تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۷۸۵۶۷

مسعود حبیبی قهرمان‌‌نژاد
خودآزمایی اسرائیل از عملیات مخدودش در طی «دومین جنگ لبنان» در تابستان گذتش، 3 فرمانده عالی در زنجیره فرماندهی نظامی را مقصر شناخت. ولی افسران ارشد اسرائیلی بطور غیررسمی به نشریه SW&ST گفتند که داستانی عمیق‌تر در مورد حسادت حرفه‌ای و خیانت دیوانسالارانه جود دارد.
گزارش اولیه کمیسیون وینوگراد از ایهود اولمرت نخست‌وزیر، امیر پرتز وزیر دفاع و سپهبد دنی هالوتز رئیس‌ ستاد مشترک برای آشفتگی حاصله از نخستین جنگ بزرگ اسرائیل در 25 سال گذشته انتقاد کرده است.
افسران ناراضی اعلام کرده‌اند که هالوتزِ اخیراً بازنشسته شده (نخستین رئیس ستاد مشترک اسرائیل که از نیروی هوایی انتخاب شده بود) از پشتیبانی مناسبی از سوی مقامات ارشد نیروی زمینی برخوردار نبود. بویژه در تخمین توانایی‌های نیروی زمینی، زمانی که درگیری‌ها از جنگ هوایی برعلیه موشک‌های برد بلند و خطوط مواصلاتی از [سوی] سوریه و ایران به جنگ زمینی بر علیه سنگرهای حزب‌الله که صدها موشک برد کوتاه را از مواضع حفر شده در طول مرز با اسرائیل، شلیک می‌کردند. خلبانان نیروی هوایی اسرائیل با غرور اشاره می‌کنند که هیچ آسیبی از سوی موشک‌های بزرگتر یا بر بیشتر [حزب‌‌الله به اسرائیل] وارد نشد!
به گفته یک ژنرال نیروی هوایی [اسرائیل] «دنی هالوتز به این خاطر رئیس ستاد نشد که یک رزمنده باشد. این شغل با اندیشه تسهیل مسائل نظامی، کارآمدتر کردن و تغییر در سرمایه‌گذاری از نیروهای سنگین زمینی به امکانات هوایی که از توانایی‌های برد بلند مورد نیاز برای پدافند بر علیه موشک‌های بالستیک را تأمین کند، به او داده شد. زمانی که زد و خوردهای لبنان آغاز شد، او مشاوره‌های عملی مورد نیاز در مورد نحوه اجرای جنگ زمینی را به دست نیاورد. فرماندهان ارشد نیروی زمینی فقط عقب ایستادند و اجازه دادند که او هر چه عمیق‌تر با مشکلات درگیر شود».
در نبرد طولانی دیوانسالارانه، نیروی زمینی چیزی را که می‌خواست بدست آورد. به گفته [همان] ژنرال، «آنها برای دستکم یک دهه، انتصاب یک ژنرال نیروی هوایی را به ریاست ستاد مشترک مورد بررسی قرار نخواهند داد و [یک ژنرال نیروی هوایی] برای مدت بسیار طولانی‌تری به این سمت منصوب نخواهد شد»
تغییر جهت [در مورد سرمایه‌گذاری‌های نظامی] پیش از جنگ اسرائیل [با لبنان] مورد نیاز بود. زیرا که حزب‌الله به موشک‌ها، سلاح‌های ضد تانک و هواپیمای بدون خلبان مجهز بود، در ضمن سرگرم توسعه موشک‌های برد بلند و تکنولوژی‌های موشکی است که اسرائیل نگران عملیاتی شدن آنها است.
به گفته یک مقام ارشاد اسرائیلی، طراحان نظامی اسرائیل به ویژه نگران آن هستند که شبکه‌های درهم تنیده موشکی و پدافند هوایی [اسرائیل] ممکن است بوسیله هدف قرار گرفتن آسیب‌ دیده و یا احتمالاً کور شوند. در نتیجه [فرماندهان] نیروهای نظامی اسرائیل تصمیم گرفتند که هواپیماهای سرنشین‌دار بیشتری را برای مدت طولانی‌تری در خدمت نگاه دارند و شبکه‌های محلی جایگزین [شبکه مرکزی] را که بتوان آنها را سریعآً بر پا کرد ایجاد کنند تا بتوانند برای جمع‌آوری اطلاعات و انجام حملات هوایی در حین جنگ عمل کنند.
رفرم‌های عملیاتی، خریدهای تسلیحاتی و مدیریتی هالوتز، مخالفت‌ها در نیروی زمینی را که قبلاً از پیشرفت نیروی هوایی به سمت نیروی برتر [در میان نیروهای مسلح اسرائیل] احساس خشم می‌کردند،‌ تشدید کرد. [وجود احساس] خشم و فقدان مشاوره‌های حیاتی در گزارش وینوگراد منعکس شده و [در این گزارش] اشاره شده که انجام عملیات نظامی نیروی زمینی، زمینه‌ای است که کمیسیون با جزئیات بیشتری در مورد آن گزارش خواهد کرد.
بنا به گزارش، «اعضای ستاد مشترک نیروهای مسلح اسرائیل که با تخمین‌‌های اطلاعاتی در رابطه با جبهه لبنان و کمبودهای جدی در [مورد] آمادگی و آموزش [نیروهای اسرائیلی] آشنا بودند، بر اینکه این ملاحظات می‌بایستی در [بکارگیری] نیروی زمینی مورد توجه قرار گیرند، پافشاری نکردند و به رهبران سیاسی در رابطه با ایرادات تصمیم‌گیری اخطار نکردند».
