تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۷۸۴۶۵

سیدعطاءالله مهاجرانی
 دوستانی در ایستگاه قطار منتظرم بودند. باران تند و پیوسته می‌بارید. هوا هم سرد بود و مردم شتاب داشتند. سرما و باران نگذاشت چنانکه باید با دوستان در همان کنج ایستگاه صحبت کنم. بسته کتاب را گرفتم. کتاب‌های اهدایی استاد بهاءالدین خرمشاهی؛ به تعبیر سیمین بهبهانی: <از خرمی‌ها نمودی، از روشنی‌ها نمادی.> شب پیروزی انقلاب، یعنی شب 22 بهمن را با <شاخه‌های شوق> گذراندم. کتاب گرانباری که به بهانه بزرگداشت و به عنوان یادگارنامه استاد بهاءالدین خرمشاهی منتشر شده است. ‌ شاخه‌های شوق در دو مجلد و طی 2239 صفحه منتشر شده است. کار بزرگی که به همت علی دهباشی سامان یافته است. چنین کاری تنها از علی دهباشی بر می‌آمده است. سختکوش و پیگیر و مهربان... ‌ مقالات قرآن‌پژوهی کتاب را خواندم. مقالات قرآن‌پژوهی هر کدام درخششی داشت. گرچه دو مقاله هاشم جاوید و سیدحسین کمالی درخشنده‌تر بود؛ هر مقاله پنجره‌ای بود که افق تازه‌ای را به روی ما می‌گشود. ‌ در این نوشته می‌خواهم به مطلب دیگری اشاره کنم. به <بازنگاشت مجلس تفسیر> آیت‌الله دکترمصطفی محقق‌داماد...؛ مقاله ایشان در ده صفحه منتشر شده است. در یک کلام به تعبیر حافظ:
مصلحت دید من آن است که یاران همه کار / بگذارند و سر طره یاری گیرند
به گمانم آقای محقق هر کار دیگری دارد باید بگذارد و همین کار تفسیر قرآن مجید را سامان دهد. بازنویسی کند. این کار، کاری در کنار کار‌های دیگر نیست. کار عمر است. درس تفسیر ایشان یک گام به پیش در تفسیر قرآن مجید است.
البته آقای محقق این اقبال بلند را دارد که تفسیر خود را پس از المیزان علامه طباطبایی می‌نویسد. تفسیر المیزان یک اتفاق است. نه پیش از المیزان چنان تفسیری نوشته شده است و نه پس از آن می‌توان انتظار داشت که مفسری بتواند تا سال‌های سال گامی از المیزان فراتر بگذارد. ‌ در همین مقاله ایشان، حضور و سیطره اندیشه علامه طباطبایی پیدا است اما نکته‌ای که به نظرم بسیار شایسته توجه می‌باشد، این است که تفسیر ایشان حتی اگر جامه‌ای نو بر المیزان باشد، یک ضرورت است.
‌ علامه طباطبایی هنگامی المیزان را نوشت که کلام جدید و الهیات جدید مثل روزگار ما چندان به برگ و بار ننشسته بود. به عنوان مثال الوین پلاتینگا (متولد 1932) که امروزه یکی از مهم‌ترین متکلمان و فیلسوفان الهی به شمار می‌آید و آقای محقق با لطافت تمام بین اندیشه او و علامه طباطبایی پل زده است؛ کار‌های تاثیرگذارش مثل <فلسفه دین> و <معرفت‌شناسی ماوراء الطبیعه> پس از المیزان منتشر شده است. ‌ و نیز کار بزرگ و کلاسیک <الهیات سیستماتیک> نوشته پل تیلیخ19655 -1886) نمی‌تواند توجه مفسر قرآن مجید را جلب نکند. ‌ همان‌گونه که قرآن مجید با اهل کتاب سخن می‌گوید و نیز به پرسش‌های آنان پاسخ می‌گوید، در روزگار ما هم مفسر قرآن مجید نمی‌تواند به قلمرو اندیشه در حوزه دیگر ادیان بی‌توجه باشد و یا به روایت کهن و سنتی از اندیشه اهل کتاب اکتفا کند. خوشبختانه آقای محقق با این حوزه اندیشه آشنا است و تفسیر ایشان، این ظرفیت را دارد تا مخاطبی جهانی پیدا کند. آشنایی با قلمرو اندیشه الهی در ادیان دیگر، باعث شده که همین مجلس منتشر شده درس تفسیر ایشان، طراوت و جذابیت دیگری داشته باشد. ‌ پس از سی سال که از انقلاب گذشته، بسیاری در انتظار هستند که از کشور ما کدام سخن شنیده می‌شود. سخنانی که در حوزه سیاست مطرح می‌شود، پایا نیست. مثل مسائل سیاسی مرحله‌ای است. در تداول است. سخنی که می‌ماند و از عمق انقلاب و ایران را معرفی می‌کند، سخنی است که در قلمرو اندیشه و فرهنگ، به‌ویژه در حوزه اندیشه دینی و قرآن مجید مطرح شود. در یک کلام، تفسیر آقای محقق، در حد همین پنجره‌ای که به روی ما گشوده است، سخنی تازه است، تا دو جهان تازه شود.