تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۷۸۴۴۷

حنیف غفاری
عربستان سعودی طی روزهای اخیر به کانون وقایع جالب توجهی تبدیل شده است!روزنامه “عکاظ” در تحلیلی تحت عنوان “ملک عبدالله رهبر حقیقی جنبش اصلاحات” به ارزیابی این تحولات در کابینه عربستان و تاثیر آن بر آینده اصلاحات در این کشور پرداخته و برخی رسانه های دیگر از جمله “القدس العربی”از اصلاحات ملک عبدالله به عنوان یک کودتا علیه “سلطان بن عبدالعزیز”یاد می کنند.البته در اینجا قصد نداریم بیگانگی ذاتی آل سعود با اصلاحات و تغییر را مبنای تحلیل خود قرار دهیم زیرا مسئله از آنچه تصور می کنیم به مراتب پیچیده تر است.”ریاض”طی دهه های اخیر نه پایتخت پراگماتیستها بوده است و نه کانون تجمع محافظه کاران عربی.! فراموش نکنیم که معمای مدنظر ما ،یعنی “تغییرات ملک عبدالله”از جمله مواردی است که پاسخ آن در دل تشریح درست سوال نهفته است.پس بهتر است از “سه خط “با “سه مصدر ظاهرا متفاوت”آغاز کنیم ودر نهایت مشاهده کنیم که این سه خط یکدیگر را در کدام نقطه قطع می کنند و مختصات این نقطه چیست؟-1 خط اول مسیری است که از “ریاض”آغاز شده و به “ریاض”ختم می شود.این خط همان مناسبات قدرت در عربستان سعودی و آل سعود را توصیف می کند.خاندان آل سعود از سال 1932 میلادی بر عربستان حکمرانی می کنند. ملک عبدالعزیز اولین پادشاه عربستان منشوری دارد که به نام منشور عبدالعزیز مشهور است و در آن نوشته است” تا زمانی که پسران من زنده اند، قدرت به نوه هایم نخواهد رسید”. از این حیث بر خلاف نظامهای سلطنتی دیگر که قدرت از پدر به پسر می رسد، در عربستان قدرت به برادران پادشاه انتقال می یابد و به همین علت است که در این کشور قبیله ای، شاهزاده ها با پادشاهان اختلاف سنی زیادی ندارند.در فضای ترسیم شده معمولاپادشاهان با “سنت شکنی”میانه خوبی ندارند مگر آنکه سنت شکنی مذکور در بطن “حفظ قدرت سعودیها”تعریف شود.تغییرات اخیر انجام شده نیز چنین ماهیتی دارد.شاید در این خصوص پایگاه اینترنتی المحیط به نکته مهمی اشاره می کند شماری از ناظران معتقدند هدف اصلی از تغییرات در عربستان براندازی “ چهره های قدیمی “ در داخل نهاد دینی است که از داخل و خارج به ویژه از طرف آمریکا با سیلی از انتقادات روبروست. هرج و مرج در فتواها سبب شده است بر شدت انتقادات از نهاد دینی در عربستان افزوده شود.واقعیت امر این است که نهاد دینی در عربستان به شدت از تعالیم بسته و بازدارنده”ابن تیمیه”و”محمد ابن عبد الوهاب”تاثیر می پذیرد.در جریان پر و بال گرفتن مجاهدان افغان در برابر اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل حکومت طالبان در افغانستان،این نوع طرز فکر همان کیمیای سعادتی بود که امثال زبیگنیو برژینسکی در آمریکا به دنبال آن بودند.اما پس از اشغال عراق همین نگاه بسته و تحریف شده مذهبی سعودیها به مانع اصلی فرزندان عموسام در رام ساختن “القاعده نامنظم برخاسته از مدارس مذهبی سعودیها” تبدیل شده است.-2خط دوم میان “ریاض”و”خاورمیانه”ترسیم می گردد که در تحلیل آن باید نوعی نگاه “جزء”به “کل”را مدنظر قرار داد.در این نوع نگاه نوع رفتار منطقه یا ریاض و مناسبات منبعث ازاین نوع نگاه موضوعیت دارد.