چهارمین سالگرد ترور حریری در لبنان در حالی برگزار شد که این واقعه همچنان مرموز مانده و عوامل مستقیم و غیرمستقیم آن هنوز مشخص نشده اند . هفته گذشته گروه ضد سوریه موسوم به « 14 مارس » به بهانه سالگرد ترور حریری هواداران خود را به خیابانهای بیروت کشاند و یکبار دیگر از این حادثه به عنوان دستاویزی برای ابراز وجود در برابر رقبایش بهره گرفت .
اصولا تشکیلات موسوم به 14 مارس زائیده تحولات سیاسی ناشی از ترور رفیق حریری می باشد . این گروه پس از حادثه قتل حریری به بهانه خونخواهی وی و البته با حمایت گسترده غرب شکل گرفت .
و اما واقعا چه کسی پشت این ترور بحث برانگیز قرار دارد از همان ابتدای ماجرا غرب با هماهنگی جناح مورد حمایت خود در داخل لبنان کوشید این ترور را به سوریه و متحدان آن در لبنان نسبت دهد. غربیها با بکارگیری رسانه ها و دستگاههای خبری خود و با سواستفاده از تحریک احساسات و عواطف مردم لبنان بمباران تبلیغی خود را در این قضیه اعمال کردند و با استفاده از همین فضا نیروهای سوری را وادار ساختند از لبنان خارج شوند.
با اینحال اکنون پس از گذشت چهار سال این مدعیان دفاع از خون حریری نتوانسته اند هیچگونه سند و مدرک روشنی در تائید ادعاهای خود ارائه دهند این در حالی است که چهار بار تا به حال رئیس کمیته بین المللی تحقیق درباره ترور حریری را تعویض کرده اند.
تازه ترین تحول در این زمینه آن است که سازمان ملل اعلام کرده است به زودی دادگاه بین المللی لاهه رسیدگی به این پرونده را آغاز می کند. واقعیت این است که از ابتدا هم مشخص بود که ادعای غربیها با اغراض سیاسی همراه بود و غرب با اطلاع از هویت عوامل اصلی این قضیه آنرا در جهت تحقق اهداف استعماری خود در لبنان که از دیر باز در پی آن بود به کار بستند.
با اینکه تاکنون انگشت اتهام به سوی سوریه بوده و هم اکنون 4 افسر لبنانی متمایل به سوریه به این اتهام در زندان هستند ولی به تدریج حقایق برای خانواده حریری روشن تر می شود و آنها در یافته اند که بازی خورده اند به گونه ای که سعدالدین حریری در این اواخر اظهار داشت اگر ثابت شود این افسران دخالتی در این ماجرا نداشته اند حاضر است از آنها عذرخواهی کند.
هم اکنون فرضیه جدیدی نیز در این رابطه مطرح شده است و آن دخالت گروههای سلفی است که در طی دو سال اخیر منشا برخی ترورها و ناآرامی ها بوده اند. با اینحال به چند دلیل کاملا روشن می توان به این نتیجه رسید که این توطئه نیز همچون سایر توطئه های سالهای اخیر در منطقه ساخته و پرداخته رژیم صهیونیستی و سازمان جاسوسی آن موساد بوده است . پاسخ به سئوالهای زیر می تواند روشنگر باشد.
نخست اینکه باید دید چه طرفی از ترور حریری سود اصلی برده است؟
دوم اینکه در سایه این توطئه قدرتهای بین المللی قصد داشته اند اوضاع را به نفع چه طرفی سوق دهند؟
سوم چرا این حادثه درست چند ماه پس از صدور قطعنامه ای که خواهان خروج « نیروهای بیگانه » از لبنان شد رخ داد. به عبارت دیگر آیا اگر این حادثه اتفاق نمی افتاد به آسانی مقدمات خروج نیروهای سوریه از لبنان میسر می شد؟
و نکته چهارم اینکه چرا با وجود گذشت چهار سال و عوض شدن چهار قاضی این ماجرا همچنان در ابهام مانده است . آیا دستانی برای مبهم نگهداشتن آن وجود ندارد که از افشای اصل و واقعیت ماجرا بیم دارند و یا اینکه این تاخیر عمدی نیست تا همچنان غرب از این ماجرا برای پیاده کردن اهدافش در لبنان و منطقه استفاده کند؟
پنجمین دلیل که می تواند بر دخالت مستقیم اسرائیل در این توطئه دلالت داشته باشد این است که پیچیدگی عملیات گستردگی آن قدرت انفجار همگی حکایت از طرح ریزی دقیق عملیات دارد و ثابت می کند این عملیات نمی تواند کار گروههایی کوچک باشد بلکه قطعا یک دستگاه جاسوسی با نفوذ پشت ماجرا بوده است . تمامی این نکات موید این واقعیت است که رژی صهیونیستی عامل اصلی این ترور است.