در هر حال، گزارش اشاره دارد که تمرکز هالوتز بر اصلاحات، همراه با مخالفت نیروی زمینی ممکن است برای کارشکنی در فعالیت‌های جنگی ترکیب شده باشند. گزارش در مورد اینکه «نیروهای مسلح اسرائیل برای این جنگ آماده نبودند»، مخالفت است.
«برخی از نخبگان سیاسی و نظامی در اسرائیل به این جمع‌بندی رسیده بودند که اسرائیل در ورای عصر جنگ‌ها قرار دارد. [لذا]‌ نتیجه‌گیری حاصل آن بود که چالش‌ اصلی پیش روی نیروی زمینی جنگ‌های کم شدت نامتقارن است. با توجه به این فرض،‌ نیروهای مسلح اسرائیل نیازی به آمادگی برای «جنگ‌های واقعی» را نداشت».
گزارش وینوگراد بخشی از انتقاد در مورد مشکلات نظامی در لبنان را مربوط به تصمیمات اتخاذ شده، بسیار پیش از رئیس ستاد شدن هالوتز می‌داند.
بنا به گزارش «کمبودها در آمادگی و آموزش نیروی زمینی، دکترین عملیاتی و کاستی‌های گوناگون در ساختار و فرهنگ سازمانی، یقیناً مسئولیت فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی وقت، سال‌ها پیش از‌ آغاز بکار نخست‌وزیر کنونی، وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک بود. فقدان آمادگی در ضمن به دلیل قصور در نوسازی [نیروهای مسلح] و مباحث جامع در دکترین استراتژی امنیتی استوار بود».
کمیسیون در ضمن اشاره کرد که «ضعف کار ستاد عالی ارائه شده به رهبری سیمر باعث شد که مقامات ارشاد [سیاستمداران بدون آگاهی از نارسایی‌های جدی در زمینه آمادگی و تمرینات، اجازه «حملات فوری نظامی را صادر کنند که به حد کافی مورد بررسی قرار نگرفته بود و متحمل اعتماد بیش از اندازه به قضاوت تصمیم‌گیران ارشد شوند».
این گزارش مقدماتی، در حالی که از [ارائه] جزئیات اجتناب می‌کند، چندین جمع‌بندی مهم انجام می‌دهد و در اصل آن، 3 مقام اصلی را مقصر می‌داند. کمیسیون ادعا می‌کند «تصمیم به انجام واکنش‌ها با [انجام] حملات فوری شدید، براساس یک طرح نظامی دقیق، جامع و مصوب مبتنی بر مطالعات دقیق از ویژگی‌های پیچیده لبنان نبود».
یک بررسی دقیق‌تر می‌توانست آشکار کند که هر امتیاز سیاسی ـ بین‌المللی اندک خواهد بود؛ که هر حمله نظامی می‌تواند منجر به حملات موشکی به جمعیت غیرنظامی شمال اسرائیل شود؛ و اینکه عملیات دیرهنگام زمینی برای اشغال مناطق پرتاب موشک، دارای هزینه زیاد و پشتیبانی عمومی اندک خواهد بود.
بر طبق گزارش، «این مشکلات بطور صریح برای رهبران سیاسی، بیش از اتخاذ تصمیم به حمله آشکار نشد. پشتیبانی هئیت وزیران برای این حرکت، تا حدودی به دلیل ابهام در تعیین اهداف و شیوه‌های عملیاتی بود. وزرا به یک طرح مبهم رای داند. آنها اجازه عملیات نظامی، بدون در نظر گرفتن چگونگی خروج از آن را دادند».
گزارش وینوگراد سرزنش اصلی را متوجه سه رهبر ارشاد می‌نماید، ولی به بعضی دلایل بسیار پیچیده‌ای برای اشتباهات اشاره می‌کند.
«ما این سه نفر را برگزیدیم. زیرا احتمال دارد که اگر هر کدام از آنها عملکرد بهتری داشتند، تصمیمات و شیوه‌ای که آنها انتخاب کردند و نیز نتیجه جنگ می‌توانست بسیار بهتر باشد.
بر طبق گزارش، اولمرت، علی‌رغم نداشتن یک طرح جامع نظامی، با شتاب تصمیم‌گیری کرد. نخست‌وزیر در ضمن، وقتی آشکار شد که فرض‌ها و انتظارات از اقدام نظامی واقعی نبودند، نتوانست طرح‌ها را تغییر دهد.
پرتز به دلیل عدم آگاهی و تجربه در موضوعات سیاسی ـ نظامی و دولتی، بویژه در اصول اولیه استفاده از قدرت نظامی برای دستیابی به اهداف سیاسی، مورد انتقاد قرار گرفت.
هالوتز ـ کسی که به عنوان منبع اطلاعات در مورد نیروی زمینی در نظر گرفته می‌شد، ولی خود او متکی به رهبری نیروی زمینی برای اطلاعاتش بود ـ اکثر انتقادات را به خود جلب کرد. او و ارتش برای ترک خدمت سربازان، علی‌رغم اخطارهای مکرر، آمادگی نداشتند. او به سیاستمداران در مورد کمبودها و [عدم] آمادگی و انطباق نیروهای مسلح [اسرائیل] برای عملیات گسترده زمینی، اخطار نداد».
بنا به گزارش، ‍ هالوتز در ضمن به عنوان مسئول سوق دادن اولمرت به پرتز به «اعتقاد به اینکه ارتش اسرائیل آمادگی داشته و دارای طرح ـ‌های عملیاتی مناسب وضعیت است» عنوان شد. او «در انجام وظایفش به عنوان فرمانده کل ارتش شکست خورد و مشکلات در حرفه‌ای‌گری، مسئولیت و قضاوت را به نمایش گذاشت.