تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۷۸۳۴۶

 غلامرضا قلندریان
هاشم آغاجری عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در سال 81 طی سخنانی مقلدان مراجع تقلید را به «میمون» تشبیه و به ساحت ائمه اطهار(ع) نیز جسارت کرده بود، اخیراً با ایراد سخنان دیگری در منزل عبدا... نوری، به ساحت مراجع عظام تقلید، علما و فقها هتاکی نمود و در سخنانی نظام اسلامی را مستبد معرفی کرد.
عضو سازمان مجاهدین با بی حرمتی به امام راحل، سخنان ایشان را دارای تناقض دانسته و به نوعی در تلاش است تا با این ادبیات شخصیت بنیانگذار انقلاب اسلامی را مخدوش جلوه دهد.
اظهارات وی و همفکرانش دارای سابقه است. این جریان فکری در صدد است با هنجارشکنی نسبت به ساحت امام و علما، فضای گفتمانی جدید متأثر از ایده های پلورالیستی را در کشور حاکم کند. این بسته فکری را باید سوغات وارداتی افراد وابسته ای قلمداد نمود که آبشخور فکری آنها از مدرنیته است و به دلیل سنخیت نداشتن با باورهای اسلامی و بومی تلاش می کنند عقبه فکری و تئوریک خود را در جریانهای نوگرا که قرابتی با اندیشه های اسلامی ندارند، قرار دهند.
هجمه به ارزشهای دینی و حمله به میراث فکری امام خمینی(ره) توسط برخی افراد منسوب به اردوگاه اصلاح طلبان، در پرونده عملکردی آنها موجود است. اکبر گنجی از طرفداران این طیف فکری و مسافر کنفرانس برلین، در مصاحبه با نشریه اشپیگل اذعان می نماید: «از این به بعد باید اندیشه های امام را در موزه های تاریخ جستجو کرد.» اکنون همفکر وی در تکرار سخنان خویش در سال 81 ، بر همان اظهارات تأکید می کند.
وی در بخش دیگری از اظهاراتش، نظام اسلامی را در حالی به استبداد متهم می کند که خروجی عملکرد نظام اسلامی در 30 سال گذشته، با برگزاری انتخابات متعدد و مشارکت گسترده آحاد مردم، الگوی مردم سالاری دینی را به عنوان پارادایم موفق در ویترین دموکراسی های جهان قرار می دهد، به نحوی که توانسته است با اهتمام به حقوق شهروندی، آموزه های دمکراتیک را به منصه ظهور برساند. ولی اگر مراد از دموکراسی مبانی لیبرالی دموکراسی و اومانیسم می باشد، پر واضح است که انقلاب اسلامی و نظام مردم سالاری دینی در ایران نمی تواند قرابتی با دموکراسی و مردم سالاری داشته باشد.
ولایت مطلقه فقیه از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی بوده و انقلاب اسلامی در این سی سال، با اتکا به رهنمودهای ولی فقیه، مردم سالاری دینی را به بهترین وجه اجرا کرده است.
از سوی دیگر، این سخنان یادآور فضای دوران حاکمیت اصلاحات است که هر روز در رسانه ها با هنجارشکنی های جدید و تولید گفتمانهای متعدد، مرزهای اعتقادی و سیاسی انقلاب اسلامی را در همسویی با بیگانگان تعقیب می نمودند.
اظهارات سخیف این عضو سازمان مجاهدین و عملکرد جریانهای حامی نامبرده در گذشته و حال قضاوت مردم را برای گزینش و تعیین ملاکها از شفافیت و وضوح بهتری برخوردار نمود. به عبارت دیگر، بخشی از بدنه دوم خرداد که موسوم به طیف افراطی می باشند، با این راهبرد برنامه های آتی خود را در معرض ارزیابی مردم قرار می دهند.
جالب این است که آغاجری با بی شرمی تمام، به مقدسات، اسلام و انقلاب اسلامی توهین و در جای دیگر اعلام می کند در انقلاب اسلامی ایران آزادی بیان و دموکراسی وجود ندارد.
وی در حالی از نبود آزادی شکوه می کند که ارزشهای اساسی و محوری نظام را مورد تعرض قرار می دهد، بدین ترتیب، می توان اظهارهای ایشان را به رفتار اپوزیسیونی براندازان تعبیر نمود که د ردفاع از عملکردشان مقوله دموکراسی خواهی را مستمسک قرار می دهند.
اکنون تئوری برخورد نرم با کشورهای مخالف پس از ناکامی ابزارهای قهری، به یک راهبرد برای بیگانگان تبدیل گردیده است، چنانکه با عملیاتی کردن این ایده در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، در صدد بازسازی طرح مذکور در ایران بودند که دراین راه توفیقی کسب نکردند.
سخنان آغاجری نشان داد طیفی از دوم خرداد در آستانه انتخابات برای رقابت و دست یافتن به قدرت حتی از هزینه کردن امام نیز ابایی ندارند و بر این باور باطل هستند که با این هتاکی ها شاید بتوانند حمایت بیگانگان را به خود معطوف نمایند. اینان باید بدانند از سوی هر جریانی که با غلظت بیشتری حمایت شوند، به همان اندازه در قضاوتهای افکارعمومی با ادبار مواجه خواهند شد. مؤید این ادعا اظهارهای برخی از افراد جریان دوم خرداد است که در سخنانی اعتراف نمودند حمایت آمریکا از اصلاح طلبان موجب رویگردانی و ریزش آرای آنان گردید.
ذکر این نکته ضروری است که اگر سید محمد خاتمی و گروه ها و جریانهایی از دوم خرداد با سخنان آغاجری مخالفت دارند، قطعاً باید در مقابل این تهاجم بی تفاوت نباشند و اعلام موضع کنند و هرگونه اهانت به امام و علما و سیاه نمایی علیه نظام اسلامی را که در راستای فضا سازی منفی رسانه های بیگانگان می باشد محکوم و با صراحت مغایرت و مخالفت فکری خویش را با این اظهارهای هتاکانه اعلام نمایند.
شایسته است، دست اندرکاران رسانه و دیگر نهادهای مسؤول و ساختارهایی که وظیفه تنویر افکارعمومی را به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های خویش می دانند، با تبیین دیدگاه های هنجارشکنانه وی، افکارعمومی را از ایده های خطر ناک جریان آغاجری مطلع نمایند تا با واکنش بهنگام جامعه، نظیر چنین دیدگاه هایی در نطفه خفه شده و فرصت ظهور و بروز پیدا نکنند.