تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۷۸۶۱۹

جاوید قربان‌اوغلی
غزه پس از تحمیل چندین ماه محاصره از سوی رژیم صهیونیستی "مرگ تدریجی" یک و نیم میلیون سکنه خود را تجربه می‌کند و جهان نظاره‌گر مرگ کودکانی است که هیچ تقصیری ندارند جز اینکه "فلسطینی"اند و در این سرزمین زاده شده‌اند.
در این فاجعه چه کسی مقصر است؟
اسرائیل که با قلدری درحال اجرای نقشه نابودی قطره‌چکانی یک ملت است و به نداهای انسان‌دوستانه مردم جهان از مسلمان و مسیحی و یهودی و بی‌دین پوزخند زده و تلاش‌های آنان را برای رساندن آذوقه و دارو به ملتی که در زندان بزرگی به نام غزه گرفتار شده‌اند، ناکام می‌گذارد و با ناوهای جنگی راه را بر کشتی‌های حامل آذوقه به این ملت دربند، سد می‌کند.
جهان به اصطلاح متمدن غرب به رهبری آمریکا که پشتیبان اصلی اسرائیل بوده و حیات این جرثومه را تضمین کرده و آن را به سرنوشت خود پیوند زده و رژیم صهیونیستی و حفظ موجودیت آن را در را‡س برنامه‌های خود قرار داده و از هیچ کمکی به آن دریغ نمی‌کند. در این موضوع هیچ فرقی بین جمهوری‌خواه و دموکرات وجود ندارد. این برنامه استراتژیک و اعلام شده دولت آمریکا در حمایت کامل از رژیم اشغالگر قدس است.‌از دیدگاه واشنگتن، در اسرائیل دولت دموکراتی حاکم است که برای حمایت از حیات عادی مردم خود در برابر اقدامات - بزعم آنان - تروریستی حماس و طرفدارانش وارد عمل شده و با محاصره طولانی مدت غزه قصد دارد اراده رهبران و ملت فلسطین که از دولت منتخب خود دفاع می‌کنند، خرد و آنان را تنبیه نماید.
کشورهای عربی - اسلامی که با سکوت مرگبار خود در برابر این وضعیت اسفناک نظاره‌گر بی‌تفاوت قتل‌عام خاموش ملت فلسطین‌اند. کشورهایی که اُمرای آنان برای حفظ تاج و تخت، ننگ و خواری تبعیت بی‌چون و چرا از آمریکا را در پیش گرفته و جرات اعتراض به اسرائیل در این فاجعه را ندارند. همانانی که در جنگ ظالمانه و تجاوزکارانه صدام حسین علیه انقلاب اسلامی، خون رگهای گردنشان در حمایت از "عروبت" و یک رژیم عربی در مقابل ایرانِ فارس، به جوش آمده و همه امکانات خود را در اختیار دیکتاتور عراق گذاشته بودند، اکنون حتی از شنیدن اخبار مرگبار غزه و یا نگاه به تصاویر تلویزیونها و بنگاههای خبری که تحولات این باریکه کوچک و زندان بزرگ را پوشش می‌دهند، پرهیز می‌کنند تا مبادا چشمان اشکبار و شکم‌های گرسنه کودکان فلسطینی عیش شاهانه آنان را منغص نکند.
و یا سازمان ملل متحد که هیچ خاصیتی جز صدور بیانیه‌ها و قطعنامه‌های بی‌خاصیت ندارد و در این فاجعه انسانی "سکوت" اختیار کرده و آقای بان‌کی‌مون دبیرکل آن، حتی زحمت پاسخ دادن به استغاثه کودکان نوار غزه که به او نامه نوشته و خواسته‌اند با سفر به این منطقه از زندگی اسفناک آنان اطلاع حاصل نماید، به خود نداده است و این درحالی است که خانم "کارن ابوزید" کمیسیونر کل آژانس کار و امداد سازمان ملل در امور آوارگان فلسطینی اخیراً در مصاحبه با اشپیگل گفته است: "ما همیشه گفته‌ایم و می‌گوییم که وضعیت این منطقه - غزه - وحشتناک و وخیم است، اما شرایط کنونی بسیار مصیبت‌بار است... ما هیچ ذخیره‌ای نداریم... تمام نانوایی‌های غزه بسته هستند... آب هم قطع است... ما احساس استیصال و درماندگی می‌کنیم".
