تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۷۸۵۹۸

توربوکاپیتالیسم، حیله‌ای نوین
کاپیتالیسم یا توربوکاپیتالیسم نظامی است که روند آمریکاگرایی را به عنوان یک پدیده سریع و غیرقابل تغییر بر دنیا تحمیل می‌کند. در مورد ویژگی‌های این نظام کتابی نیز توسط انتشارات «اودیل جاکوب» به چاپ رسیده است.
نام این کتاب «توربوکاپیتالیسم» است و توسط یک متخصص آمریکایی و بنیانگذار چندین شرکت تجاری و نظریه‌پرداز چیزی که خود آنرا «توربوکاپیتالیسم» می‌نامد، نوشته شده است. او که از منظری کاملا متفاوت با ما به نظام آمریکا می‌نگرد، تحلیل مشابه تحلیل ما، از آن ارائه می‌دهد ولی تحلیل وی برای تمجید از این نظام و ارائه پیشنهادی برای جهانی شدن آن می‌باشد.
این دو تحلیل بیانگر دو دیدگاه متفاوت در توصیف یک پدیده واحد هستند. من از تمام کسانی که مایلند معنا و مفهوم جنبش تاریخی عصر حاضر را درک کنند، تقاضا می‌کنم کتاب «توربوکاپیتالیسم» نوشته «ادوارد ان. لوتواک» را بخوانند تا دریابند از هر نقطه نظری که به نظام آمریکا بنگریم - انتقادی یا ستایش‌آمیز - به یک نتیجه واحد خواهیم رسید.
اینک به بیان موضوعاتی خاص از دیدگاه این کتاب خواهیم پرداخت:
1- تعریف نظام
صفحه 40:
یک مفهوم مهم مبنای قانون شماره یک «توربوکاپیتالیسم» آمریکا را تشکیل می‌دهد؛ نظر کتاب مقدس و گفته‌های عیسی مسیح هرچه که باشد، داشتن ثروت منافاتی با تقوا و پرهیزگاری ندارد. برعکس، داشتن ثروت نشانه رحمت و برکت الهی است.
صفحه 44:
به همان اندازه که توانایی ثروت‌اندوزی به قداست نزدیک است، ناتوانی در خلاص شدن از چنگال فقر، بوی گناه و معصیت می‌دهد.
صفحه‌ی 130:
افزایش بیش از حد درآمد به واسطه اخراج کارکنان مسیر می‌شود.
صفحه‌ی 50:
این الگو به صورت زیر خلاصه می‌شود: خصوصی‌سازی + حذف مقررات تجاری + جهانی شدن = توربوکاپیتالیسم = پیشرفت
صفحه 53:
طرفداران این نظام به عبارت «بازار آزاد» بسنده می‌کنند ولی منظور آنها از این عبارت چیزی غیر از توانایی خرید و فروش است. آنها تنها به دنبال یک الگو هستند و از آن پیروی می‌کنند که همانا الگوی شرکت خصوصی، آزاد از هرنوع کنترلی از سوی دولت یا سندیکاها، رها از ملاحظات احساساتی در مورد سرنوشت کارکنان یا تجمعات محلی، ناآشنا با موانع گمرکی و معاف از مالیات است. چیزی که آنها بر آن تاکید می‌کنند خصوصی‌سازی در تمام زمینه‌ها و تبدیل شدن تمام موسسات اعم از دانشگاه‌ها، زندان‌ها، کتابخانه‌ها، مدارس ابتدایی، آسایش گاه‌های سالمندان و غیره به شرکت‌های درآمد‌زا است.
صفحه 150:
جنبش خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی به منظور افزایش توان آنها یکی از اهداف می‌باشد. تحلیلگران، اخراج‌های دسته‌جمعی کارکنان را یکی از شاخص‌های مدیریت صحیح می‌دانند.
صفحه 112:
مطابق نظریه‌های جدید، شرکتی که باعث ایجاد شغل می‌شود، غلط اداره می‌وشد چرا که این کار باعث کاهش سود دهی خواهد شد.
صفحه 114:
از این مقایسه یک چیز مشخص می‌شود: هرجا سرمایه سودرسان باشد، کار کم است و برعکس هرجا سرمایه سود چندانی نداشته باشد کار فراوان است.
صفحه 112:
می‌بینیم نمونه‌های موفقیت‌آمیز در مورد صادرات تکنولوژی برتر امریکا بویژه در بخش اطلاع‌رسانی بسیار زیاد بوده است و درستی و صحت آزاد‌سازی تبادلات - یعنی تلاش امریکا برای یکی کردن اقتصاد جهانی از طریق برداشتن کلیه موانع موجود بر سر راه تجارت، سرمایه‌گذاری یا اخراج کارکنان - به همه ثابت شده است. در مقابل طبق روشن‌ترین برآوردها، از دست دادن حدود دو میلیون شغل بر اثر واردات در سایر بخش‌ها قابل اغماض است چرا که این شغل‌ها پائین‌ترین شغل‌ها هستند.
