تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۷۸۴۷۹
گفت‌وگو با کارشناس مسائل استراتژیک
اشاره: در مورد زمان و شیوه اجرای لایحه تحول اقتصادی دو دیدگاه وجود دارد؛ دیدگاه اکثریت که شامل تعداد زیادی از اساتید دانشگاه و اقتصاددان متعلق به هر دو جناح مرسوم کشور هستند، اعتقاد دارند زمان اجرای این طرح مناسب نیست و با توجه به دلایل گوناگون دیگر بایستی اجرای آن در زمان و شرایط عملیاتی شود. دیدگاه اقلیت هم که عمدتاً از حامیان دولت هستند، اعتقاد دارند بهترین زمان اجرای این طرح که اکنون شکل لایحه به خود گرفته و در دو دولت قبلی از اجرای آن خودداری شد، زمان حاضر است. دکتر علی‌اکبر آقایی کارشناس مسائل مدیریت و اقتصاد معتقد است؛ لایحه تحول اقتصادی که برخی از آن به عنوان جراحی بزرگ اقتصادی یاد می‌کنند و اکنون در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است، اساس مورد خواست و توافق همگان بوده و کمتر کسی را می‌توان یافت که مخالف با اصل طرح باشد.

طرح تحول اقتصادی که اکنون شکل و ظاهر لایحه به خود گرفته و به مجلس شورای اسلامی هم‌‏اکنون در دست بررسی است، به اعتقاد بسیاری از صاحب‌‏نظران همان سیاست‌‏هایی است که در برنامه چهارم توسعه و سیاست‌‏های اصل 44 قانون اساسی قبلاً تصریح گردیده و دولت موظف بوده است بر اساس آنها، اقدامات لازم را انجام دهد.
اما این طرح، مقررات و سیاست‌‏های مذکور را یک‌‏جا و در قالبی واحد مطرح کرده و قصد دارد در یک مرحله و زمان معین آنها را به اجرا بگذارد. هر چند در ابتدای طرح بحث مذکور برخی از مسؤولین امور اقتصادی دولت اعتقاد داشتند بر اساس مبانی ذکر شده، نیازی به ارسال لایحه جدید وجود ندارد، لکن برخی از نمایندگان مجلس، مقررات موجود را کافی و وافی به مقصود ندانسته و تهیه لایحه را ضروری اعلام نمودند که نهایتاً دولت لایحه مذکور را تهیه و به مجلس ارسال کرد.
مهم‌‏ترین محورهای لایحه تحول اقتصادی
در این لایحه نکات و محورهای مهمی وجود دارد که اجرای دقیق آنها، پیامدها و نتایج سنگینی به دنبال خواهد داشت. از جمله آنها موارد ذیل می‌‏باشند:
1)حذف یارانه‌‏های انرژی شامل:
بنزین
نفت گاز
 نفت کوره
نفت سفید
گاز مایع
گاز طبیعی
برق
آب
سایر کالاها و خدمات همگانی و اساسی غیر حاکمیتی
2)توزیع وجوه حاصل از اصلاح قیمت‌‏های کالاهای مذکور بر مبنای زیر:
(پول واصله از حذف یارانه‌‏های فوق در موارد زیر هزینه خواهد شد)
60 درصد از آن در موارد زیر هزینه شود:
کمک مستقیم وپرداخت نقدی و غیرنقدی، واگذاری سهام به خانوارهای هدف
 اجرای نظام جامع تأمین اجتماعی
 سایر امور مربوط به هدفمند کردن یارانه‌‏ها در جامعه هدف
حداکثر تا 15درصد به موارد زیر تخصیص یابد:
سرمایه‌‏گذاری و یا پرداخت کمک‌‏های بلاعوض برای بهینه‌‏سازی مصرف انرژی در واحدهای تولیدی، خدماتی و مسکونی.
 اصلاح ساختار فناوری واحدهای تولیدی در جهت افزایش بهره‌‏وری انرژی.
 جبران زیان شرکت‌‏های ارائه‌‏دهنده خدمات آب و فاضلاب، برق و....
 گسترش حمل‌‏ونقل عمومی
 حمایت از تولیدکنندگان بخش‌‏های کشاورزی و صنعتی
 حداکثر تا 25 درصد از وجوه حاصل نیز به مصرف زیر برسد:
تأمین اعتبار مورد نیاز برای جبران آثار آن بر اعتبارات هزینه‌‏ای و تملک دارایی‌‏های سرمایه‌‏ای و کاهش وابستگی اعتبارات هزینه‌‏ای به نفت.

