشان می خورد.
ه: در مورد پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) همه ی موارد فوق نیز وارد شده است امّا استراتژی ابولهبی در روند تکاملی خود برچسب جدیدی را به پیامبر اکرم زده است که مختص ایشان است، به دلیل اینکه قرآن معجزه ی کلامی پیامبر اکرم بوده است و این معجزه در کتب آسمانی دیگر پیامبران نبوده است و فقط معجزه ی حضرت رسول است لذا سیستم ابولهبی او را متهم به شاعری کرده و قرآن را شعر می نامد.
در ذیل به بررسی آیات قرآن پیرامون این نوع مخالفتها و بر چسب زدنها در مورد پیامبران و بر چسب شعر و شاعری علاوه بر آنها به پیامبر اکرم(ص) می پردازیم.
اگر بخواهیم ریشه های عمیق تر این جنگ روانی و تبلیغاتی را که مخالفان پیامبران در تاریخ به راه انداخته اند، شناسایی کنیم در می یابیم که عمده مخالفان سر سخت پیامبران، تحت تاثیر نفوذ شیطان و تلقین های شیطانی قرار داشته اند. حضرت مولانا پرده از این راز برداشته است. وی شیطان را مورد خطاب قرار داده و جنگ ها و عذاب ها را نتیجه ی عمل زشت و فتنه های او می داند و می گوید:
قوم نوح از مکر تو در نوحه اند دل کباب و سینه شرحه شرحه اند
عاد را تو باد دادی در جهان در فکندی در عذاب و اندهان
از تو بود آن سنگسار قوم لوط در سیاه آبه ز تو خوردند غوط
مغز نمرود از تو آمد ریخته ای هزاران فتنه ها انگیخته
عقل فرعونی ذکی فیلسوف کور گشت از تو نیابید او وقوف
بولهب هم از تو نا اهلی شده بو الحکم هم از تو بو جهلی شده
ای برین شطرنج بهر یاد را مات کرده صد هزار استاد را
الف تکذیب پیامبران
در سوره آل عمران آیه ی 184 می فرماید" فان کذبوک فقد کذب رسل من قبلک... " " ای رسول اگر تو را تکذیب کردند پیامبرانی هم که پیش از تو با بینات و نوشته های کتاب های روشنگر آمدند نیز تکذیب شده اند".
در آیه 183 همین سوره نیز می فرماید که پیامبران که معجزات خود را عرضه می کردند به دست مخالفان کشته شده اند. در آیه 33 سوره ی انعام خداوند به حضرت رسول می فرماید که اندوهگین از تکذیب مخالفان نباش آنها آیات خدا را هم تکذیب می کنند و سپس در آیه ی 34 می فرماید که "ولقد کذب رسل من قبلک" بدرستی که این تکذیب مخصوص پیامبران پیش از تو هم بوده است و از حضرت رسول می خواهد صبوری کند تا یاری خدا فرا رسد.
در سوره ی حج آیه ی 42 می فرماید "و ان یکذبوک فقد کذبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود و اصحاب مدین و کذب موسی..." اگراینان تو را تکذیب کرده اند پیش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نیز تکذیب کرده اند. و نیز قوم ابراهیم و قوم لوط و مردم مدین و موسی نیز تکذیب گردید.
در سوره ی عنکبوت خداوند خطاب به تکذیب کنندگان حضرت رسول می فرماید:
" و ان تکذبوا فقد کذّب امم من قبلک " اگر شما انکار می کنید امت های قبل از شما نیز ( پیامبرانشان را) تکذیب می کرده اند.
همچنین در سوره های فاطر آیات 4 و 24 و 25 ، ص 4، نبآ 28 ، مومنون 105 ، صافات 21 ، طور 14 ، انفطار 9 ، الرحمن 43 ، ماعون 7 و ... از زوایای مختلف این تکذیبها مورد بررسی قرار گرفته است. که از متن این آیات چنین بر می آید که تکذیب پیامبران همیشه در طول تاریخ گذشته وجود داشته و آیندگان نیز چنین خواهند کرد.
مصطفی مه می شکافد نیمه شب ژاژ می خاید ز کینه بو لهب
آن مسیحا مرده زنده می کند و آن جهود از خشم سبلت می کند
بانگ سگ هرگز رسد در گوش ماه خاصه ماهی کو بود خاص اله
می خورد شه بر لب جو تا سحر درسماع از بانک چغزان بی خبر
ب: دیوانه و مجنون خواندن پیامبران
سوره ی حجر آیه ی 16 می فرماید: "و قالوا یا ایها الذی نزل علیه الذکر انک لمجنون". (مخالفان رسول می گفتند): ای مردی که قرآن بر تو نازل شده بدرستی که تو دیوانه‌ای.
سوره ی قمر آیه ی 9 می گوید: قوم نوح بعد از تکذیب و انکار حضرت نوح او را دیوانه خوانده و به او دشنام دادند.
در سوره ی ذاریات آیه ی 39 فرعون، موسی(ع) را دیوانه خوانده است.
همچنین در سوره های شعرا 27 ، طور 29 ، قلم 2 و 51 ، ذاریات 52 ، صافات 36 ، تکویر 32 ، دیوانه خواندن پیامبران به ویژه پیامبر اکرم از سوی مخالفان را طرح کرده است.
ج : جادوگر خواندن پیامبران
سوره ی ذاریات آیه ی 52 سخن مهمی در این زمینه بیان داشته است می فرماید
" کذلک ما اتی الذین من قبلهم من رسول الا قالوا ساحر او مجنون"
" بدین سان بر آنهایی که از این پیش بودند پیامبر مبعوث نشد الا اینکه گفتند جادوگر یا دیوانه است"
و از این دسته آیات 39 سوره ی ذاریات، طور 29 و ... می باشد.