صفحه 25:
توربوکاپیتالیسم در جهت حذف امتیازات، نه تنها باعث ناراحتی کارگران خواهد شد، بلکه تاجران خرده پا نیز که از انحصار محلی برای توزیع تولیدات خود سود می‌بردند، با زیاد شدن سوپرمارکت‌ها یا فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای به ورشکستگی کشیده شده و از این سیستم ضربه خواهند دید.
2- عدالت اجتماعی و سود اقتصادی
صفحه 279:
طبیعتا ممکن است تقسیم درآمدها بسیار نابرابر صورت گیرد. مثلا در آمریکا در سال 1970 درآمد خانواده‌ها غنی یعنی 5% کل جمعیت این کشور، 16 تا 15 درصد کل درآمدها بوده است. این رقم در اوایل دهه بعد به 18 تا 17 درصد و در سال 1996 به 4/21 درصد رسید.
صفحه 150:
در فرانسه و ایتالیا که بخ
ش دولتی کنترل کل اقتصاد را به عهده دارد، خصوصی‌سازی سود قابل ملاحظه‌ای به همراه خواهد آورد. نتایج این کار برای تولید ناخالص مالی بسیار مفید و برای بازار کار بسیار مخرب خواهد بود.
صفحه 153:
تعدیل نیروی کار باید با راهکارهای زیر صورت گیرد: 10 تسهیل اخراج کارکنان (اطلاع از قبل را به یک ماه کاهش دهیم) 2- پرداخت غرامت‌های کمتر 3- محدود کردن مرخصی با حقوق و 4- کاهش بهای اضافه‌کاری
صفحه 93:
مسوولین شرکت‌هایی که با دایمی کردن آموزشها جلوی اخراج کارکنان را می‌گیرند و از این طریق به توسعه توانایی‌های کارکنان کمک می‌کنند، اشتباه جبران‌ناپذیری را مرتکب می‌شوند. این عمل آنها ناشی از احساسات زنانه است. اینگونه احساسات در دنیای نئوداروینیمسی‌ها جایی ندارند.
صفحه 88:
شرکت هواپیماسازی بوئینگ با کاهش کارکنان در تمام سطوح (از کارکنان بخش مونتاژ گرفته تا دفتر تحقیق و سرویس‌های اداری و غیره...) موفق شد بین سال‌های 1992 و 1996 از شر 45 هزار تن از کارکنانش خلاص شود و وال استریت دریافت که کاهش هزینه‌های تولید با افزایش فروش در بازارهای هواپیمایی غیرنظامی همراه است.
3- جهانی شدن
صفحه 19:
کل دنیا محکوم به پذیرش الگوی جدید اقتصادی است که توسط آمریکا ابداع شده است.
صفحه 30:
وظیفه اصلی جهانی شدن از حالت محلی درآوردن تولیدات است تا افزایش آن. از این پس هر نوع نقل و انتقال بین‌المللی احتیاج به تبادل ارز و گاهی اوقات سایر عملیات‌های مالی دارد و در نتیجه ورود توربوکاپیتالیسم در همه جا با رشد بخش مالی و بورسی همراه است که هیچ ارتباطی با توسعه اقتصاد «واقعی» شرکت‌ها، کارخانه‌ها یا فروشگاه‌ها ندارد.
4- پیامدهای فرهنگی
صفحه 131:
بیایید به جای پرداختن به فیلم‌های هالیوود که فقر را به رنگ پوست انسان‌ها ارتباط می‌دهد نگاهی به آمار و ارقام بیاندازیم، در سال 1996 در آمریکا از 36،529،000 فقیری که به طور رسمی شمارش شده‌اند، 24،650،000 نفر آنها سفید پوست و 9،694،000 نفر بقیه سیاه‌پوست بوده‌اند. از بین سفیدپوستان 16،267،000 نفر غیر اسپانیایی بوده‌اند.
صفحه 227:
حقوق شصت میلیون کارمند امریکایی در سال‌های 1970 که هنر اقتصاد دارای قواعد و مقررات بود، بسیار بالاتر از حالا بود. امروزه 17 میلیون کارمند تمام وقت (40 ساعت در هفته، 50 هفته در سال) زیر خط فقر زندگی می‌کنند.
صفحه‌ 100:
وجود این اقتصادی دلیل موجهی برای نرخ بالای جرم و جنایت در آمریکا و وجود «مناطق ممنوعه» در بسیاری از شهرهای این کشور است.
