تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۷۸۴۳۲
«جوان» سناریوهاى انتخاباتى جبهه اصلاح‌طلبان را بررسى مى‌کند

فضاى انتخاباتى این روزها در شرایطى رو به گرمى رفته و منحنى صعودى خود را طى مى کند که بى شک، بلوک ها وطیف هاى سیاسى به ویژه در جبهه دوم خرداد در برش هاى زمانى مختلف ، استراتژى هاى چند لایه و چند ضلعى را دردستور کار خود قرار داده اند.
دوم خردادى ها در حالى با سه گزینه میرحسین موسوى ،خاتمى و کروبى به میهمانى ذهن هاى تحلیل گر آمده اند که هنوز درک دقیق و درستى از« زمین بازى» ،«میزان هماهنگى» ،«استراتژى هاى قهرى» و «تاکتیک هاى عمدى» آنان بدست نیامده است.گرچه در این میان با اتکا به برخى اخبار پیدا و پنهان، از برخى اقدامات و رفتارهاى انتخاباتى جبهه دوم خرداد حجاب برگرفته شده، اما با تاکید بر سناریو خوانى هاى محتمل ،مى توان رگه ها و خطوط پنهان در این جبهه را برجسته ساخت.بر همین اساس با توجه به سه عنصر فعال وبازیگر در جبهه دوم خرداد یعنى میرحسین موسوى ،خاتمى و کروبى ،سناریوى هاى ذیل محتمل هستند.
۱ - تکثر قهرى:
بر اساس این سناریو،هر سه گزینه یاد شده بر اساس دغدغه ها، مرام و نظام اندیشگى خود وارد عرصه انتخابات شده و هریک متناسب با دید گاه هاى خود،فعالیت انتخاباتى خویش را سامان مى دهند. دراین بلوک ،میرحسین موسوى با اختیار خود و حول گفتمان «آرمان هاى اسلامى» ،سید محمد خاتمى با محوریت و فشارهاى محور مجاهدین انقلاب ق€… مشارکت حول گفتمان «دولت ملى» و مهدى کروبى تحت محور« فعالیتِ حزبى » به انسجام اقدامات خود مشغولند.
بى گمان در این شکل از فعالیت، رویکرد «هدف اتخاذى دولت»، به دست گیرى قدرت و اصلاح مدیریت مورد توجه قرار مى گیرد.اما این اصلاح که توسط این سه عنصر مورد تاکید قرار مى گیرد از سوى میر حسین یک انتقاد از فعالیت دولت هاى گذشته از دوره سازندگى تا کنون را شامل مى شود و توسط سید محمد خاتمى و حامیانش با مصداق رادیکال اصلاح ساختار،همنشین بوده و از جانب مهدى کروبى با پالایش دراردوگاه اصلاح طلبان و به دست گیرى گرانیگاه اصلاحات دنبال مى‌شود.بى تردید در این مدل نه مى توان به هماهنگى پترون هاى( سرهاى پیکره) این جبهه امیدوار بود و نه به سازش کلاینت هاى(حامیان و پیکره) آنان.لذا با توجه به این شرایط ،استقلال میرحسین از رفتارهاى انتخاباتى خاتمى و نیز تاکید کروبى براى حضور قاطعانه در انتخابات حتى با حضور دو گزینه دیگر،از جبهه اى بدون ائتلاف وبدون وحدت کاندیدا حکایت خواهد داشت.بى تردید طرح مباحثى همچون «یا من یا میرحسین» ،تاکید بر انصراف خاتمى به نفع کروبى،اعلام تردید هاى موسوى،مباحث شوراى حکمیت و نظر سنجى و... در بردارنده نکات ذیل مى باشد:
- آشفتگى نظرى وعملى در جبهه دوم خرداد
- نداشتن درک و تحلیل درست از واقعیت هاى جامعه
- ابهام در ماهیت قواعد لازم الاتباع از حیث فرمانبردارى سیاسى در جبهه دوم خرداد
- عمق یافتن شکاف درونى میان اصلاح طلبان
- افزایش شمار و انواع نیروها در رقابت درون گروهى که براى تصرف مواضع و کرسى هاى قدرت به عبور از یکدیگر مى اندیشند.
۲ - تکثرعمدى:
در این سناریو، محور اصلى ،هماهنگى کاندیداهاى سه گانه جبهه دوم خرداد بوده و آنان بر اساس یک طرح پیچیده، فضاى انتخاباتى را تحت تاثیرتاکتیکى باعنوان « فریب و انکار» قرارمى دهند.در این سناریو گرچه ممکن است کروبى به عنوان کاندیداى مستقل یا حتى تحت هماهنگى عمل کنداما ابتکارعمل اصلى در دستان خاتمى و میرحسین خواهد بود.
محتمل است که بر اساس این سناریو، موارد ذیل ابتدا مورد تاکید قرار گرفته باشد:
- جارى شدن کنش ها و واکنش هاى اصلاح طلبان در «کادر ضابطه»
-  تلاش براى بازسازى چهره و وجه دینى اصلاح طلبان و بازیابى پایگاه هاى اجتماعى از دست رفته
- تاکید برعنصر موثر«نقشه راه»
پس بر اساس این موارد ابتدایى ،مفروض هاى استراتژى آن ها عبارت خواهد بود از:
۱ - بازیافت قدرت و معطوف کردن تمامى تلاش هاى خود (نظرى و عملى) در جهت حفظ و تقویت اقلیت موثر و متعصب.به بیان دیگر، کسب مجدد قدرت، تنها از رهگذر تقریر یک گفتمان اقلیت محور و عصبیت مدار با استعداد هژمونیک شدن میسر خواهد بود.