د : اسطوره خواندن و اساطیری دانستن سخنان انبیا به ویژه رسول اکرم(ص)
در سوره ی انعام آیه ی 25 در انتهای آیه چنین می فرماید " ... حتی اذا جاوک یجادلونک یقول الذین کفروا ان هذا الا اساطیر الاولین" " چون نزد تو می آیند با تو به مجادله می پردازند . کافران می گویند که اینها چیزی جز اساطیر پیشینیان نیست."
در سوره ی انفال آیه ی 31 می فرماید چون آیات ما بر آنها خوانده شد گفتند شنیدیم و اگر بخواهیم ما هم همانند آن می گوییم این چیزی جز افسانه ی پیشینیان نیست.
در سوره ی نحل آیه ی 24 می فرماید " چون به آنها گفته شود پروردگارتان چه چیز نازل کرده است گویند افسانه ی گذشتگان (اساطیر الاولین) "
همچنین است سوره ی فرقان آیه ی 5 ، احقاف 17 ، مطففین 13 ، مومنون 83 ، نمل 68 ، قلم 15 تاریخی بودن محتوای قرآن و قصه بودن آن را از قول مخالفان طرح می نماید.
ه: شاعر خواندن حضرت رسول و شعر دانستن قرآن
این تهمت آنقدر از نظر قرآن اهمیت دارد که یک سوره به نام شعراء نازل گردیده است که در ادامه بطور مفصل تر آن را بررسی خواهیم نمود اما آیاتی که در قرآن آمده است به شرح ذیل اند:
شاعر دانستن پیامبر:
سوره ی انبیا آیه ی 5 " بل قالوا اضغاث احلام بل افتریه بل هو شاعر فلیاتنا بایدیکما ارسل الاولون" "گفتند سخنان او از خوابهای آشفته یا دروغ و افترا است که می گوید جز این نیست که او شاعر است وگرنه مانند پیامبران گذشته عمل می کرد."
سوره ی صافات آیه ی 36 "و یقولون ائتنا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون" "آیا به خاطر شاعری مجنون خدایان خود را رها کنیم" سوره ی طور آیه ی 30 "ام یقولون شاعر نتربص به ریب المنون" "می گویند شاعری است که منتظر مرگش هستیم"
الحاقه آیه ی 41 "و ما هو بقول شاعر قلیلاً ما تومنون" "(قرآن) سخن یک شاعر نیست اما اندکی کم ایمان می آورید"
شعر دانستن قرآن:
"و ما علمناه الشعر و ما ینبغی له ان هو الا ذکر و قران مبین" "ما به او شعر نیاموختیم و شعر شایسته ی او نیست این کتاب جز اندرز و قرآنی روشنگر نیست."
و آیات متناوب دیگری در رد شعر بودن قرآن در سوره های دیگر آمده است.
آقای گنجی در نوشته هایش می گوید که دلیلی برای آسمانی بودن قرآن و وحی شدن آن از سوی خداوند به پیامبر اکرم وجود ندارد.
سوال ما اینست که یک انسان عادی و معمولی که هیچ سوادی نداشته و در هیچ دانشگاهی درس نخوانده ا ست و در جامعه ی عقب افتاده ی عرب جاهلی در 1400 سال پیش زندگی می کرد و یک فرد امی بوده است چطور کتابی را عرضه کرده است که در آن استراتژی تئوریک مخالفان انبیا را در کل تاریخ دین بشری به تفکیک طرح و شرح داده است و این نوع مخالفت ها را ریشه در نفسانیت غیر مومنان و تحریکات شیطان در نفوس آنها معرفی کرده و کل نزاع کلامی و فکری و قوانین آن را در تاریخ ظهور انبیا بیان نموده است. (در حالی که هیچ کتابی برای دست یابی حضرت رسول به این موارد وجود نداشته است). به نظر می رسد که این شیوه ی مبارزه تنها به گذشته ی انبیا مربوط نمی گردد و شیطان این کهنه روش خود را برای دشمنان انبیا در آینده ی تاریخ نیز به کار برده است. امروز نیز بعد از 1400 سال سروش و گنجی نیز می گویند قرآن شعر و رسول شاعر، اسلام اسطوره و بر ساخته تاریخ قرن هفتم میلادی است و محتویات قرآن در تضاد و تناقض با یکدیگر است و بسیاری از مطالب آن کذب است و رسالت رسول از سوی خداوند را تکذیب می کنند. و رویت های شهودی او را وهم دانسته و او را اسیر اوهام روحی خود می دانند. سخنانی که ده هزار سال است که تکرار می شود. این خود از معجزات قرآن است و ثابت می کند که این کتاب، آسمانی و وحی شده به رسول است و یک انسان نمی تواند ده هزار سال را تحلیل کند.
من همی گویم چو ایشان ای عجب
این چنین مهری چرا زد صنع رب
زین تنازع ها محمد در عجب
در تعجب نیز مانده بولهب
زین عجب تا آن عجب فرقی است ژرف
تا چه خواهد کرد سلطان شگرف
ولی محمد اکبر آبادی در شرح خود ذیل این ابیات می نویسد:
مولوی دو تعجب را طرح می کند که دو دسته همیشه دارند یکی تعجبی که حضرت محمد(ص) و مومنان به او دارند که چرا کفار آیات روشن الهی را نمی بینند و دیگر تعجبی که ابولهب و پیروان کافر او دارند که چطور خدای حضرت محمد دیدنی و اثبات کردنی نیست . اینها همه از مهر خلقت رب است. کاری است که خداوند می خواهد در جهان اتفاق بیافتد.          ادامه دارد ...