به راستی کشورهای عربی و اسلامی را چه می‌شود که اینگونه در مقابل قلدری و عربده‌کشی اسرائیل و قتل‌عام خاموش یک ملت اینچنین خاموش و درمانده شده‌اند. اگر بر همه آنان عذری باشد - که نیست - حکومت مصر چه عذری در بستن تنها دریچه تنفس مردم غزه دارد؟ همه تلاش‌های رژیم قداره‌بند اسرائیل در تحمیل محاصره به یک و نیم میلیون مردم غزه در صورت اراده قاهره نقش بر آب خواهد شد. رژیم قاهره چه توجیهی در بستن گذرگاه رفح به روی کمکهای مردم خود و سیل کمکهای مسلمانان و سازمانهای خیرخواه دارد؟ اگر دولت آقای مبارک با حماس مشکل دارد، آیا این امر می‌تواند توجیه همراهی با رژیم صهیونیستی در تحمیل مرگ تدریجی به کودکان و زنان غزه باشد.‌
نقش مصر در رویدادهای اخیر نوار غزه بسیار مهم و حیاتی است. در خوشبینانه‌ترین حالت قاهره صرفاً به دلایل سیاسی و با هدف شکست حماس در مقابل دولت خودگردان – به رهبری محمود عباس- فشارهای خود را به اسماعیل هنیه و دولت او که کنترل نوار غزه را در اختیار دارند، از طریق همراهی با اسرائیل در تکمیل محاصره غزه، تشدید کرده است تا از این رهگذر مردم را نسبت به دولت منتخب حماس بدبین نموده و راه را برای پیروزی طرفداران محمود عباس در انتخابات آتی هموار نمایند.‌
و اگر این تحلیل خوشبینانه مقرون به صحت باشد باید پذیرفت که قاهره در میان کشورهای عربی و اسلامی سازشکار، نقشی بسیار غیرانسانی برای انتقام‌گیری از جریان مقاومت بازی می‌کند. نقشی که ملت مصر از آن غافل نبوده و دولت مبارک باید پاسخگوی آن باشد.
هفته گذشته وزارت امور خارجه این کشور با احضار نماینده سیاسی کشورمان در قاهره، اعتراض شدید خود نسبت به سیاستهای تبلیغی ایران را به وی اعلام کرد و متعاقب آن نیز نماینده سیاسی خود را از تهران به قاهره فراخواند. این حرکت مصر نوعی فرافکنی اعتراضاتی است که در هفته‌های اخیر نه تنها از سوی ایران بلکه همه مسلمانان در کشورهای اسلامی متوجه رژیم قاهره شده و آنان به جدِ از مصر می‌خواهند که با باز گذاشتن گذرگاه رفح از رنج و آلام مردم غزه بکاهد، اقدامی که مصر حاضر به پذیرش آن نیست و تنها هرازچندگاهی تحت فشارهای افکار عمومی با باز کردن موقت این گذرگاه حیاتی، سعی در کاهش فشارها بر خود را دارد.
فلسطین 60 سال است که رنج و حرمان گرسنگی و آوارگی را تحمل می‌کند. رهبران فلسطین همه راه‌ها را برای نجات و آزادی این سرزمین مقدس پیموده‌اند و اگر رهبران عربی چشم بصیرت خود را باز کنند به روشنی خواهند دید که این بار این ملت فلسطین است که خود به پا خاسته و عزم جزم کرده است که خود کمر همت به آزادی این سرزمین مقدس ببندد.‌
حماس و جهاد اسلامی ققنوس این ملت هستند که از زیر خاکستر 60 سال شکست و خفت اعراب سر زده‌اند و اگر رژیم‌های عربی و از جمله مصر بر این خیالند که با شکست حماس، راه سازش با اسرائیل را هموار خواهند کرد، باید بدانند که سخت در اشتباهند.
فلسطین راه خود را یافته است و مرگ کودکان غزه آنان را در راهی که انتخاب کرده‌اند استوارتر خواهد کرد. فروپاشی اسطوره شکست‌ناپذیری ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه گواه روشنی بر پیروزی راهی است که حماس و جهاد اسلامی برگزیده‌اند.