۲ - به رغم مفروض اول،بر این تحلیلند که اگرچه امکان افزایش اقبال مردمى نسبت به آنان بسیار سخت است، اما امکان کاهش مقبولیت مردمى رقیب کاملا محتمل و ممکن است. بنابراین، تنها طریق متوازن کردن پشتوانه مردمى خود، رساندن افکار عمومى به «تغییر» و سپس به میان آوردن راى هاى خاکسترى و بى طرف است.
با توجه به این استراتژى کلى، محورمزبورتلاش دارد ضمن ایجاد یک تکثر«عمدى»، این جبهه را تشتت زده معرفى کرده و بر پایه «انکار و فریب استراتژیک » رقیب اصولگراى خویش را دچار اشتباه و انحراف در تحلیل نماید.
بى شک در این چارچوب ،«انکار» اشاره به تلاش براى مسدود کردن اطلاعاتى دارد که حریف مى تواند از آن براى پى بردن به یک سرى حقایق استفاده کند. برعکس،«فریب» اشاره به تلاش براى متقاعد کردن حریف به چیزى غیرواقعى دارد.همچنین این عملیات شامل استفاده از نشت ها و اطلاعات ساختگى یا تله هایى براى خلق این احساس یا تصور در ذهن حریف است که واقعیت چیزى غیر از آنچه هست مى باشد و بدین وسیله یک « واقعیت بدیل» را براى حریف خلق مى کند. در همین راستا طرح اختلاف میان میرحسین و خاتمى و نیز درگیرى هاى حامیان این دو و به سطح کشیدن آن در عرصه رسانه ها، در همین چارچوب قابل ارزیابى است.اما پرسش اصلى در این زمینه آن است که هدف اصلى ازبازى فوق چیست؟بر اساس این سناریو،خاتمى پس از هماهنگى با میرحسین ابتدا از وى عبورکرده و وارد عرصه مى شود تا در برابر فرض یک سلسله انتقادات و اعتراضات ثابت قرار گیرد.میرحسین موسوى نیز با فعالیت هاى غیررسمى خود عرصه ارزشى را مورد پوشش قرار خواهد داد و با فعال شدن خود و حضور درمحافل و رسانه ها، شکل دیگرى از فعالیت انتخاباتى را هدف قرار خواهد داد.سپس با نزدیک شدن به آستانه انتخابات، نظرسنجى ها نشان خواهد داد که وضعیت خاتمى مطلوب است یا میرحسین .اگر وضع خاتمى مطلوب باشد با چند حرکت عامدانه ودریافت هشدارهاى انتخاباتى، آراى خاکسترى فعال شده و با شیفت فعالیت هاى میرحسین به سوى خاتمى، وى رسما کاندیداى نهایى براى رقابت روز سرنوشت خواهد شد.اگرهم نظرسنجى ها به نفع میرحسین باشد،با تاکید بر همان حرکت هاى عمدى و دریافت هشدارهاى انتخاباتى ،خاتمى در اعتراض به فضاى موجود به نفع میرحسین کنار کشیده و آرا و حمایت هاى خود را به سوى موسوى گسیل خواهد داشت.با توجه به نکات گفته شده ، فرآیند تنظیم اهداف دراین سناریو بیانگرآن است که تزاحم هاى ساختگى در حقیقت تلاشى است براى پوشاندن سر و هدفى که روزهاى آخر منتهى به انتخابات وجود و وجوب آن را به نمایش خواهد گذاشت.
۳ - بازیگرپنهان:
در این سناریو،کروبى و میرحسین به عنوان گزینه هایى مطرح هستند که با استقلال در دیدگاه هاى خود مشغول فعالیت بوده و فارغ از جبهه دوم خرداد اقدامات خود را پى مى گیرند. اما در این میان خاتمى گرچه با اصرار حامیان خود، به صحنه و عرصه وارد شده،لیکن مدیریت رفتارى وى و نیز فائق آمدن او بر تردیدهایش تحت نفوذ و اراده یک «بازیگرپنهان» است که حضور خاتمى را یک اهرم براى بازتولید «حاکمیت دوگانه» مطلوب مى داند.این بازیگر، رویارویى ریشه ها و هماورد طلبى اى را به انتظار نشسته است که جبران شکست هاى قبلى خود را با تغییر وضعیت موجود، قابل برآورد مى داند.
پس چندان بى مناسبت نیست زمانى که خاتمى در تردید آمدن و نیامدن در طواف بود و راز نصیحت هاى مشفقانه را در ذهن خود مرورمى کرد،آن بازیگر پنهان وى را به اعلام حضوردعوت مى نمود. شواهد و قرائن بیانگر آن است که آن «بازیگر پنهان» به تغییر ریل در وضع موجود باور داشته و خاتمى را محصوردر وسوسه ها به ماندن ترغیب مى کند.تلاش این بازیگر، بى گمان صحنه گردانى انتخابات اردوگاه دوم خردادى ها را به سمتى رهنمون مى سازد که اگر هم خاتمى پیروز نشود، لکه هایى بر تارک جامعه نقش ببندد که تا مدت ها این لکه گیرى موجب زحمت تصمیم سازان و تدبیرگران باشد.از دیگر سو نیز در این سناریو چون میرحسین با بازیگر پنهان رابطه چندان حسنه اى ندارد، مى توان گفت فضاى حضور براى وى تنگ شده و وى چندان راغب به حضور نباشد ،دراین صورت مى توان گفت خاتمى با مدیریت بازیگر پنهان، تنها گزینه نهایى در جبهه باشد که همراه با کروبى و یا حتى در صورت رایزنى آن بازیگر با شیخ، به عنوان یگانه کاندیداى جبهه دوم خرداد در انتخابات حضور یابد.حضورى براى خاتمى و عدم انتخاب رئیس جمهور فعلى وجبران خسران براى بازیگر پنهان.