تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۷۷۶۸۶
تحلیل - الحیات
اشاره: روزنامه‌ی الحیات در تحلیلی نوشته است: اعراب در ادبیاتشان عادت کرده‌اند این عبارت را که "اسراییل خاری در پشت اعراب است"، تکرار کنند؛ اما واقعیت این است که اسراییل خار نیست بلکه غده‌ی سرطانی است که در جسم کشورهای عربی رخنه کرده و وجود آنها را تهدید می‌کند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه‌ی فرامنطقه‌ای الحیات در تحلیلی به قلم عرفان نظام‌الدین تحلیل‌گر و نویسنده‌ی عرب زبان، نوشته است: گویی دردها و عذاب‌های این غده‌ی سرطانی پایان‌ ناپذیر است. آخرین کارد مسمومی که امروز در قلب و بلکه باطن اعراب وارد شده، همان نوار غزه است. ساکنان نوار غزه تنها با صبر و پایداری توانسته‌اند تبدیل به قهرمانانی مبارز شوند که بارها اشغالگران اسراییلی را نابود ساخته‌اند. آنها تجربه‌ی سالها مبارزه با تروریسم را دارند.
الحیات می‌نویسد: آنچه که در ماه‌های گذشته در نوار غزه رخ داد، قابل چشم پوشی نیست؛ اما امکان اجتناب از شدت و حدت وقایع نوار غزه وجود داشت اگر که منافع ملی بر منافع شخصی و حزبی ترجیح داده می‌شد. فتح و حماس با میانجی‌گری عربستان و ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان اختلاف و درگیری‌ها را کنار گذاشتند، اما این توافق نقض شد و قبل از این که جوهر امضای این توافقنامه خشک شود، رهبران این دو گروه بدون در نظر گرفتن اهمیت چنین توافقنامه‌ای و مقدس بودن مکانی که در آن توافقنامه امضا کردند خیلی سریع قول‌های خود را فراموش کردند و آنچه که نباید پیش می‌آمد اتفاق افتاد و در چنین وضعی دشمن صهیونیستی نیز از این فرصت استفاده کرد و تحریم ظالمانه‌اش را در نوار غزه گستراند و آنها را در رنج، تاریکی و ظلمت غرق کرد.
در ادامه‌ی این تحلیل آمده است:‌ اسراییل با جنایت‌هایش و با استفاده از اختلافات داخلی فلسطینی‌ها، تجاوزات و وحشی‌گری‌اش را توجیه کرد و در حال حاضر توطئه‌های خود را برای یهودی‌سازی اراضی عربی اشغالی تکمیل کرده و بیت‌المقدس را به دیگر بخش‌های اراضی اشغالی اضافه می‌کند و رویای تشکیل کشور مستقل فلسطین را به پایتختی بیت‌المقدس در هم می‌شکند.
این نویسنده‌ی عرب زبان در ادامه می‌نویسد: اکنون علل عقب‌نشینی فوری اسراییل از نوار غزه برای ما روشن می‌شود و اسرار اتخاذ چنین تصمیمی و اجرای بی‌قید و شرط آن افشا می‌شود.
در حالی که اسحاق رابین نخست وزیر اسبق اسراییل همواره می‌گفت که دوست دارد یک روز از خواب بیدار شود و ببیند که نوار غزه در دریا غرق شده است، در واقع عقب‌نشینی از نوار غزه یک تصمیم استراتژیک بود که هدفش با یک تیر دو نشان زدن بود. نخست رهایی از پیامدهای مالی و نظامی اشغال نوار غزه و شانه خالی کردن از مسوولیت‌های اشغالگری، چرا که ایهود باراک وزیر جنگ اسراییل اخیرا اذعان داشته است که بازگشت به نوار غزه برای اسراییل روزانه بیش از پنج میلیون دلار هزینه خواهد داشت و این مساله فرای توانمندی‌های اسراییل در بحران جهانی اقتصاد است؛ اما متاسفانه و طبق گفته‌ی مقامات اسراییلی در زمان آریل شارون نخست وزیر سابق اسراییل، عقب‌نشینی از نوار غزه موجب شکاف میان فلسطینی‌ها و شعله‌ور شدن درگیری‌ها میان فتح و حماس ‌شده که آنچه که عملا رخ داده اهداف اسراییلی‌ها را محقق ساخته و نیات منفی آنها را افشا کرده است و اختلاف میان نوار غزه و کرانه‌ی باختری تنها ملت تحت اشغال فلسطین را در آتش تحریم ظالمانه می‌سوزاند و هر روز رویای تشکیل کشور فلسطین کمرنگ‌تر می‌شود.
این تحلیل‌گر عرب زبان می‌گوید: در نوار غزه ناامیدی، بدبختی، بیماری، کودکان بی‌سرپناه و بدون پناهگاه بدون داشتن شرایط تحصیل به چشم می‌خورد و بیسوادی، بیکاری، شرکت‌های بسته شده، نبود قدرت خرید حتی ساده‌ترین نیازهای روزمره، موج می‌زند. نه برقی هست و نه آبی، نه امنیتی و نه امیدی. ساکنان نوار غزه هر روز نگران انفجار اوضاع، از سرگیری درگیری و تشدید تحریم‌ها هستند و دولت‌ فاسد ایهود المرت نخست وزیر مستعفی اسراییل هر آنچه که می‌خواهد انجام می‌دهد و طرح جهنمی‌اش را با عدم چشم‌پوشی از خواسته‌هایش تکمیل می‌کند و می‌خواهد بگوید فلسطینی‌ها ناتوان هستند و نمی‌توانند کشوری داشته باشند و به این ترتیب به راحتی اصول برقراری صلح را که بر سر آن توافق شد، زیر پا می‌گذارد.
الحیات در این تحلیل می‌نویسد: تمام آنچه که دولت المرت ارائه کرده تا حد زیادی در راستای برقراری صلحی ننگین با چشم پوشی از بیت‌المقدس، حق بازگشت آوارگان فلسطینی و چشم‌پوشی از اکثر اراضی کرانه‌ی باختری است. وی فقط خواهان تشکیل کشوری بی‌حد و مرز و بدون حاکمیت و بدون پایتخت و وحدت فلسطین است. حال در ماه‌های آینده می‌توان چند تغییر را پیش‌بینی کرد. حمله‌ی گسترده‌ی اسراییل به نوار غزه قبل از برگزاری انتخابات سراسری در اسراییل و احتمال تسلط حماس بر کرانه‌ی باختری یا احیای مذاکرات ملی در راستای دستیابی به راه حلی میانه در خصوص بحران سیاسی فلسطین اما احتمال سوم احتمال خوش‌بینانه‌تری است که اگر با تغییرات در سیاست آمریکا با روی کار آمدن باراک اوباما رییس‌جمهور منتخب آمریکا همراه شود، می‌توان شاهد تحولی عظیم بود.
در بخش پایانی این تحلیل می‌خوانیم: به هر حال باید به رغم اوضاع بد فلسطین به فرصت کنونی مطرح شده در خصوص تغییرات بین‌المللی و منطقه‌یی امید بست تا ببینم در آینده چه بر سر این ملت مظلوم خواهد آمد، اما نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که تاریخ هرگز به کسانی که مانعی برای حل مساله‌ی فلسطین باشند رحم نخواهد کرد، چرا که جایگزین آن خرابی، قتل عام و پایان مساله‌ی فلسطین و نابودی فلسطین و آمال و اهداف این ملت است و در این زمان این کارد فرو رفته در دل اعراب تبدیل به خنجری زهرآگین خواهد شد که تمام این ملت را خواهد کشت.