صفحه 21:
بین این شصت میلیون آمریکایی که شانس کمتری دارند تعداد زیادی پس از آنکه کارشناسان را در صنایع یا بخش خدمات از دست داده‌اند مجبور شده‌اند به کارهای کم‌ درآمد و موقتی نظیر خرید و فروش، سرایداری، پیش خدمتی در رستورانها، انبارداری، رفتگری و غیره رو بیاورند. این ناپایداری و سیر نزولی باعث شده طبقه‌ پائین کارگران از دنیای کار طرد بشوند. طبق جدیدترین آمارها، حدود 8/1 میلیون از این افراد در زندان‌ها به سر می‌برند. به این تعداد باید رقم 7/3 میلیون نفر را که در آزادی مشروط به سر می‌برند یا در انتظار محاکمه هستند، اضافه نمود، بدین ترتیب تعداد کل مجرمان آمریکا به 5/5 میلیون نفر یعنی 8/2 درصد جمعیت این کشور بالغ می‌شود. این رقم دو برابر تعداد مجرمان در سال 1980، زمانی که توربوکاپیتالیسم هنوز مراحل اولیه ظهورش را طی می‌کرد، می‌باشد.
صفحه 86:
در سال 1995، 9/4 میلیون آمریکائی تحت کنترل قضایی بودند. از این تعداد 8/2 میلیون نفر به مجازات‌های تعلیقی محکوم شده بودند و 671،000 نفر در آزادی مشروط به سر می‌بردند، 958،704 نفر در زندان‌های دولتی، 95،034 نفر در زندان‌های فدرال و 446،000 نفر در زندان‌های محلی محبوس بودند. این ارقام بدان معنا هستند که از هر 189 نفر یک نفر در زندان به سر می‌برده که افزایش قابل توجهی نسبت به رقم 480/1 در سال 1980 را نشان می‌دهد. از آن زمان به بعد این رقم همواره افزایش داشته به نحوی که در سال 1997 تعداد مجرمین در آمریکا به 5/5 میلیون نفر رسید.
از این پس امریکایی‌ها از ابعاد عظیم این «بلوای» دایمی و آمار 8 میلیون فقره دزدی کوچک، سه میلیون فقره دزدی مسلحانه، 6/1 میلیون فقره دزدی اتومبیل، یک میلیون فقره حمله مسلحانه، 639 هزار فقره کلاهبرداری، 102 هزار فقره تجاوز و 23 هزار فقره قتل، که تازه‌ترین آمار جرم و جنایت در آمریکاست. متعجب نمی‌شوند. این آمار نشان می‌دهد هر سال 6 تا 10 درصد بر میزان جرم و جنایت در حومه شهرهای بزرگ و در شهرهای کوچک که در گذشته بسیار امن بودند، اضافه می‌شود.
FBI ، پلیس فدرال آمریکا، هر 22 دقیقه یک فقره قتل، هر پنج دقیقه یک فقره تجاوز، هر 49 ثانیه یک فقره دزدی، هر سی ثانیه یک فقره حمله مسلحانه و در ده ثانیه یک فقره دزدی مسلحانه را گزارش می‌کند.
صفحه 138:
قاچاق مواد مخدر در سال 1987 درآمدی حدود 12500 دلار داشته ولی اکنون به سودآورترین شغل بدل شده است. به عبارت دیگر، اطلاعات قابل دسترسی به خوبی نشان می‌دهند کسانی که درگیر قاچاق مواد مخدر هستند، بهترین و عاقلانه‌ترین راه را برگزیده‌اند و کسی نمی‌تواند با سند و مدرک خلاف این امر را ثابت کند.
صفحه 138:
در واقع هر کشور توسعه یافته‌ای مجبور است «طبقه‌ی خطرناکی» از بیکاران داشته باشد. اما با چه سرعتی باید این طبقه را ایجاد کرد؟ با همان سرعتی که خدمات دولتی به بخش‌های خصوصی واگذار می‌شوند. در غیر این صورت این کشورها منابع درآمدشان را از دست می‌دهند و در بازار آزاد جهانی و مدرن امروزی جایی نخواهند داشت.
