تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۷۸۴۵۵

فرید زکریا*
ترجمه: کاوه شجاعی
انتخابات عمومی اسرائیل را باید تاریخی حساب کنیم، حتی پیش از آنکه دولت ائتلافی جدید شکل بگیرد. این انتخابات نشانگر سقوط حزب کارگر بود، حزبی که حق دارد ادعا کند اسرائیل را بنیان گذاشته و مهم ترین نخست وزیران این رژیم، از دیوید بن گوریون گرفته تا گلدا مایر و اسحاق رابین، عضوش بوده اند. شیمون پرز از آخرین بازمانده های حزب کارگر قدیم است و جالب اینکه او چون حزب را ترک کرد توانسته رئیس جمهور شود. در حال حاضر سه حزب دست راستی بر صحنه سیاسی اسرائیل مسلط هستند: لیکود، کادیما (حزب انشعابی از لیکود که توسط آریل شارون بنیان گذاشته شد) و بالاخره اسرائیل بیت نو (حزب مهاجران روس.) اکثر تحلیلگران این روزها بر آینده روند صلح و تشکیل دو کشور اسرائیل و فلسطین متمرکز شده اند اما پرسشی بسیار عمیق تر و جدی تر بی پاسخ گذاشته شده است.
این پرسش را آویگدور لیبرمن، برنده بزرگ انتخابات اسرائیل مطرح کرد. حزب اسرائیل بیت نو 15 کرسی پارلمان را از آن خود کرد و در انتخابات سوم شد اما در سیستم سیاسی این رژیم قدرتی عظیم را به دست آورد. چه لیبرمن در دولت ائتلافی باشد و چه نباشد او و مسائل مورد علاقه اش به مرکز صحنه سیاسی نقل مکان کرده اند. جهاد اسلامی اگرچه لیبرمن به شدت به جنبشهای فلسطینی مثل حماس و جهاد اسلامی حمله می کند اما هدف شماره یک او اقلیت اعراب اسرائیلی هستند. لیبرمن آنها را بدتر از حماس می داند. او حتی از اخراج صدها هزار نفر از اعراب اسرائیلی حرف می زند و می گوید دهکده های شمال اسرائیل، محل سکونت این اعراب اسرائیلی، را به کرانه غربی فلسطینی الصاق کنیم. از دید لیبرمن صدها هزار نفر دیگر از این اعراب اسرائیلی نمی توانند به الزامات مهمی پایبند باشند و می شود شهروندی اسرائیل را از آنها گرفت. منظور لیبرمن از این الزامات سوگند وفاداری به اسرائیل یا خدمت نظام وظیفه اجباری است. (اعراب اسرائیلی فعلااز سربازی معاف هستند.) مارتین پرتز، عضو مجله نیوریپابلیک که یک صهیونیست دوآتشه و از مخالفان روند صلح به حساب می آید. لیبرمن را یک <نئو فاشیست و گانگستر واقعی> توصیف می کند. من به یاد نمی آورم که از زمان پایان جنگ جهانی دوم هیچ رژیمی که خود را لیبرال دموکراسی بخواند شهروندان خودش را اخراج و حقوق شان را سلب کند.
اعرابی که امروز در اسرائیل زندگی می کنند فرزندان و نوادگان آن 160 هزار عربی هستند که در مناطقی که در سال 1948 به اسرائیل تبدیل شد، ماندند. شمار آنها در حال حاضر به 3/1 میلیون نفر می رسد و این یعنی 20 درصد جمعیت اسرائیل. متخصصان آمارگیری پیش بینی می کنند اعراب تا سال 2025 یک چهارم جمعیت اسرائیل را تشکیل دهند. به جز ماجرای معافیت نظامی، آنها در قانون اساسی از حقوق و مسئولیت هایی برابر برخوردارند اما در بخش های مختلف زندگی با تبعیض دست و پنجه نرم می کنند، به خصوص در حوزه های مهاجرت، مالکیت زمین، آموزش و اشتغال. تئودور اور، قاضی بازنشسته دیوان عالی اسرائیل در گزارشی رسمی در مورد انتفاضه دوم می نویسد: <این نابرابری در تحقیقات و آمارگیری های حرفه ای تایید شده است؛ قاضی ها به آن دامن می زنند و مصوبه های دولتی در جهت آن است. اگرچه اکثریت یهودی اسرائیل از این تبعیض زیاد باخبر نیست اما شهروندان عرب آن را کاملااحساس می کنند و بر رفتارشان تاثیر می گذارد. این تبعیض را همه پذیرفته اند و این عامل اصلی اکثر ناآرامی ها است.>
این احساس دوطرفه است. عزمی بشاره، عرب عضو سابق پارلمان اسرائیل (کنست)، پس از آنکه به خاطر سخنانش در حمایت از حزب الله به تلاش برای ایجاد اغتشاش متهم شد، گفت: <مردمی که اینجا زندگی می کنند به اینجا مهاجرت نکرده اند، اینجا کشورشان است. ما شهروندی اینجا را پذیرفته ایم و قرار نیست کاری خلاف امنیت انجام دهیم اما شما نمی توانید هر روز از من بپرسید آیا به اسرائیل وفادار مانده ام یا نه. من وقتی به تابعیت کشوری درمی آیم باید به قانون آنجا وفادار باشم نه به ارزش ها و ایدئولوژی های دولتی. همین که به قانون وفادار باشی کافی است.> اعراب دهه ها به قانون وفادار ماندند اما حالااین وفاداری روزبه روز کمرنگ تر می شود. اعراب اسرائیلی - حتی آنهایی که مسیحی اند - دیگر به احزاب عمده اسرائیلی رای نمی دهند. با وجود استقبال اندک اعراب از انتخابات اخیر، احزاب عرب نتیجه تقریبا خوبی گرفتند و 11 عضو خود را روانه کنست کردند. احزاب عرب هیچ گاه به دولت دعوت نمی شوند و این از تاثیر اعراب بر سیاست اسرائیل به شدت می کاهد.
اسرائیل باید بداند که سر و سامان دادن به رابطه اش با اعراب اسرائیلی بسیار مهم تر از جنگ لفظی با حزب الله یا ایران است. تل آویو باید تصمیم بگیرد که می خواهد چگونه با اعراب، در قلب اسرائیل، رفتار کند. سخنان تند لیبرمن در اسرائیل هوادارانی پیدا کرده است. بنیامین نتانیاهو اعراب اسرائیلی را به بمب ساعتی تشبیه کرده و افزایش جمعیت آنها را غیرقابل قبول خوانده است. بنی موریس، مورخ قبلاصلح گرا، پنج سال پیش در مصاحبه با روزنامه هاآرتص گفت که اسرائیل باید از خود در برابر اعرابی که درون مرزهایش هستند، محافظت کند: <آنها بالقوه ستون پنجم هستند. آنها هم از لحاظ امنیتی و هم از لحاظ آماری می توانند کشور را تضعیف کنند... اگر موجودیت اسرائیل به خطر بیفتد، اخراج آنها را می شود توجیه کرد.> و اعتقاد مردم به این سخنان هم برای دولت خطرناک است و هم برای اعراب اسرائیلی. انتخابات هفته گذشته باعث شد که این موضوع مهم دوباره در مباحثات سیاسی مطرح شود اما به هر حال یک نکته را نمی شود نادیده گرفت: آینده اسرائیل به سرنوشت اعراب اسرائیلی گره خورده است.