تجزیه و تحلیل
اگر بخواهیم هدف و مقصود این لایحه را به بیان ساده بررسی کنیم، عبارت از آن خواهد بود که دولت می‌‏خواهد «یارانه‌‏هایی» را که به برخی از اقلام اساسی چون نفت، گاز، ‌‏برق، ‌‏آب و غیره می‌‏پردازد و اکنون به رقم قابل توجهی رسیده و به قول رئیس کل بانک مرکزی هر روز که می‌‏گذرد، چون بهمن عظیمی بزرگ‌‏تر و بزرگ‌‏تر می‌‏شود، حذف کرده و برای گروه‌‏ها و اقشار ضعیف‌‏تر که عمدتاً از این یارانه‌‏ها بهره‌‏مندی کمتری دارند، به مصرف برسانند. به عنوان مثال یارانه تخصیص به برق یا بنزین را که عمدتاً و اغلب توسط اغنیا و دهک‌‏های بالای درآمدی مصرف می‌‏شود، ‌‏به قیمت واقعی و هزینه تمام شده به آنها بفروشد و مابه‌‏التفاوت وجوه حاصل از آن را به دهک‌‏های پایین جامعه در قالب پرداخت نقدی، سهام، تأمین اجتماعی پرداخت نماید. بنابراین اهداف دولت از اجرای این طرح موارد ذیل است:
1.توزیع عادلانه وهدفمند یارانه‌‏ها: یعنی اگر قرار است یارانه‌‏ها در جامعه توزیع شود باید به هر فرد به اندازه سهم خود عادلانه پرداخت شود. در حال حاضر یارانه‌‏ها بیشتر توسط اغنیا مصرف می‌‏شود.
2.جلوگیری از اسراف و بزرگ‌‏تر شدن میزان یارانه: تخصیص یارانه‌‏ها به شکل فعلی و مصرف بیش از اندازه (عمدتاً‌ دهک‌‏های بالا) باعث بزرگتر شدن حجم و میزان یارانه‌‏ها گردیده است. لذا در آینده این خطر وجود دارد که با حجیم‌‏تر شدن آن، بخش عمده درآمدهای دولت به این بخش اختصاص یابد. لذا قبل از رسیدن به نقطه بحرانی باید آن را تدبیر کرد.
3.ایجاد رقابت سالم اقتصادی و جلوگیری از رانت‌‏خواری: شکل موجود توزیع یارانه‌‏ها باعث سوء مصرف، فساد و ناکارآمدی و تنبلی برخی دستگاه‌‏ها در رقابت سالم با دیگران گردیده است. تغییر شرایط موجود و اصلاح نظام کنونی فضای سالم‌‏تر و بهتری برای فعالیت اقتصادی و نوآوری ایجاد می‌‏کند.
روش‌‏های اجرایی لایحه تحول
هر چند در مورد روش‌‏های اجرایی و عملیاتی در این لایحه به صورت کلی اظهار نظر گردیده و از بیان روش‌‏های دقیق و عینی پرهیز گردیده است، لیکن به نظر می‌‏رسد دولت در اجرای لایحه مذکور گام‌‏های زیر را مد نظر قرار خواهد داد:
نخست: یارانه‌‏های انرژی مانند سوخت... را حذف و قیمت تمام شده آنها را از مصرف‌‏کنندگان خواهد گرفت. به عنوان مثال دولت از سال 88 قیمت بنزین، برق و ... را به قیمت تمام شده یعنی حدوداً‌ 400 تومان بنزین و ده برابری قیمت برق (یعنی چهار هزار تومان فعلی به 40 هزار تومان) افزایش خواهد داد.
سپس، وجوه حاصله از این افزایش قیمت‌‏ها که امروزه چیزی بالغ بر 90 هزار میلیارد تومان تخمین زده می‌‏شود به دهک‌‏های پایین جامعه شامل کارگران, کشاورزان, بیکاران، مستمری‌‏بگیران و .... تخصیص می‌‏یابد. یعنی با اجرای این برنامه هر کالایی به قیمت تمام شده و منطقی ناشی از آن فروخته می‌‏شود. لذا هر کس که بیشتر مصرف می‌‏کند، پول بیشتری می‌‏دهد. در مرحله سوم، دولت با اخذ مابه‌‏التفاوت آن، مبالغ دریافتی را به حساب اقشار ضعیف و آسیب‌‏پذیر که از افزایش قیمت‌‏ها متضرر می‌‏شوند، پرداخت خواهد کرد.