صفحه 137:
حتی جرم و جنایت هم یک عملکرد اجتماعی به شمار می‌آیند و نه تنها قابل سرزنش نیستند بلکه بیانگر یک انتخاب عقلانی از سوی انسان‌ها هستند. تحقیقی که در نیویورک درباره مواد مخدر صورت گرفته و مفصلا به بررسی و تحلیل احکام قضایی در این مورد می‌پردازد، طرز فکر کنونی درباره مواد مخدر را بی‌ارزش معرفی می‌کند. طبق نتیجه‌گیری نهایی این تحقیق که به شیوه‌ای بسیار محکم و مستدل بیان شده، قاچاق باعث ایجاد مشاغل زیادی شده و امکان سرمایه‌گذاری‌های سودآور را فراهم می‌آورد. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که کارفرمایان و کارکنانی که در این کار فعالیت دارند، تحلیل درستی از شرایط موجود دارند. این تحقیق به موارد مربوط به یازده هزار قاچاقچی دایمی و سیزده هزار قاچاقچی موقتی می‌پردازد. در کل درآمد، خالص قاچاقچیان امریکا بالغ بر سیصد میلیون دلار است. البته این درآمد با خطر مرگ یا جراحت شدید در صحنه رقابت فشرده در این کار یا خطر دستگیر و محکومیت، همراه است.
صفحه 41:
آنهایی که درآمد بسیار زیادی دارند تنها به دلیل مهارتشان مورد احترام نیستند بلکه دلیل این احترام دانش آنها نیز می‌باشد. اغلب از آنها خواسته شده است در مورد مسایل روز و حتی مسایلی که از زمینه کاری آن‌ها بسیار دور است، مانند مسایل فرهنگی اظهارنظر کنند. مثلا در سال 1997، بیل گتس قهرمان بازاریابی رایانه و جورج سورس، قهرمان سوداگری و سفته‌بازی ارز، در مورد مسایل مختلف و متنوعی از جمله آینده آموزش و پرورش، قانونی کردن مواد مخدر و غیره در مطبوعات به اظهارنظر پرداختند. مخاطبان آنها مطمئن بودند که دانش آنها با درآمد سرشارشان برابری می‌کند. این مسائل به قانون شماره یک توربوکاپیتالیسم در مورد مشروعیت اخلاقی ثروت اندوزی مربوط می شود. آنهایی که در آمد زیادی دارند به خاطر حرص و طمع، توجه و احترام دیگران را از دست نمی دهند. این امر برای ثروتمندان یک امر مقدس به شمار می رود.
3- بر سر دو راهی
صحفه‌ی 296:
رها کردن افسار نظام توربوکاپیتالیسم به شیوه‌ی آمریکایی و انگلیسی آن باعث نابرابری در آمد‌ها می شود ولی در عوض رشد اقتصادی چشمگیری را به همراه می آورد. مقاومت در برابر توربوکاپیتالیسم از طریق حمایت از کارمندان، وضع مقررات تجاری دست و پاگیر و تقویت بخش دولتی، باعث دلسردی شرکتهای تجاری شده و ابداعات فنی را متوقف می‌کند این کار باعث کاهش رشد اقتصادی و افزایش بیش از حد بیکاری می شود.
توسعه‌ی آزاد و بی‌مانع توربوکاپیتالیسم باعث می‌شود یک اقلیت ناچیز در آمد سرشاری داشته بشاند ولی توده ‌های عظیم مردم در فقر و بیچارگی غوطه ور شوند و شور شیانی به وجود آینده که دیگر به هیچ قانونی احترام نمی گذارند. در این صورت تنها به روابط اجتماعی لطمه وارد نمی آید بلکه روابط خانوادگی هم سست و بی بنیاد خواهد شد.
صفحه‌ی 297:
در این دو راهی دشواری است که امروزه جلوی روی انسانها قرار گرفته است. تاکنون هیچکدام از دولت‌های غربی، ایده ای که بهتر از گسترش توربوکاپیتالیسم باشد، ارائه نکرده اند. توسعه‌ی توربوکاپیتالیسم امید به رشد سریعتر و حل همه مشکلات را نوید می دهد. البته توربوکاپیتالیسم دره ی موجود میان قهرمانان و ناامیدان را عمیق تر می کند. در این نظام همه چیز روال منطقی خود را طی می‌کند ولی متاسفانه قدرتهای غالب سیاسی نمی خواهند این وضعیت را بپذیرند.
وقتی توربوکاپیتالیسم را با نظام مرده‌ی اقتصادی کمونیست‌ها و شکستهای ناشی از ناسیونالیسم اقتصادی مقایسه می کنیم، می بینیم این نظام از نقطه نظر مادی از بقیه کاملا برتر است و به رغم لطماتی که به جامعه خانواده و فرهنگ وارد می‌کند، از نقطه نظر اخلاقی نیز در سطح بسیار پایینی قرار ندارد. ولی با این وجود، اگر توربوکاپیتالیسم قلمرو خود را به همه ی زمینه‌ها از ورزش گرفته تا هنر و اقتصاد، گسترش دهد نمی تواند ادعا کرد که بشریت به تکامل دست یافته است.          ادامه دارد ...