ابهامات روش‌‏های اجرایی این طرح
اینکه این طرح چگونه عملیاتی خواهد شد که کمترین ابهام و آسیب را تولید کند، ‌‏مورد مناقشه و جدال جدی مخالفان و موافقان لایحه است. از جمله ایراداتی که مخالفان اجرای لایحه بیان می‌‏دارند، موارد زیر است:
1. حذف یارانه‌‏های انرژی به یک‌‏ّباره، باعث شوک تورمی 50 تا 500 درصدی می‌‏شود. یعنی وقتی که بنزین 100 تومانی به 400 تومان و سایر اقلام و کالاها نیز به قیمت تمام شده فروخته شود، تورم وحشتناکی در جامعه ایجاد شده و قیمت همه اجناس و کالاها افزایش شدید خواهد یافت. این شوک و جراحی می‌‏تواند عصیان و شورش عمومی را در پی داشته وکنترل و مهار آن از دست دولت خارج شود. دولت برای این بخش چه تدبیری دارد؟
2. بر فرض که یارانه‌‏ها حذف و هیچ اتفاق اجتماعی و سیاسی در جامعه روی ندهد،‌ وجوه حاصله از اجرای این لایحه چگونه تأمین و توزیع خواهد شد؟ یعنی دولت آیا قبل از اجرای لایحه باید وجوه احتمالی حاصله از حذف یارانه‌‏ها را جای دیگر تأمین و به خانوارهای هدف بپردازد؟ یا آنکه نخست یارانه‌‏هارا حذف و پس از اخذ فروش کالاها به قیمت تمام شده، وجوه حاصله آنها را به حساب خانواده‌‏ها هدف واریز کند؟ در صورت نخست این پول را از کجا باید تامین کند و اگر لایحه در اجرا دچار مشکل شد، پول واریز شده به حساب خانواده‌‏های هدفمند چگونه عودت خواهد شد؟ و نهایت آنکه اگر دولت مردم را منتظر اجرای لایحه و اخذ وجوه حاصله کند، آیا جامعه تحمل یک ماهه یا سه ماهه تورم شدید را دارد تا وجوه حاصله از آن به حسابشان واریز شود؟
3. فرض سوم مبتنی بر آن است که چنانچه مراحل قبلی به خوبی پیش رفته و وجوه حاصله نیز تامین گردد، این مبلغ (60درصد) چگونه و تحت چه ضوابطی و با چه معیارهایی در اختیار افراد وخانواده‌‏ها قرارمی‌‏گیرد. خانواده‌‏های هدف چه کسانی هستند؟ چه کسانی بیش‌‏ترین آسیب را از افزایش قیمت‌‏ها و حذف یارانه‌‏ها خواهند دید؟ روش پرداخت این وجوه به افراد خانواده‌‏ها به صورت مستقیم چگونه است و چه پیامدهایی دارد؟
پیامدهای اجتماعی لایحه تحول
علاوه بر موارد فوق اشکالاتی دیگری نیز مطرح است. در حالی که طراحان و مجریان لایحه تدابیر و راه‌‏کارهای روشنی در این خصوص ارایه نکرده‌‏اند.
مهم‌‏ترین پیامدهای سیاسی، اجتماعی احتمالی اجرای لایحه:
با توجه به مطالبی که مطرح شد، اجرای این لایحه می‌‏تواند دو حالت داشته باشد. حالت اول اجرای صحیح، دقیق و موفقیت‌‏آمیز لایحه است که در این صورت جامعه به ثبات واقعی و فضای سالم رقابت‌‏آمیز اقتصادی رسیده و پس از مدتی بسترهای لازم برای رشد و توسعه اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت در جامعه فراهم خواهدشد. این هدف، آرزوی دیرینه بسیاری از فعالان اقتصادی و سیاسی است.
حالت دوم آن است که اجرای لایحه در عمل با مشکلات و موانعی روبرو گردد. یعنی شوک شدید تورمی باعث نارضایتی، اغتشاش و آشوب‌‏های شهری شده و دولت مانند آنچه که در مورد "قانون مالیات بر ارزش افزوده" پیش آمد، به دلیل فشار سیاسی و امنیتی از اجرای لایحه منصرف گردید، و آن را معلق نماید. در این صورت خسارات سیاسی، امنیتی و اجتماعی غیرقابل اجتنابی بوجود خواهد آمد که امکان ترمیم و اعاده آن دشوار خواهد بود. با توجه به به فرضیه‌‏های فوق در بدترین حالت یعنی اجرای ناموفق یا اجرای ناقص آن مشکلات و پیامدهای سیاسی، امنیتی آن به شرح زیر خواهد بود:
1.شوک ناشی از تورم شدید باعث شورش، اغتشاش، تظاهرات در شهرها مخصوصاً‌ کلان‌‏شهرها شده و خسارات مادی ومعنوی به همراه خواهد داشت.
2.زندگی اقشار مختلف مردم مخصوصاً‌ طبقه متوسط که کمتر از وجوه حاصله بهره‌‏مند می‌‏شوند تحت تاثیر تورم قرار گرفته و زمینه‌‏های فساد، ناهنجاری، جرم در جامعه افزایش خواهد یافت.
3.اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی که رکن اساسی پیوند میان دولت و مردم است به شدت آسیب دیده و ناهنجاری‌‏های اخلاقی، اجتماعی پیامد آن خواهد بود.